راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

سنگ‌ نگاره «کول فرح»

سنگ‌ نگاره «کول فرح»

سنگ‌ نگاره کول فرح یکی از آثار تاریخی استان خوزستان است که در منطقه‌ای به نام تنگه کول فرح در ۷ کیلومتری شمال شرقی ایذه قرار دارد. سنگ‌ نگاره کول فرح شامل ۶ نقش برجسته است که به دوران عیلامیان (ایلام کهن) تعلق دارد.

کول فرح از دو واژه «کول» به معنای دره و «فَرَح» به معنی شادی و خوشحالی تشکیل شده است. دره‌ها عموماً نقاطی عمیق و بسته می‌باشند، اما این دره برخلاف معمول، روح‌افزا و دلباز است از این رو به این نام معروف شده است.به دلیل عدم رسیدگی مطلوب و لازم در سال های اخیر این اثر مهم تاریخی با فرسایش طبیعی منطقه رو به نابودی و ناپدید شدن نقوش برجسته آن قرار دارد و همچنین محلی برای نوشته شدن یادگاری های برخی افراد محلی تبدیل شده است.

این محوطه باستانی در منطقه ‌ای به نام تنگ کول فرح یا کول ‌فره در انتهای دشت ایذه واقع شده است. تنگ دره‌ای است که بیش از اندازه طبیعی ژرف و باریک باشد. در سمت راست ورودی این دره در کنار یک رشته کوه دو قطعه سنگ عظیم و نامنظم وجود دارد که بر بدنه آنها نقوش ظریف و زیبایی از شمایل انسان ها و جانوران در حالات نیایش و احترام، حمل خدایان، قربانی کردن و اجرای موسیقی قابل مشاهده است.

سنگ‌ نگاره کول فرح شامل شش نقش برجسته متعلق به دوران عیلامیان است و با توجه به تصاویر این سنگ نگاره و بقایایی همچون گورها، کانال آب، ساختمان‌ها و مناطق دید‌بانی که از محل زندگی مردمان آن روزگار در میان کوه‌ها باقی مانده گمان می رود که این محل پرستشگاه یکی از خدایان ایلامی به نام نارسینا بوده است.

در حریم محوطه باستانی کول‌ فرح تپه‌ های باستانی پرچستان و چغاکره و نیز تالاب میانگران وجود دارد. منطقه باستانی کول فرح علاوه بر دارا بودن آثار تاریخی ارزشمند، به سبب قرارگیری در یکی از مناطق بسیار خوش آب و هوای استان خوزستان، از نقاط گردشگری این استان به شمار می رود.

عکس:علی معرف/ایرنا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

"کاخ آپادانا" بنایی در قدیمی‌ترین سکونت‌گاه جهان

"کاخ آپادانا" بنایی در قدیمی‌ترین سکونت‌گاه جهان

«کاخ آپادانا» واقع در شوش که به دستور داریوش بزرگ بنا نهاده شده، بیان‌کننده بخشی از هویت و فرهنگ غنی این منطقه در خوزستان است.

به گزارش ایسنا، شهر شوش به عنوان یکی از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌های جهان شناخته می‌شود و دربرگیرنده وقایع تاریخی شگرفی از دوران حکومت پادشاهان و امپراطوران ایران کهن است که تاریخ‌شناسان،باستان‌شناسان و مورخان را به نکوهش وا داشته است.

«کاخ آپادانا» حدود سال‌های 515 الی 521 پیش از میلاد به دستور داریوش بزرگ بر روی آثار و بقایای ایلامی بنا نهاده شد و قصر زمستانی شاهان هخامنشی بود. آپادانا با مساحت 10 هزار و 434 متر از واحدهای مختلفی تشکیل شده است.

واحدهای این کاخ شامل تالار عام، حرم سرا، دروازه و کاخ پذیرایی و همچنین سه حیاط مرکزی می‌شده است. دیوارهای داخلی این بنا با آجر لعابدار منقش از طرح‌های سپاه جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی مزین بوده‌ است، در حال حاضر بقایای جا مانده از این کاخ و بنا در موزه‌های خارجی و داخلی نگهداری می‌شود.

«کاخ آپادانا» در سال‌ها 1311 الی 1314 در حفاری‌های بین‌المللی از دل خاک بیرون کشیده شد که در سال 1380 در فهرست آثار ملی و در سال 2015 به ثبت جهانی رسید. فرانسوی‌ها پس از کشف این بنا ستون‌ها، سرستون‌ها و بیشتری اشیائی که از آن کشف شد را با خود به فرانسه بردند و در حال حاضر این موارد در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود.

کاوش‌های انجام شده در این منطقه و بنا باعث پیدا شدن کتیبه‌ای مربوط به دوران پادشاهی داریوش شد که این کتیبه یکی از ارزشمندترین آثار آپادانای شوش است. نوشته‌ای از داریوش بر روی کتیبه کشف شده در شوش وجود دارد که بیانگر شرح ساخت «کاخ آپادانا» است.

‌هم‌چنین به نظر می‌رسد این کاخ در سال‌های پس از مرگ داریوش و در زمان سلطنت اردشیر اول دچار حریق شده و پس از آن توسط اردشیر دوم مورد بازسازی قرار گرفته است. از شباهت ستون‌های کاخ آپادانای شوش و تخت جمشید هم می‌توان فهمید هردو متعلق به یک دوره زمانی بوده‌اند؛ در دیوارهای کاخ آپادانا که امروز چیزی از آن باقی نمانده همان نقش‌های سربازان هخامنشی با فیگورها و ریش‌هایی که در تخت جمشید دیده‌ایم تکرار می‌شود.

شیر شوش هخامنشی، سربازان جاویدان هخامنشی، ظروف سفالین لعابدار و گردنبندهای طلا و فیروزه نیز بخشی از اشیایی هستند که در حال حاضر موزه لوور میزبان آن‌ها است و این اشیاء در آن محل نگهداری می‌شوند.

ژان دیولافوا باستان‌شناس بدون هیچ دلسوزی برای اشیاء کشق شده در کتاب خاطراتش نوشته است « دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روزهای اخیر پیدا شده است با تاسف تماشا می‌کردم، در حدود دوازده هزار کیلو وزن دارد، تکان دادن چنین توده عظیمی غیرممکن است. بالاخره نتوانستم به خشم خود مسلط شوم، پتکی به‌دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم. ضرباتی وحشیانه به او زدم. سر ستون در نتیجه ضربات پتک مثل میوه رسیده از هم شکافت. یک تکه سنگ بزرگ از آن پرید و از جلوی ما رد شد، اگر با چالاکی خودمان را کنار نمی‌کشیدیم پایمان را خرد می‌کرد ...»

بر اساس اعتقاد بسیاری از باستان‌شناسان اولین نشانه‌های تمدن بشری در شهر شوش به دهکده‌ای تاریخی و متعلق به دورانی است که بالغ بر هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد که همین مسئله دلیل شکوه منطقه در سراسر جهان شده است.

باستان‌شناسان نیز به دلیل اهمیت و شکوه تاریخی این منطقه هم‌چنان به فعالیت‌ و کاوش‌ برای جستجوی بخشی دیگر از تاریخ و فرهنگ گذشتگان این سرزمین علاقه‌ دارند.

منبع:www.iranreview.org

کاخ آپادانا و معماری آن - فرگاه دیزاین

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مجموعه جهانی چغازنبیل

مجموعه جهانی چغازنبیل

ال اونتاش (Al Untash به ایلامی / دوراونتاش DurUntsh به اکدی) نام باستانی شهری است که امروزه به عنوان چغازنبیل میشناسیم.

این شهر به دستور اونتاش ناپیریشا، پادشاه قدرتمند ایلامی در چهارده قرن پیش از میلاد ساخته شده، به همین دلیل نام آن را الاونتاش یعنی شهر اونتاش نامیده اند. شهر از سه حصار (حصار بیرونی، حصار میانی وحصار درونی) تشکیل و در مرکز درونی ترین حصار، زیگورات شهر بنا شده است.

علاوه بر زیگورات، در جای جای مختلف شهر، معابد و ساختمانهای آئینی، مسکونی، مهندسی و آرامگاهی نیز ساخته شده است.

کاوش در چغازنبیل از سال ۱۹۳۵ میلادی توسط هیئت فرانسوی مستقر در شوش آغاز شد و عمده کاوش ها به سرپرستی رومن گیرشمن از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲میلادی انجام گرفت.

در مرکز شهر، بزرگترین معبد که همان زیگورات است، قرار دارد. زیگورات چغازنبیل در دو مرحله ساخته شده است. در مرحله اول فقط یک حیاط مربع با اتاق‌هایی در اطراف حیاط بوده است. ورودی این اتاق‌ها به حیاط مرکزی باز می‌شدند.

در مرحله دوم، ورودیهای اتاق‌ها را مسدود کردند و طبقات دوم، سوم و چهارم را به صورت حجمهای تو پر خشتی از کف حیاط مرکزی ساختند. پی هر سه این طبقات بر حیاط مرکزی قرار دارند.

راه دسترسی به اتاق‌هایی که قبلا ورودی آن از حیاط مرکزی بود، نیز از سقف طبقه اول و با کمک پلکان بوده است. بر روی طبقه چهارم نیز، معبد اعلی را ساختند. احتمالا زیگورات در زمان رونق شهر، حدود ۵۲ متر ارتفاع داشته که امروزه فقط دو طبقه و نیم از آن به ارتفاع ۲۵ متر از سطح زمین باقی مانده است.

سیدحامد موسوی

i53658_62565283__MG_7564.jpgs42036_62565286__MG_7611.jpgi961342_62565288__MG_7953.jpge01982_62565292__MG_7706.jpgm29432_62565294_DJI_0124.jpgl068585_62565306_DJI_0232.jpgm03100_62565280__MG_9065.jpgu20254_62565312_DJI_0920.jpgp940397_62565287__MG_7952.jpgw81989_62565294_DJI_0124.jpgp895310_62565310_DJI_0944.jpgu685902_62565295_DJI_0027.jpgw403793_62565286__MG_7611.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پل قدیم دزفول، نماد اقتدار و شکوه ایرانی

پل قدیم دزفول، نماد اقتدار و شکوه ایرانی

پل ساسانی به عنوان پیشانی آثار تاریخی شهرستان دزفول با یکهزار و ۷۰۰ سال قدمت بر فراز رودخانه دز ساخته شده و هدف گردشگران است.

پل ساسانی یا پل قدیم دزفول یکی از آثار تاریخی زیبایی است که همواره مقصد گردشگری بوده و علاقه‌مندان زیادی را به سوی خود جذب کرده است.

پل یکهزار و ۷۰۰ ساله دزفول به عنوان یکی از بی‌نظیرترین آثار تاریخی ایران با معماری زیبا و منحصربه فرد همچنان پابرجا بوده و تا چند سال‌ قبل نیز خودروها امکان تردد از آن را داشتند؛ از سال ۹۰ به منظور حفاظت این اثر بی‌نظیر با احداث میدان آجری مقابل پل این امکان حذف شد و در حال حاضر تردد از پل صرفا به صورت پیاده است.

این پل باشکوه که یادآور روزگار کهن ایران است و تاریخ یکهزار و ۷۰۰ ساله‌اش گردشگران را به سمت خود سوق می‌دهد از قدیمی‌ترین پل‌های دنیا به شمار می‌رود که به دستور شاپور اول پس از پیروزی درجنگ با روم به دست اسیران رومی در بند ایران ساخته شد.

پل قدیم دزفول در سال ۲۶۳ میلادی بر روی رودخانه دز ساخته شد و همیشه محل تحولات مهمی مثل جنگ‌ها و ظهور تمدن‌ها بوده است؛ این پل با ۳۷۰ متر طول در مرکز دزفول قرار دارد و نقطه پیوند شرق و غرب شهر است به طوری که مسیر عبور به شهرهای شوشتر، اندیمشک بوده است.

این پل که بارها در طول تاریخ مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته در سال ۱۳۱۰ ثبت ملی و در دوره‌ای تصویرش روی پول ملی چاپ شد؛ در ساختمان این پل آثاری از معماری دوره ساسانی و صفوی به چشم می‌خورد.

خراب شدن دهانه‌های میانی پل در دوره پهلوی باعث شد که ۲ دهانه بتونی روی آن ساخته شود؛ پل ساسانی از سنگ ساروج و آهک درست شده و با اینکه در دوره‌های مختلف چندین بار بازسازی شده اما اغلب پایه‌های پل مربوط به دوره ساسانی است.

پل ۱۴ دهانه دارد و با ایستادن بر روی آن گذر آب خروشان رودخانه دز تماشایی است.

رودخانه‌ای به زیبایی و خروشانی دز که از زیر پل ساسانی می‌گذرد همیشه مورد توجه گردشگران در تمام روزهای سال حتی در فصل سوزان تابستان است.

به گزارش ایرنا، بافت تاریخی و آجری دزفول در کنار رودخانه دز با ۲۸ محله قدیمی با معماری خاص و تزئینات آجری بی‌نظیر تصویر زیبایی برای گردشگران خلق کرده است.

پرونده ثبت جهانی منظر فرهنگی دز شامل پل ساسانی، آسیاب‌های آبی، کت‌ها، دردانه‌ها، قمش‌ها، خانه‌های تاریخی و کارگاه‌های نیلسازی تهیه شده و در دست پیگیری است.

عکس:محمد آذرکیش

پل تاریخی دزفول ؛ نماد اقتدار ایرانیان :

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

کهن شهر شوش

کهن شهر شوش

دشت خوزستان، بنابر كيفيت خاص جغرافيايي خود از نظر جنس خاك و تعداد رودخانه هاي پرآبي كه از فلات ايران به آن سرازير مي گردد، يكي از حاصل خيزترين دشت هاي جهان است. اين دشت، از دوران هاي قديم محل سكونت گروه هاي بشري بوده و اقوام بسياري در آن مستقر بوده اند كه امروزه بقاياي شهرها و روستاهاي آن ها به شكل تپه هايي ديده مي شود. بزرگ ترين نمونه ي اين تپه ها را مي توان در كنار شهر فعلي شوش مشاهده كرد كه در زير آن ها مجموعه اي از تاريخ و تمدن خوابيده است به دوره اي از تاريخ و تمدن ايران و جهان تعلق دارد. اهميت شهر شوش كه سال ها پايتخت دولت هاي مقتدر ايلام و هخامنشيان بوده و اهميتي كه در جهان امروز دارد ما را بر آن داشت تا نگاهي به گذشته ي اين شهر كهن بيندازيم.

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید

نتیجه تصویری برای شوش

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مقاله ای با موضوع اب برهای شهر باستانی شوشتر (سفته)

مقاله ای با موضوع اب برهای شهر باستانی شوشتر (سفته)

اقلیم گرم و خشک شوشتر و نیازمبرم اهالی به آب و منابع آبی باعث ایجاد و شکل گیری بناهایی شد
که دسترسی به آب را سهولت می بخشید. پایین بودن سطح رودخانۀ کارون نسبت به شهر شوشتر
ساکنان منطقه را بر آن داشت که برای برطرف کردن مشکلات خویش به ایجاد دستکند در بستر
صخره ای شوشتر بپردازند و از طریق آن آب را تا مسافتی طولانی جابه جا کنند. در شوشتر کاریزهایی
وجود دارد که منبع آب آنها به جای مادرچاه، رودخانه است و به آن سُفته گفته می شود. سفته یا
تونل آب بر از تأسیسات آبی شوشتر است که بقایای آن به وفور دیده می شود و حتی بعضی از آن ها
هم چنان مورد استفاده قرار م یگیرند.

برای مطالعه و دانلود مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

در زير زمين شهر «دستوا» خوزستان

در زير زمين شهر «دستوا» خوزستان

راز حکومت مرموز «اليمايي‌ها»

اليمايي‌ها ناشناخته‌ترين حاکمان محلي در خوزستان هستند. مرموز و پُر سؤال! «دستوا» شهري ناشناخته‌تر از صاحبانش. نه گردشگری آن را مي‌شناسد و نه پژوهشگري که بخواهد درباره يک جامعه‌اي کنکاش کند که اختلاف طبقاتي در آن بي‌داد مي‌کرد و حتي بعد از مرگ هم گريبان شهروندانش را رها نمي‌کند. شهري به نام «دستوا» در شوشتر. شهر که فقط بيل باستان‌شناسي آن را مي‌شناسد و بيل کشاورزي و پاي کمتر توريستي به سمت آن سُر مي‌خورد. فعالان حوزه ميراث فرهنگي استان خوزستان هشدار مي‌دهند اگر کاوش‌هاي نجات‌بخش آن شروع نشود، زير ساخت وسازهايي که با هدف کشف گنج انجام مي‌گيرد، دفن مي‌شود!

حاکمان محلي خوزستان

اليمايي‌ها، به گفته باستان‌شناسان بنامي چون «مهدي رهبر» حکومت‌هاي بسيار مقتدر محلي در دو هزار سال پيش بودند. جايي که اشکانيان به پايان نرسيده است و سلسله ساسانيان هنوز نيامده‌اند! هرکدام منطقه‌اي مستقل داشته و خود آن را اداره مي‌کردند. اين حکام گاهي با يکديگر متحد مي‌شدند وگاه رودرروي هم صف رزم مي‌آراستند. «مهدي رهبر» تنها باستان‌شناسي است که در دستوا کاوش کرده است. مطالعات او نشان داد که اليمايي‌ها صاحب فرهنگ و تمدنی خاص بودند. آثار باستاني به‌جاي مانده از اين حكومت محلي نشان مي‌دهد كه آنان همزمان با دوره سلوكيان، سيستم شهري بسيار منسجمي داشتند.
دستوا امروز مي‌شود منطقه‌اي در جنوب شهر کنوني شوشتر. آنجا که رودخانه کارون دو شاخه مي‌شود. يکي به نام شطيط(چهاردانگه) و يکي به نام گرگر(دو دانگه). حد فاصل اين دو مي‌شود رود «ميان آب». «ميان آب» يکي از حاصلخيزترين مناطق خوزستان است كه دولت‌هاي بي‌شماري را از دوران هخامنشي تا قاجاريه به سوي خويش کشاند‌ه ‌است.
«نهرداريون» که به همراه ۱۱ سازه آبي شوشتر در فهرست جهاني يونسکو ثبت مي‌شود را هخامنشيان براي انتقال آب رودخانه کارون و آبياري اين دشت ساختند. کانالي که با شکافتن صخره‌ها حفر شد.
داريون در زبان يوناني به مکاني منتسب به داريوش معنا مي‌دهد. بعد از هخامنشيان، اسکندر به ايران لشکر مي‌کشد و در زمان جانشينان او يعني سلوکيان، حکومت‌هاي محلي يا ملوک‌الطوايفي در نقاط مختلف ايران از جمله آذربايجان، بين‌النهرين و فارس جان مي‌گيرند. در خوزستان نيز «اليمايي‌ها» با عنوان «کام ناسکير» روي کار مي‌آيند. داستان دستوا و حاکمانش(اليمايي‌ها) از اينجا آغاز مي‌شود.

اليماييان، خزانه‌داران ايلامي

هم رهبر و هم «جعفر مهرکيان» ديگر باستان‌شناس ايراني که روي «اليمايي‌ها» مطالعه مي‌کند، تمدن اليمايي را اجتماع کوچک شده تمدن عيلام مي‌دانند. به گفته آنها، اليمايي اجداد «بختياري»‌ها بودند. اليمايي‌ها پيش از دستوا در ايذه حکم مي‌راندند؛ در دره‌اي به نام «شمي».
شناخته‌شده‌ترين اثر بازمانده از اجداد بختياري «مرد شمي» است. مجسمه مردي بلندبالا و چهارشانه از جنس برنز (مرد شمي) که کشف آن نتيجه نقشه پهلوي اول براي الزام به يکجانشيني عشاير بختياري بود. در ذهن رضاشاه، بختياري‌ها «بمب متحرک» بودند و تنها راه خنثي کردن آن بمب، يکجانشيني اين قوم بود. بختياري‌ها اما در مقابل تصميم پهلوي سرخم نکردند. آنها وارگه‌نشين بودند. وارگه، محلي موقت براي کوچ‌هاي زمستاني در خوزستان و تابستاني در چهار محال و بختياري بود. ايلياتي‌هاي بختياري، آدم راه و رفتن بودند، نه سکون و يک‌جا ماندن! به گفته «مهرکيان» « زير بار نرفتند، به شاه گفتند ما بلد نيستيم خانه بسازيم.» رضاشاه هم پاي معماران و کارگراني از اصفهان و شوشتر را به چين و شکن‌هاي زاگرس مرکزي در روستاي «کل چندار» ايذه خوزستان باز کرد تا براي بختياري‌ها خانه بسازند، همين‌جا بود که بيل کارگران در پاي کوه «بيل‌وا» به سينه مرد شمي ‌خورد. مرد شمي از ايذه به اهواز آورده شد و امروز يکي از جاذبه‌هاي تاريخي-گردشگري موزه مادر يعني «موزه ملي» است.
اليمايي‌ها حکومت‌هاي کاملا خودمختار بودند. حکومت‌هايي که از دولت‌هاي كوچك تشكيل شده و زير نظر يك حكومت مركزي اداره مي‌شدند. باستان‌شناسان وسعت حکومت اليمايي‌ها را مساوي با عيلامي‌ها مي‌دانند اما اطلاعات آنها درباره اليمايي‌ها به اندازه عيلامي‌ها نيست. پادشاهان اليمايي‌ها را «کام ناسکير» مي‌گويند. اسم از کلمه عيلامي «کاب ناشکير» گرفته شده و معناي«خزانه‌دار» مي‌دهد. آنها خزانه‌دار حکومت مرکزي بودند.

سکه‌هاي اليمايي

اليمايي‌ها خزانه‌دار بودند و حق ضرب سکه داشتند. سکه‌هايي که هر ازگاهي روي خط خبر مي‌آيند. در تازه‌ترين خبر « ايوب سلطاني» مدير پايگاه پژوهشي آياپير از کشف ۱۸۰۰ سکه اليمايي در منطقه «چگارمان انديکا» خبر داده بود. انديکا يکي از مناطق باستاني خوزستان است. خوزستان را «بهشت باستان‌شناسان» مي‌دانند. همين صفت کافي است تا گردشگر متوجه شود با چه غنايي از تاريخ رو‌به‌رو است. البته گستره بهشت باستان‌شناسان ايران تنها به خوزستان محدود نمي‌شود. اين ۱۸۰۰ سکه مثل بسياري از کشف‌ها ماحصل يک فعاليت عمراني بود، گازکشي براي روستاي چگارمان. اين‌بار هم بيل مکانيکي بود که به سازه‌اي باستاني برخورد، نه بيل باستان‌شناسان!
باستان‌شناسي مثل «جعفر مهرکيان» اعتقاد دارد که سکه‌هاي اليمايي از لحاظ ريالي ارزش آنچناني ندارند. چيزي که « ايوب سلطاني» مدير پايگاه پژوهشي «آياپير» هم به آن اعتقاد دارد. بخشي از سکه‌ها پيش از رسيدن نيروي انتظامي توسط مردم به سرقت مي‌رود.
سلطاني هم اين مساله را تائيد مي‌کند: «اين سکه‌ها از جنس مس و سرب هستند و ارزش مادي چنداني ندارند که با شفاف‌سازي اين مساله براي مردم بيشتر مردم اقدام به تحويل سکه‌ها کردند.‌«
هرچند همه سکه‌ها آنطور که «مجتبي گهستوني» سخنگوي انجمن ميراث فرهنگي «آريانا»ي خوزستان مي‌گويد، برنمي‌گردد: «با پاکسازي محل و انجام سرند بخشي از خاک که بايد حفاري را پُر مي‌کرد عمليات شناسايي افرادي که صدها سکه ديگر را ربوده بودند، آغاز شد و در نهايت با کشف تعدادي ديگر سکه، برخي افراد به صورت داوطلبانه اقدام به تحويل سکه‌هاي مورد نظر کردند.»
اليمايي‌ها تا پيش از سکونت در «دستوا» شهر ايذه را به پايتختي خود برمي‌گزينند. از آنها سكه‌هايي از مس به‌جايي مانده كه تصوير پادشاهان روي يك طرف آن نقش شده و روي ديگر آن نقش يك الهه ديده مي‌شود.
به گفته رهبر«معمولا تصوير نيم‌تنه پادشاه به همراه تصوير يك سه‌شاخه و تصوير ماه و ستاره روي سكه نقش مي‌شد.»
برخي اعتقاد دارند تصوير «سه شاخه» روي سكه‌ها، نقش يك لنگر كشتي است اما رهبر اعتقاد دارد كه اين تصوير، همان سه شاخه(پوزيدون) متعلق به خداي درياي‌هاي يونان است. او اعتقاد دارد كه مردم شهر دستوا تحت‌تاثير بسيار زياد هنر يوناني بوده‌اند و آثار خود را به تقليد اين هنر آفريده‌اند. رهبر حتي در نزديك ايوان كرخه در يكي از ‌‌آرامگاه‌ها تعدادي نگين انگشتري پيدا كرده كه خدايان يونان روي آنها نقش شده بود. اليمايي‌ها ابتدا روي سكه را به خط يوناني مي‌نوشتند اما بعدها از خط آرامي براي نگارش استفاده کردند.
خاستگاه اصلي اليماييان کوه‌هاي شمال‌شرقي خوزستان بوده، يعني منطقه بختياري‌نشين استان، ميانه‌هاي سده دوم پيش از ميلاد که به‌عنوان يک قدرت سياسي مطرح مي‌شوند. با افزايش يافتن قدرت قلمرو خود را به سمت دشت خوزستان گسترش مي‌دهند و تا اوايل سده سوم ميلادي به حيات خود ادامه مي‌دهند. وسعت حكومت‌شان از يك‌سو به شمال ايذه دامن مي‌كشد و از سوي ديگر سر بر ساحل خليج فارس مي‌كند. مرز سوم اين حكومت نيز تا نزديكي‌هاي اصفهان گستره مي‌گشاید.


خواب دو هزارساله پادشاهان دستوا آشفته شد


داستان شهر باستاني دستوا از روزي آغاز شد كه تراكتور يكي از كشاورزان در هنگام كشت و زرع در دل زمين فرو ‌رفت و به شهري خفته در دل خاك‌ بر‌خورد. خبر در شهر ‌پيچيد و تيمي از باستان‌شناسان را به سرپرستي مهدي‌رهبر به اين‌سو ‌كشاند. كاوش‌ها آغاز مي‌شود تا پنج آرامگاه زيبا در برابر چشم آنها نمايان شود. آرامگاه‌ها به طرز بسيار زيبايي ساخته شده بودند. زيبايي خيره‌كننده آرامگاه‌ها، تزئينات و اشياي داخل آن باستان‌شناسان را به اين نتيجه رساند كه پنج‌گور متعلق به شاهان و حاكمان اليمايي را يافته‌اند. به اعتقاد پژوهشگران گورستان‌ها و آرامگاه‌ها اطلاعات بسيار دقيقي از زندگي گذشته را در اختيار پژوهشگران قرار مي‌دهد و اين آغاز ماجرا بود. مهم‌ترين يافته‌هاي باستان‌شناسي در آرامگاه‌ها و قبرستان‌ها دفن شده‌اند. آنچه اين روزها هم دره شمي را سر زبان‌ها انداخته، گذشته آن مرد بلندبالاي برنزي و آرامگاه‌هاي باشکوه باقي‌مانده از اين حاکمان مرموز است.
مهدي رهبر اعتقاد دارد که زيبايي آرامگاه‌ها اليمايي‌ها مي‌تواند گردشگران زيادي را به سمت دستوا بکشاند اما «برگه برنده» دست کساني بود که منطقه باستاني را تبديل به حوضچه‌هاي ماهي کردند. پيش‌بيني مهدي رهبر اما در جايي ديگر خود را اثبات کرد. آرامگاه‌هاي دره شمي در ايذه توانست امسال براي نخستين‌بار گردشگران را به کوهستان‌هاي ايذه بکشاند تا بدون هيچ برنامه‌ريزي، گردشگري دراين منطقه جان بگيرد.
خاطرات رهبر درباره گوره‌هاي کشف شده هم خواندني است: «زماني كه پله‌هاي اين گورستان را پشت‌سر گذاشتيم با تابوت‌هاي سفالي بسيار زيبايي روبه‌رو شديم. داخل آرامگاه‌ها مجسمه و زيورآلات بسيار زيادي وجود داشت. در درون يكي از گورها مهره‌اي پيدا شد كه كلمه «ارودك» به زبان يوناني روي آن نوشته شده بود و به احتمال قوي متعلق به يكي از شاهزادگان اليمايي‌ بود.»
تابوت‌هاي مجلل پادشاهان اليمايي با نقش‌هايي چون نخل‌برجسته، آتشدان، حلقه گل و … آراسته با لعاب فيروزه‌اي بسيار درخشان آذين شده بود.
معماري آرامگاه‌ها نيز جالب توجه است. باستان‌شناسان پس از پشت‌سر گذاشتن مسيري پله‌اي، به اتاقك‌هايي مي‌رسند كه دور تا دور آن را سكوهايي با ارتفاع ۹۰ متري مي‌پوشاند. زير سكو‌ها خالي است. روي سكو محل دفن افراد درجه يك سلسه و زير سكو‌ها براي افراد عادي استفاده مي‌شده است. اجساد افراد عادي بدون تابوت و به صورت آزاد دفن مي‌شدند. درون تابوت اشيا جالبي چون كوزه سفالي، سگگ‌كمربند، گردبند و سكه قرار داشت.
او ميان معماري آرامگاه‌هاي اليمايي با معماري آرامگاه‌هاي ايلام ميانه شباهت‌هایی مي‌بيند و مي‌گويد: «نشان مي‌دهد سنت معماري از دوره ايلاميان تا اليمايي يكي بوده‌است.»
به گفته باستان‌شناسان، اليمايي‌ها اعتقاد داشتند كه براي گذر از اين دنيا به دنياي ديگر بايد سوار بر قايقي شد تا با دادن سكه‌اي به قايقران به سلامت از دريايي مشوش و پرتلاطم بگذرند و به سراي باقي بشتابند. بر همين اساس اليمايي‌ها همواره سكه‌اي را در زير سر، زير زبان يا در دست متوفا مي‌نهادند. حتي تابوت را نيز به شكل قايق ساخته‌اند.
باستان‌شناسان متوجه مي‌شوند که مردم «دستوا» در اين زمان كم‌كم به دين زرتشت نزديك مي‌شدند. اين اعتقاد که نبايد با دفن اجساد در دل خاك، زمين را آلوده كرد از همين دوران جان مي‌گيرد. بنابراين تابوت‌هايي مي‌سازند و جسد را در درون آن‌ مي‌نهند. زماني كه گوشت اجساد از بين رفت استخوان‌ها را در گودالي به نام استودان(استخوان‌دان) مي‌ريختند و تابوت براي تدفين‌هاي بعدي آماده می‌شد.


اختلاف طبقاتي؛ مردگان دستوا را هم سوا كرد
نگاهي به گورستان‌هاي شهر واقعيت تلخي را برملا مي‌كند، اختلاف طبقاتي در شهر «دستوا»، حتي پس از مرگ نيز مردم اين منطقه باستاني را از يكديگر جدا مي‌كرده است. اشراف و فقرا در گورستان متفاوت و دور از يکديگر به خاک سپرده مي‌شدند و هر گورستاني ويژگي‌هاي كاملا متفاوتي از ديگري داشت.
فقرا در گورستاني مجزا، بسيار ساده و محقرانه دفن مي‌شدند. همراه آنان هيچ شيء ارزشمندي دفن نمي‌شده و تابوت و كفن صاحبان اين گورها بسيار ساده و محقر بوده‌است. تابوت كه نه، گودالي که در آن جسد به خاک سپرده مي‌شده است. شايد اليمايي‌ها گمان مي‌كردند كه اختلاف طبقاتي پس از مرگ نيز بايد ساکنان اين شهر را از يکديگر جدا کند.
شهر در دوره ساساني نيز به زندگي خود ادامه مي‌دهد تا قرن سوم و چهارم هجري كه سيلي شهر را به ويرانه‌اي تبديل مي‌كند و مردم رو به شوشتر امروزي مي‌آورند و در دل آن ماوا مي‌گيرند.

زير خيش‌هاي کشاورزي

شانس زيادي براي ديدن اين شهر وجود ندارد. خيش‌ها شهر را شخم زده‌اند و حوضچه‌هاي ماهي آن را دفن کرده‌اند. تنها اطلاعات موجود در اين شهر مي‌شود همان کاوش‌هاي مهدي رهبر که به همراه دانشجويانش انجام داده است. کاوش‌هايي که از وجود يک باغ-شهر خبر مي‌دهد و خانه‌هايي که زير سايه‌سار سبز درختان آرميده بودند.
مگر آنکه شانس يار دستوا شود و دوباره بيل باستان‌شناسان به کاوش تاريخ مدفون در دل آن به‌کار شود. آنطور که «مجتبي گهستوني» فعال حوزه ميراث فرهنگي استان مي‌گويد: «شهر در معرض تهديدهاي بيشتري قرار گرفته است. بستر رها شده دستوا همه‌چيز را براي ساخت وسازهاي روستايي به نام گلاک آماده کرده است. حفاري‌هاي غيرمجاز هم قوز بالا قوز است. او تاکيد مي‌کند: «بعد از مهدي رهبر هيچ کاوشي در اين شهر انجام نگرفته و شهر نياز به حفاظت و کاوش تکميلي دارد. شهري که در سال ۱۳۴۷ در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.» آخرين کاوش‌هاي رهبر هم برمي‌گردد به اوايل دهه ۸۰٫
با اين حال فعالان و کارشناسان ميراث‌فرهنگي معتقدند با توجه به اهميت شهر باستاني دستوا تهيه نقشه باستان‌شناسي، ايجاد پايگاه باستان‎شناسي، تشکيل کارگروه‌هاي مطالعاتي و مستند‌نگاري درخصوص آثار و محوطه‌ها و ايجاد موزه اختصاصي براي اليمايي‌ها کاملا ضروري است. به گفته گهستوني‌: «‌ساخت و سازهاي فعلي روستاي گلالک و حفاري‌هاي غير‌مجازي که به‌منظور يافتن سکه و گنج انجام مي‌گيرد اين محوطه باستاني را دچار آسيب‌هاي جدي کرده است.»
مجتبي گهستوني، با تاکيد بر اينکه جغرافيا، زادبوم، تاريخ، نژاد و زمينه‌هاي مطالعاتي ايليمايي‌ها گسترده است اما هنوز راجع‌به اين موضوعات پژوهشي‌ نشده، مي‌گويد: «اين منطقه باستاني درحالي نيازمند تعيين حريم و کاوش‌هاي تکميلي است که هم‌اکنون حفاري و تخريب‌ها در اين منطقه رشد صعودي پيدا کرده است. چنانچه مي‌توان با ايجاد پايگاه باستان‌شناسي و تشکيل کارگروه‌هاي مطالعاتي و مستندنگاري به بررسي محوطه، نقش‌برجسته، گوردخمه‌ها و خط و زبان و معماري و شهرسازي اين دوره پرداخت.»

شهر تاریخی دستوا و بی‌مهری‌های چندین ساله - واحد معماری و شهرسازی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آشنایی با آتشکده سرمسجد - خوزستان

آشنایی با آتشکده سرمسجد - خوزستان

محمد ملاحسینی: آتشکده یا معبد سرمسجد یکی ازمهمترین مکان‌های تاریخی و باستانی استان خوزستان است که در شمال شرقی شهر مسجدسلیمان قرار دارد

آتشکده جاویدان (صفه سرمسجد) واقع در مسجد سلیمان بنایی متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد است که بنا بر نظر برخی کارشناسان، معماران برای ساخت تخت جمشید از آن الهام گرفته‌اند.

نوع معماری این بنا، آتشکده جاویدان اورارتویی است که مهمترین مشخصه آن استفاده نکردن از ملات و گذاشتن سنگ خشک روی سنگ خشک دیگر است.

بنا به نوشته‌های پروفسور گیرشمن، باستان‌شناس فرانسوی در کتاب «ایران از آغاز تا اسلام» تخت جمشید نیز با استفاده از همین الگو ساخته شده است.

این معبد که در گذشته‌های دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که به گفته مورخان مقر حکومتی پارس‌ها بوده است.

آتشکده سرمسجد، به دستور یکی از پادشاهان بزرگ هخامنشی ساخته شده و هر کدام از سنگ‌های بزرگ معدنی به کار رفته در آن 4 تا 5 تن وزن دارد.

برای ساخت دیوارهای این معبد هیچ نوع ملاتی به کار نرفته و با توجه به زلزله‌های مکرر در مسجد سلیمان احتمال ریزش این سنگ‌های خشکه‌چین وجود دارد.

محراب آتشکده متعلق به قرن ۷- ۸ قبل از میلاد است که شامل یک سکو به اندازه‌های ۲۰ در ۲۵ پا می‌باشد. در بخش شرقی محراب قسمتی که اکنون آتشکده می‌باشد برای عبادت ایرانیان بنا شده بود.

سمت غرب ایران مقدس ویژه خدایان یونانی بوده و در سمت غربی آتشکده 3 معبد برای 3 تن از خدایان قدیم اختصاص داشت که 2 تن از آنان هراکلیوس و آتنا می‌باشد.

یک پلکان به عرض ۲۵ متر مومنان را به روی صفه نزدیک محل مقدس هدایت می کرد و از آنجا که در پایان مراسم نیایش نبایستی از همان راه که آمده‌اند بازگردند یک پلکان دیگر در گوشه دیگر ضلع شرقی برای پایین رفتن ساخته بودند.

به عقیده پروفسور گیرشمن سابقه استقرار یکی از قبایل پارس در مسجدسلیمان به اواخر قرن هشتم قبل از میلاد می‌رسد.

ظروف سفالی، سکه‌های قدیمی، مجسمه‌های باستانی و آثار کهنی از این بنای تاریخی بدست آمده است که در موزه‌های داخل و خارج نگهداری می‌شوند.

همه ساله از سراسر ایران و حتی خارج از کشور جهانگردانی برای بازدید از این اثر ارزشمند باستانی به استان خوزستان سفر می کنند.

آتشکده سرمسجد در سال 1316 و با شماره 300 به فهرست آثار تاریخی ملی و باستانی کشور به ثبت رسیده.

آشنایی با آتشکده سرمسجد - خوزستانآشنایی با آتشکده سرمسجد - خوزستانآشنایی با آتشکده سرمسجد - خوزستانآشنایی با آتشکده سرمسجد - خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آشنایی با تنگ کول فرح - خوزستان

آشنایی با تنگ کول فرح - خوزستان

تنگ کول فرح در 7 کیلو متری جنوب شرق ایذه در استان خوزستان قرار دارد.

در این منطقه 6 مجموعه نگارکند سنگی و صخره‌ای شناسایی شده است. کتیبه‌ای به خط عیلامی در دیواره شمالی تنگه، پیکره‌ای از فرمانروای کول فرح و تعداد دیگری سنگ نگاره که شامل گسترده‌ترین نگار کند صخره‌ای ایران نیز می‌شود.

در تصویر سنگی این نیایشگاه بیش از ۴۰۰ نفر در حال نیایش دیده می شوند. در این تصاویر نخستین نگاه بشر به مذهب و آئین شکل گرفته است. حمل خدایان، قربانی کردن و اجرای موسیقی از دیگر صحنه‌های بکر این سنگ نگاره‌هاست.

کول به معنی دره و فرح به معنی خوشحال است، با وجود اینکه دره‌های این منطقه عموماً تنگ و خفه هستند، اما این دره روح‌افزا و دلباز است.

کول‌فرح در شمال شرق شهرستان ایذه در انتهای دشت ایذه قرار دارد که در سمت راست مدخل دره، در کنار رشته کوهی، دو قطعه سنگ عظیم و نامنظم دیده می‌شود که بر بدنه آنها، نقوش ظریف و زیبایی از صورت انسان و شمایل جانوران در حالت‌های نیایش و احترام دیده می‌شود.

منطقه باستانی کول فرح یکی از جاذبه‌های تاریخی گردشگری شهرستان ایذه و استان خوزستان و از نظر باستان‌شناسی بسیار حایز اهمیت است.

این اثر باستانی به دلیل واقع ‌شدن در یکی از مناطق بسیار خوش آب و هوای استان خوزستان علاوه بر باستان‌شناسان و محققان تاریخی، سالانه هزاران گردشگر را به سوی خود جذب می‌کند.

محوطه کول فرح در سال 1378 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 2597 در فهرست اثار ملی ایران به ثبت رسید.

مروری بر نقش‌برجسته 6 گانه تنگ کول فرح:

نقش برجسته شماره ۱: نخستین نقش برجسته مراسم قربانی را نشان می‌دهد و در ارتفاع ۶ متری از دامنه کوه قرار دارد. پهنای صفحه یک متر و هفتاد سانتیمتر دریک متر است.

در آن شاه هانی یکی از حاکمان مستقل آیاپیر که همزمان با شوتروک نهونته دوم پادشاه ایلام در سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد بوده در حال قربانی کردن نشان داده شده است.

در این تصاویر شاه کلاه گردی بر سر دارد و دو نفر او را همراهی میکنند که یکی از آنها شوترورو وزیر شاه است. جلوی شاه سه نوازنده با دو ساز چنگ و یک دف در حرکت هستند. در زیر نوازندگان تصویر یک شکارچی و یک بز کوهی وجود دارد. در زیر شکارچی سه کاهن ایستاده اند و دو گاو نر و یک بز کوهی را هدایت می‌کنند.

پیش از این سه قوچ قربانی شده اند که سر آنها از بدن جدا شده است . سنگ نبشته ۲۴ سطری افراد حاضر را با خط ایلامی نام برده است . قسمتی از آن به این شرح است:

من هانی پسر تاهی هی حاکم آیاپیر هستم. من مجسمه ام را در این جا بر پا داشته ام پس از آنکه رب النوع سراپا مسلح تیروتور خدای منطقه سیل هیته حمایتش را بر من ارزانی کرده بود.

نقش‌برجسته شماره 2: بر بدنه سنگی تک‌افتاده در قسمت جنوبی و در کنار مسیل، نقش برجسته‌ای با موضوع قربانی کردن برای خدایان ایلامی حجاری شده است. در میانه صحنه، شاه عیلامی بزرگ‌تر از دیگران حجاری شده و دستان خود را به حالت احترام و نیایش در جلو صورت خود گرفته است.

در جلو او کاهنان در حال قربانی کردن چندین راس گاو کوهاندار هستند و در پشت سر او تعدادی از صاحب‌منصبان ایلامی کوچک‌تر حجاری شده‌اند.

نقش‌برجسته شماره 3 : در نزدیکی نقش‌برجسته شماره 2 و بر بدنه تخته سنگی بیضی‌شکل صحنه قربانی برای خدایان ایلامی حجاری شده است.

در این صحنه شخص بزرگ‌تر (احتمالا شاه ایلامی) دستان خود را به حالت احترام بر بالای شکم قرار داده و در جلو روی او تعدادی از خادمان در حال حمل مجسمه خدای ایلامی هستند که همراه با نواختن چنگ و قربانی کردن گاوهای کوهاندار نشان داده شده‌اند.

در پشت سر شاه ایلامی، تعداد زیادی صاحب‌منصبان ایلامی حجاری شده‌اند که در این مراسم شرکت کرده‌اند.

نقش‌برجسته شماره 4 : با گذر از نقش‌برجسته شماره 3 و در جنوب آن، نقش‌برجسته‌ای پرکار با موضوع اهدای هدایا به شاه یا خدای ایلامی نشسته بر تخت حجاری شده است.

در مرکز توجه این نقش‌برجسته، خدا یا شاه ایلامی بر تخت نشسته است و میز مخصوص هدایا نیز در جلو او قرار دارد. تعداد زیادی شرکت‌کننده که یکی از دستان خود را در جلو دهان قرار داده‌اند، به حضور خدا یا شاه ایلامی رسیده‌اند تا هدایای خود را تقدیم کنند.

نقش‌برجسته شماره 5: در پشت نقش‌برجسته شماره 4، نقش برجسته‌ای همانند نقش برجسته شماره 2 با موضوع قربانی برای خدایان ایلامی حجاری شده است.

شخص مرکز توجه، بزرگ‌تر از حد طبیعی حجاری شده، دستان خود را به حالت احترام و نیایش بالا آورده و روبه‌روی او گاوهای کوهانداری برای خدایان ایلامی قربانی شده‌اند.

نقش‌برجسته شماره 6: نقش برجسته شماره 6 در بیرون از تنگه بر روی تخته سنگی تک‌افتاده حجاری شده است. موضوع آن حمل مجسمه خدای ایلامی است.

تعدادی از خادمان، تخت مجسمه خدای ایلامی ایستاده را بر دوش خود حمل می‌کنند و در پشت سر آن‌ها تعدادی از صاحب‌منصبان ایلامی شرکت‌کننده در مراسم، حجاری شده‌اند.

آشنایی با تنگ کول فرح - خوزستانآشنایی با تنگ کول فرح - خوزستانآشنایی با تنگ کول فرح - خوزستانآشنایی با تنگ کول فرح - خوزستانآشنایی با تنگ کول فرح - خوزستانآشنایی با تنگ کول فرح - خوزستانآشنایی با تنگ کول فرح - خوزستانآشنایی با تنگ کول فرح - خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پل شادروان شوشتر

پل شادروان شوشتر

بند قیصر یا پل شادروان شوشتر با قدمت دوره ساسانی در کنار پل جدید شهرستان شوشتر در استان خوزستان قرار دارد.

در دانشنامه جهان اسلام، درباره بند قیصر آمده است:

پل‌بند والرین یا بند قیصر در شوشتر را سربازان و مهندسان رومی که در ۲۶۰ میلادی همراه امپراتور روم والریانوس به اسارت شاپور اول درآمده بودند، بنا کردند.

همچنین در دایرةالمعارف مصاحب، آمده است:

بند قیصر، بندی که در قرن ۳ میلادی به امر شاپور اوّل ساسانی در شوشتر رود کارون ساخته شده است. گویند رومیانی که در جنگ با ایران اسیر شده بودند در ساختن این بند به کار گرفته شدند و به همین مناسبت بند قیصر خوانده شده است.

در فرهنگ معین نیز آمده است:

... سدی است که در زمان شاپور اول ساسانی و به امر او پس از اسارت قیصر روم توسط برانوش، مهندس رومی در نزدیک شوشتر ساخته شد. این سد ۱۵۰۰ قدم طول داشت و هنوز هم برای برگرداندن آب کارون به مزارع به کار می‌رود. بند قیصر، سدی است که به امر شاپور اول ساسانی به دست رومیان و توسط مهندس رومی به نام برانوش (بزانوش، اورانوش) در شوشتر (کنار پل شوشتر) ساخته شد. ترتیب ساختن این سد چنین بود که همۀ آب رودخانه را به شعبه‌ای که از آن خارج کرده بودند برگردانیده‌اند و معروف به آب گرگر است که هنوز موجود می‌باشد. کف رودخانه را با سنگ‌های بسیار محکم فرش کرده‌اند. خود سد از سنگ‌های بزرگ سماقی که همۀ آنها را به‌هم پیوند داده‌اند ترکیب یافته است که با چشمه‌ها و دریچه‌های مربوط برای اجرای آبیاری اراضی مجاور بسیار مناسب است. پل شوشتر روی این سد قرار دارد.

برخی بر این باورند که پل شادروان شوشتر قدیمی‌ترین پل جهان می‌باشد که دارای 44 دهنه بوده است و برخی نیز گفته‌اند 48 دهنه داشته است.

پل شادروان زمانی یکی از بناهای مشهور ایران بود ولی امروزه خرابه ای از آن باقی مانده است. روایات مربوط به این پل معمولا تکراری و نقل از منبع پیشین است. آنها ساخت پل را به زمان شاپور اول ساسانی می‌دانند که والریان رومی را پس از اسارت وادار به ساخت این پل و سد شادروان نمود ولی استناد همه آنها به روایات محلی می‌باشد.

کلمان هوار در کتاب ایران و تمدن ایرانی آورده است: پل شوشتر از روی شادروانی می‌گذشت و بنا به روایات مهندسان رومی آن را ساخته بودند.

فردوسی نیز در ضمن سرودن شعری مربوط به این پل نام سازنده آن را برانوش آورده و پس از ساختن آن به روم برگشته است.

البته در قرن هشتم که ابن بطوطه به شوشتر رفته این پل قابل استفاده نبوده، چرا که وی می‌گوید : عمق رودخانه زیاد است و محاذی دروازه دسبول، مانند بغداد و حله جسری از کشتی‌های کوچک درست کرده‌اند.

مولف تذکره شوشتر تجدید بنای آن را به وسیله فتحعلی‌خان از حاکمان اواخر صفویه می‌داند.

این پل بارها مرمت شده است تا اینکه در سال 1303 قمری سیلاب برای چندمین بار آن را شکست و دیگر تعمیری در آن انجام نشد و دائما در حال ویرانی بیشتر شد.

پل معروف به بند قیصر در سال 1310 با شماره 78 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

بند قیصر یا پل شادروان شوشتر

آشنایی با بند قیصر - خوزستانآشنایی با بند قیصر - خوزستانآشنایی با بند قیصر - خوزستانآشنایی با بند قیصر - خوزستانآشنایی با بند قیصر - خوزستانآشنایی با بند قیصر - خوزستانآشنایی با بند قیصر - خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قلعه سلاسل شوشتر

قلعه سلاسل شوشتر

اين قلعه از سمت شرق تا غرب توسط خندقي عميق محاصره شده بود و سمت غرب آن توسط رود محاصره ميشد. و همين ويژگي اين قلعه را به صورت دژ نظامي مستحكمي در مقابل حملات دشمنان قرار داده و يكي از ويژگي هاي بارز اين قلعه كه آنرا از ديگر قلعه ها متمايز مي كند همين عبور نهرداريان از زير قلعه و راه هاي دسترسي به آب نهر توسط پلكانهايي كه در درون قلعه قرار داشت و اين ويژگي باعث مي شد در هنگام محاصره قلعه در زمان جنگ افراد درون قلعه ماهها و حتي سالها بتوانند در درون قلعه در مقابل حملات دشمنان مقاومت كنند.درون قلعه فضاهايي مختلفي قرار داشته كه عبارتند از 1- شوادان ها 2-حمامها 3-آشپزخانه ها 4-نانوايي 5-قورخانه(سربازخانه) 6-قاپيهاي (دروازه)متعدد 7-باغچه ها 8- نقارخانه. اين قلعه داراي 1 شوادان بزرگ بوده كه به طريقي با شوادانهاي درون بافت شهر در ارتباط بود. اين شوادانها در گرماي 40 درجه خوزستان محيطي خنك در حدود 25 درجه براي افراد پديد مي آورد. اين قلعه داراي 2 دروازه بزرگ بوده كه يكي روبروي زندان و در كوچه اي كه اكنون مسجد شاه صفي بود قرار داشته و دروازه كه درست روبروي كوچه پمپ بنزين و دبيرستان قرار دارد. در مقابل دروازه جنوبي يك ميدان وسيع قرار داشته كه ظاهراً از مسافتهاي دور عبورو مرور افراد را زير نظر مي گرفتند و اختلاف ارتفاع بين كف حياط قلعه تا پائين ترين سطح قلعه ( تونلهايي در زير قلعه) در حدود 30 مترمي باشد. قلعه داراي استحكامات عالي و چندين طبقه بود كه امرا و سلاطين مختلف در آن عمارات بسيار زيبا و عالي ساخته و كوشكهاي باشكوه كه بوسيله طلا و مينا و لاجورد منقش شده بود. بنا به گفته مورخين سلطان زين الدين توسط منصور آل مظفر درون اين قلعه زنداني بوده است. و اميرتيمور گوركاني در يورش به خوزستان اين قلعه را تصرف كرده. اسراي لرستان و مشعشعيان خوزستان با اتكا به اين قلعه بارها بر عليه حكومت صفوي دست به قيام زدند. اين قلعه تا زمان حكومت نادرشاه محل حاكم محلي بود. و هر يك از مستوفيان در قلعه عمارت مخصوص به خود داشتند تا اينكه بعد از نادر قلعه متروك شد و حاكم ولايت در قلعه مستقر نمي شد. در زمان ناصرالدين شاه قلعه دوباره مرمت و مسكوني گرديده تا اينكه در سال 1341 هـ .ق رئيس اداره دارايي وقت (نبوي) براي ساخت اداره دارايي كليه ساختمان آنرا خراب ومصالح قلعه را براي بكار بردن در اداره دارايي مورد استفاده قرار داد[1]. تا چندين سال پيش يك توپ بزرگ كه معروف به توپ نادري بود كه در هنگام ماه مبارك رمضان وقت شرعي را با صداي اين توپ اعلام مي كردند و صداي توپ تا روستاي اطراف شوشتر مي رسيده و درون قلعه قرار داشت. يكي از خصايص مهم اين قلعه اين است كه آب توسط تنبوشه هاي سفالي در تمام قلعه پخش مي شده و كاري مانند لوله كشي عصر حاضر را انجام داده بودند. در ساختمان قلعه آجرهايي با ابعاد مختلف بكار رفته و پي ها تماماً از سنگ لاشه مي باشند و كف حياط قلعه را بوسيله قلوه سنگ فرش كرده بودند. در درون قلعه چندين حياط مختلف وجود دارد. روبروي عمارت بزرگ يك حياط نسبتاً بزرگ قرار داشته كه ظاهراً اتاقهايي دور تا دور آن قرار داشته كه بعنوان سربازخانه يا اتاقهاي استراحت بكار مي رفته است. و درست در پشت اين اتاقها انبارهاي ذخيره مواد غذايي بوده است.

بطور كلي عوامل تسخير ناپذير بودن قلعه عبارت بودند از:

  • قرار گرفتن قلعه بر روي صخره طبيعي .
  • وجود خندق در اطراف قلعه .
  • احداث برجها و ديوارهاي مرتفع پيرامون قلعه.
  • داشتن امكانات و تجهيزات دفاعي قوي كه در موقع نياز مي توانستند از آنها استفاده كنند.
  • دسترسي به آب رودخانه امكان دفاع از قلعه را به مدت طولاني ميسر مي كرد.

وجه تسميه سلاسل:

در مورد نام سلاسل روايات بسياري نقل شده است

1- برخي باني آنرا شخصي بنام سلاسل يكي از غلامان فارس مي دانند كه برج و باروي اين قلعه را ساخت و براي نشان دادن عظمت اين قلعه بر ضد حكومت فارس كه وي تابع آن بود شورش كرد و هنگامي كه پادشاه فارس براي سركوب و شكست وي آمد او به درون قلعه رفت و مقاومت كرد و آنقدر در قلعه ماند كه شاه قارس ناگزير به بازگشت شد. در راه بازگشت اين غلام خود را به خدمت شاه فارس رساند و عرض ادب كرد و گفت كه به خاطر اين كه به شما نشان بدهم اين قلعه چقدر مستحكم و غير قابل نفوذ است اين كار را كردم[2].

2- سلاسل به معناي زنجير است و برخي مي گويند در گذشته در امتداد رودخانه شطيط و بر روي رود جسري از قايق هايي كه به هم متصل شده بودند مانند زنجير قرار داشته كه بنام سلاسل خوانده مي شدند و چون در كنار اين قلعه بوده اند قلعه نيز بنام سلاسل معروف شده است[3].

3- برخي نيز نام سلاسل را به نام شخصي به اسم ابن ابي سلاسل كه در سال 315 ه ق آنرا مرمت كرده است مي خوانند و به احتمال زياد اين قلعه قبل از اسلام نام هاي ديگري داشته است[4].

[1][1] مريدي شوشتري،اكرم،شوشتر يعني خوبتر،موسسه انتشارات آيات،چاپ انديشه، اهواز، 1377، ص41

[2] جرايري،سيد عبدالله،تذكره شوشتر،چاپخانه حيدري،صص 22-23

[3] تقي زاده،محمد،شوشتر در گذر تاريخ،مؤسسه مطبوعاتي دارالكتاب(جزايري)،قم،1376،ص 169

[4] شوشتري،علاءالملك ابن نورالله،فردوس در تاريخ شوشتر و برخي از مشاهير آن،تهران،انجمن آثار ملي،صص 157-158

قلعه سلاسل شوشترقلعه سلاسل شوشترقلعه سلاسل شوشترقلعه سلاسل شوشتر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 قلعه «دمورگان» شوش

قلعه «دمورگان» شوش

قلعه تاریخی شوش در سال ۱۸۹۷ به دستور ژان ژاک دمورگان فرانسوی برای سکونت باستان شناسان فرانسوی، در نزدیکی آرامگاه دانیال نبی در شهر شوش و روی تپه‌ای تاریخی ساخته شد و به همین دلیل به قلعه دمورگان هم معروف است. البته به آن قلعه اکروپل و قلعه فرانسوی‌ها هم می‌گویند. این قلعه شباهت زیادی به زندان باستیل فرانسه دارد که با استفاده از آجرهای به دست آمده از کاخ داریوش و تعدادی از آجرهای منقوش به خط میخی چغازنبیل به دست معماران دزفولی بنا شده است. پلان قلعه ذوزنقه‌ی شکل است قلعه تاریخی شوش در سال ۱۳۸۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. این اثر تاریخی در دوره جنگ تحمیلی بارها مورد حمله دشمن قرار گرفت و آسیب‌های زیادی دید. از این قلعه به عنوان نوعی موزه استفاده شده و اشیای تاریخی و ابزار باستان شناسی فرانسوی‌ها در آن نگهداری می‌شوند. تزئینات این قلعه شامل نعل درگاه‌های قوسی و نماهای تزئینی با آجر و نقاشی‌هایی به سبک تلفیقی اروپایی و شرقی و نیزمعماری شوشتر و دزفول و آجرهای کتیبه‌دار است

قلعه شوش؛یادگاری ایرانی و اروپایی به جامانده از دوره قاجار

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

سرستون گاو دوسر از کاخ آپادانا شوش موزه لوور، پاریس

سرستون گاو دوسر از کاخ آپادانا شوش موزه لوور، پاریس

سرستون گاو دوسر کاخ آپادانا شوش قسمتی از کاخ با شکوه آپادانا داریوش بزرگ در شوش است. این سرستون بزرگ یکی از سی و شش ستون پشتیبان سقف کاخ آپادانا داریوش بزرگ در شوش می‌باشد و نمایانگر معماری هخامنشی است که از فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف و به صورت سبکی منسجم و مرتبط ایجاد شده‌است.
این سی و شش ستون هر کدام دارای ۲۱ متر ارتفاع هستند که قاعده هر کدام به شکل مربع می‌باشد که نام پادشاه بر روی آن حکاکی شده‌است.

این سرستون نتیجه کاوش‌های مارسل و جین دیولافوا در سال‌های ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶ میلادی می‌باشد. هنگامی که داریوش بزرگ پس از کوروش بزرگ به پادشاهی هخامنشی رسید، شهر شوش را به عنوان پایتخت اداری و اجرایی سراسر قلمرو امپراطوری هخامنشی انتخاب کرد. قدمت این سرستون‌ها به ۵۱۰ سال پیش از میلاد باز می‌گردد. این سرستون در موزه لوور نگهداری می‌شود. .

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

گزارش | نگارکند «خونگ‌اژدر»، به‌جای‌مانده از لشکرکشی مهرداد بزرگ اشکانی در خوزستان


گزارش | نگارکند «خونگ‌اژدر»، به‌جای‌مانده از لشکرکشی مهرداد بزرگ اشکانی در خوزستان

ایذه، شهری بختیاری‌نشین در قلب زاگرس و از مناطق تاریخی و شناخته‌شده استان خوزستان در ایران است؛ شهری باستانی با بیش از ۴۵هزار سال کهنگی شناخته‌شده که فراز و نشیب‌های گوناگونی را تا به امروز برای ثبت در تاریخ پشت سر به یادگار گذاشته است.

از زمان نخستین دست‌افزارهای دست انسان‌ها، شکل‌گیری روستاها، آغاز شهرنشینی، برآمدن عیلامیان به عنوان نخستین حکمرانان تاریخ ایران، فروغ هخامنشیان، پارتیان، ساسانیان و در نهایت ورود اسلام به ایران، شاهد رویدادها و اتفاقات گوناگونی در تاریخ و جغرافیای مناطق مختلف ایران بزرگ هستیم که هرکدام از این رویدادهای تاریخی بارها بررسی وکنکاش شده‌اند؛ اما در این میان هستند مناطقی که در شرح رویدادهای تاریخ و جغرافیای غنی ایران بزرگ از قلم افتاده‌اند و آن‌گونه که باید به موضوعات و حوادث سرزمینی آن‌ها پرداخته نشده است.

یکی از این مناطق شهرستان ایذه در کانون تمدنی خوزستان است؛ سرزمینی در قلب زاگرس میانی که در همه ادوار گذشته تاریخ ایران دارای جایگاه ویژه‌ای بوده است.

یکی از نمونه‌های بارز هویت فرهنگی ـ تاریخی موجود در شهر ایذه، نگارکند خونگ‌اژدر است؛ یادگاری که در آن اوج شکوه و بزرگی پارتیان و پشتوانه قدرتمند آن‌ها یعنی سرزمین‌های بختیاری را به طور ویژه و سرزمین الیماییس را به‌طور عام را نشان می دهد.

در نقش‌برجسته خونگ‌اژدر، تصویر یک مقام سیاسی سوار بر اسب، مردی در میان، سه مرد ایستاده و دو کبوتر دیده می‌شوند که چهار مرد در مقابل آن‌ها ایستاده‌اند و گویی او را درود می‌فرستند.

پیرامون این نقش گمانه‌های بسیاری وجود دارد: «برخی می‌گویند که این نقش‌برجسته شامل دو بخش است و در در دو زمان مختلف ایجاد شده است. اما مطالعاتی که از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷ توسط هیأت مشترک ایران و ایتالیا و دانشگاه تورینوو براساس اسکن لیزر هوشمند سه‌بعدی که برای اولین بار در خونگ‌اژدر روی این نقش‌برجسته انجام شد، این گمانه را مردود می‌داند و هیچ‌گونه برآمدگی و فرورفتگی در نقش که دال بر چند زمانی بودن باشد وجود ندارد، کمااینکه در جریان تحقیقات این هیأت مشترک وجود خط و نوشته‌ای تایید نشد ولی امکان آن را محتمل دانسته‌اند که خطی هم اگر بوده در طول زمان و فرسایش تاریخی محو شده است.

برخی نیز بر این اعتقاد هستند که چهره و مشخصات ظاهری مقام سوار بر اسب، شباهت‌های بسیاری به چهره چند تن از پادشاهان اشکانی از جمله مهرداد اول، اردوان اول، مهرداد دوم و فرهاد دوم دارد؛ اما هر چه که هست، سربند حاکم سوار بر اسب نشان می‌دهد که او یک حاکم یا مقام سیاسی است.

برخی از پژوهشگران نیز باتوجه به شواهد ظاهری اسب در نگارکند، اعتقاد دارند که تزئینات دهنه اسب، یونانی است و هیچ شباهتی به دهنه اسب‌های هم‌دوره خود ندارد. شباهت‌های موجود در تزئییات و قواره اسب نیز ما را به سمت نگارکند سرپل‌ذهاب و اسبچه‌های خزری نیز سوق می‌دهد، کمااینکه یک اثر مهر از نسا که خواستگاه اشکانیان است نیز وجود دارد که به این مبحث بسیار می‌تواند کمک کند.

اما آن‌چه در این میان پیداست، بررسی وقایع تاریخی و مطالعات سکه‌شناسی و چهره‌نگاری که بر شخصیت سوار بر اسب صورت گرفته، نشان می‌دهد که او مهرداد اول اشکانی است و برای بیرون راندن بقایا و بازماندگان سلوکی از ایران از راه خوزستان و سرزمین الیماییس به سمت میان‌رودان می‌رود.

مهرداد یکم « به پهلوی: » اشک پنجم؛ مشهور به مهرداد بزرگ، شاهنشاه پارتی ایران‌زمین «۱۷۱تا ۱۳۲ پ.م» و به عبارتی بنیان‌گذار پادشاهی اشکانیان بود که کشورگشایی‌های او باعث شکوه دولت اشکانی شد؛ اقتداری چشم‌گیر در دوران پادشاهی یکی از شناخته‌شده‌ترین پادشاهان پارتی در مقابل روم باستان. این پادشاه مقتدر، نخستین پادشاه اشکانی است که مانند پادشاهان هخامنشی، عنوان شاهنشاه را در کنار نام خویش برگزید. او در اقدامی هوشمندانه برای یکپارچه‌سازی شاهنشاهی پارتیان و برچیدن بساط بازماندگان دودمان سلوکی، از پایتخت خود (نسا) واقع در عشق‌آباد کنونی حرکت کرد و از آن‌جا به سرزمین الیماییس رسید.

نبرد میان مهرداد بزرگ (اول) با مردمان سرزمینی که پیش از این آنتی‌کوس سوم سلوکی را تدبیر کرده بودند، به شدت سخت و دشوار بود؛ آن هم مردمی که به شجاعت شهره بودند و در نبرد با آنتی‌کوس سوم که برای چپاول نیایشگاه‌های آن‌ها به این سوی لشکر کشیده بود، او را سخت خسته، سپاه او را کوچک و ناتوان و سرانجام خود او را از میان برداشته بودند کار آسانی نبود.

در این میان، تدبیر مهرداد بزرگ (اول)، مذاکره با «کام‌ناس‌گیرس دوم»، حاکم محلی سرزمین الیماییس بود؛ سرزمینی که شامل خوزستان، بخش‌هایی از چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد می‌شد. در این رویارویی، مهرداد بزرگ توانست با تدبیر و اعطای خودمختاری به سرزمین الیماییس به جای رودررویی با آن‌ها، به جای تکرار اشتباهات افرادی مانند آنتیکوس سوم، نیروهای خود را تقویت و با آمادگی بیشتری به سوی میان‌رودان حرکت کند.

این رویداد بزرگ و مهم تاریخی توسط الیماییان، بر سینه سنگی بزرگ و تک‌افتاده در دوهزار و ۱۶۰ سال پیش برای ثبت در تاریخ حجاری شد. در سند موجود و به‌جامانده از این واقعه تاریخی، کام‌ناس گیرس دوم حاکم سرزمین الیماییس به همراه کاهن بزرگ و بزرگ‌زادگان به حضور مهرداد اول می‌رسند و ضمن ابراز ارادت و تمکین نسبت به شاه بزرگ اشکانی سوار بر اسب، به صورت نمادین آیین اهدای خودمختاری به وسیله کبوتران حامل حلقه فرمانروایی به نمایش در می‌آید.

این نگارکند مهم که یکی از آثار ارزشمند موجود در پهنه دشت خوزستان محسوب می‌شود در پانزده کیلومتری شمال شهر ایذه کنونی و در روستایی با نام خونگ‌اژدر قرار دارد و هر سال هزاران گردشگر داخلی و خارجی را برای تماشای هنر الیماییان و روایت یکی از وقایع مهم تاریخ ایران به خوزستان می‌کشاند.

*گزارش از بهنام رضائی ـ کارشناس‌ارشد تاریخ ایران


گزارش | نگارکند «خونگ‌اژدر»، به‌جای‌مانده از لشکرکشی مهرداد بزرگ اشکانی در خوزستان

ایذه، شهری بختیاری‌نشین در قلب زاگرس و از مناطق تاریخی و شناخته‌شده استان خوزستان در ایران است؛ شهری باستانی با بیش از ۴۵هزار سال کهنگی شناخته‌شده که فراز و نشیب‌های گوناگونی را تا به امروز برای ثبت در تاریخ پشت سر به یادگار گذاشته است.

از زمان نخستین دست‌افزارهای دست انسان‌ها، شکل‌گیری روستاها، آغاز شهرنشینی، برآمدن عیلامیان به عنوان نخستین حکمرانان تاریخ ایران، فروغ هخامنشیان، پارتیان، ساسانیان و در نهایت ورود اسلام به ایران، شاهد رویدادها و اتفاقات گوناگونی در تاریخ و جغرافیای مناطق مختلف ایران بزرگ هستیم که هرکدام از این رویدادهای تاریخی بارها بررسی وکنکاش شده‌اند؛ اما در این میان هستند مناطقی که در شرح رویدادهای تاریخ و جغرافیای غنی ایران بزرگ از قلم افتاده‌اند و آن‌گونه که باید به موضوعات و حوادث سرزمینی آن‌ها پرداخته نشده است.

یکی از این مناطق شهرستان ایذه در کانون تمدنی خوزستان است؛ سرزمینی در قلب زاگرس میانی که در همه ادوار گذشته تاریخ ایران دارای جایگاه ویژه‌ای بوده است.

یکی از نمونه‌های بارز هویت فرهنگی ـ تاریخی موجود در شهر ایذه، نگارکند خونگ‌اژدر است؛ یادگاری که در آن اوج شکوه و بزرگی پارتیان و پشتوانه قدرتمند آن‌ها یعنی سرزمین‌های بختیاری را به طور ویژه و سرزمین الیماییس را به‌طور عام را نشان می دهد.

در نقش‌برجسته خونگ‌اژدر، تصویر یک مقام سیاسی سوار بر اسب، مردی در میان، سه مرد ایستاده و دو کبوتر دیده می‌شوند که چهار مرد در مقابل آن‌ها ایستاده‌اند و گویی او را درود می‌فرستند.

پیرامون این نقش گمانه‌های بسیاری وجود دارد: «برخی می‌گویند که این نقش‌برجسته شامل دو بخش است و در در دو زمان مختلف ایجاد شده است. اما مطالعاتی که از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷ توسط هیأت مشترک ایران و ایتالیا و دانشگاه تورینوو براساس اسکن لیزر هوشمند سه‌بعدی که برای اولین بار در خونگ‌اژدر روی این نقش‌برجسته انجام شد، این گمانه را مردود می‌داند و هیچ‌گونه برآمدگی و فرورفتگی در نقش که دال بر چند زمانی بودن باشد وجود ندارد، کمااینکه در جریان تحقیقات این هیأت مشترک وجود خط و نوشته‌ای تایید نشد ولی امکان آن را محتمل دانسته‌اند که خطی هم اگر بوده در طول زمان و فرسایش تاریخی محو شده است.

برخی نیز بر این اعتقاد هستند که چهره و مشخصات ظاهری مقام سوار بر اسب، شباهت‌های بسیاری به چهره چند تن از پادشاهان اشکانی از جمله مهرداد اول، اردوان اول، مهرداد دوم و فرهاد دوم دارد؛ اما هر چه که هست، سربند حاکم سوار بر اسب نشان می‌دهد که او یک حاکم یا مقام سیاسی است.

برخی از پژوهشگران نیز باتوجه به شواهد ظاهری اسب در نگارکند، اعتقاد دارند که تزئینات دهنه اسب، یونانی است و هیچ شباهتی به دهنه اسب‌های هم‌دوره خود ندارد. شباهت‌های موجود در تزئییات و قواره اسب نیز ما را به سمت نگارکند سرپل‌ذهاب و اسبچه‌های خزری نیز سوق می‌دهد، کمااینکه یک اثر مهر از نسا که خواستگاه اشکانیان است نیز وجود دارد که به این مبحث بسیار می‌تواند کمک کند.

اما آن‌چه در این میان پیداست، بررسی وقایع تاریخی و مطالعات سکه‌شناسی و چهره‌نگاری که بر شخصیت سوار بر اسب صورت گرفته، نشان می‌دهد که او مهرداد اول اشکانی است و برای بیرون راندن بقایا و بازماندگان سلوکی از ایران از راه خوزستان و سرزمین الیماییس به سمت میان‌رودان می‌رود.

مهرداد یکم « به پهلوی: » اشک پنجم؛ مشهور به مهرداد بزرگ، شاهنشاه پارتی ایران‌زمین «۱۷۱تا ۱۳۲ پ.م» و به عبارتی بنیان‌گذار پادشاهی اشکانیان بود که کشورگشایی‌های او باعث شکوه دولت اشکانی شد؛ اقتداری چشم‌گیر در دوران پادشاهی یکی از شناخته‌شده‌ترین پادشاهان پارتی در مقابل روم باستان. این پادشاه مقتدر، نخستین پادشاه اشکانی است که مانند پادشاهان هخامنشی، عنوان شاهنشاه را در کنار نام خویش برگزید. او در اقدامی هوشمندانه برای یکپارچه‌سازی شاهنشاهی پارتیان و برچیدن بساط بازماندگان دودمان سلوکی، از پایتخت خود (نسا) واقع در عشق‌آباد کنونی حرکت کرد و از آن‌جا به سرزمین الیماییس رسید.

نبرد میان مهرداد بزرگ (اول) با مردمان سرزمینی که پیش از این آنتی‌کوس سوم سلوکی را تدبیر کرده بودند، به شدت سخت و دشوار بود؛ آن هم مردمی که به شجاعت شهره بودند و در نبرد با آنتی‌کوس سوم که برای چپاول نیایشگاه‌های آن‌ها به این سوی لشکر کشیده بود، او را سخت خسته، سپاه او را کوچک و ناتوان و سرانجام خود او را از میان برداشته بودند کار آسانی نبود.

در این میان، تدبیر مهرداد بزرگ (اول)، مذاکره با «کام‌ناس‌گیرس دوم»، حاکم محلی سرزمین الیماییس بود؛ سرزمینی که شامل خوزستان، بخش‌هایی از چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد می‌شد. در این رویارویی، مهرداد بزرگ توانست با تدبیر و اعطای خودمختاری به سرزمین الیماییس به جای رودررویی با آن‌ها، به جای تکرار اشتباهات افرادی مانند آنتیکوس سوم، نیروهای خود را تقویت و با آمادگی بیشتری به سوی میان‌رودان حرکت کند.

این رویداد بزرگ و مهم تاریخی توسط الیماییان، بر سینه سنگی بزرگ و تک‌افتاده در دوهزار و ۱۶۰ سال پیش برای ثبت در تاریخ حجاری شد. در سند موجود و به‌جامانده از این واقعه تاریخی، کام‌ناس گیرس دوم حاکم سرزمین الیماییس به همراه کاهن بزرگ و بزرگ‌زادگان به حضور مهرداد اول می‌رسند و ضمن ابراز ارادت و تمکین نسبت به شاه بزرگ اشکانی سوار بر اسب، به صورت نمادین آیین اهدای خودمختاری به وسیله کبوتران حامل حلقه فرمانروایی به نمایش در می‌آید.

این نگارکند مهم که یکی از آثار ارزشمند موجود در پهنه دشت خوزستان محسوب می‌شود در پانزده کیلومتری شمال شهر ایذه کنونی و در روستایی با نام خونگ‌اژدر قرار دارد و هر سال هزاران گردشگر داخلی و خارجی را برای تماشای هنر الیماییان و روایت یکی از وقایع مهم تاریخ ایران به خوزستان می‌کشاند.

*گزارش از بهنام رضائی ـ کارشناس‌ارشد تاریخ ایران

نگارکند «خونگ‌اژدر»، به‌جای‌مانده از لشکرکشی مهرداد بزرگ اشکانی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

ایذه، شهر سنگ نگاره‌های باستانی ایران

ایذه، شهر سنگ نگاره‌های باستانی ایران

شهرستان ایذه در استان خوزستان قرار دارد که به سرزمین نگارکَنده‌ها و دشت‌های مخملی معروف است. قدیمی‌ترین نگارکنده‌های صخره‌ای و سنگی ایذه که اطراف دشت ایذه را فرا گرفته اند، به دوره "عیلام قدیم" بازمی گردند. فراوانی نگارکنده ها، ایذه را در جایگاه ممتاز جهانی قرار داده و به همین علت از آن به عنوان بزرگ‌ترین موزه سنگی روباز جهان یاد می‌کنند.

شهر ایذه از شهرهای دیدنی استان خوزستان است که در کنار جنگل‌های بلوط و رودهایی که از کارون سرچشمه می‌گیرند، به عنوان بزرگ‌ترین موزه روباز جهان که سنگ‌نگاره‌های تاریخی زیادی در خود جای داده، شناحته می‌شود.

ایذه که پیش از دوره پهلوی به مال امیر مشهور بود، از شهرهای استان خوزستان است که از دوره عیلامی‌ها برجای مانده است. باتوجه به این‌که اولین حجاری‌های ایران باستان در ایذه انجام می‌شده، این شهر را شهر نگارکنده‌های سنگی و صخره‌ای ایران نیز می‌شناسند.

حجاری‌های این شهر را می‌توان به عیلام قدیم و نو تقسیم کرد که دوره عیلام قدیم به سلسله سیمشکی متعلق است. در عیلام قدیم مناطق تاریخی چون نقش برجسته شاهسوار، سلسله سیمشکی و نقش برجسته خونگ اژدر وجود دارد و در عیلام نو کول فره (کول فرح)، روستای کهباد یک و اشکفت سلمان وجود دارند.

اشکفت سلمان: نیایشگاه تاریشا یا اشکفت سلمان، بزرگ‌ترین خط نوشته میخی ایلام‌ نو را در خود جا داده است. در اشکفت سلمان چهار نقش برجسته وجود دارد که دو تای آن داخل غار و دو تای دیگر در خارج از غار دیده می‌شود. بزرگ‌ترین نوشته خط میخی از دوره ایلامی در این غار موجود است که از زمان «شاهک عیلامی» به جای مانده و همچنین برای نخستین بار حضور مصور زن، دوشادوش مرد در نقش برجسته‌های این غار دیده شده است.

کول فرح: سنگ‌‌نگاره کول فرح شامل ۶ نقش برجسته است که به دوران عیلامیان (ایلام کهن) تعلق دارد و با توجه به تصاویری که در این سنگ‌نگاره نقش بسته و بقایایی همچون گورها، کانال آب، ساختمان‌ها و مناطق دیده‌بانی که از محل زندگی مردمان آن روزگار در میان کوه‌ها باقی مانده، می‌توان گفت این محل پرستشگاه نارسینا (یکی از خدایان ایلامی) بوده است.

از دیگر بخش‌های تاریخی این شهر قدیمی، پل شالو، شیرهای سنگی بردشیر (تندیس‌هایی از جنس سنگ)، مجسمه ایاپیر و پل ایذج است که از ویژگی های این پل جنس آن است که از سنگ و ملات ساروج بوده و بر روی بستر رودخانه‌ای خشک و بسیار عمیقی بنا شده‌ است. همچنین گفته می‌شود که در ایذج آتشکده‌ای قرار داشته که تا زمان هارون الرشید روشن بوده است.

اگر در محوطه‌های تاریخی این شهر گشتی بزنیم بردگوری‌ها (بردگوری همان سنگ گبری‌ها بر گورهای باستانی است که به دلیل اعتقاد زرتشتیان بر مقدس بودن خاک، مردگان را در محفظه‌های سنگی دفن می‌کردند) است که کوه‌های ایذه و بختیاری حکایت از جایگاه دین در میان اهالی این شهر پیش از اسلام و در ایران باستان داشته است.

باتوجه به زیبایی‌های خاص و منحصربه فردی که استان خوزستان دارد، طبیعی است که در شهر زیبایی چون ایذه با مناطق دیدنی بیشتری روبه‌رو شویم. در این بین می‌توان به منطقه باجول (در جنوب شهر ایذه) به عنوان یکی از مناطق گردشگری ایذه اشاره کرد که به یک قطب گردشگری تبدیل شده است. نقش برجسته باجول از دوران شاهان محلی الیمایی در دوره امپراتوری اشکانی بر جای مانده است.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 زیگورات دوراونتاش، مظهری بی‌همتا از تمدن عیلام

زیگورات دوراونتاش، مظهری بی‌همتا از تمدن عیلام

زیگورات چغازنبیل پرستشگاهی است که ایلامیها ( عیلامیها ) برای خدایان خود ساخته بودند. چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه در استان خوزستان واقع می باشد و شوش را به یکی از اماکن دیدنی و باستانی ایران تبدیل کرده است.

اونتاش ناپیریشا شاه ایلام ( عیلام ) در قرن سیزده پیش از میلاد معبد چغازنبیل را برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، بنا کرد. زیگورات در زبان عیلامی به معنای نیایشگاه است و چغازنبیل واژه ای محلی به معنای زنبیل واژگون است و نام باستانی این بنا به شمار نمی آید بلکه این مکان نزد باستان شناسان به دور اونتاش معروف می باشد که به معنای قلعه اونتاش است البته در برخی متون میخی از این شهر با عنوان ال اونتاش به معنی شهر اونتاش نام برده شده است.این بنا
نخستین اثر تاریخی ایران است که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

چغازنبیل شوش؛ نمونه‌ای فوق‌العاده از معماری و عرفان باستانی | مجله علی بابا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 موزه و محوطه باستانی هفت‌تپه

موزه و محوطه باستانی هفت‌تپه

موزه هفت‌تپه با پیشروی کاوش‌های این محوطه باستانی در دهه چهل خورشیدی و لزوم فضایی برای نمایش آثار مکشوف، احداث شد

این موزه با جدیت و تلاش شادروان دکتر عزت‌الله نگهبان در سال ۱۳۵۲ هجری خورشیدی گشایش یافت.

در ساخت موزه هفت‌تپه، صنایع داخلی و سازمان‌های دولتی همکاری گسترده‌ای را با دانشگاه تهران و اداره‌کل باستان‌شناسی کشور داشتند. در معماری موزه، استفاده از مصالح بومی، طاق‌های تداعی‌کننده آرامگاه هفت‌تپه و نمونه‌ای از باغ‌های ایرانی جلوه‌گری می‌کند.

پس از حدود نیم قرن تغییرات، موزه هفت‌تپه امروز به نمایش زندگی و آثار دوره ایلام تخصیص یافته است. موزه هفت‌تپه درحال حاضر سه سالن دارد که با جزئیات، اشیای دو محوطه چغازنبیل و هفت‌تپه را نمایش می‌دهند.

انواع ظروف، تدفین‌ها، گل‌میخ‌های سفالی، گل‌نوشته‌ها، آجرنوشته‌ها و مجسمه شیردال در این موزه قابل مشاهده هستند.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

سازه های آبی شوشتر

سازه های آبی شوشتر

سیستم آبی تاریخی شوشتر که به نام "سازه‌های آبی تاریخی شوشتر" نیز نامیده می‌شود، مجموعه‌ای به هم پیوسته از ۱۳ اثر تاریخی شامل پلها، بندها، آسیاب‌ها، آبشارها، کانال‌های دست کند و تونل‌های عظیم هدایت آب هستند که در ارتباط با یکدیگر کار می‌کنندبه گزارش گروه عکس خبرگزاری صداوسیما : در دوران هخامنشیان تا ساسانیان جهت بهره‌گیری بیشتر از آب ساخته شده‌اند. در سفرنامه مادام ژان دیولافوآ، باستان‌شناس نامدار فرانسوی از این محوطه به عنوان بزرگ‌ترین مجموعهصنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد شده‌است. این ۱۳ اثر تاریخی به فاصله کمی از یکدیگر درمحدوده شهر شوشتر واقع شده‌اند با احراز معیار‌های ۱، ۲ و ۵ با عنوان سیستم آبی تاریخی شوشتر به صورت یکجا به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو با شماره ۱۳۱۵ به ثبت رسیده‌اند

سازه های آبی شوشتر ، سازه‌ای در مسیر آبادانی - سفرزون

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 مجموعه جهانی آسیابها و آبشارهای شوشتر

مجموعه جهانی آسیابها و آبشارهای شوشتر

مجموعه آبشارها و آسیاب‌های آبی شوشتر، یکی از بخشهای سیزده‌گانه سیستم آبی تاریخی شوشتر (سازه‌های آبی شوشتر) می‌باشد. این مجموعه به همراه دوازده اثر دیگر در نشست سالانه کمیته میراث جهانی یونسکو در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹ (۵ تیرماه ۱۳۸۸) در شهر سویل اسپانیا، با احراز معیارهای ۱، ۲ و ۵، با عنوان سیستم آبی تاریخی شوشتر به صورت یکجا به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو با شماره ۱۳۱۵ به ثبت رسیده‌اند.

این مجموعه در کنار پل بند گرگر و در مسیر رودخانه دست کند گرگر ساخته شده است. همچنین این اثر با نام مجموعه تاریخی آبشارهای شوشتر در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۸۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

عکس:پیمان حمیدی پور

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 محوطه تاریخی شوش

محوطه باستانی شوش

شهر شوش با وجود آثار باستانی متعدد علاوه بر زیبایی‌های چشم نوازش از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. در این میان قلعه شوش اکروپل با قدمتی بیش از ۱۲۰ ساله یکی از بناهای بسیار جذاب این شهر بشمار می‌رود. نکته قابل توجه در رابطه با این بنا، استفاده از برخی مصالح تاریخی همچون آجرهای کاخ داریوش هخامنشی و آجرهایی با خط میخی حک شده بر رویشان از زیگورات چغازنبیل، برای ساخت این بنا است، به همین علت بسیاری از افراد در باره تاریخ دقیق ساخت بنا دچار اشتباهاتی شده و آن را بسیار قدیمی و باستانی می پندارند. هدف از ساخت قلعه آکروپل فراهم آوردن مکانی برای سکونت باستان شناسان فرانسوی و ایجاد محوطه ای برای حفظ آثار کشف شده بود تا بتوانند به راحتی در باره آثار تاریخی پژوهش انجام دهند. چندی بعد این تفکر به دست باستان شناس فرانسوی، ژاک دمورگان، در سال ۱۸۹۸ میلادی عملی شد. قلعه آکروپل با شماره ثبت ۳۹۸۳ در ۱۰ مهر ماه سال ۱۳۸۰ به ثبت میراث ملی ایران در آمد و سالانه پذیرای گردشگران بسیاری از سراسر دنیا است.

63405868_mg_6081_pjx0.jpg63405869_mg_9191_1y.jpg

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی