راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

اولین هواپیمای خریداری شده ایران

اولین هواپیمای خریداری شده ایران

عکس نایاب از یک فروند هواپیمای "یونکرس-ای ۱۳"، نخستین هواپیمایی که ایران خریداری کرد در مکانی نامعلوم را مشاهده مي کنيد.

این هواپیما در سال ۱۳۰۱ شمسی از نمایندگی شرکت یونکرس آلمان در تهران برای ارتش خریداری شد تا از آن به عنوان هواپیمای ارتباطی و ترابری نظامی بهره برداری شود. گفتنی است شرکت یونکرس ۴ سال بعد اولین و نخستین شرکت هواپیمایی در ایران را دایر کرد و با ۶ هواپیمای یک موتوره و یک هواپیمای سه موتوره پرواز‌هایی بین شهر‌های مختلف ایران برقرار کرد. پرواز‌های این شرکت در مسیر قصرشیرین به بغداد، زاهدان به دهلی، مشهد به کابل، بندر انزلی به باکو، بندر بوشهر به کراچی و بمبی، خرمشهربه بصره و تبریز به تفلیس بر قرار بود. این شرکت تا سال ۱۳۱۲ در ایران فعالیت می‌کرد.

عکس از اولین هواپیمای خریداری شده تاریخ ایران

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

معین‌التجار، بازمانده‌ای از شهر قدیم اهواز

معین‌التجار، بازمانده‌ای از شهر قدیم اهواز

سرای معین‌التجار، از جمله آثار تاریخی شاخص موجود در اهواز محسوب می‌شود که مربوط به دوره قاجاريه زمان پادشاه ناصرالدين‌شاه بوده و يكی از يادگارهای بازمانده از شهر قديم اهواز است. این بنا توسط حاج محمدتقی معین‌التجار بوشهری و با همکاری محمدحسن‌خان سعدالدوله در ساحل رودخانه کارون ساخته شده است. پس از اعطای امتياز كشتی‌رانی در رودخانه كارون به دولت انگليس (سال ۱۲۶۶ ش)، حاج محمدتقی معین‌ بوشهری معروف به معين‌التجار نیز يكی از تجار ايرانی بود که از اين امتياز برخوردار و در ابتدای تأسيس بندر ناصری وارد شهر اهواز شد. سرای معین‌التجار دارای یک راسته بازار بوده که این مجموعه در قدیم تا پشت بیمارستان جندی‌شاپور (امام خمینی (ره) کنونی) وسعت داشت و مکانی تجاری به حساب می‌آمد تا این که در سال ۱۳۱۳ با ساختن پل، بازار نصف شد و رونق اصلی بازار و دادوستد نیز در قسمت سرا همچنان ادامه داشت. بنای معین‌التجار در خیابان ۲۴ متری، خیابان کاوه غربی، نبش اول واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ آبان‌ماه ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۵۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

جاذبه دیدنی تنگ تکاب بهبهان

جاذبه دیدنی تنگ تکاب بهبهان

تنگ تکاب یکی از مناطق گردشگری شهرستان بهبهان که دارای مناظر طبیعی و تاریخی مختلف می‌باشد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز خوزستان ، شهرستان بهبهان به عنوان یکی از مناطق مذهبی، تاریخی، گردشگری و طبیعی مطرح است و مقصد گردشگران زیادی از خوزستان و سایر شهر‌های کشور است.

از جمله مناطق گردشگری این شهرستان می‌توان به محوطه تاریخی ارجان، بنای تاریخی خیرآباد، خانه تاریخی نجف خان، خانه محسنی، نرگس زار‌ها می‌توان اشاره کرد.

اما یکی از مناطق دیدنی و طبیعی این شهرستان تنگ تکاب می‌باشد که در اطراف آن کوه‌های بدیل و خائیز قرار دارد و از میان آن رودخانه زیبای مارون جریان دارد.

مسیر تنگ تکاب بهبهان حدود پنج کیلومتر است و علاوه برداشتن مناظر طبیعی چشم نواز آثار تاریخی از جمله دو کتبیه باستانی به خط نستعلیق، سه سنگ نبشته و یک قلعه که در بالای کوه سنگلاخی در مرتفع‌ترین نقطه این تنگه قرار دارد، وجود دارد.

وجود چشمه‌های بالتگستان و بدیل به همراه پوشش گیاهی و جانوری متنوع از دیگر مناظر زیبای تنگه تکاب بهبهان است.

بنا بر برخی روایت های تاریخی ، تنگ تکاب محل مقاومت و ایستادگی آریوبرزن سردار بزرگ ایرانی در برابر اسکندر مقدونی می باشد .

تنگ تکاب بهبهان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بریم و بوارده

بریم و بوارده

با توجه به مسأله‌ی هویت و اصالت در هر شهر که موجب تمایز مکانی از مکان دیگر، ایجاد حس تعلق خاطر در ساکنین بافت‌های تاریخی و افزایش حس مشارکت آن ها در توسعه‌ی شهری می‌باشد، بافت‌های تاریخی و ارزشمند به‌عنوان بخش مهمی از هویت شهری محسوب می‌شوند

منظور از «بافت شهری» سنتزی است از تمام اجزای كالبدی يک كل ارگانيک، كه در سطوح وضوح متمايز بافت شهری قابل مشاهده است. در كلی‌ترين سطح، بافت را می‌توان سازمان خيابان‌ها و بلوک ها توصيف كرد و به طور خلاصه می‌توان بافت شهری را حالات مختلف همجواری و فضاهای پر و خالی در تركيبات مختلف و همچنين نحوه‌ی قطعه‌بندی اراضی مشخص دانست.
بافت (texture) هر شهر كميتی پويا و در حال تغيير است كه وضع كالبدي شهر و چگونگی شكل‌گيری آن را در طول زمان نمايان می‌سازد. بافت هر شهر دانه‌ بندی فضای كالبدی شهر يعنی فضاهای پر و خالی و مقدار آنها را نسبت به يكديگر و چگونگی رابطه و حد نزديكی بين آن ها را مشخص می‌كند و شبكه ارتباطات و نحوه‌ی دسترسی و خصوصيات كلی راه‌ها و كوچه‌ها را آشكار می‌نمايد. به عبارت ديگر بافت شهر به هم تنيده شدن و نحوه استقرار ساختمان ها و تركيب آن ها با يكديگر در ارتباط با شبكه‌ی راه‌ها براساس شرايط محيطی است. (وزارت مسكن وشهرسازی)
بافت هاي شهري كه در زمان های گذشته در هر شهر ايجاد شده‌اند نماينده تاريخ، هويت و اصالت معماری و شهرسازی شهرها هستند که روند تغییرات مورفولوژی شهر را نمایان می‌سازند، لذا شناسائی و تلاش برای حفظ و نگهداری آن ها توام با برنامه‌ريزی برای ساماندهی این بافت‌های ارزشمند باید يكی از محوری‌ترين موارد در طرح‌ها و سیاست‌های توسعه‌ی شهری باشد.

بافت تاریخی هر شهر به‌ عنوان هویت و اصالت معماری و شهرسازی و بخشی از فرهنگ آن شهر محسوب می‌شود که باید در طرح‌های توسعه‌ی شهری به آن توجه ویژه شود و با ارائه‌ی راه‌کارها و استراتژی‌های لازم این بافت‌ها را حفظ کرده و به آیندگان انتقال داد.
حفاظت از آثار گذشتگان که به عنوان متاعی ارزشمند نزد ما به امانت گذاشته شده؛ نه به‌ عنوان پدیده‌های نمادین بلکه بدلیل شناخت سیر تحول و تکامل زندگی، تاریخ شهرسازی و معماری اهمیت و ضرورت دارد.
با توجه به مسأله‌ی هویت و اصالت در هر شهر که موجب تمایز مکانی از مکان دیگر، ایجاد حس تعلق خاطر در ساکنین بافت‌های تاریخی و افزایش حس مشارکت آن ها در توسعه‌ی شهری می‌باشد، بافت‌های تاریخی و ارزشمند به‌عنوان بخش مهمی از هویت شهری محسوب می‌شوند. بنابراین هریک از دانه‌های تاریخی موجود در بافت‌های شهری و همچنین تمامی بافت‌های تاریخی و ارزشمند باقی مانده، به‌عنوان عناصر هویت‌ بخش شهر شناخته می شوند که با وجود ویژگی‌های خاص و منحصر به‌ فرد خود از دیگر بخش‌ها متمایز شده که نه‌ تنها از بعد فرهنگی بلکه در ابعاد اجتماعی و اقتصادی نیز می‌توانند نقش مهمی ایفا نمایند.

مفهوم بافت تاریخی – فرهنگی بر اساس نظریه شورای عالی شهرسازی و معماری: به بخش یا بخش­هایی از شهر اطلاق می­ شوند که منعکس‌کننده­ ارزش­های تاریخی – فرهنگی شهر بوده و شکل آن ها، حاصل تعامل مکان (جغرافیا و بوم)، زمان (تاریخ) و باور (سنتها و اعتقادات) در رابطه با انسان در یک پهنه‌ی زیستی در طول تاریخ می‌باشد.‌ این محدوده‌ها که به‌لحاظ ویژگی­های شکلی، ساختاری و ارزش‌های تاریخی – فرهنگی از سایر پهنه­‌های شهری متمایز، قابل‌تشخیص و مستلزم شناسایی بوده، توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تعیین می­‌شوند. محدوده‌­های تاریخی – فرهنگی، به منزله‌ی بخشی جدایی­‌ناپذیر از پیکره و استخوان‌بندی شهر امروزند؛ لذا پرداختن به موضوع حفاظت و احیاء این پهنه­‌های ارزشمند، باید با رویکردی جامع‌نگر در مقیاس شهر و سرزمین پیرامونی مورد توجه قرار گیرد.

براساس مصوبه مورخ ۹۴.۷.۲۷ شوراي‌عالي شهرسازي و معماري ايران؛ فرایند حفاظت و احیاء محدوده­‌های تاریخی–فرهنگی، بعنوان موضوعی چند وجهی و فرابخشی، نیازمند مشارکت و حضور تمامی دستگاه‌ها و کنشگران مرتبط و موثر، متشکل از دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط، نمایندگان سازمان‌های مردم نهاد و دانشگاهیان می‌باشد.

رشد روزافزون فرهنگی و اجتماعی شهرها موجب ایجاد نوعی احساس نیاز به خاطرات و تعلق خاطر آنها به گذشته ی تاریخی و اصالت خود شده است که از طریق حفظ نشانه ها و عناصر ارزشمند موجود در شهر چه از نظر معنوی و چه از نظر کالبدی و فیزیکی می توان به این احساس نیاز پاسخ گفت.
بر این اساس برای جلوگیری از تخریب و از بین رفتن بافت‌ها و تکدانه‌های تاریخی و ارزشمند موجود در آن ها و همچنین کمک به حفاظت و تاب‌آوری آنها، در مرحله ی اول مستندنگاری و در مرحله ی بعد ثبت این بافتهای ارزشمند امری ضروری تلقی می‌شود.
در حال حاضر در آبادان فقط دو بافت محلات بریم و بوارده بصورت یک دست با حفظ خط آسمان اولیه باقی مانده و تاکنون از طرف پالایشگاه به ساکنین واگذار نشده‌اند، لذا با ثبت این بافتها در فهرست آثار ملی می‌توان بخشی از معماری بومی منطقه را از گزند تخریب و بلندمرتبه سازی دور نگه داشت. بافت بوارده شمال دو بخش شمالی و جنوبی می باشد که از این دو محله تعداد یازده عدد از خانه‌های موجود در بافت در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند. بافت بریم نیز شامل دو بخش شمالی و جنوبی می باشد که بخش جنوبی به نخلستان بریم معروف بوده و بخش زیادی از آن بصورت محله‌ای در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده که جز معدود محلات ثبتی در خوزستان به شمار می‌رود و شامل تک دانه‌هایی ارزشمند با کاربریهای مختلفی اعم از: مسکونی، تأسیسات و تجهیزات شهری، فرهنگی، ورزشی، پذیرایی، اداری و … بوده که در حال حاضر اکثرا بعد از جنگ ایران و عراق، بصورت متروکه باقی مانده‌اند. این بخش از بافت بریم در صورت مرمت و احیا می تواند بخش مهمی از گردشگری منطقه را شامل شده و تاثیر بسزایی درجذب گردشگر داشته باشد.
. در بافت بریم تعداد ۵۷ خانه در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
متاسفانه بخش‌های زیادی از بافتهای شرکتی در اثر عدم برنامه ریزی و سیاست گذاری نادرست و غیراصولی، طی سالهای گذشته به ساکنین واگذار شده و بخشهای اعظمی‌ از این بافتها با ساخت و سازهای مغایر با اصول حفاظت و مرمت دستخوش تغییرات جبران ناپذیری شده اند.
بافت تاریخی یک شهر یا به عبارتی موجودیت کالبدی بافت به مثابه‌ی ظرفی می‌باشد که مردم به همراه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی یا به عبارتی موجودیت مدنی مظروف آن را تشکیل می‌دهند. تا زمانی که رابطه‌ای منطقی فی‌ مابین ظرف و مظروف برقرار نشود امکان حفاظت از کالبد فراهم نخواهد شد. مشارکت مردمی و توانمندسازی ساکنان بافت و سازمان‌های مرتبط، از نظر فرهنگ حفاظت و چرایی نگهداری این بافت‌ها بخش مهمی از این ارتباط را مهیا می‌سازد. توجه به نیازها و به روزرسانی بافتهای تاریخی و ارزشمند نیز یکی از راه‌کارهای مفید در راستای ارتباط موجودیت کالبدی و موجودیت مدنی (جریان حیات نهفته در کالبد) می‌باشد. روندی که کشورهای توسعه یافته همواره بعنوان سرلوحه‌ی پلان‌های حفاظتی خود قرار داده‌اند.
اگر در بافت تاریخی موجودیت کالبدی و مدنی به تعادل نرسند، پدیده‌ی ناگوار فرسودگی اجتماعی که نشانه‌ی بارز آن عدم تعلق خاطر است، رُخ می‌دهد.
کشور های ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، هلند و پرتغال را می‌توان از جمله کشورهای اروپایی دانست که در راستای حفاظت و احیای بافت‌های تاریخی گام‌های ارزشمندی برداشته‌اند.
هر یک از این کشورها در شهرهای مختلف شان با توجه به فرهنگ و پیشنه‌ی گوناگون خود، مرمت و بهسازی شهری متفاوتی را رقم زده‌اند؛ از موارد مهمی که در حفاظت، مرمت و احیاء بافت‌های تاریخی مورد توجه قرار داده‌اند، تلفیق و ایجاد یک هم‌جواری منطقی بین بافت‌های قدیمی و جدید، بدون ایجاد کمترین مشکل می‌باشد که همواره این مسئله در احیاء و معاصرسازی بافت های تاریخی از پیچیده‌ترین موارد بوده است.
در کشورهای توسعه یافته بافتهای تاریخی، جذابترین و پرطرفدارترین جاذبه‌ی گردشگری تاریخی و فرهنگی هستند که به عنوان سرمایه‌ای ارزشمند و بلقوه در حوزه‌ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی محسوب می‌شوند، درحالی که در ایران و آبادان بدلیل کم توجهی این بافت‌ها و تکدانه‌های ارزشمند درون آن ها، در حال ویرانی بوده و کم کم ارزشهای فرهنگی و خاطرات نهفته در آنها در حال فراموشی می باشند.
درصورتی که دو بافت تاریخی و ارزشمند بریم و بوارده که بخشی از ثروتهای فرهنگی منطقه می باشند، ثبت نشوند و راهکارهای حفاظت و احیا برای آنها لحاظ نشود، احتمال واگذاری آنها به ساکنین مانند سایر بافتهای شرکتی آبادان اعم از کوی کارگر(بهمنشیر)، فرح‌آباد، پیروزآباد، هلال بریم و کوی دریا، وجود دارد که در آن حالت، دستخوش تغییرات جبران ناپذیری در موجودیت کالبدی خواهند شد.

دیروز تاریخ است، فردا راز است، امروز یک هدیه است.((دالایی لاما))
بیایید داشته‌های دیروز را، امروز حفاظت و نگهداری کنیم تا فردا همچون هدیه‌ای ارزشمند به آیندگان تقدیم کنیم…


نجلا درخشانی؛ کارشناسی ارشد مرمت و احیا بناها و بافت‌های تاریخی

نویسنده : نجلا درخشانی |/شط پرس

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پل سیاه اهواز / پل پیروزی در مسیر تاریخ + گزارش تصویری

پل سیاه اهواز / پل پیروزی در مسیر تاریخ + گزارش تصویری

در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و همزمان با احداث راه‌آهن سراسری ایران، اولین پل شهر اهواز که بعدها بدلیل رنگ سیاه بدنه و پایه‌های آن به پل سیاه شهرت یافت، به طول ۱۰۵۰ متر و عرض ۶ متر، تقریباً درست در محل احداث پل تاریخی اهواز (که دارای قدمت ساسانی بوده و به پل شادووان معروف بود)، بر روی رودخانه کارون ساخته شد. تا خط آهن بندر امام خمینی، در جنوب استان خوزستان و در ساحل خلیج فارس، را به راه‌آهن سراسری خرمشهر ـ تهرانـ شمال وصل نماید قدمت این پل به پهلوی اول بر می‌گردد.

پل سیاه از نوع فلزی با فونداسیون‌های بتنی بر روی بستر سنگی کف رودخانه کارون بنا شده‌است و با طول ۱۰۵۰ متر و عرض حدودی ۶ متر دارای ۵۲ پایه‌است.

در سطح پل دو خط رفت و برگشت برای عبور قطار وجود دارد و در طرفین آن پیاده‌روهایی به عرض حدوداً یک متری قرار گرفته‌است. این پل متعلق به اداره کل راه آهن جنوب است و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان مسیر حمل آذوقه، نیرو ومهمات ارتش روس مورد استفاده قرار می‌گرفت و به دلیل تاثیر زیادی که در پیروزی متفقین داشت به آن «لقب پل پیروزی» داده شد.

این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۵۹۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بمباران پل سیاه اهوازپل سیاه اهواز لکوموتیوبخار و واگن های چوبیپل سياه

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

عکاسخانه ی ژرژ یونانی، اولین عکاسی مدرن در آبادان

عکاسخانه ی ژرژ یونانی، اولین عکاسی مدرن در آبادان


احیاء بناهای تاریخی و ارزشمند با همیاری بخش خصوصی در راستای اهداف گردشگری، میتواند جانی تازه به کالبد بی رمق ثروتهای فرهنگی بجای مانده از گذشتگانمان دهد که برایند آن اقتصادی پویا و اشتغالی پایدار خواهد بود.
که عکاس آن شخصی به نام میسالیدیس یونانی تبار بوده است. وی بهمره خانواده اش بخاطر جنگ جهانی دوم به آبادان مهاجرت کرده و به عکاسی مشغول شده است.
این عکاس‌خانه‌ در محله ی امیری آبادان که یکی از محلات قدیمی محسوب می‌شود، قرار گرفته است. این بنا که مربوط به دوره پهلوی می‌باشد، در دو طبقه و بصورت حیاط مرکزی با حوض و باغچه‌ای در وسط آن ساخته شده است. در ضلع غربی ساختمان در داخل و خارج بالکن‌هایی جهت ایجاد ارتباط بصری بیشتر با فضای خارجی ساختمان قرار احداث شده است.
ورودی خانه با الهام از المان هشتی در خانه‌های سنتی و ایجاد حریم و عدم دید مستقیم به درون خانه بصورت مدور ساخته شده است که پله‌های دسترسی طبقه ی اول نیز بصورت بسیار هنرمندانه در این فضا جانمایی شده‌اند. ورودی‌های دورتادور حیاط دارای قوس‌ها و تزیینات آجری زیبایی شامل گل انداز، حصیری و آبشاری هستند که با کمک عقب و جلو نشاندن آجرها و یا تغییر زاویه آنها ایجاد شده‌اند. پوشش سقف‌های خانه در طبقه هم‌کف از تیرهای چوبی (چندل)، حصیر و کاهگل و در طبقه ی نخست از تاق ضربی با تیر‌آهن تشکیل شده است.
ویژگی‌های معماری عکاس‌خانه ژرژیونانی:
▪️ وجود حیاط مرکزی همراه با فضاهای جنب آن و یک باغجه و حوض آب در وسط حیاط (درونگرا بودن)
▪️ارتباط بصری مستقیم با فضای بیرون از طریق بازشو و بالکن و ایوان
▪️ایجاد بازشوها و روزن‌های دوتایی (یکی در بالای دیگری) در جهت وزش باد جهت ایجاد کوران هوا (مطابق با اقلیم منطقه)
▪️استفاده از کرکری‌های چوبی در پنجره‌ها که مخصوص جنوب ایران می‌باشد جهت استفاده از باد مطبوع
▪️سبک بودن پوشش طبقه همکف و استفاده از تیر چوبی، حصیر و کاهگل (مصالح بوم آورد)

این بنای ارزشمند در صورت مرمت و احیاء میتواند به یک موزه ی عکاسی، رستوران سنتی، کافه و گالری هنری، یا یک هتل سنتی تبدیل شده و در محور گردشگری فرهنگی تاریخی منطقه ی آزاد اروند قرار بگیرد. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
. ✏️ نجلادرخشانی؛ کارشناسی ارشد مرمت و احیا بناها و بافتهای تاریخی


تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مسجد رانگونی ها؛ نماد معماري هندي در شهر آبادان

مسجد رانگونی ها؛ نماد معماري هندي در شهر آبادان

مسجد "رانگوني ها" يا رَنگوني ها با معماري خاص خود، يكي از جاذبه هاي آبادان است كه مانند بسياري ديگر از پديده هاي اين شهر، تاريخچه آن با پيدايش صنعت نفت پيوند خورده است. اين مسجد نام خود را از شهر "رانگون" در كشور برمه يا ميانمار گرفته است. در واقع رانگون در حدود پنجاه سال قبل، پايتخت برمه بود، هر چند در حال حاضر نيز كه پايتخت به شهر«نای پیداو» انتقال يافته، رانگون همچنان يكي از پرجمعيت ترين و مهم ترين شهرهاي ميانمار محسوب مي شود.

اما رانگوني ها در آبادان چه مي كردند؟ پاسخ اين سوال را بايد در حضور مشترك انگليسي ها در صنعت نفت ايران و برمه جستجو كرد. به عبارتي انگليسي ها پيش از آن كه به مسجد سليمان بيايند قراردادهايي را براي اكتشاف نفت با دولت برمه به امضا رسانده و فعاليت هايي را نيز در اين كشور انجام داده بودند.

با اكتشاف نفت در مسجد سليمان، انگليسي ها به اين فكر افتادند كه از تجارب برمه اي ها در اين زمينه استفاده كنند و از اين رو تعداد زیادی از کارگران و مهندسان برمه اي را با خود آوردند که در استخراج نفت و ساخت پالایشگاه بتوانند از تجربه آن بهره ببرند. جالب اين كه كشور برمه در جنوب شرقي آسيا به لحاظ آب و هوايي نيز مشابهت هايي با شهرهاي آبادان و مسجد سليمان داشت و حتي گفته مي شود پالايشگاه آبادان نيز بر اساس الگوي پالايشگاه رانگون ساخته شد.

به اين ترتيب برمه اي ها هم به جمع ساير اقوامي همچون هندي ها و پاكستاني هايي پيوستند كه با ظهور صنعت نفت در شهرهاي استان خوزستان، به همراه انگليسي ها به اين منطقه مهاجرت كردند. البته رانگونی ها پیش از آنکه به آبادان بيايند، در مسجدسلیمان سرگرم کار و فعالیت در تاسیسات نفتی آن شهر شدند.

به هر صورت پس از آنکه نفت در مسجد سلیمان فوران کرد و انگلیسی ها کمیت و کیفیت آن را از نزدیک دیدند، به این فکر افتادند که در اسرع وقت پالایشگاهی برای پالایش و صدور فرآورده هاي نفتي تاسيس كند. از این رو مدل پالایشگاه برمه از سوی مهندسان انگليسي پیشنهاد شد و مکان آن را هم شهر آبادان در نظر گرفتند كه مكاني در كنار رود كارون بود و امكان تاسيس اسكله براي صادرات نفت در آن وجود داشت.

به هر صورت مهاجرت برای هر قومی در ابتدا و شاید برای مدت زیادی، توام با نگرانی و اضطراب است. رانگونی ها نیز از این قاعده، مستثنا نبودند. آنان پس از رسیدن به آبادان تصمیم گرفتند برای خود نمازخانه ای داشته باشند، چرا كه رانگونی ها غالبا مسلمان و از اهل سنت بودند. براي اين منظور زميني نيز از سوي شركت نفت دراختيار آنها گذاشته شد. البته ناگفته نماند كه در ميان رانگوني ها بودایی و هندو نیز دیده می شد.

به اين ترتيب مسجد رانگونی ها (يا رَنگوني ها در گويش آيادان) در ابتدا توسط معماران هندی در سال 1291 پایه ریزی شد و از همين رو معماري آن به سبك شبه قاره هند است با گچبری هایی زیبا و برجسته و آرایه هایی سیمانی و منحصر بفرد كه بر زيبايي آن مي افزايد. مسجد همچنين دارای شبستان، حیاط اصلی و مأذنه است و در پیشانی بنا نقشینه ای با عبارت "بسم الله الرحمن الرحیم" به چشم مي خورد. کار ساختن اين مسجد تا 1299 به مدت تقریبا هفت سال ادامه داشت. البته شكل اوليه مسجد در طول زمان تغييراتي كرده، ولی مساحتش همانی بود که هست. ظاهرا مقدار قابل توجهی از هزینه آن را شرکت نفت پرداخت نموده بود.

کلا هرگونه عبادتگاه، حاوی عناصر بومی همچنین عناصر آرامش بخش است. صرف نظراز مسایل اعتقادی مشترک، چون موجب همبستگی و گردهمایی پیروان خود می شود و این در مجموع وضعیتی مطلوب ایجاد می کند. گفته مي شود حتی مسلمانان افغان، هندی، نپالی و حتی پاکستانی، بنگلادشي، کشمیری و بنگالی به این نمازخانه یا مسجد، رفت و آمد می کردند.

البته آنها این مکان را به نام مسجد رانگویی ها، نمی شناختند بلکه تحت یک نام کلی از آن به نام «ماندِر» یاد می کردند. ماندِر کلا به معنای عبادتگاه است. اما اهالي بومي آبادان اين مسجد را به نام رانگوني مي شناختند. هر چند پس از مدتي با كاهش تعداد برمه اي ها، بيشتر هندي ها از اين مسجد استفاده مي كردند، اما نام رانگوني ها همچنان به قوت خود باقي ماند.

اهالی رانگون که اکثریت قریب به اتفاقشان از اهل تسنن بودند در زمان کوتاهی با مردم بومی آبادان هماهنگ شدند و به عنوان همکار، بنای بزرگترین پالایشگاه را بردوش گرفتند پالایشگاهی که در زمان جنگ جهاني دوم با ظرفيت صدها هزار بشكه در روز، نقش مهمي در تامين سوخت و پيروزي متفقين ايفا كرد.

به هر حال اهالی برمه یا میانمار، تامدت ها مسولیت هايي را در بخش هاي فنی پالایشگاه برعهده داشتند تا زمانی که مهندسین ایرانی به تدریج و طبعا به کندی جای آنان را گرفتند. اگر می گوییم به کندی، از آن نظر است که خود انگلیسی ها، تمایل چندانی به پبشرفت کارشناسان ایرانی نداشتند كه دلیل آن هم روشن است.

با تحولاتي كه از سال 1357 در صنعت نفت ايران رخ داد يعني شروع اعتصابات و سپس بيرون رفتن خارجي ها از صنعت نفت، بسياري از شاغلان در صنعت نفت كه از كشورهايي مانند برمه و هند بودند، آبادان را به مقصد كشورشان ترك كردند و نهايتا اين مسجد به محل متروكه اي تبديل شد، ضمن اين كه بناي اين مسجد نيز در سال هاي جنگ تحميلي آسيب هايي را متحمل گرديد.

در ساليان اخير سازمان میراث فرهنگی این مسجد را به قصد مرمت و ترمیمم در اختیار گرفت و این بنای تاریخی در تاریخ ۹ فروردین ماه ۱۳۷۸ به شماره ۲۲۸۹ به عنوان یکی از آثار ملی در فهرست آثار تاریخی کشور به ثبت رسید. در بازسازی هاي انجام گرفته، آسیب های ناشی از جنگ، از آن سترده شده و نمای بیرونی آن به شکل مطلوبی مورد ترمیم قرار گرفته است. در حال حاضر مسجد رانگونی ها جزیی از میراث فرهنگی شهر آبادان است.

قابل ذكر است كه هر چند اكثر جمعيت رانگوني ها ديگر در آبادان نيستند، اما تعدادی از آنها بواسطه ازدواج با همسران ایرانی يا دلايل ديگر در اين شهر ساکن شده اند. آنان بی شک، از تاریخ و ماجراهای ساخت این عبادتگاه خاطرات ارزشمندی دارند... ولی همان طور که گفته شد این مسجد، چیزی فراتر از یک نمازخانه بود. یک آدرس «سر راست» برای تمامی هندی ها و برمه ای ها و تمام کشورهای هندی زبان! یک محل تجمع رسمی برای بیشتر تصمیم گیری های موجود درمیان هندی ها و همه همشهریان دور و نزدیک. یک محل الفت برای همه مسلمانانی که از کشوری دور، برای خود، ملجایی شایسته اتکا و مکانی قابل اعتماد یافته بودند.

احمد کعبی فلاحیه

http://www.petromuseum.ir/

مسجد رنگونی ها آبادانمسجد رنگونی ها آبادان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

"درخزینه- مسجد سلیمان"؛ نخستین راه آهن بین شهری ایران

"درخزینه- مسجد سلیمان"؛ نخستین راه آهن بین شهری ایران

زمانی که در خرداد ماه 1287 خورشیدی (می 1908 میلادی) زمین میدان نفتون با فوران نفت و گاز به ضربات مته حفاری "رینولدز" پاسخ داد، حفاري در چاه نفت شماره یک مسجد سليمان به پايان رسيد، و نفت به چرخه تولید وارد شد. این در حالی بود که تا یک ماه قبل از آن دارسی و شرکایش در نامه ای به رینولدز از او خواسته بودند ادامه کار دست بکشد.
اما ميدان نفتي کشف شده به عنوان يكي از بزرگترين ميادين نفتي برای بهره برداري به سرمایه هنگفتی نیاز داشت و بخشی از این سرمایه با تاسیس شركت نفت انگليس و ايران (Anglo Persian Oil Company) در سال ۱۹۰۹ مرتفع گردید. این شرکت در صدد بر آمد برای تامین نیازهای خود از جمله نيروی انسانی، خدمات و تجهیزات، مسیری را احداث نماید.

اغلب تجهیزات مورد نیاز نفت که از بریتانیا می آمد، از خرمشهر با كشتي هاي بخار (River Steamer) كه به آنها مَركب هم مي گفتند، به اهواز منتقل می شد. انگلیسی ها برای انتقال این تجهیزات به مسجد سلیمان، مسیر "درخزینه" و شاخه آبي گُرگُر را در رود کارون، انتخاب کردند. (درخزینه در حاشیه کارون و بین اهواز و شوشتر قرار دارد). از این رو، تجهيزات در بارانداز درخزينه، بوسيله دو جرثقيل بزرگ و كوچك که با بخار کار می کردند از لنج ها پياده شده و به وسیله گاري و حيوانات باركش با عبور از مناطق سخت و دشوار کوهستانی و رودخانه ها تا مسجد سليمان حمل مي شدند.

حمل تجهیزات سنگین با حجم زیاد و آن هم با عبور از راه های ناهموار و پر پیچ و خم و تپه ماهوره ها و عبور از رودخانه با دشواری بسیار انجام می پذیرفت و مستلزم زمان زیاد بود. ضمن این که در بین راه هم بعضا تلفات مالی و جانی رخ می داد. از این رو شرکت نفت انگلیس و ایران بر آن شد راهی ایجاد نماید تا این تجهیزات راحت تر و در زمان کمتر به مقصد حمل گردند به همین سبب به فکر احداث خط آهنی بین درخزینه تا میدان نفتون ( مسجدسلیمان ) افتاد.

بنابر این در سال 1300 خورشیدی (۱۹۲1میلادی) شرکت نفت ایران و انگلیس، عملیات احداث خط آهنی را از منطقه درخزینه تا مسجدسلیمان شروع و در سال1302 خورشیدی (1923 میلادی) تکمیل کرد.
طول اين راه آهن 57 كيلومتر و فاصله بين دو خط ۷۶ سانتيمتر بود. در واقع تا آن زمان هرگز راه آهنی با این طول مسیر در ایران ساخته نشده بود. پیش از این تنها خط آهن شهر ری در سال 1305 تاسیس شده بود که 8700 متر طول داشت و تهران را به شهر ری متصل می کرد. راه آهن سراسری ایران هم حدود 15 سال بعد یعنی سال 1317 به بهره برداری رسید.

برای راه آهن درخزینه به مسجد سلیمان، ايستگاه هايی در طول مسیر با هدف و ماموریت خاصی تاسیس شد. از جمله ایستگاه های "۵ مايل"، "آبگاه"، "۱۶ مايل"، "17 مایل"، "22 مایل"، "۲۴ مايل"، "حاجی آباد"، "تمبی"، "مالکریم"، "گچ پلنت" و "ریل وی" که ایستگاه اصلی و پایانی بود. همچنین ایستگاهی در انتهای خط با نام ایستگاه انبار خوراکی و انبار باروتی وجود داشت.
قطار در این ایستگاه ها توقف می کرد و ذغال سنگ و آب مورد نياز خود را تامين و یا مسافرانی را هم پیاده و سوار می نمود. در ایستگاه تمبی، گوگرد مورد نیاز برای حمل به آبادان و یا به خارج از کشور بارگیری می شد.

در منطقه مالکریم هم یک ایستگاه سوزنبانی وجود داشت که به منظور تامین امنیت عبور دو قطار تاسیس شده بود. در ایستگاه گچ پلنت یک کارخانه تولید گچ وجود داشت که گچ تولیدی توسط قطار بارگیری و جهت استفاده به جاهای مختلف حمل می شد.
ایستگاه ریل وی در چشمه علي مسجد سليمان نيز به عنوان محوطه انبار تخلیه کالا و تجهیزات و تعميرگاه اين قطارها مورد استفاده قرار می گرفت و در نهایت ایستگاه پایانی که به انبار خوراکی و انبار باروتی معروف بود و برای تخلیه و یا بارگیری مواد غذایی و یا مهمات مورد نیاز عملیات انفجار برای جاده سازی استفاده می شد.

این خط آهن هشت لوکوموتیو داشت که در ابتدای کار با لوکوموتیو های سبک که از هیئت واگذاری و فروش ارتش در انبار ملزومات ایستگاه راه آهن کانتارا در مصر در اختیار گرفته بودند شروع به کار نمود. (این لوکوموتیو ها در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفته بودند). در سال 1925 تعداد دو دستگاه لوکوموتیو مخزن دار مدل 2-6-0 ساخت شرکتkerr Stuart و 25 واگن از بریتانیا به این خط انتقال داده شد. و در سال های بعد لوکوموتیو های جدیدتری به این خط اضافه شد. سوخت این لوکوموتیو ها در ابتدا نفت بود ولی کمی بعد به زغال سنگ تغییر پیدا کرد.

در طول مسیر راه آهن چندین پل کوچک و بزرگ وجود داشت که برخی آثار آنها هنوز باقی مانده است. از جمله چهار پل بزرگ وجود داشت که سه تای آن در تقاطع رودخانه تمبی که فلزی بودند و یکی دیگر با دهانه های هلالی بر روی رودخانه بهلول (بتوند) که تنها آثار ستون های بتنی و یا سنگی آن مشهود بوده و به یادگار مانده در برخی از نقاط نیز آثار شن ریزی مسیر خط آهن قابل مشاهده است. ولی به طور کل مسیر از بین رفته و یا بافت مسکونی پیدا کرده است.
بين سال هاي 1324 تا 1328 هجری شمسی این راه آهن در اوج فعالیت خود بخصوص در خلال سال 1326 ش ماهيانه حدود 9800 تن كالا را جابجا ‌کرد. در خلال اين سال‌ها، احداث جاده ماشين رو، بين مسجدسليمان و آبادان نیز که در برنامه کاری قرار داشت به بهره برداری رسید، چرا که استفاده از حمل و نقل جاده ای سریع تر و کم هزینه تر بود.
خط‌آهن درخزینه- کسجد سلیمان، طي عمر 27 ساله خود، بيش از يك ميليون تن کالارا جابه‌جا کرد و طي سال‌هاي اوليه راه‌اندازي آن در مناطق نفتخيز، علاوه بر كالا، مواد غذایی، مسافران را هم نقل و انتقال می داد و طی سه دهه نقش بسیار مهمی برای صنعت نفت و توسعه حوزه مسجدسلیمان ایفا نمود.

تهیه نقشه مسیر راه آهن نفت "درخزینه- مسجدسلیمان"

اخیرا نقشه این راه آهن با کوشش پرویز آریان فر، سرپرست طراحی و مهندسی برق، شاغل در مدیریت مهندسی و ساختمان، شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و با همکاری ادارات روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز و اداره مهندسی نقشه برداری، تهیه شده است.
در واقع تاریخچه تاسیس این خط آهن در حین مطالعه و انجام تحقیقات در تاریخ صنعت نفت، مورد توجه و ترسیم نقشه آن به عنوان نخستین ریل آهنی کشور، در دستور کار قرار گرفت؛ بویژه آن که این خط به سبب اکتشاف نفت در میدان نفتون (مسجدسلیمان) تاسیس شد و در زمان خود نقش بسیار مهمی در نقل و انتقال تجهیزات نفتی داشته است.
به این ترتیب با استفاده از عکس های هوایی ماهواره ای و مراجعه به برخی از همکاران بازنشسته صنعت نفت و ساکنان قدیمی منطقه، همچنین طی چندین مرحله مکاتبه با شرکت بی پی و بررسی اسناد و تصاویر باقی مانده از آن دوران، نسبت به مسیر یابی اقدام شد.
در نهایت پس از جمع آوری اطلاعات کافی و کامل، تعیین مسیر و با هماهنگی و همکاری ادارات روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز و اداره مهندسی نقشه برداری و طی یک عملیات پیاده روی پنج روزه و تهیه مختصات و برداشت حدود 800 نقطه آن هم با استفاده از جی پی اس و دوربین عکاسی، نقشه برداری از این مسیر پایان یافت و پس از یک سال و اندی یک نقشه جامع و کامل و با گرافیکی زیبا از مسیر خط آهن شامل طول، محل و تعداد ایستگاه ها و محل پل ها تهیه شد.
این نقشه می تواند هم به عنوان یک مرجع تاریخی و هم به عنوان یادگاری از تاریخ این صنعت برای آیندگان و نسل جوانی که علاقه مند به کسب اطلاعات و آشنایی با تاریخ صنعت نفت قرار بگیرد و با مشاهده آن گذشته را مرور کرده، تلاش ها و زحماتی را که در این راه کشیده شده است، از نزدیک لمس کنند.

پرويز آريانفر

پايگاه اطلاع رساني پتروميوزيم

555_l9dl.jpg554_702.jpg559_vyfx.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آرامگاه یعقوب لیث صفاری

آرامگاه یعقوب لیث صفاری

آرامگاه یعقوب لیث صفاری که از مکان‌های دیدنی دزفول به شمار می‌رود، با گنبد مخروطی شکل دندانه‌دار در قسمت شمال‌شرقی روستای شاه‌آباد، در ۱۰ کیلومتری جاده دزفول به شوشتر در استان خوزستان، در میان یکی از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی ایران یعنی خرابه‌های شهر جندی شاپور قرار دارد، وجود گورستانی با سنگ قبرهای باستانی در اطراف مقبره گواهی بر قدمت این اثر دارد. گنبد مخروطی شکل آرامگاه از بهترین نوع گنبدهای مخروطی واقع در خوزستان است. جلال و زیبایی نمای گنبد از دور کاملا جلوه‌گر این است که روزی این بقعه برای شخصی بزرگ بنا شده است. بنای آرامگاه از یک ورودی برخوردار است و سطح داخلی آرامگاه را از سطح بیرونی آن جدا می‌کند. سازه اصلی بنا خشت خام است و نقوش برجسته و ملات گچ و خاک دارد. آرامگاه یعقوب لیث صفاری چندین بار بازسازی شده و بنای آن متعلق به دوران سلجوقیان تا قاجاریان است. یعقوب لیث در سال ۲۴۷ هجری قمری اولین شهریار ایرانی بعد از اسلام شد و سلسله صفاریان را بنیان گذاشت.

محمدمهدی عاملی

z93118_62564281_DJI_0506.jpg737293_62564282_DJI_0503.jpgw646672_62564285_DJI_0493.jpgc37255_62564283_DJI_0486.jpgb39055_62564286_DJI_0519.jpgz66273_62564287_IMG_0753.jpgu219493_62564280_DJI_0479.jpgf13265_62564279_DJI_0508.jpgq6981_62564278_DJI_0501.jpge58404_62564293_IMG_0787.jpgw502895_62564291_IMG_0794.jpga75892_62564276_DJI_0515.jpgc813547_62564288_IMG_0759.jpga09595_62564275_DJI_0477.jpgx457184_62564289_IMG_0784.jpgn73170_62564272_DJI_0469.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

خانه تاریخی تیزنو-دزفول

خانه تاریخی «تیزنو» - دزفول

این خانه تاریخی که دلیل نام‌گذاری آن به اسم تیزنو، مالک آن بوده‌، در محله قلعه دزفول به یکی از تماشایی‌ترین اماکن گردشگری این شهر تبدل شده است. کف حیاط این بنای تاریخی به دلیل آب و هوای گرم خوزستان با آجر ساخته شده است. طاق‌های خانه تیزنو از دیگر بخش‌های معماری هنرمندانه این بنا است؛ آجرچینی‌هایی با طرح‌های متنوع و چشم‌نواز که به آجرچینی‌های «فریز» و «خونچینی» معروف است.

در ایوان طبقه همکف این بنا ۲ شیر سنگی قرار دارد که الحاقی به خانه تیزنو هستند. شیرسنگی نیز تندیس‌هایی از جنس سنگ هستند که در گذشته توسط سنگ‌تراش‌های ایل بختیاری در ایران در استان چهارمحال و بختیاری و شمال استان خوزستان به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار می‌دادند. شبستان خانه تیزنو نسبت به سطح خانه حدود ۱۵۰ متر پایین‌تر است و دارای سه ورودی بوده که با چند پله، ارتباط آن با حیاط برقرار می‌شود. گویا از شبستان به عنوان انبار و برای نگهداری گندم استفاده می‌شده است. شوادان خانه تیزنو نسبت به شبستان در سطح بسیار پایین‌تری قرار دارد. شوادان‌ها نیز حفره‌هایی دست‌کن هستند که در قدیم اهل خانه با توجه به آب و هوای گرم خوزستان برای فرار از گرمای هوا در ظهر تابستان جهت استراحت از این مکان استفاده می‌کردند. برای رفتن به شوادان این خانه، باید حدود ۲۵ پله را طی کرد.

خانه تیزنو به شماره ثبت ملی ۲۵۷۳ در کاربری کنونی به عنوان دفتر نمایندگی یونسکو در دزفول مورد استفاده است. این بنا که برای اولین بار در سال ۸۴ توسط سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری دزفول با اعتبار اداره میراث فرهنگی مرمت شد اکنون محلی برای گلگشت گردشگران در دوره قاجار است.

خانه تیزنو دزفول

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قلعه مدرسه خیرآباد بهبهان

قلعه مدرسه خیرآباد بهبهان

در جنوب شرقی شهرستان بهبهان در استان خوزستان ، در 25کیلومتری مسیر راه بهبهان به شهرستان گچساران و در کنار رودخانه خیرآباد،روستایی به همین نام قرار دارد و در نزدیکی این روستا،بنای تاریخی قلعه مدرسه خود نمایی می کند.این بنا با چهار قرن قدمت ، در سال 1089 هجری قمری همزمان با سلطنت شاه سلیمان صفوی ،به دستور حسین علی خان زنگنه (حاکم ایالت بهبهان و کهکیلویه )ساخته شد. وسعت این بنا از آجر پخته و گچ ساخته شده ،در ابتدا 9 هزار و 943 مترمربع بوده و دارای قسمت های مختلف از جمله مسجد،حجره برای معلمان،آشپزخانه،حمام و بازارچه بود که هم اکنون تنها ، بنای اصلی مدرسه (حدودا 2هزار و 500مترمربع )باقی مانده و آثار بقیه بناها از بین رفته است.عمارت مدرسه با پلان چهارایوان ،بامصالح آجری همچون کاروانسراها ساخته شده است.این بنا با شماره3480 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و در سال 1385مرمت آن به پایان رسیده است.

عکس: تهمینه رحمانی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قبرستان كارگران خارجي شركت نفت در مسجد سليمان

«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان

یکی از جاذبه های شهر آبادان، قبرستان انگلیسی ها با ۵۳۶ نفر از کارمندهای پالایشگاه، متخصصین، مهندسین و خانواده های انگلیسی هاست.

آرامگاه ارامنه‌ی آبادان هم در منطقه‌ی «شطیط»، در جنوب شرقی آبادان، بالاتر از اروندکنار، جنب تانک «فارم»، چسبیده به بلوار شهید «علی عیسی‌زاده» قرار دارد. این آرامگاه حدود هزار و پانصد مترمربع مساحت دارد. در محدوده این قبرستان حدود سی صد و بیست مقبره وجود دارد که یادمان رفتگان را به جای سنگ، روی قالب‌های سیمانی و عموماً به خط و زبان ارمنی نوشته‌‌اند. شماره‌هایی که با رنگ روی یکایک مقابر زده شده است حاکی از این است که ظاهراً، یکبار توسط شورای خلیفه‌گری ارامنه از آن‌ها گزارش و آماربرداری شده است. این مکان هم از محل‌هایی است که می‌توانید، در آن از روی سنگ قبرها به گستره‌ی زندگی ارامنه‌ی این شهر پی ببرید.

نزدیک بودن به پالایشگاه آبادان که محل کار انگلیسی ها بود، از ویژگی های این قبرستان است. لازم به ذکر است ۳۰ قبر این قبرستان در دولت محمد خاتمی و با تقاضای کنسولگری هلند در ایران نبش و اجساد تحویل آنها شد.

فرید حمودی/فارس

«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قبرستان تاریخی شهسوار - ایذه

قبرستان تاریخی شهسوار - ایذه

برد شیرها تندیس‌هایی از جنس سنگ هستند که در گذشته توسط سنگ‌تراش‌های ایل بختیاری در ایران در استان چهارمحال و بختیاری و شمال استان خوزستان به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار داده می شدند. جالب است بدانید که اندازه این شیرها معمولا به جایگاه متوفی نزد بازماندگانش بستگی دارد و ساختار شیرهای سنگی به گونه‌ای است که انتهای دست و پای شیر معمولاً بر روی سطحی سنگی گذاشته می‌شود تا برای سر پا ماندن شیر در دل خاک دفن گردد و دستها به شکل حراست به جلو کشیده شده‌اند که البته شیوه تراش شیرهای سنگی نزد قبایل مختلف بختیاری دارای تفاوتهای جزئی با یکدیگر می‌باشند و شمشیر، خنجر یا گرز از جمله نقش‌هایی است که بر روی آنها حک می‌گردد. قبرستان شهسوار یا گورستان و زیارتگاه شهسوار واقع در روستای کهباد، در شمال شهرستان ایذه منبعی غنی از وجود شیرهای سنگی در این دیار است.

گورستان و زیارتگاه شهسوار - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

خوزستان|بندر هندیجان نگین خلیج‌فارس+ تصویر

بندر هندیجان نگین خلیج‌فارس+ تصویر

شهرستان بندر هندیجان استان خوزستان با دارا بودن ۹۵ کیلومتر مرز آبی با خلیج‌ فارس و دو اسکله مهم بندر بحرکان و سجافی نگین این آبراه حیاتی شده است

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندر هندیجان، شهرستان بندر هندیجان با قدمتی 3000 ساله از دیرباز مورد توجه مردم مناطق دور دسترس کشور و کشورهای همسایه بوده است. این منطقه دارای استعدادهای بالقوه که خود به‌تنهایی می‌تواند یک کشور را اداره کند.

هندیجان از شهرهای تاریخی ایران در جنوب شرقی خوزستان، در 70 کیلومتری جنوب شرقی ماهشهر و در شمال خلیج‌ فارس واقع‌ شده است با توجه به گذر رودخانه زهره از وسط این شهر مناظر طبیعی و زیبایی در آن شکل‌گرفته است.

بندر مهرویان که اکنون به نام بندر هندیجان تغییر نام داده در زمان سلسله ساسانیان رسماً شروع به‌کار کرده، این بندر توانسته بود رونق بسیار گسترده‌ای در اقتصاد و دریانوردی داشته باشد در زمان شاهپور دوم نیروی دریایی عظیمی در منطقه خلیج‌ فارس برقرار شد که بندر مهرویان (هندیجان) یکی از آن بنادر بوده است.

در نزدیکی هندیجان آثار بندر تاریخی «مهرویان یا مهربان» و شهر تاریخی ریو اردشیر قرار داشته است. مهرویان از دوره عیلامی تا قرن چهارم هجری و احتمالاً تا مدت‌ها بعد نیز بندر تجاری مهمی بوده است که از طریق آن کالاهای دور و نزدیک و حتی کشور چین وارد منطقه می‌شد و نیز مشاهده‌ شده که در شهر ریو اردشیر کشتی می‌ساختند.

رودخانه زهره هندیجان با طول تقریبی 275 کیلومتر در سه استان فارس، کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان جریان دارد که از کوه «کنه دوده» استان فارس سرچشمه می‌گیرد. پس از ورود به خوزستان و گذشتن از زیدون بهبهان و هندیجان به خلیج‌فارس می‌ریزد. متوسط آب دهی سالانه کل حوضه این رودخانه در محل ایستگاه دهملا برابر 83 مترمکعب در ثانیه برآورد شده است.

علی‌اکبر دهخدا در لغت‌نامه خود بندر مهربان را این‌گونه بیان می‌کند

شهری است برکنار دریا چنانکه موج دریا برکنار شهر می‌زند هر که از پارس به راه خوزستان به دریا رود و آن‌که از بصره و خوزستان به دریا رود همگان راه آنجا باشد و کشتی‌هایی که از دریا برآید بر این اعمال رود به مهرویان بیرون آید و داخل آن بیشتر از کشتی‌ها باشد و جز خرما هیچ میوه نباشد و گوسفندان آنجا بیشتر بز باشد و بزغاله پرورند و همچنان که به بصره می‌گویند بزغاله تا هشتاد رطل و صد رطل برسد بیشتر نیز و به رز و کتان بسیار باشد چنانکه به همه جای ببرند و جامع و منبر است.

در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی آمده است: به فاصله کمی از رودخانه شیرین یعنی رودخانه زهره که به‌تازگی به رودخانه تاب موسوم است بندر مهرویان در مرز غربی فارس واقع است. این لنگرگاه اولین بندری بوده که کشتی‌ها وقتی از بصره و مصب دجله به عزم هند بیرون می‌آمدند به آن می‌رسیدند و این بندر در قرن چهارم هجری شهری معمور بود و مسجدی خوب و بازارهایی آباد داشت.

ارزش کیفی ماهی و میگو بندر هندیجان در سطح جهان

هندیجان بنادر قدمتی، تاریخی دارد درگذشته از بنادر این شهرستان برای مبادله کالاها از سرزمین‌های دور و نزدیک استفاده می‌شده و نیز محلی برای ساختن کشتی بوده است. ازنظر اقتصادی رودخانه هندیجان نقش تعیین‌کننده‌ای در زندگی مردم داشته و این تأثیرگذاری به میزانی بوده که قلمرو جغرافیایی و منطقه را نیز بانام رودخانه مشخص می‌کردند.

این آبراه به‌عنوان یکی از مسیرهای تجارت خارجی از گذشته‌های دور مورداستفاده بوده است و هم‌اکنون نیز علی‌رغم کم شدن آب آن در فصول تابستان شناورهایی با ظرفیت بیش از صد تن قادر به رفت‌وآمد در آن هستند.

منطقه بحرکان که در جنوب هندیجان قرار دارد نیز از مناطق مهم گردشگری و صید میگوی صورتی و انواع دیگر میگوهای مرغوب منطقه خلیج‌فارس به شمار می‌رود که در حوزه صیادی هندیجان واقع است.

سالن عمل‌آوری و کارگاه انجماد و بسته‌بندی میگوی صادراتی و قایق‌های مجهز صیادان در این منطقه بیش از نیم‌قرن است که به صید و عمل‌آوری، بسته‌بندی و صادرات میگو اشتغال دارند و تعداد زیادی از اهالی در این راستا به کار مشغول‌اند.

ماهی‌های خوراکی و میگو در صیدگاه‌های هندیجان به‌صورت فراوان صید می‌شوند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به ماهی قباد، راش‌گو، حلوای سفید (زبیدی)، شوریده، حلوا سیاه، شهری، شانک، کوشک، سرخو، میش ماهی، هامور، سنگسر، سبیتی و دختر ناخدا اشاره کرد، این نوع از ماهی‌ها ازنظر کیفیت ارزش بسیار بالایی دارند.

همه جای هندیجان منطقه گردشگری است

اسکله بندر بحرکان، سواحل زیبایی صدفی بحرکان، بندر تجاری و صیادی سجافی، سواحل رودخانه زهره هندیجان، روستای گردشگری دهنو، رشته‌کوه‌های زاگرس، امامزاده شاه عبدالله و سواحل اطراف آن، امامزاده میر نعمان در کنار ساحل رودخانه زهره ازجمله مناطق گردشگری هندیجان است.

مجید شعبانی عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان و فعال فرهنگی در این خصوص اظهار داشت: چون رودخانه زهره، سواحل بندر بحرکان، سواحل سریم،95 کیلومتر مرز آبی با خلیج‌فارس همگی در یک مکان تجمیع و آب زیادی در منطقه بوده آن را هندیجان نامیده‌اند. در زبان سانسکریت هند به معنی آب است.

سابقه تاریخی هندیجان قبل از امپراتوری هخامنشیان بوده است

وی افزود: هندیجان با قدمتی 3000 ساله به قبل از امپراتوری بزرگ هخامنشیان برمی‌گردد و مردم آن از دریا، رودخانه ماهی صید و با کشاورزی زندگی خود را تأمین می‌کردند.

این فعال فرهنگی هندیجان بیان کرد: جاذبه‌های گردشگری هندیجان از زمان باستان شهر جومِ در دامنه کوه‌های زاگرس نزدیک روستای چهلمنی قبل از اسلام، شهر ریو اردشیر در زمان ساسانیان که کارگاه کشتی‌سازی داشته و در کتاب مقدسی به این موضوع اشاره‌شده است، بندر مهرویان مهم‌ترین بندر حکومت ساسانیان بوده که ناصرخسرو قبادیانی به مدت کوتاهی در آن زیست و در سفرنامه خود از آن یادکرده است.

وی گفت: بندر مهرویان در کنار دریایی خلیج همیشه فارس بوده که حال حاضر روستاهای شاه عبدالله و مالکی بروی آن بناشده‌اند، بلاد الگبر در زمان حکومت اشکانیان بوده و مانی نقاش در آن مدت کوتاهی زندگی کرده است. این شهر در نزدیکی روستای خیط که دیگر آثاری از آن بجا نمانده است.

شعبانی عنوان کرد: از دیگر آثار باستانی هندیجان می‌توان به شهر کدوک اشاره کرد در کنار جاده هندیجان به دیلم و در جنب ساحل بندر بحرکان واقع‌شده است. این شهر آتشکده داشته که خرابه‌های آتشکده به‌عنوان دروازه مشهور بوده است. وی افزود: قبرستان قدیمی شهر کدوک در حال حاضر محل عبور و مرور اهالی شده و به نام راه خس معروف است این شهر در حمله سپاه اسلام به ایران به فرماندهی سعد ابن ابی وقاث تخریب شد.

وی افزود: در کتاب 2 قرن سکوت نوشته عبدالحسین اسلامی ندوشن در صفحه 79 گفته‌شده، تازیان در عرض یک سال شهرهای استخر، ارجان، مهرگان کدوک را تسخیر و تخریب کردند.

رودخانه زهره هندیجان در دورهای باستانی بوده است

این فعال فرهنگی هندیجان بیان کرد: رودخانه زهره هندیجان از زمان حکومت‌های مقتدر ایران ازجمله هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان جاری بوده که دو طرف ساحل خود را برای کشاورزی آبیاری می‌کرده و بروی آن بندهایی بسته بودند که خراب‌های آن در روستایی بدرانی بنام گدار سنگی معروف است.

وی گفت: بندهایی که بروی رودخانه زهره بسته بوده‌اند در روستای فیروزآباد دیواری به طول 100 متر و ارتفاع 3 متر و عرض 1 متر به‌نوعی سدسازی به شیوه صحیح بوده و تمام بیابان را زیر کشت کشاورزی می‌بردند، بدون آنکه رودخانه خشک شود.

شعبانی عنوان کرد: جاذبه‌های گردشگری (اماکن مذهبی) می‌توان به امامزاده شاه عبدالله (ع) نوه امام حسین (ع) و فرزند امام محمدباقر (ع) اشاره که ایشان هم ساکن بندر مهرویان بوده است متأسفانه این آدم صالح به‌وسیله حاکم ستمگر اموی خود و فرزندانش را شهید کردند.

وی افزود: امامزاده شاه عبدالله (ع) در حال حاضر در 40 کیلومتری هندیجان واقع‌شده است. شاه زاده حمزه (ع) برادر ناتنی امام رضا (ع) در 50 کیلومتری هندیجان در بین جاده ماهشهر به هندیجان واقع‌ و بارگاه ملکوتی بزرگی دارد جسد این بزرگوار در هندیجان و سر مبارک در جوار شاه عبدالعظیم حسنی شهرری مدفون است.

عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان بیان کرد: امامزاده میر نعمان در کنار نخلستان‌های پایین رودخانه در 30-کیلومتری هندیجان به سمت دریا واقع‌شده است. این امامزاده از نوادگان امام موسی کاظم (ع) معروف به ابو سچین است. امامزادگان میرحسن معروف به سید بدرالدین در روستای بدرانی، میر محمود در روستای عبداللهی، شاه مشهد برادر ناتنی امام رضا (ع) واقع در هندیجان و میر محمد از سادات گمارونی است.

سواحل زیبایی سریم هندیجان دیدنی است

وی گفت: از جاذبه‌های زیبای طبیعی می‌توان به ساحل خلیج‌فارس به نام سریم که از رودخانه زهره تا ماهشهر گسترده شده نام برد، سواحل آن از جنس سنگ و گلسنگ‌های زیبا که بسیار کمیاب بوده و به هنگام جزر و مد دریا نمایان می‌گردد.

شعبانی عنوان کرد: در سواحل سریم هندیجان انواع علف‌های دریایی، انگور دریایی بروی آن مشاهده می‌شود که چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند. در بین سنگ‌های سواحل سریم غارهایی وجود دارد که به هنگام جزر آب ماهیان بزرگ در آن شناور شده و برای دیدن آن‌ها باید زمان زیادی منتظر ماند.

وی افزود: جزیره‌های دیر بونه که در وسط دریا نمایان هستند، از زمان‌های قدیم محل زندگی بوده‌اند، اما اکنون دیگر محل سکونت نبوده و به منطقه نظامی تبدیل‌شده‌اند.

عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان بیان کرد: ساحل زیبایی بندر بحرکان از هندیجان تا دیلم استان بوشهر گسترده شده، بحرکان به معنای دریایی معدن نامیده می‌شود که در آن انواع ماهی‌ها، معدن‌های صدف، گیاهان دریایی که بقایای آن‌ها بروی ساحل روی‌هم انباشته‌شده‌اند و هم‌اکنون 4 جاذبه زیبایی گردشگری از بقایای موجودات دریایی بروی ساحل پدیدار گردیده که در طول هزاران سال به‌مرورزمان پدیدار شده است و هر گردشگری می‌تواند هرگونه بقایای ماهی، میگو، خرچنگ، درختان دریایی، صدف را به‌راحتی نظاره‌گر باشد.

وی گفت: در طول ساحل بحرکان بروی صدف‌ها درختچه‌هایی بنام گدک سبز گردیده که از آب‌شور دریا تغذیه می‌کنند؛ اسکله زیبایی بحرکان هم‌اکنون محل تفریح شهروندان و مسافران نوروزی است.

شعبانی عنوان کرد: اسکله بندر بحرکان همراه با قایق‌ها صیادی و صیادانی که انواع ماهیان را صید و به ساحل می‌آورند تا مهمانان نوروزی از آن‌ها خریداری کنند، بر زیبایی بحرکان می‌افزاید.

بندر بحرکان هندیجان بهترین محل برای پرورش طبیعی آبزیان است

وی افزود: طبق مطالعات صورت گرفته دو منطقه در خلیج‌فارس وجود دارد که در آنجا نوعی خوراک میگو به نام آرتیمیا در آن پرورش می‌یابد یکی بستک بندرعباس و دیگری بندر بحرکان هندیجان است؛ برای مطالعه بیشتر 6 حوزه کشت آرتیمیا احداث که بهترین نوع آن در بندر بحرکان پرورش یافت.

عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان بیان کرد: ازجمله مناظر طبیعی هندیجان می‌توان به نخلستان‌های پایین رودخانه معروف به سجافی، نهر جمال، بیشه باقل بلندو که نخل‌های بلند و دارای خرما و خارک است، اشاره کرد.

وی گفت: روستای دهنو در 15 کیلومتری هندیجان دارای دشت وسیع در دامنه رشته‌کوه‌های زاگرس واقع‌شده با سد آبگیری و درختانی که در اطراف آن روییده از مناظر زیبای هندیجان است.

شعبانی عنوان کرد: مردم روستای دهنو برای پذیرایی از مهمانان انواع تمهیدات را فراهم کرده‌اند بهترین محل برای تفریح و گذراندن ایام فراقت برای هر گردشگر و بیننده خواهد بود.

وی افزود: در مرز هندیجان با زیدون در کنار روستای غولِ می‌تواند از سد آسک و تپه‌های سرسبز آن‌که گل‌های زیبایی در فصل بهار می‌رویند اشاره کرد که یکی از اماکن زیبایی طبیعی هندیجان است.

گزارش از محمد مهدی صادقی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

رودخانه کارون قلب تپنده استان خوزستان

رودخانه کارون قلب تپنده استان خوزستان

خوزستان را نمیتوان بدون رودخانه کارون تصور کرد رودخانه ای که همواره در طول مسیر خود تمدن هایی با تاریخی کهن و شهرهایی با فرهنگ غنی و همچنین آثار باستانی که هر کدام نشان از قدمت و تاریخ سرزمین ایران است به ارمغان آورده است .
رودخانه کارون پس از عبور ازتنگه ها و کوهستان های سر به فلک کشیده زردکوه بختیاری در رشته کوه های زاگرس با ورود به شهر باستانی شوشتردر استان خوزستان به دو رودخانه مجزا به نام گرگر و شطیط(ماه پاریان ) تقسیم میشود و این دو رودخانه شوشتر را مانند جزیره ای در بر میگیرند و در جنوب شوشتر در (بندقیر) همراه با رودخانه دز، کارون را دوباره تشکیل و بعداز شهر هایی همچون اهواز در انتهای مسیر به خلیج همیشه فارس می پیوندد.
رودخانه کارون که شاهرگ حیاتی مردم خوزستان می باشد، پر آب ترین و طویل ترین رودخانه ایران است..کارون همچنین تنها رودخانه قابل کشتیرانی ایران نامیده می شود.اگر چه در سالهای اخیربا ساخت سدهای مکرر بر رودخانه کارون و پروژه های انتقال آب از میزان آب این رودخانه کاسته شده ولی هنوز هم باصلابت به حرکت خود ادامه میدهد و با حرکت خود حیات.سرسبزی.طبیعت زیبا و دلفریب را به ارمغان آورد.

رودخانه کارون مأمن انواع گونه های حیات وحشی است که رودخانه کارون را به عنوان یک زیستگاه طبیعی برای زیستن انتخاب کرده اند.
استان خوزستان بامناطق بکر و جاذبه های طبیعی و آثار تاریخی و باستانی باعظمتی چون منظومه جهانی سازه های آبی تاریخی شوشتر که به لطف نعمت خدادادی رودخانه کارون وهمچنین دانش و هنر گذشتگان این سرزمین یکی از مشهورترین سازه های آبی تاریخی در جهان به شمار می رود از لحاظ پتانسیل گردشگری و جذب توریسم و سرمایه گذاری در بخشهای مختلف بسیار حایز اهمیت می باشد .

شاید به همین منظور است که از کارون به عنوان قلب تپنده خوزستان در همه ادوار تاریخی نام برده شده است.

نگارش : ابوالفضل مهدی پور

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

/گزارش تصویری/قمش تاریخی مومنان-دزفول

قمش تاریخی مومنان - دزفول

قُمِش مؤمنان دزفول گنجینه‌ای تاریخی در اعماق زمین و اثری برجای مانده از دوران ساسانیان، یکی از جاذبه های ارزشمند برای بازدید گردشگرانی است که دزفول را مقصد سفر انتخاب کرده اند.

خبرگزاری مهر – گروه استان‌ها، رؤیا رجبی: در کنار مسجد و شیدانه معروف امام رضا (ع) یک در چوبی و سنتی با نمای آجرکاری شده، خودنمایی می‌کند که رنگ و بوی تاریخ را به مشام هر رهگذری می‌رساند. در چوبی را که باز کنی با فضا و پله‌های متعددی مواجه می‌شوی که با پیمودن هر پله که رو به پایین است، گویی بیشتر به اعماق تاریخ نزدیک می‌شوی.

دیوارهای سنگی و آجری و پله‌های محکم ساخته شده از آجر که قدمتشان به دوره ساسانیان باز می‌گردد مصداق جمله «دزفول شهر آجر» هستند و سقفی که اقتدار و شکوه فرهنگ و تمدنی بی نظیر از آن می بارد.

۷۵ پله ورودی قُمِش که به گویش دزفولی به سَربِطاق چوقابَفون (چوقابافان) معروف است را که طی کنی، به قُمِش مؤمنون می‌رسی. نورپردازی‌های بی نظیر قُمِش تو را به پیمودن ادامه مسیر در زیرزمین و جایی که یادآور سبک و نحوه زندگی گذشتگان این دیار است، تشویق می‌کند.

در طول مسیر قُمِش که همانند تونل است، بوی آب و آجر که شناسنامه دزفول است، آغشته می‌شود.

در جای جای قُمِش، کوزه‌های سفالی و زیراندازهای سنتی و چند ماکت مرد که نماد سقا هستند (افرادی که از درون قمش آب حمل می‌کردند) و چند ماکت زن با پوشش سنتی جانمایی شده که فضا را بیش از پیش تاریخی کرده است. راه رفتن در مسیر قمش که همانند تونل است و مشاهده سقف و دیوارهای آجری و سنگی نشان از تلاشی کم نظیر برای احیای آن و همت والای گذشتگان این دیار برای زندگی دارد.

تاریخچه قُمِش و سَربِطاق ها

قُمِش (قنات) به معنی کاریز و مجرای آب زیرزمینی است که قدمتی چند هزار ساله در دزفول داشته و در گذشته برای استفاده از آب رودخانه حفاری شده‌اند.

در گذشته مردمان دزفول با حفر تونل‌هایی به نام «قُمِش» در چند کیلومتر بالاتر از شهر و از کناره رودخانه دز، آب را به اندازه معین به سمت شهر هدایت می‌کردند و پس از مصارف شهری این آب مسیر خود را در خارج از شهر برای سیراب کردن زمین‌های کشاورزی ادامه می‌داد. مردم دزفول این راه دسترسی به کانال حفر شده را «سَربِطاق» می‌گفتند.

این قنات‌ها از منحصر به فردترین شبکه زیر زمینی آب در جهان محسوب شده که بخش عمده‌ای از آب مورد نیاز بخش کشاورزی، آب آشامیدنی و مصرف روزانه مردم دزفول را تأمین کرده و در هشت سال جنگ نیز به عنوان پناهگاه و امدادرسانی به مصدومان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در واقع قُمِش در اصطلاح قدیم به تونل‌های آبرسان زیرزمینی گفته می‌شد که آب رودخانه دز را به تمام نقاط شهر می‌رساند و قدمت آنها به زمان عیلامیان و ساسانیان باستان می‌رسد.

«سَربِطاق» نیز مجرایی به شکل سرداب بود که به صورت مستقیم و با شیب ۴۵ درجه تا محل جریان آب به وسیله پلکانی که گاه دارای ۱۰۰ پله بود پیش می‌رفت. به علت گرمای طاقت‌فرسای تابستان، قمش و سربطاق‌ها نقش بسیار مهمی در ادامه زندگی و حیات شهر دزفول ایفا کرده‌اند.

در گذشته تعداد ۱۳ سَربِطاق در دزفول وجود داشته که به دلیل توسعه شبکه آب‌رسانی شهر از دهه ۴۰ شمسی به بعد، کم‌کم کارکرد خود را از دست داده و متروکه و بعضی حتی تبدیل به مسیر فاضلاب شدند.

آثار آن‌ها در دهه ۵۰ و حتی تا اوایل دهه ۶۰ نیز موجود بود که به دلیل نشست زمین و خطرات احتمالی آن و اغلب با آوارهای ساختمان‌ها که غالباً در اثر موشک باران شهر در زمان جنگ تحمیلی تخریب می‌شدند پر شدند و دهانه آن‌ها بسته شد.

معرفی قُمِش مؤمنون

به گواه مستندات در گذشته شهرستان دزفول دارای ۲۴ رشته قُمِش بوده که هر کدام با سَربِطاق های متعدد در مساحت‌های مختلف احداث شده‌اند و قدمت آنها به دوران ساسانیان و عیلامیان برمی گردد.

قُمِش مؤمنون یکی از این ۲۴ رشته قُمِش موجود در دزفول و در واقع تنها قُمِش احیا شده در این شهرستان است.

این قُمِش در گذشته آب مورد نیاز یک هزار و ۲۰۰ هکتار از زمین‌های کشاورزی این منطقه را تأمین می کرده است. وجه تسمیه این قُمِش به نام متولی وقت مسجد، صادق قلی چوقاباف است.

این مسجد در زمان جنگ تحمیلی در مهرماه سال ۶۲ مورد اصابت موشک قرار می‌گیرد و ۳۸ نفر به شهادت می‌رسند که در عملیات خاکبرداری و خارج کردن شهدا از زیر آوار، خاک‌ها به درون این قمش ریخته می‌شود و بدین ترتیب قمش مؤمنون پس از آن واقعه در سال ۱۳۶۲ زیر خاک مدفون می‌شود.

پس از واقعه مذکور طی چند سال اخیر بخشی از این گنجینه آجری با همت فردی به نام سعید قلیان که متولی مسجد و شیدانه امام رضا (ع) است از زیر آوارها سر برآورد و در سال ۱۳۹۶ رونمایی شد.

ورودی قُمِش مؤمنون یعنی سَربطاق چوقابافان که اکنون به یکی از مکان‌های گردشگری و پربازدید در دزفول تبدیل شده در خیابان طالقانی، پشت بقعه سید محمود و در جنب مسجد و شیدانه امام رضا (ع) دزفول واقع شده؛ بنابراین برای بازدید از قُمِش باید به این آدرس مراجعه کرد.

احیای قُمِش با همت و تلاش شخصی

داستان احیای قُمِش مؤمنون دزفول بدین صورت است که سعید قلیان متولی این قُمِش که از کودکی داستان‌های زیادی درباره قُمِش مؤمنون از پدر و اطرافیان خود شنیده، تصمیم می‌گیرد این مکان را احیا کند به گونه‌ای که در سال ۸۹ از زیرزمین مسجد امام رضا (ع) که در آن زمان مسجد چوقاباف نام داشته، ورود کرده و پس از مقداری خاکبرداری به چند پله اول قمش که تخریب شده بودند، می‌رسد.

وی در همان ابتدا با حجم عظیمی از خاک و نیاز به عملیات‌های بزرگ خاکبرداری مواجه می‌شود اما از سوی ادارات مرتبط اجازه خاکبرداری به وی داده نمی‌شود.

وی در سال ۹۴ از شهرداری می‌خواهد، فاضلاب بندی محله‌ای که قُمِش در آن قرار دارد اجرا شود که در حین اجرای پروژه فاضلاب بندی، وجود قُمِش در همان مکانی که از قبل پیش بینی شده بود به قلیان ثابت می‌شود.

بنابراین وی با همکاری چندتن از دوستان خود به صورت کاملاً شخصی و بدون دخالت و همکاری هیچ ارگانی اقدام به حفاری کرده و پس از مدتی به ورودی قُمِش یعنی سربِطاق چوقابَفون (چوقابافان) می‌رسد و در ادامه به دلیل سخت بودن روند حفاری با هزینه کاملاً شخصی تعدادی کارگر را برای حفاری و پیشروی در قُمِش وارد روند کار می‌کند.

گفتنی است از زمان آغاز حفاری قُمِش یعنی اردیبهشت سال ۹۴ تا ۲۳ شهریور سال ۹۶ که طی مراسمی از قُمِش رونمایی شد ۱۴۰ هزار ساعت کار و تلاش شبانه روزی صورت گرفته است. پس از رونمایی از بخشی از قُمِش، متولی آن بیکار ننشسته و روند پیشروی به دیگر قسمت‌های قمش را همچنان ادامه داده به گونه‌ای که تاکنون ۸ هزار مترمکعب خاکبرداری و ۲۰ ماه کار مفید صورت گرفته است.

خاکبرداری این قُمِش به صورت دستی با وسایلی همچون فرغون، بیل، کلنگ، نوارنقاله، تسمه نقاله و بالابر از عمق ۴۸ متری زمین انجام شده است.

مازاد برداری خاک، مسدود کردن و انحراف فاضلاب‌های متعدد خانگی، تهویه، مرمت و آجرکاری که عمدتاً از آجرهای همین قمش هستند، روشنایی، نورپردازی و زیباسازی فضای درون قمش که شامل نصب ماکت، جای گذاری کوزه و مجسمه و اشیای سنتی است از جمله مراحل انجام شده برای احیای قُمِش مومنون تاکنون بوده است.

قُمِش مؤمنون مطابق با اسناد، سَربِطاق های زیادی دارد که در زمان رونمایی فقط دو سَربِطاق چوقابافان و عاملی احیا شده بودند اما در سال ۹۷ نیز با انجام ۶۰ متر لایروبی و پیشروی در قُمِش، سومین سَربِطاق به نام آقامیر نیز خاکبرداری شده و احیا شده است.

قلیان (متولی قمش) در حال حاضر موقعیت جغرافیایی یکی دیگر از سَربِطاق های قمش مومنون به نام سَربِطاق بوالعلایی را به دست آورده و مقرر شده تا پس از تعطیلات نوروز این سَربِطاق نیز خاکبرداری و احیا شود.

گفتنی است قدمت آجرکاری‌های قمش ۴۰۰ سال تخمین زده شده ولی قدمت اصلی قمش به طور کلی به دوره ساسانیان برمی گردد.

طول قُمِش مؤمنون تا رودخانه دز هشت هزار و یکصد متر است که تاکنون ۴۰۰ متر از این میزان خاکبرداری و رونمایی شده است. متولی قمش تلاش دارد که تا جای ممکن خاکبرداری و لایروبی را ادامه دهد تا به دیگر سَربِطاق ها و در صورت امکان به انتهای قمش که به رودخانه دز ختم می‌شود برسد.

متولی قُمِش که همواره نسبت به عدم حمایت و همکاری مسئولان و دستگاه‌های متولی شهرستان در تمام مراحل احیای قُمِش انتقاد داشته، با وجود این امر اما برنامه‌های زیادی برای توسعه و رونق این قمش در دستور کار دارد.

بر این اساس متولی قُمِش وعده داده که در سال ۹۸ موزه سفال، موزه اجناس و کالاهای قدیمی، نگارخانه و کافه قمش نیز در قُمِش مؤمنون راه اندازی خواهد کرد.

در حال حاضر نیز مراحل نصب و احداث یک آسانسور برای آسان شدن تردد گردشگران به ویژه افراد مسن به قُمِش در حال انجام است که ورودی آسانسور یک در چوبی در کنار درب اصلی و ورودی قمش است.

از زمان رونمایی از قُمِش مؤمنون در شهریورماه ۹۶ تاکنون این گنج آجری در اعماق زمین به یکی از پربازدترین و محبوب ترین مکان‌های تاریخی و گردشگری دزفول تبدیل شده به گونه‌ای که بازدید از آن در برنامه‌های بازدید هر مقام بلندپایه و یا میهمانان ویژه‌ای که وارد دزفول می‌شوند، قرار دارد.

این قُمِش همچنین در تمام ایام سال پذیرای بازدید عموم مردم و گردشگران است و به دلیل قرارگیری قُمِش در کنار شیدانه امام رضا (ع) این مکان در ایام محرم همچون نوروز بسیار پربازدید است.

پیش بینی می‌شود با توجه به معرفی و شناساندن این مکان تاریخی در رسانه‌ها و فضای مجازی و گذشت دو سال از احیای آن، میزان بازدید گردشگران و مسافران نوروزی از این قُمِش در نوروز ۹۸ نسبت به نوروز ۹۷ با افزایش چشمگیری مواجه باشد.

شهرستان دزفول در تمام زمینه‌های گردشگری اعم از جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و مذهبی پتانسیل و ظرفیت‌های بسیار زیادی دارد و همین تنوع و تعدد جاذبه‌های این شهرستان کار را برای گردشگران و مسافران سخت می‌کند که کدام جاذبه‌ها و مکان‌های گردشگری دزفول را در برنامه بازدید خود در هنگام سفر به این شهرستان قرار دهند چراکه هر کدام از آثار، بناها و مکان‌های گردشگری دزفول به تنهایی می‌تواند باعث جذب خیل عظیم گردشگر و ثبت خاطرات به یادماندنی شود.

اما قُمِش مؤمنون به سبب متفاوت و خاص بودن فضایی که دارد و تلفیق آب و آجر در آن، می‌تواند یکی از پیشنهادها و گزینه‌های مناسب برای گردشگران و مسافرانی باشد که دزفول را مقصد و یا یکی از مقصدهای گردش خود در ایام نوروز ۹۸ انتخاب کرده‌اند.

امین نظری/ایس

اg93499_62533214__MG_4323.jpgz083291_62533231__MG_4429.jpgy764973_62533245__MG_5003.jpgz406397_62533238__MG_4875.jpgw08291_62533243__MG_5000.jpgx73843_62533237__MG_4457.jpgf496787_62533233__MG_4440.jpgi52343_62533229__MG_4393.jpgm6506_62533228__MG_4421.jpgi14990_62533227__MG_4398.jpgd377478_62533226__MG_4423.jpgn52112_62533224__MG_4409.jpgm715841_62533223__MG_4382.jpgr994273_62533220__MG_4378.jpgo189890_62533219__MG_4364.jpgs349970_62533218__MG_4353.jpgw08291_62533243__MG_5000.jpgi9844_62533216__MG_4346.jpgd106599_62533215__MG_4332.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

دیدار با کاشفان اولیه نفت در ایران

خانواده «سادات قیری»؛ کاشف نفت جنوب

دیدار با کاشفان اولیه نفت در ایران

سادات قیری خاندانی از سادات شهر شوشتر و اولین کاشفان نفت و قیر در ایران هستند. این خاندان در زمان قاجار چشمه‌های طبیعی نفت را در محلی به نام دره خرسان در شرق شوشتر (قیلارستان یا مسجدسلیمان امروزی) کشف کرده و روشی برای استحصال قیر ابداع نمودند

پیشینه خاندان قیری

این خانواده از خانواده‌های شناخته‌شده شوشتر در استان خوزستان هستند و نسب خود را به امام هفتم شیعیان می‌رسانند. شغل سنتی این خانواده تا پیش از کشف چشمه‌های نفت و قیر، تجارت بین شهرهای مختلف بود. ضمن اینکه از دوره صفویه مالکیت زمینهای قیلارستان (قیرلارستان یا مسجدسلیمان امروزی) و تولیت امامزاده هفت شهیدان در اختیار این خاندان بود. پس از کشف این چشمه‌ها در دوره قاجار شغل آنها به استحصال قیر از دره خرسان و حمل آن به شوشتر برای تجارت و فروش به سایر شهرها و کشورها تغییر یافت.

این خاندان به همین دلیل به خاندان قیری مشهور شد. کشف چشمه‌های طبیعی نفت و استحصال قیر مقدمه‌ای بود بر عقد قرارداد قیری-دارسی در سال ۱۹۰۷ میلادی و حفر چاه نفت شماره یک توسط کمپانی ویلیام ناکس دارسی. در مذاکرات خاندان قیری با مجلس شورا در موضوع قراردادهای نفتی، احتشام‌السلطنه نمایندگی این خانواده را بر عهده داشت. ضمن اینکه اجاره‌دهندگان زمین چاه نفت به ویلیام ناکس دارسی، سید لطف اله ولد مرحوم سید کریم قیری و آقا سید آقایی ولد مرحوم سید محمد قیری ذکر شده‌اند.

مالکیت زمینهای چشمه‌های قیر

سید نعمت الله جزایری مؤلف تذکرۀ شوشتر مالکیت سادات را بر اراضی چشمه‌های نفت و قیر، که آن را قیرلارستان می‌نامد، از دوره صفویه تأیید و تأکید کرده است که: «هفتصد سال این اراضی نسل بعداز نسل متعلق سادات بوده است. چشمۀ قیرلارستان که در آن محل واقع است از قدیم از متعلقات آن سرکار است و در رقم امضای شاه طهماسب ماضی مورخ به سال نهصد و پنجاه و دو که به اسم سیدمحمد تَلغری صدور یافته و در آنجا میرسداهل تصحیح نسب ایشان نموده است، چشمۀ قیرلارستان منجمله موقوفات معدود شده و اینکه الحال مستمر شده که تیولداران همه ساله وجهی از آنجا بازیافت مینمایند از جمله بِدَع حادثه است و در پروانچۀ قدیم به اسم سیدعزالدین و سیدشهاب الدین احمد که الی الآن باقی است مورخ به سال هفتصد و بیست و شش عصارخانه و بساتین و قری و مزارع بسیار تفضیل یافته که الحال اکثر آنها معدوم و به هیچ وجه حقیقت آنها معلوم نیست» پس از اختلافات سادات قیری با شرکت نفت جنوب، روحانیون نجف ازجمله شریعت اصفهانی، شیخ عبدالله مازندرانی، سیدکاظم یزدی، ملامحمدکاظم خراسانی، صدر اصفهانی و تمام علمای خوزستان از متقدمین و متأخرین، به اسناد مالکیت سادات قیری بر اراضی مذکور حکم قطعی داده اند و به صراحت متذکر شده اند: «بر اولیای امور واجب و لازم است ید غاصبین را از سادات کوتاه فرمایند» (کمام، 9180 ،ص4) کارگزاران خوزستان ازجمله فخرالملک و حشمت السلطنه نیز در اسناد و مدارک متعدد بر مالکیت سادات تصدیق کرده اند (کمام، 9180 ،صص 4-5) بر پایۀ اسناد و مدارک فوق مالکیت اراضی و حق انحصاری استخراج قیرهای موجود در اراضی قیلارستان (قیرلارستان) شوشتر تا قبل از انعقاد قرارداد دارسی در اختیار سادات قیری قرار داشته است.

پیشینه کشف چشمه‌های قیر

سادات قیری که خاندانی اهل تجارت بودند، در مسیر تجارت خود بین شوشتر و اصفهان، هنگام عبور از دره خرسان (قیلارستان یا قیرلارستان که همان مسجدسلیمان امروزی است)، به چشمه‌هایی برخوردند که مایع سیاه‌رنگی از آن تراوش می‌کرده است. بعدها درمی‌یابند این ماده همان قیری است که در شاهنامه از آن سخن گفته شده و در زمان‌های دور از آن برای قیراندود کردن آثار تاریخی شوشتر همچون بندقیر و بند قیصر و نیز به‌عنوان جنگ‌افزار استفاده شده است.

روش ابداعی برای استحصال قیر

خاندان سادات قیری برای استفاده از این مایع سیاه رنگی که کشف کرده بودند، ابزاری ساختند و با استفاده از دیگی به ارتفاع ۴ متر و قطر ۲ متر، نفت را چند روز متوالی گرم نموده و غلیظ سازی می‌کردند تا حدی که مواد اضافه آن تبخیر شود و قیر مذاب باقی بماند. سپس با تخلیه این مواد در آب سرد، قیر لایه لایه شده و در آخر برای فروش به شهرها و کشورهای دیگر به شوشتر حمل می‌کردند.

فروش قیر و ورود اروپایی‌ها به منطقه

در حدود سال‌های ۸۶-۱۲۸۵ خورشیدی اولین بار ژاک دو مورگان (باستان شناس فرانسوی) از وجود قیر در اطراف شوشتر در درّه خرسان مطلع شد. قیرهای استحصال شده انگلیسی‌های جویای نفت از جمله کمپانی دارسی را نیز به منطقه کشاند. پس از آن انگلیسی­‌ها با حمایت دولت وقت ایران موفق شدند سادات قیری را راضی به بستن قرارداد با کمپانی دارسی کنند. خانواده سادات قیری علی‌رغم میل باطنی با این قرارداد موافقت نمودند و ابتدا مقرر شد در درّه خرسان، در قیرلارستان شوشتر (محلی که بعداً شهر مسجدسلیمان شکل گرفت) چاه نفت حفر شود و کمپانی­ دارسی سالانه 1000 من نفت و 900 قران احمدشاهی (نقره­) به سادات قیری بپردازند. اما خانواده قیری که از این معامله خشنود نبودند اعتراض کرده و اعلام نمودند آن منطقه سرزمین اجدادی آنهاست. سپس با مداخله دولت مقرر شد که سادات قیری زمین‌هایشان را به انگلیسی­‌ها اجاره بدهند. این تصمیم در نهایت موجب بسته شدن قرارداد قیری-دارسی شد.

اختلافات با شرکت نفت جنوب

قرارداد دارسی و کمپانی نفت جنوب با بختیاری ها منجر به نادیده گرفتن حق مالکیت سادات قیری شوشتر بر اراضی قیلارستان (قیرلارستان یا مسجدسلیمان امروزی) گردید. این اراضی در ابتدا به کمپانی نفت جنوب اجاره داده شده بود، اما اهمیت اقتصادی آن سبب گردید تا کمپانی نفت جنوب مدعی مالکیت بر آنها شود و حق تملک سادات قیری را نادیده بگیرد. سادات قیری با انتخاب عبدالحسین دهدشتی به عنوان وکیل خویش موفق شدند مالکیت خود را بر آن زمین ها اثبات و منافع اقتصادی- سیاسی کمپانی نفت جنوب را متزلزل کنند. به پیشنهاد و پیگیری وکیل سادات قیری «مدیریت اداری و حسابرسی نفت» در خوزستان تشکیل و سودجویی های درباریان و افراد متنفذ، از منابع نفت، متوقف و محدود گردید.

منبع:منبع: مصطفی فاتح، مریم اسماعیلی، پنجاه سال نفت ایران، انتشارات پیام، ۱۳۵۸

به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

يادداشتي در مورد نامگذاري مسجد سليمان

يادداشتي در مورد نامگذاري مسجد سليمان

M.I.S از كجا آمد؟!

علامت اختصاري MIS نشانه مشهوري است كه براي ناميدن شهر مسجد سليمان ـ قديمي‎ترين اقليم نفتي ايران- مورد استفاده قرار مي گرفته و تا به امروز هم كما بيش استفاده مي شود.

در نخستين سال هاي كشف نفت، نام مسجدسليمان، در مكاتبات و نامه ‎نگاري‎ هاي اداري، به صورت مخفف و به اين شكل استفاده مي‎شد. كما اينكه در مكاتبات شركت نفت، حتي واژ‎گاني كوتاه‎تر از اين هم معمولاً مخفف‎سازي مي‎شد كه از جمله آنها مي‎توان به عبارت استفاده از حروف اختصاري AZ براي ناميدن شهر اهواز اشاره كرد.
اما عبارت Masjed Suliman چگونه بهMIS تبديل شده و حرف I در بين دو حرف M (حرف اول مسجد) و S (حرف اول سليمان) به چه منظور به كار رفته است؟
واقعيت اين است كه حرف I در اينجا نقش آوانگاري و حرف وصل كننده را دارد. به عبارتي متصل كننده دو بخش اسم مسجدسليمان است و نه چيز ديگر.

اگر چه شباهت اين عبارت با حروف اختصاري عبارت ديگري به نام "سيستم اطلاعات مديريت"(Management Information System) اين شبهه را به وجود آورده بود كه منظور از عبارت اختصاري MIS، اشاره به اين اصطلاح مديريتي بوده است. در واقع از آنجا كه فعاليت هاي صنعت نفت در آن سال ها در مسجد سليمان متمركز بود، براي ناميدن آن از اين عبارت تخصصي و كاربردي در علم مديريت استفاده شد. حال آن كه چنين تصوري صحيح نيست.

اين تصور تا بدانجا پيش رفت كه در برخي كتاب هاي منتشر شده در مورد نفت و مسجدسليمان نيز بازتاب يافت و پر واضح است كه اين اشتباه، صرفا از تشابه اين دو ناشي شده و در صورت تحقيق بيشتر، قابل پيشگيري بود !
جهت مستند بودن و ارائه مدرك براي عدم هم معنا بودن دو واژه MIS به معناي سيستم اطلاعات مديريت و ديگري مخفف نام مسجدسليمان، به سه سند معتبر و دقيق زير اشاره مي شود :
سند اول: پلاك نصب شده بر شير دهانه چاه F7 كه مدت ها در محل ورودي ساختمان مركزي شركت نفت انگليس (بريتانيك‎ هاوس) در لندن به نمايش عموم گذاشته شده و تصوير آن در صفحه 93 كتاب "رئيس نفت" تأليف علي يعقوبي‎نژاد به چاپ رسيده است. با دقت در اين پلاك در سطح اول آن مشاهده مي‎كنيم كه نام Masjad – I – Sulaiman حك شده است.
به عبارتي اين سند تاييد مي كند كه حرف I حرف اتصال بين دو واژه «مسجد» و «سليمان» است و مخفف‎سازيMIS نيز از اين عبارت گرفته شده است.
سند دوم: نقشه مربوط به خاورميانه در سال 1901 ميلادي است كه در كتاب تاريخ جهاني نفت (جلد اول) نوشته دانيل يرگين ترجمه غلامحسين صالح‎يار (صفحه 267) چاپ گرديده است. در اين نقشه كه به زبان انگليسي نشانه‎گذاري شده است نيز مشاهده مي‎كنيم كه مسجدسليمان با عنوان Masjad – I – Sulaiman قيد گرديده و در اين سند از واژه سيستم اطلاعات مديريت و مشابه آن خبري نيست.
سند سوم: سند سوم قابل ارائه، برگه ‎هاي حقوقي مربوط به ژوئن 1950 ميلادي است كه شركت نفت ايران و انگليس براي كاركنان صادر مي‎نموده و نمونه مذكور را در كتاب "مسجدسليمان نيم قرن چپاول" (صفحه 214) مي‎توانيم ببينيم. در بالاي اين برگ حقوقي نيز عنوان Masjad – I – Sulaiman ذكر گرديده و مشخص مي‎نمايد كه كاربرد حرف I چه بوده است.
البته ذكر اين نكته بي مناسبت نيست كه استعمال حرف I در بين اسامي دو بخشي مختص نام مسجدسليمان نبوده و حتي در جاهاي ديگر نيز به كار رفته است. كما اينكه در همان نقشه پيش گفته از كتاب تاريخ جهاني نفت نيز مي‎بينيم كه واژه «ميدان نفتون» به شكل Maidan – I – Nafton آمده است.
با استناد به اين اسناد و مدارك مطمئناً جاي شك و شبهه‎ اي در خصوص معناي واژه‎ مورد بحث باقي نمي‎ماند كه MIS مخفف نام مسجدسليمان است و هر كاربرد ديگري براي آن در خصوص مسجدسليمان نمي‎تواند صحيح باشد.

فرشيد خداداديان

منابع

علي يعقوبي نژاد، رئيس نفت/ انتشارات يادواره كتاب/ صفحه 93
دانيل يرگين: تاريخ جهاني نفت/جلد يك /ترجمه غلامحسين صالحيار/ انتشارات اطلاعات/ صفحه267
فرشيد خداداديان/ مسجد سليمان، نيم قرن چپاول/ انتشارات آرويج/ ص 214

مسجد سلیمان؛ فقیرترین شهر ثروتمند ایران! چرا؟ - خبرآنلاین

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرن

اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرن

در حدود یکصد سال پیش نخستین پمپ بنزین در ایران شروع به کار کرد و بنزینی با عنوان پارس عرضه می‌کرد. این پمپ بنرین در شهر آبادان و در سال ۱۳۰۶ توسط یک شرکت انگلیسی بنا شده است و ابتدا برای توزیع و فروش نفت سفید بوده است. بعد از آن و با ورود اتومبیل ها این جایگاه به پمپ بنزین هم تبدیل شد. سپس این محل به موزه نفت تبدیل شده است و در آن نمونه ای از انواع مخازن، نازل ها، تلمبه ها از دوران مختلف و تعدادی عکس قدیمی و مستندات در معرض نمایش است.

در حدود یکصد سال پیش نخستین پمپ بنزین در ایران شروع به کار کرد و بنزینی با عنوان پارس عرضه می‌کرد. این پمپ بنرین در شهر آبادان و در سال 1306 توسط یک شرکت انگلیسی بنا شده است و ابتدا برای توزیع و فروش نفت سفید بوده است. سپس با ورود اتومبیل ها این جایگاه به پمپ بنزین هم تبدیل شد. سپس این محل به موزه نفت تبدیل شده است و در آن نمونه ای از انواع مخازن، نازل ها، تلمبه ها از دوران مختلف و تعدادی عکس قدیمی و مستندات در معرض نمایش است.

ساختمان پالایشگاه آبادان در زمستان سال 1909 میلادی شروع شد، لکن بر اثر اشکالات ناشی از بدی آب و هوا و تأخیر در رسیدن ماشین‌ها و لوازم از انگلستان و بالاخره اشکالات غیر مترقب فنی تکمیل آن تا سال 1912 مقدور نگردید و تا تابستان سال بعد نیز به طور عادی پا به مرحله عمل نگذارد. این نکته قابل توجه است که از زمانی که امتیازنامه دارسی به امضاء رسید تا موقعی که محصولات نفتی تصفیه شده ایران برای فروش در بازارهای دنیا مهیا گردید 12 سال تمام طول کشید.
اما بر اساس تاريخي كه بر تابلوي پمپ بنزين آبادان در تصاوير قديمي از اين جايگاه ديده مي شود، تاريخ ساخت آن 1927 ميلادي (1306 خورشيدي) است. هر چند به احتمال فراوان سابقه اوليه ساخت اين بنا به سال هاي قبل تر از آن نيز مي رسد. چرا كه با گذشت چند سال از تكميل پالايشگاه آبادان، در نزدیکی آن ساختمانی کوچک با عنوان SERVICE STATION BP ساخته شد كه توسعه آن به شكل گيري اين بنا منجر شد.

در اين جايگاه ابتدا سوختگیری با استفاده از حلب هایي كه در شرکت BP توليد شده بود، انجام می گرفت. ولی پس از چند سال با نصب یک پمپ در کنار این بنا عملا این محل به یک پمپ بنزین تبدیل شد. از آن پس تا دهه ‌ها این محل به وعده گاه راننده‌های شرکت نفت انگلیس و ایران بدل شد که برای سوختگیری یا تعمیر خودروهایشان به آن مراجعه می کردند.

در آذر ماه 1330 کتابی تحت عنوان راهنمای ایران توسط انتشارات دائره جغرافیایی ستاد ارتش به چاپ می‌رسد. این کتاب که در برگیرنده اطلاعات، نقشه‌ها و جداول جغرافیایی ایران از وزارتخانه‌ها، ادارات دولتی و بنگاه‌های مختلف می‌باشد، در صفحات 2 تا 4 بخش سوم راهنمای ایران، نقشه قدیمی آبادان را ارائه مي كند. در اين نقشه پمپ بنزين آبادان كاملا مشخص شده است. این نقشه سندی است که فعال بودن پمپ بنزین قدیمی آبادان را در سال 1330 نشان می‌دهد.

بخش های تشکیل دهنده موزه بنزین خانه آبادان

تجهیزات مورد استفاده سوخت رسانی و گرمایشی، انواع دستگاه های پمپ بنزین همراه با تاریخچه استفاده از این دستگاه ها در کشور، خودروهای قدیمی سوخت رسان، پمپ بنزین و خودروهای قدیمی در حال سوخت گیری؛ فضای شعبه های قدیمی نفت، مخازن قدیمی پرچی، مجموعه تانکرهای سوخت رسان و اسناد و مستندات تاریخی مربوط به توزیع فرآورده های نفتی از بخش های تشکیل دهنده موزه بنزین خانه آبادان است.

فرید حمودی/فارس

اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرنتلفن مورد استفاده پمپ بنزین آبادان در موزه نفت آبادانماشین آتش نشانی و حمل نفت در اولین پمپ بنزین ایران در آبادان پمپ های بنزین و گازوئیل به جا مانده از یکصد سال پیش در آباداننازل های اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرنپمپ های بنزین و گازوئیل به جا مانده از یکصد سال پیش در آبادانخودروهای  مورد استفاده اولین پمپ بنزین ایران در آباداناولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرناولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرناولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرنوسایل مورد استفاده اولین پمپ بنزین ابادان در موزه نفتنمایی از اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرن و پالایشگاه آبادانتابلوی  بریتیش پترولیوم شرکت نفت و گاز بریتانیایی در آبادانگالون های مورد استفاده در اولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرناولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرناولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرنفانوس دریایی در اولین پمپ بنزین ایران در آبادان وسایل مورد استفاده اولین پمپ بنزین ابادان در موزه نفتاولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرناولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرناولین پمپ بنزین ایران در آبادان با قدمت یک قرن

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

نفت سفید، روستای مشعل های روشن

نفت سفید، روستای مشعل های روشن

نفت سفید ، روستایی در ۵۵ کیلومتری اهواز قرار دارد و مردم نفت سفید از ایل بختیاری هستند. در سال ۱۳۱۷ میدان عظیم نفتی با ۳۰۰ میلیون نفت به یکباره کشف شدو نام این روستا بر سر زبان ها افتاد . در زیر خاک این روستا چندین چاه نفت وجود دارد با این تفاوت که رنگش سفید (بی‌رنگ) است و کیفیتش به قدری بالاست که می‌توان بدون انجام هیچ‌گونه تصفیه‌ای از آن استفاده کرد. حالا خبری از استخراج نفت در اینجا نیست و اکثر ساکنانش معدن‌چی و سنگ شکن هستند. خانه های اینجا همه مشعل هایی برای سوختن دارند این مشعل ها ۷۰ سال است که می سوزند ،ساکنان روستا با این مشعل ها خو گرفته اند که از آن ها به عنوان گرمایش و روشنایی استفاده می کنند.

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی