راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پرورش گاومیش در «خوزستان»

پرورش گاومیش در «خوزستان»

خوزستان یکی از استان‌های اصلی پرورش دهنده‌ی گاومیش در کشور است که امروزه از فرآورده‌های این دام استفاده‌های فراوانی می‌شود

خوزستان یکی از استان های اصلی پرورش دهنده ی گاومیش است امروزه از فرآورده های گاومیش استفاده های فراوانی می شود که این فراورده ها علاوه بر تامین نیازهای تغذیه ای انسان در سلامت انسان نیز نقش بخصوصی را ایفا می کند.

از جمله فرآورده های گاومیش می توان به شیر ، گوشت، پوست و پنیر موزارلا و ماست و سایر فرآورده های آن اشاره نمود. علاوه بر تمام محسنات ذکر شده از فضولات این دام نیز می توان برای حاصلخیزی زمین های زراعی به ویژه برای پرورش قارچ استفاده کرد

در گردشگري از آنجايي كه سلايق و علايق گردشگران متفاوت است، شيوه‌هاي مختلفي هم براي جذب گردشگر وجود دارد. خوزستان ظرفيت‌هايي دارد كه مي‌شود به عنوان يك مكان رويداد آن را معرفي كرد و برنامه‌هايي در زمينه گردشگري مكان محور در آن اجرا كرد.

در تمام دنيا مكان‌هايي كه اتفاق ويژه‌اي در آنها اتفاق مي‌افتد يا افتاده است، در ايام ويژه‌اي مورد توجه قرار مي‌گيرند و برنامه‌ريزي در اين زمينه موجب رونق گردشگري در اين مكان‌ها مي‌شود.

در خوزستان هم اگر برنامه‌ريزي‌هايي صورت گيرد مي‌توان با فراهم كردن بسترهاي لازم براي جذب گردشگر قدم‌هايي در رونق گردشگري استان برداشت.

يكي از مواردي كه به عنوان يك جاذبه در استان وجود دارد، پرورش و نگهداري گاوميش است. تعداد گاوميش‌هاي ايران، محدود است.

اين تعداد محدود بيشتر در شهرهاي مختلف استان خوزستان از شوش تا آبادان و خرمشهر قرار دارند. براي بسياري از گردشگراني كه زندگي شهري را تجربه مي‌كنند، گاوميش‌ها و شيوه زندگي آنها مي‌تواند به عنوان يك جاذبه گردشگري تلقي شود.

گاوميش‌ها مانند باقي دام‌ها زندگي نمي‌كنند و همين شيوه خاص مي‌تواند براي بسياري از كساني كه به گردشگري در طبيعت علاقه‌مند هستند جذاب باشد. زيست گاوميش‌ها در حاشيه رودهاي خوزستان يكي از زيبايي‌هاي طبيعتي است كه خداوند خلق كرده است.

در محدوده رود كارون و شهرستان كارون؛ «كوت عبدالله» و «شيرن سهر» مي‌توان گله‌هايي با تعداد قابل توجهي از گاوميش‌ها مشاهده كرد كه با هم حركت يا در حاشيه رودخانه شنا مي‌كنند.

همين شنا كردن گاوميش‌ها و حركت گله‌هاي آنها در شهرها براي كساني كه علاقه‌مند به مسائل محيط زيستي و زندگي جانوري هستند، مي‌تواند يكي از دلايل و بهانه‌هاي سفر به خوزستان باشد

علاوه بر شيوه زيست و پرورش، محصولات لبني از جمله بستني گاوميش كه معروف‌ترين آن در شهر ملاثاني تهيه مي‌شود، مي‌تواند تجربه خوبي براي گردشگران باشد. و به طور كلي اين پديده مي‌تواند از ابعاد مختلف تبديل به جاذبه شود.

شناي گاوميش‌ها در رودخانه و لجن‌هاي اطراف (براي خنك شدن) آن در سرچشمه رودخانه شائور در شمال شوش يكي از جذابيت‌هاي طبيعي منطقه است. محلي‌ها معتقدند اگر گاوميش‌ها شناي خوبي داشته باشند و تن‌شان خوب خنك شود، كيفيت شيرشان هم بهتر خواهد بود.

گاوميش در زندگي مردم محلي اين منطقه تاثير بسياري دارد و به نوعي با زندگي مردم در آميخته است و همين امر باعث شده تا اين حيوان از اهميت ويژه‌اي بين مردم محلي برخوردار باشد. چرا كه اين حيوان هم از نظر اقتصادي خانواده‌ها را تامين مي‌كند و هم در فرهنگ و زندگي آنها نقش دارد. نقش گاوميش‌ها در زندگي مردم اين منطقه و همچنين شيوه زندگي گله‌هاي گاوميش در منطقه و شنا كردن آنها در حاشيه رودهاي منطقه، نه به عنوان نقطه هدف گردشگري، بلكه به عنوان تكميل‌كننده برنامه گردشگري در استان مي‌تواند بخشي از زمان گردشگران را به خود اختصاص دهد.

.عکس: فرید محمودی/فارس

پرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

برداشت نرگس از مزرعه «دا فاضل»

برداشت نرگس از مزرعه «دا فاضل»

شهر بهبهان در استان خوزستان، یکی از معروف‌ترین خاستگاه‌های گل نرگس در ایران به شمار می‌رود. فصل برداشت گل نرگس بهبهان از اواسط دی‌ماه آغاز می‌شود که این اثر ملی در فهرست آثار طبیعی استان خوزستان به ثبت رسیده است.

یكی از قدیمی‌ترین نرگس‌زارهای طبیعی ایران و منطقه زاگرس در استان خوزستان و شهرستان بهبهان است كه قدمت آن به قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد. انبوه گل نرگس در بهبهان به قدری زیاد بوده که رنگ یکپارچه و طلایی گل نرگس از دور نمایان بوده و بوی عطرآگین آنها به مشام هر رهگذری می رسد

شهر بهبهان در استان خوزستان، یکی از معروف‌ترین خاستگاه‌های گل نرگس در ایران به شمار می‌رود. این گل زیبا دارای ارزش دارویی و صنعتی نیز هست. برداشت این محصول معمولا از اواسط دی‌ماه آغاز و تا اواخر بهمن‌ماه ادامه دارد.

نرگس‌زار بهبهان هم‌اکنون نیز از جمله مناطق مهم و باسابقه رویش و پرورش گل نرگس بوده و از نرگس‌زارهای طبیعی و معروف ایران محسوب می‌شود.بهبهان پر از نرگس‌هایی است که در گرمای ملایم پاییز و زمستان این منطقه آماده برداشت می‌شوند.

در نرگس زارهای بهبهان چهار نوع گل نرگس شناسایی شده که نرگس «شهلا» وسعت بیشتری را در این مناطق به خود اختصاص داده است.

گردشگران تور طبیعت گردی، به هنگام قدم زدن در میان این دشت پُر گل، می‌توانند از عطر خوش گل‌ها سرمست شوند و لحظاتی فراموش‌نشدنی را در کنار همراهان خود به خوشی سپری کنند. جدا از لذت بردن از عطرِخوش گل نرگس بهبهان، می‌توانید به گرفتن عکس‌های زیبا از مناظر این دشت مشغول شوید که به وقت صبح و تابیدن نور آفتاب به نرگس زارها، جلوه خاصی به گل‌ها می‌دهد.

مردم ولایتمدار بهبهان در یک سنت همه ساله گل نرگس از نرگس زار‌های این شهرستان را تقدیم حرم نورانی و مطهر حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع) اهدا می‌کنند.
مراسم آئین اهدای هشت هزار گل نرگس بهبهان به حرم امام‌رضا (ع) به‌عنوان یک میراث ناملموس (معنوی) از سوی وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به صورت رسمی ثبت‌ملی شده است

در کتاب مطلع‌الشمس آمده است زمانی که امام رضا (ع) به بهبهان وارد شدند مردم از ایشان درخواست دعا نمودند، ایشان فرمودند: پس از من در شهر شما گل می‌روید که سال‌های برای شما باقی خواهد ماند. مردم بهبهان رویش گل نرگس در شهرستان را اثر همان دعا می‌دانند.

«دا فاضل (مادر فاضل)» همانند کشاورزان دیگر به همراه پسر (فاضل) و کارگران خود اقدام به برداشت گل نرگس می‌کند. «دا فاضل» می‌گوید که این نرگس زار مهریه خود از همسر مرحومش بوده که با وجود کسالت همچنان پا به پای دیگران بر سر زمین کار می‌کند.

آیین اهدای هشت‌هزار شاخه گل نرگس بهبهان به حرم مطهر رضوی در سال ۱۳۹۸ به پیشنهاد اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان در گستره‌ استان‌های خوزستان و خراسان رضوی و با شماره ۲۰۱۳ در فهرست آثارملی ناملموس کشور ثبت شده است

سید خلیل موسوی/مهر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوب

تلمبه خانه دارخُوین؛ گنجینه نفت جنوب

افزون بر چهل سال به حال خود رها شده بود! همچون تمام شهرها، کارخانه ها و کارگاه های متروک قرن بیستم که نبض آنها به تولید و تقاضا بسته بود و همین که باد بی نیازی می وزید، پیستون ها، چرخ ها و پره ها از کار می افتاد و واپسین سوت "فیدوس" تعطیلی ابدی آن ها را جار می زد.

کارگرهای یقه چرکین با خشمی فروخورده به کلبه هاشان می خزیدند تا بار و بنه بربندند به مقصدی دیگر و جست و جوی کار! و بومی ها می ماندند به علاقه آب و خاک، آبی که بوی زنگ می داد و خاک... خاک آغشته به نفت و روغن موتور، خاک دامنگیر..!

برای این تلمبه خانه هم، احتمالا چنین اتفاقی افتاده است؛ مسیر خط لوله که عوض شد و نفت بی مدد تلمبه خانه های پی در پی، یکسره تا آبادان رفت، آفتاب رونق دارخوین نیز رو به افول نهاد؛ مثل یک کاروانسرای قدیمی مجاور بزرگراه بیکار ماند و صاحب منصبان به کاری دیگر گمارده شدند و کارگرها نیز پی لقمه نانی راه افتادند در اقصای سرزمین نفت، و لابد چند ناطور ماندند به تماشای روز و شب بویلرهای سرد و ساختمان های رفیع آجری- که سکوت خوفناک "شات دان" (Shut down) کلافه شان می کرد.

ماجرا هر چه بوده، از جزییات آن اطلاع چنداني نداریم، اما می توان استنباط کرد که هم آن رونق برق آسا و خارق العاده اولیه و هم این نکبت و رهاشدگی یکباره ثانویه، برای دارخوین و ساکنانش، نباید خیلی قابل فهم و انتظار بوده باشد.

متروکه شدن دارخوین اما، دست کم این فایده را داشته که انسان سنتی این دیار را همانجا - در آستانه مدرنیت، با عوارض جهان صنعتی و توسعه نامتوازن آشنا سازد و متوجه کند به اینکه این فقط غول صنعت است که می تواند به مدد چراغ جادو، دهی گم شده در لابه لای نخل ها و بوته های "گاگله" را به شهرکی مدرن و مرفه بدل کند که دودکش های رفیع کارخانه اش کیلومترها آنسوتر از مرز، چشم رهگذران را به خود خیره سازد، و باز همین صنعت است که می تواند بی اندک پروايي، زمان را به عقب بازگردانده و آن شهرک رویایی و خانه باغ های شبه اروپایی را به روستایی متروک و رها شده به دست بادهای فراموشی، بدل سازد.

باری مردمان این دیار پیش از آن که مسجدسلیمان، به درد بی نفتی دچار شود، از تجربه دارخوین آموختند که روح زندگی در این کاروان سرای عصر مدرن، و علت العلل حیات و تکوین آن، عبور مارپیچ خط لوله ای پولادین بوده است که کالای کبود دامنه های جنوبی زاگرس را به ساحل اروند می برد.

نفت، آری نفت، در این دهکده حاشیه شرقی کارون فشارافزایی می شد و می رفت تا در حلقوم نهنگی پهلوگرفته در دهانه دریای پارس بریزد و یا در کام آتشین برج های بلند کارگاه کیمیاگری پالایشگاه بزرگ خالی شود.

نفت از کجا و به کجا ؟

فوران چاه نمره یک نویدبخش وجود ذخایر بی بدیل نفت خام بود که بی نیاز به دستگاه های مکنده، به همراهی فشار گاز به فراز آمده و قادر بود بدون استفاده از تلمبه، مسافتی نسبتا طولانی را نیز بپیماید تا به محل تفکیک یا انباشت برسد.

براساس برنامه شرکت نفت انگلیس و ایران (Anglo Persian Oil Company)، نفت خام حاصل از چاه های مسجدسلیمان بایستی درون لوله ای هدایت شده و به مقصدی معلوم راهی دریا می شد، اما قسمت این بود که در سر راه خود چراغ چند روستای از یاد رفته را نیز بیفروزد. یکی از آنها دارخوین نام داشت که در نخستین نقشه های تهیه شده توسط تیم رینولدز با علامت BUSTER مشخص شده بود.

کشیدن خط لوله، دومین طرح بزرگ شرکت نفت انگلیس و ایران بود که در آن زمان از حیث رساندن نفت به ناوگان نیروی دریایی انگلیس اهمیتی حیاتی داشت و موفقیت آن نیازمند فراهم شدن تمهیدات و مقدماتی خاص بود؛ حدود 50 سال پیش از آن به ابتکار سرهنگ دریک، نفت خام پنسیلوانیا درون لوله های چدنی هدایت شده و هشت کیلومتر آن سو تر از "تیتوسویل" (نام محلي كه دريك نفت را استخراج كرد) به مشتریان تحویل شده بود؛ بعدها ساخت یک خط لوله بزرگ نفت به طول 150 کیلومتر، عملا شرکت استاندارد اویل را از سندیکای ارابه دار ها و گاریچی ها بی نیاز ساخته بود. (دانیل یرگین، نفت پول و قدرت: 113 )

اکنون شرکت نفت انگلیس و ایران (میراث دار نیم قرن تجربه غول های بزرگ نفتی) تصویری کامل از برنامه آینده در ذهن و طرحی مدون در دست اجرا داشت؛ به علاوه اين کمپانی از وجود ذخایر عظیم نفت در مسجدسلیمان و منطقه ای که بعدها به "فرو افتادگی دزفول" موسوم شد، اطمینان یافته و باید دست به کار احداث پالایشگاهی بزرگ در ساحل خلیج فارس می شد. آبادان اولین و آخرین گزینه احداث پالایشگاه بود.

آبادان جزیره ای محاط در انبوه آب های شیرین، به لحاظ موقعیت ویژه بندری و امکان ایجاد اسکله های بارگیری؛ بهترین گزینه برای ایجاد یک پالایشگاه در مقیاس جهانی بود؛ بنابراین کار مذاکره میان کمپانی نفت و شیخ خرمشهر برای خرید زمین پروژه آغاز شد، اما شرکت با اطمینان از به سرانجام رسیدن مذاکرات، به صورت توأمان مقدمات کشیدن خط لوله نفت را نیز فراهم می ساخت.

کشیدن خط لوله ای به طول 130 مایل که از منطقه "تمبی" در مسجدسلیمان شروع و به آبادان منتهی شود و در سر راه خود از شکاف کوه ها و عمق دره ها عبور نماید، آن هم با اتکای به نیروی بازوی کارگران بومی، و ماشین آلاتی ابتدایی، كاري به شدت دشوار و طاقت فرسا بود.

کار کشیدن نخستین خط لوله نفت ایران، از طرف شرکت به چارلز ریچي (Charles Ritchie) واگذار شد. ریچی برای انجام این مهم گروهي 50 نفره از كارگران محلي را به استخدام درآورد تا نیروی کار احداث خط لوله شكل بگيرد. علاوه بر کارگران، تعداد 6000 قاطر نیز در این عملیات سنگین مورد نیاز بود که از شهرهای مختلف نواحی مرکزی ایران و بعضا خارج از کشور خریداری و یا اجاره شدند.

کشیدن خط لوله ای به طول 130 مایل که از منطقه "تمبی" در مسجدسلیمان شروع و به آبادان منتهی شود و در سر راه خود از شکاف کوه ها و عمق دره ها عبور نماید، آن هم با اتکای به نیروی بازوی کارگران بومی، و ماشین آلاتی ابتدایی، كاري به شدت دشوار و طاقت فرسا بود.

یک شرکت امریکایی در اوایل سال 1909م (1287 ش) ساخت یکصد و سی مايل لوله چدنی با قطر هشت و شش اينچ را به سفارش شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز کرد و چندی بعد اين لوله ها به وسیله یک کشتی باربری به آبادان منتقل شد.

برنامه اي كه ريچي تدارك ديده بود استفاده حداکثری از جغرافياي محلي براي تسهيل در انتقال نفت بود. خط لوله تا حد امکان به موازات رودخانه کارون کشیده شد تا دسترسی به دوبه (نوعي شناور) حامل لوله ها آسان تر باشد. از طرفی مخازني كه براي ذخيره نفت در مسجدسليمان ساخته شده بود، حدود هشتصد پا از سطح دريا ارتفاع داشتند؛ براساس محاسبات ريچي نفتی که از اين مخازن درون لوله رها می شد تا دو مايل به سمت جنوب جریان داشته، آنگاه دچار افت فشار می شد. او نخستین تلمبه خانه تقويت فشار خود را همان جا احداث كرد.

در اواسط سال 1911م (1289 ش) ریچي آزمایش های اولی را روی خط لوله به پایان رساند و اعلام کرد که خط لوله آماده بهره برداری است. این خط لوله قادر بود سالیانه 400 هزار تن نفت خام را از مسجد سلیمان به آبادان حمل کند. تنها تلمبه خانه مورد نیاز، در منطقه اي موسوم به "تمبي" در جنوب مسجدسليمان احداث شد و پمپ هاي پيستوني رفت و برگشتي كه با نيروي بخار به حركت در مي آمدند، پمپاژ نفت را عهده دار شدند.

نفت خام درون لوله پس از پمپاژ از ارتفاع يك هزار و چهارصدپايي موسوم به "پاگچ امام رضا" كه آن سوي رودخانه تمبي واقع است، به راحتي بالا رفته و با سرازیر شدن در دشتی موسوم به "له بري" سرعتي مضاعف می یافت به نحوی که ارتفاعات بعدي مسير، مشهور به "تل خياط" را نيز درنوردیده و تا آبادان از حرکت باز نمی ایستاد.

احداث خطوط لوله جدید و ضرورت ایستگاه های تقویت فشار بین راهی

عملیات ساختمانی پالایشگاه آبادان از سال 1909 آغاز و فاز اول آن در سال 1912 تکمیل و راه اندازی شد؛ توسعه قریب الوقوع پالایشگاه آبادان از یک سو و افزایش تولید نفت، بواسطه برنامه های توسعه ای در مسجدسلیمان و نواحی جدیدتر هفتکل و نفت سفید، از سوی دیگر موجب شد تا شرکت به افزایش تعداد خطوط لوله انتقال نفت بیندیشد.

از طرفی تقویت بخش تجاری شرکت نفت انگلیس و ایران بواسطه خرید سهام و الحاق شرکت بریتیش پترولیوم که در زمینه بازاریابی و فروش نفت شهرتی به هم رسانده بود، زمینه صادرات بیشتر نفت ایران را فراهم می ساخت. مجموعه این عوامل موجب شد تا شرکت درسال 1914م (1292ش) خط لوله جديدي به قطر ده اينچ و اين بار از جنس فولاد سفارش بدهد.

اما جنگ جهاني اول احداث اين خط لوله را تا سال 1915ميلادي، يعني يك سال بعد به تعويق انداخت. در این مدت ورود فناوري جوش کار لوله کشی نفت را دچار تحولی اساسی نمود. با ورود لوله های فولادی دو سرجوش، خط لوله قديمي که در برخی نقاط دچار پوسيدگی شده بود، کنار گذارده شد و لوله ای جدید با آلياژ محكم و قابلیت فشارافزایی دوچندان جایگزین خط لوله اولیه شد.

پیداست که برای ارسال حجم بیشتری از نفت، وجود یک تلمبه خانه در تمبی کفایت نمی کرد؛ زیرا نفت خام تلمبه شده درون لوله، پس از عبور از بلندی های مسجد سلیمان و سرازیر شدن به دشت ها از نفس افتاده و به فشار افزایی مجدد نیاز داشت؛ بعلاوه در فصل زمستان، سرمای هوا نفت درون لوله را منقبض می کرد و از سَیَلان باز می داشت و در تابستان نیز گازگرفتگی و قطع جریان سیال به سبب گس لاک (Gas Lock) پیش می آمد که خط لوله قبلی نیز گرفتار آن بود؛ بنابراین نیاز به ایستگاه های سبکسازی و تقویت فشار نفت امری اجتناب ناپذیر بود که جریان نفت را ایستگاه به ایستگاه تسهیل کند.

به اين ترتيب خطوط لوله بیشتری احداث گردید و ظرفیت و تعداد تلمبه خانه ها، متناسب با اين خط لوله ها، افزایش یافت. بتدریج سه تلمبه خانه دیگر یکی در "ملاثانی" بین راه اهواز و مسجدسلیمان، یکی در "کوت عبداله" در نزدیکی اهواز و دیگری در "دارخوین" بین اهواز و آبادان احداث گردید و جمعا سه خط لوله اصلی با سایز های 10 و 12 اینچ وظیفه انتقال نفت خام و فرآورده هاي نفتي را از میادین نفتی جنوب عهده دار شدند. این تعداد تلمبه خانه اضافه بر ایستگاه تمبی معروف به OPLA (. O.P.L.A: Oil Pipe Line Acceleration) و ایستگاه آب گنجی بود.

دارخوین در دهه ی نخست کشف نفت

لا مطلوب و لا متدین اشودانی بالدوراخوین؟

نه بدهکارم و نه دینی به گردن دارم پس چرا به دورخوین (دارخوین) افکنده شده ام؟

دارخوین در آغازین سال کشف نفت، دهی بود از قماش دهات حاشیه شرقی کارون، در فاصله شش هفت فرسخی جزیره عبادان که جویبار زندگی در آن به کندی جاری بود. آن گونه که از این بیت و ادبیات فولکلور منطقه استنباط می شود، نام دارخوین ابتدا "دور خوین" بوده است؛ واژه دور در عربی به معنی چند اتاقک کوچک و به نوعی مصغر "دار" است که گویای وضعیت کلی این آبادی قبل از ظهور نفت است.

اوایل قرن هیدروکربور، هنگامی که غرش لوکوموتیو نفت در ایران، خواب آرام و رازآلود سنت را به بیداری پر اضطراب مدرنیته بدل کرد و نفت راه خود را از کوره راه های گچی مسجدسلیمان به سوی دهانه خلیج فارس در مصب اروند باز نمود، این روستای عرب نشین حاشیه رود بزرگ نیز سرنوشتی دگرگونه یافت.

طی دو سال تجهیزات و دیگ های بخار، بویلرها و تلمبه های عظیم الجثه ساخت منچستر با دوبه ها و کشتی های رودخانه پیما به این ده کوچک ساحلی منتقل و سر جای خود قرار گرفت. آن گاه کارگران و معماران هندی و ایرانی گرداگرد پمپ ها و توربین های بزرگ بخار، با استفاده از آجرهای لندنی منقش به مارک دوگال (DOUGAL) چند عمارت بلند برآورده و دفاتر و کارگاه ها را نیز در آنها مستقر ساختند.

دو ردیف پیش گرمکن نفت در مسیر پمپ ها قرار دادند تا با سبکسازی نفت در سرمای زمستان، بر شتاب سیال بیفزاید. بررسی تاریخ درج شده روی پمپ ها و تجهیزات نصب شده در دارخوین نشان می دهد که تکمیل تلمبه خانه و عملیاتی نمودن آن متناسب با افزایش ظرفیت پالایشگاه، بتدریج در محدوده زمانی 1915 تا 1930 انجام شده است. یک نقش برجسته سیمانی برپیشانی یکی از تلمبه خانه ها سال 1930 را نشان می دهد که اگر این عدد، تاریخ تکمیل ساختمان تلمبه خانه باشد، اجرای طرح های توسعه دارخوین همانگونه که پیش تر ذکر شد، افزون بر 10 سال به طول انجامیده است.

نیروی محرک تلمبه های نصب شده در دارخوین از طریق توربین های انبساطی بخار تأمین می شد که بر خلاف توربین های درونسوز نسل جدید، نیروی مورد نیاز برای چرخاندن پره ها، از طریق تولید بخار متراکم تامین می شد؛ نیروی فوق العاده ای که قادر بود محور متصل به پمپ های ساخت کمپانی (MATHER & PLATT) را به حرکت وا داشته و حجم قابل توجهی از نفت خام را درون لوله براند.

آب مورد نیاز برای سیستم های تولید بخار، برج هاي خنك كننده (کولینگ تاورز) و سایر مصارف عمومی از طریق یک اسکله کوچک و پمپ های دیزلی نصب شده در ساحل رودخانه تأمین می شد.

ایجاد امکانات رفاهی نیز سیری تدريجي داشت و یکباره صورت نگرفت بلکه به تناسب توسعه تلمبه خانه و افزایش نیروهای شاغل، یک مجموعه مسکونی شامل 4 "لین" کارگری سه و چهار اتاقه و یک لین کارمندی با 20 واحد مسکونی از تایپ يا نوع W5 دایر شد که بعدها با افول نفت به سازمان آب و برق واگذارگردید.

دارخوین دارای باشگاه های کارمندی و کارگری، یک مدرسه 6 کلاسه به نام بهزاد، یک واحد بهداری و یک پاسگاه انتظامی بود که ساختار منظم شهری آن را شکل می داد. خانه ها در فاصله 40-50 متری رودخانه بنا شده و یک خانه باغ مجلل نیز ساخته شد که به "بنگله" یا باغ رییس معروف شد که در اوایل دهه 1350 محل اقامت و استقرار رجال سیاسی و مقامات ارشد بود.

سینمای دارخوین هفته ای دوبار فیلم نمایش می داد و مثل سایر سینماهای نفت دارای دو سالن زمستانه و تابستانه بود که پشت به پشت هم قرار داشتند.

با ایجاد امکانات زندگی و استقرار کارگران و کارمندان، حرکت و تکاپوی زندگی نیز در آن سرعت گرفت و خیلی زود این ده متکی به ماهی و کشت دیم، به شهرکی صنعتی بدل شد که غرش موتورها و تلمبه ها و منظره دودکش های بلند آن همه نگاه ها را به خود معطوف می ساخت.

خیابان ها و کوچه باغ های محدود اما منظم، سرویس های رفت و برگشت به کوت عبداله و اهواز، ساختمان های بلند آجری تلمبه خانه که آمیزه ای بود از سبک معماری قرن نوزده انگلستان و اواخر قاجار و اوایل پهلوی ایران، چه بسا خارجی ها را به یاد کارخانه های بزرگ شهر منچستر می انداخت.

دارخوین آخرین تلمبه خانه سر راه خط لوله نفت آبادان بود؛ قبل از آن کوت عبداله قرار داشت و قبل تر از آن نیز ایستگاه ملاثانی، اينها به تقویت فشار نقطه به نقطه نفت سامان می دادند.

کوت عبداله به سبب وجود یک تلمبه خانه مشابه و هم به علت نزدیکی به اهواز، یکی از مراکز مهم استقرار و پشتیبانی شرکت نفت بود و نقش مرکزیت تلمبه خانه ها را داشت؛ یک فرودگاه کوچک، یک کارخانه تولید آجر و از همه مهم تر ایستگاه تولید نیروی برق (پاور استيشن) که مناطق شرکتی کارون، نیوسایت و خرمکوشک را روشنی می بخشید، در آن مستقر بود.

باري فرایند پمپاژ نفت از تلمبه خانه دارخوین ادامه داشت تا اینکه در اوایل دهه ی 1350 تولید نفت از میدان اهواز به شکلی خیره کننده افزایش یافت و کشیدن خط لوله جدید اهواز- آبادان، کل نیاز پالایشگاه را به نفت خام مرتفع ساخت و نفت مسجدسلیمان از طریق خط صادراتی به خارگ ارسال شد؛ از این تاریخ تلمبه خانه های چهارگانه اهمیت خود را از دست دادند، ایستگاه ملاثانی به دانشگاه جندی شاپور واگذار و دانشکده کشاورزی در آن استقرار یافت. کوت عبداله نیز وضعیتی تقریبا مشابه پیدا کرد و در سال های دهه 1350 ابتدا به آموزشگاه گارد نفت اختصاص یافت و در اوایل دهه 1360 و قرار گرفتن آبادان در خط مقدم جنگ، به محلی امن برای استقرار دانشکده نفت بدل شد.

دارخوین اکنون

دارخوین به شکل امروزی شهری است تابع بخش مرکزی شادگان که با ادغام سه روستای بزرگ آل بوبالد، دارخوین و یوخان (علی بن الحسین) هویتی تازه یافته است؛ این شهر که از شمال به اهواز و روستای دابوهیه و از جنوب به آبادان و روستای سلمانه و از مشرق به شادگان روستای سراخیه و از مغرب به طرف رودخانه کارون محدود می شود، تا نقطه صفر مرزی کم و بیش 25 کیلومتر فاصله دارد.

قرارداشتن در مسیر اصلی ارتباط شمال به جنوب کشور، وجود چاه‌های متعدد نفت، بقایای نیروگاه اتمی، قدیمی‌ترین تلمبه‌ خانه‌ نفت خاورمیانه، رودخانه کارون، نخلستان‌ها و فاصله ی کمتر از ۲۵ کیلومتری تا مرز ایران و عراق، از جمله ویژگی‌هاي دارخوين است.

دارخوین در زمان حصر آبادان، به خط مقدم جبهه بدل گشته بود و بعد از شکست حصر آبادان نیز مقر تدارکات عملیات بود. این منطقه در دوران جنگ با مقاومت شگفت انگیز خود در برابر دشمن، شاهد صحنه های حماسه و ایثار کم نظیری بوده است.

تلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت. آثار توپ و ترکش از یک سو و برخی دیوار نوشته ها و یادگارهای به جا مانده دوران دفاع مقدس در جای جای ساختمان های کهن سال تلمبه خانه، لحظه های دلتنگی و دلهره آور جنگ را به انسان منتقل می کنند.

پس از جنگ با توجه به جاذبه های فیزیکی و ظاهری سایت، ساختمان ها و دودکش های مرتفع، بارها از این محوطه به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها شاید سکانس های پایانی سریال به یادماندنی "در چشم باد" باشد.

بدون شک مرمت، احیا و بازسازی تلمبه خانه تاريخي و محوطه های شرکتی آن به عنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی صنعت نفت ایران، در رونق دوباره این صنعت و اين شهر نفتی تأثیری چشمگیر برجای خواهد نهاد.

غلام محمد محترم کارشناس پیشکسوت روابط عمومی مناطق نفتخیزجنوب که خود فرزند یکی از کارکنان شاغل و ساکن در دارخوین بوده است، در اوایل دهه 1370 با مشاهده نامه ای که مضمون آن مزایده فروش بقایای تلمبه خانه دارخوین بود، دست به کار شده و با تنظیم گزارشی از وضعیت کلی و ارزش تاریخی این تلمبه خانه تاریخی و تقدیم به مدیرعامل وقت مناطق نفتخیزجنوب، مانع از حراج تجهیزات و تخریب ساختمان های دارخوین شد.

یک دهه بعد انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان درصدد ثبت سایت تاریخی دارخوین برآمد و سرانجام در سال ۱۳۸۶ تلمبه‌خانه و دو سینمای زمستانه و تابستانه این شهر را شناسایی و پرونده ثبت ملی آنها را تنظیم کرد.

توسعه میدان نفتی دارخوین در اواخر دهه ی 1380 و تشکیل شرکت نفت و گاز اروندان، نوید بخش فصل تازه ای در این خطه از سرزمین نفت بود. استقرار این شرکت در خرمشهر و راهبری میادین جدید اروندان، آزادگان و جفیر موجب شد پروژه های عمرانی چندی در این محدوده جغرافیایی به مورد اجرا گذارده شود. احداث یک پل بزرگ و کشیدن راه های دسترسی، پیوند میان روستاهای آن سوی کارون را با دارخوین تسهیل نموده و اتصال آنها به بزرگراه اهواز آبادان را امکانپذیر ساخت.

اجرای طرح های عمرانی و زیر ساخت های شهری، احداث مرکز درمانی پیشرفته، توسعه فضاهای آموزشی و توجه به احیای بافت شهری از جمله اقداماتی است که به کمک مسولان شهری و شرکت نفت در حال انجام است.

با این وجود دارخوین در حال حاضر به رغم پیشینه خاص صنعتی و قابلیت ‌های خاص اقلیمی و گردشگری، با مشکلات، محرومیت‌ها و آسیب هایی جدی دست به گریبان است که معمولاً شهرهای مرزی درگیر آن هستند.

بدون شک مرمت، احیا و بازسازی تلمبه خانه تاريخي و محوطه های شرکتی آن به عنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی صنعت نفت ایران، در رونق دوباره این صنعت و شهر نفتی تأثیری چشمگیر برجای خواهد نهاد؛ امری که با توجه و اهتمام مدیران وزارت نفت و مسئولان استان خوزستان به این سایت تاریخی می تواند زمینه تبدیل آن به یکی از موزه های صنعت نفت را فراهم نموده و زمینه دسترسی خیل گردشگران صنعتی و علاقه مندان به مواریث فرهنگی را فراهم نماید.

ارزش و اعتبار این سایت تاریخی به حدی است که مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت بارها از آن بازدید کرده و شخص وزیر نفت و مدیران و کارشناسان مناطق نفتخیزجنوب به مرمت و حفظ این محوطه تاریخی تمایل دارند.

یقینا تشکیل هیأت یا کمپینی متشکل از علاقه مندان به حفظ و بقای میراث صنعت در دارخوین، یا نهادی غیر دولتی که در تعامل با وزارت نفت زمینه های تسریع در آغاز این پروژه ترمیمی و بازسازی را فراهم نماید، نیز بسیار ثمر بخش خواهد بود.

و کوتاه سخن این که:

اکنون که پس از نیم قرن و یا بیشتر، اداره کل روابط عمومی وزارت نفت، فرصتی فراهم نموده تا بخشی از جفای فراموشی اقلیم های نفتی جبران و از بازمانده اسناد هویت و تاریخ و فرهنگ سازمانی این صنعت دیرپا، صیانت شود، بر یک یک نخبگان و علاقه مندان به این حوزه، فرض است که با تصمیم بخردانه و طرح هوشمندانه اداره کل روابط عمومی، همراهی نموده و بر رونق کار موزه ها و سرعت ساماندهی به محوطه های تاریخی بیفزایند.

قبل از همه کارکنان صنعت نفت باید با پیشگامی خود، حق مطلب را ادا نموده و با در اختیار گذاردن اطلاعات، دانسته ها و محفوظ ذهنی خود در ارتباط با کل صنعت، بویژه شهر و تلمبه خانه دارخوین به ثبت و ضبط و ماندگاری میراث معنوی صنعت نفت کشور اهتمام ورزند.

باشد که گنجینه های ارزشمند نفت، زین پس، از گزند باد و باران و دستبرد حوادث و شداید محفوظ بماند؛ آثاری کم نظیر که بخشی از تاریخ و هویت این مرز و بوم و نمایاننده سیر تحول و تکوین صنعت نفت جهان اند. به ياري اين آثار مشتاقان و علاقه مندان به پژوهش و کنکاش در زمینه های مختلف تاریخ، جامعه شناسی، صنعت و تجارت، سینما و.. با سفري به یکصد سال پیش، فرصت های تازه اي برای پژوهش و تحقیق را فراروی خود گشوده خواهند يافت و چه ارزشی والاتر از این؟

علمدار متولی

با سپاس از آقایان:

علی یعقوبی نژاد؛ مورخ و مولف کتاب "رییس نفت"

کریم میاحی پیشکسوت نفت و کارمند سابق مناطق نفتخیز جنوب

نصرت اله سلیمانی پیشکسوت نفت و از مدیران سابق شرکت توربین جنوب -مناطق نفتخیزجنوب

غلام محمد محترم کارشناس پیشکسوت روابط عمومی، پرویز آریان فر کارشناس مهندسی و ساختمان مناطق نفتخیز جنوب و کارشناسان بخش موزه ها و اسناد وزارت نفت

عکس: مهدی پدرام خو/تسنیم

این سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوب

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

**کارگاه آشنایی با خط تجاری و تخصصی سیاق در شوشتر

**کارگاه آشنایی با خط تجاری و تخصصی سیاق در شوشتر

کارگاه آشنایی با خط تجاری و تخصصی سیاق با حضور جمعی از علاقه مندان در خانه تاریخی مستوفی شوشتر برگزار شد.
در این کارگاه که به همت اداره میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی شوشتر ومدیریت خانه مستوفی شوشتر برگزار شد علاقه مندان با خط و تاریخچه و نحوه نگارش خط سیاق آشنا شدند
در ابتدای کارگاه مهندس چهارمحالی پژوهشگر و کارشناس میراث فرهنگی اشاره ای به تاریخ خط سیاق و دوران تاریخی آن پرداختند.
همچنین مهندس نجار آسیابانی رییس اداره میراث فرهنگی گردشگری صنایع دستی شوشترضمن تشکر از حضور علاقه مندان،به احیای آیین و سنت های شوشتر برای آگاهی نسل آینده اشاره کرد

در ادامه با حضور استاد محمدی زاده از آخرین بازماندگان خط سیاق روش های نگارش و حساب آن آموزش داده شد

در این کارگاه به پاس سالها تلاش استاد محمدی زاده در حفظ و آموزش خط سیاق با لوح تقدیر و هدیه تقدیر شد

*پ.ن:سیاق یا سیاقت یا سیاقی نوعی از خط و روش نگارش است که با آن اهل دفتر و دیوان، اعداد، مقادیر و اوزان را می‌نوشتد.*
*حساب سیاق روشی است در حسابداری قدیمی و دانشی است در ثبت و ضبط ارقام و اعداد محاسبات دیوانی و شخصی. تا پایان دورهٔ قاجارکلیهٔ امور محاسبات دولتی و شخصی با اعداد سیاق نوشته می‌شد و مردم عادی به‌ویژه کسبه تا حدود بیست سی سال پیش نیز محاسبات خویش را با اعداد سیاق ثبت می‌کردند*
پ.ن:

جناب استاد حاج محمد رضا محمدی زاده بزازیان از چهره های فرهنگی شهرستان شوشتر و میراث دار هنر و دانش سیاق نویسی و سیاق خوانی می باشد.

خط تاریخی سیاق که امروزه کمتر کسی با آن آشنایی دارد ، خط و شیوه نگارشی است که تجار و بازرگانان در گذشته حساب های خود از راه آن به ثبت می رساندند .
استاد حاج محمد رضا محمدی زاده ، از فرهنگیان و پیشکسوتان فرهنگی در شوشتر هستند که پس از اخذ مدرک دیپلم کامل طبیعی در تاریخ ۱۳ آذر ماه ۱۳۳۷ به استخدام اداره فرهنگ آن زمان در آمد و در سال ۱۳۷۲ به شرف بازنشستگی نائل آمدند.
از آنجائی که پدر ایشان بازاری بودند از کودکی در کنار پدر در بازار مشغول بوده و از همان دوران به دلیل نیازمندی جهت ثبت حسابها به روش سیاق، نزد پدر با این شیوه حساب رسی آشنا گردید.
ایشان در حال حاضر نیز تمامی حساب های دفتری خود را به روش سیاق ثبت می نماید و به مانند بسیاری از پژوهشگران معتقد است که در این شیوه ثبت حساب ها تجاری خطا بسیار کمتر و حتی اصلا وجود ندارد.
استاد محمدی زاده ضمن کهولت سن همواره از علاقه مندان به آشنائی به خط سیاق استقبال نموده و تاکنون کارگاه ها و کلاس های آموزشی زیادی را برای دوستداران به خط سیاق برپا نموده است.

برگزاری دوره آموزشی خط سیاق در شوشتر خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

تالاب هورالعظیم خوزستان

تالاب هورالعظیم خوزستان

نه دریاست، نه دریاچه، نه رودخانه، نه مرداب و نه باتلاق اینجا هور است. تا چشم کار می کند هور است و آب. سال ها گذشته و هور از پس تاریخ و جنگ ها و داغ ها، خشکسالی ها و نامهربانی ها نیمه جانی به در برده و هنوز هم خانه پرندگانی است که به رسم آبا و اجدادشان راهی هورالعظیم می شوند.

هورالعظیم

بیایید تا قبل از رسیدن به پهنه وسیع دشت آزادگان در انتهای رود کرخه و ملاقات هور زیبا و نجیب مختصری با آن آشنا شویم. اولین نکته ای را که باید به خاطر بسپارید این است که تالاب هورالعظیم بزرگترین تالاب استان خوزستان و یادگار تالاب هاب بزرگ بین النهرین است که آب های اضافه و انشعاباتی از رودخانه های دوبرج، کرخه، اروندرود، سابله، نیسان و دویرچ آن را سیراب می کنند. هور در میان شهرستان دشت آزادگان و هویزه قرار گرفت است.

در میان تمام تالاب های جهان تنها تالابی که معیارهای تعریف یک تالاب را به صورت صد درصدی داراست همین تالاب بزرگ هورالعظیم است. هورالعظیم همانطور که از نامش پیداست تالابی وسیع و بزرگ است. تالابی که همین چند سال قبل دو میلیون هکتار وسعت داشت اما روز به روز از وسعتش کاسته شد و حالا 128 هزار هکتار وسعت دارد. این تالاب زیبا درست در مرز ایران و عراق قرار گرفته و یک سوم آن در داخل مرزهای ایران و دو سومش در خاک عراق قرار دارد. از بزرگی و عظمت این تالاب زیبا همین بس که روزگاری یک سوم کل مساحت کشور عراق را در بر گرفته بود و تا نزدیکی های بغداد ادامه پیدا می کرد اما حالا تا حوالی بصره عراق می رسد و وسعت عظیمی از آن از دست رفته است.

هورالعظیم که نوعی تالاب است، منطقه ای پر آب است که در عمیق ترین حالتش دو تا سه متری عمق دارد. نی زارها اولین ساکنان هور هستند که به چشم می خورند. هورالعظیم اکنون چند سالی است تبدیل به منطقه حفاظت شده، و زیستگاه گونه های نادری از پرندگان و البته گیاهان است.

هورالعظیم یا هورالهویزه

هورالعظیم که ساکنان وفادار و اصیل عرب زبان اطراف آن، آن را هورالهویزه هم می نامند، روزگاری محل کسب روزی انسان های بسیاری بوده است تا جایی که شهر کوچک و حالا خلوت رفیع امروزی را به خاطر برکت و ثروتش کویت کوچک می نامیدند. ماهیگیری، پرورش گاومیش، شکار پرندگان، حصیربافی، درست کردن قایق و ...راه هایی بود که هور روزی را به مردمان می بخشید و از سخاوت هورالعظیم اغلب ساکنین زندگی مرفهی داشتند. صدها روستا در امتداد هور شکل گرفته بود که ساکنانشان همه از هور امرار معاش می کردند. اما با خشک شدن نسبی تالاب، شهر رفیعی که هم مرز با تالاب بود حالا چها تا پنج کیلومتری با آن فاصله دارد.

هورالعظیم روزهای پر فراز و نشیبی را در تاریخ پنج هزار ساله اش، به چشم دیده است. همین که در بین النهرین قرار گرفته نشان می دهد که در روزهای آغازین تاریخ حتما روزهای پر رفت و آمدی داشته است. منطقه ای آباد با آب فراوان که احتمالا برای زندگی در آن روزها و استقرار پایه های یک تمدن بسیار ضروری بوده است.

از پس کوچه پس کوچه های تاریخ که بگذریم در زمانی نزدیک تر، جنگ ناجانمردانه بعثی ها با ملت ایران یکی از بزرگترین رویدادهایی بود که هور در آن نقش بزرگی ایفا می کرد. صدام که آن روزها قصد داشت به هر نحوی شده در جنگ پیروز شود راه ورودی آب به تالاب هورالعظیم را بست تا معادلات جنگ را عوض کند و سبب شد تالاب خشک شود.

جنگ تحمیلی، تمام دشت آزادگان و بسیاری از خوزستان را به ویرانی کشید در نتیجه اغلب ساکنان هور به شهرهای اطراف مهاجرت کردند. هور اما بعد از جنگ هم به واسطه بهره برداری از چاه های نفت حال و روز خوشی نداشت. خشکسالی، آلودگی و جاده ها زخم هایی بود که بر پیکره هور وارد شده بود و عمیقا هورالعظیم را آزرده بود. این آزردگی خاطر البته در چهره هور هویدا بود.

هور نبض حیاتی این منطقه است، علاوه بر تامین معیشت ساکنین هور و البته اهمیت فراوان زیست محیطی اش برای گونه های مختلف جانوری یکی از آثار خشک شدن هور بلند شدم ریزگردهایی است که شاید به زبان بی زبانی به این شرایط معترضند. این میهمانان ناخوانده در چند سال اخیر و با گسترش خشکسالی ها حالا دیگر بر حجم شان افزوده شده و تبدیل به مسئله ای ملی شده است. شاید همه باید بیشتر از پیش به فک هورالعظیم باشیم.

هورالعظیم نماد استقامت

حالا که کم کم به هورالعظیم نزدیک می شویم باید بگویم هورالعظیم بعد از گذر از این همه رنج، هنوز هم زیبای زیباست. هنوز هم مردان ماهیگیری گرچه به سختی اما در آن به صید ماهی مشغولند و هنوز هم خانه هایی از جنس نی در نهایت سادگی در کنار قایق ها، هور را تنها نگذاشته اند. هورالعظیم یک گنجینه بزرگ و ارزشمند زیستی است که زیستگاه گونه های نادری است. فکر می کنم حالا شما هم هور را می بینید شاید برای اولین بار است که شاهد آب بازی و شنای گاومیش ها هستید. دیگر چیزی از راه باقی نمانده است.

ملاقات هورالعظیم

آب و تا چشم کار می کند نی زار. در میان زمین های خشک، هور سرسبز واقعا چشم نواز است. صدای آب و پرندگان، موسیقی دلنواز هور است که نشان از زنده بودنش دارد. بهترین فصل سفر به خوزستان و ملاقات هورالعظیم فصل پاییز و زمستان است. چرا که هور پر از پرندگان مهاجر است که دسته به دسته و رنگ به رنگ خودنمایی می کنند. بیایید سری به گیاهان هورالعظیم بزنیم و از نزدیک با آن ها آشنا شویم.

• پوشش گیاهی

هور شگفت انگیز است. انبوهی از گیاهان که بر روی آب ساکن اند و آبی که گرچه عمق زیادی ندارد اما در حرکت باد موج بر روی موج سوار می کند. علاوه بر نی ها که ساکنین دائمی هور هستند چولان، لوئی، تیزک، کاگله، سورمه صحرا، نیلوفر آبی و بردی سایر گونه های گیاهی هستند که در هور زندگی می کنند.

این گیاهان پوششی سبز و متراکم را بر روی هور ایجاد کرده اند. برخی از این گیاهان در نواحی اطراف هور زندگی می کنند و برخی همچون نی ریشه در آب داشته و شناور هستند. هور سرزمین شگفتی هاست. بسیاری از مردم اطراف هور در روزگار گذشته از نی برای ساختن خانه و قایق استفاده می کردند. هنوز هم خانه هایی از جنس نی در گوشه هایی از هور به چشم می خورد.

• پوشش جانوری

حالا که میهمان هورالعظیم هستید، حواستان به ساکنان پر جنب و جوش هور نیز باشد.

هورالعظیم خانه همیشگی حواصیل، غاز پیشانی سفید، روباه، شغال، گربه جنگلی، لاکپشت نرم، سمور آبی و گراز است. شاید اگر خوب نگاه کنید حتما یکی از همین حیوانات بامزه را در حال شیطنت به چشم ببینید. اگر هوس ماهی هور به سرتان زده است اینجا بهشت ماهی کپور است و البته بیشتر از بیست نوع ماهی مختلف درتالاب هورالعظیم زندگی می کنند.

از ساکنین قدرتمند هور باید به گاومیش ها اشاره کرد که مدت زمان مدیدی است در این منطقه زندگی می کنند.

دراج، میوه خور، اکراس آفریقایی، اردک مرمری و عروس غار از پرندگان کمیاب و نادری هستند که همه ساله چشم هور را روشن می کنند.

هور به واسطه حضور این پرندگان استثنایی شهرتی جهانی دارد. همه ساله در دی ماه حضور این پرندگان در هورالعظیم به اوج خود می رسد و انگار زندگی دوباره در هور جریان می یابد.

مسیرهای دسترسی به هورالعظیم

اینکه از کدام مسیر خودتان را به تالاب بزرگ هورالعظیم برسانید کاملا به برنامه سفرتان بستگی دارد. تالاب هور العظیم در 5 کیلومتری رفیع و 65 کیلومتری هویزه قرار دارد.

• مسیر سوسنگرد

یک جاده آسفالته از سوسنگرد که با عبور از دهلاویه و بستان شما را به رفیع می رساند. بهتر است بقیه راه را با یک راهنما و یا بلد راه طی کنید. فاصله سوسنگرد تا 78 کیلومتر است.

• مسیر اهواز

اگر خودتان را به اهواز رسانده اید راه طلائیه را در پیش بگیرید این جاده شما را به هور می رساند. هورالعظیم در 98 کیلومتری اهواز قرار دارد و فاصله آن تا یادمان طلائیه 36 کیلومتر است.

اگر می خواهید از میانه هور عبور کنید، خود را به روستا و اسکله شط علی در نزدیکی پاسگاه کیان دشت و هورالعظیم برسانید. جاده معروف به شط علی بیست کیلومتری طول دارد و از هور عبور کرده و در نهایت به مرز منتهی می شود. از کنار منطقه نفتی یاران نیز یک جاده با فاصله 12 کیلومتری به هور می رسد.

اطراف هورالعظیم

هورالعظیم درست در منطقه مرزی ایران و عراق قرار دارد و از همان روزهای ابتدایی جنگ شاهد سختی های بسیاری بوده است. هور محل عملیات های مهمی بوده و به خون جوانان بسیاری آغشته شده است، شاید حس غریب هورالعظیم از همین خون ها نشات می گیرد. در فاصله ای کوتاه از هورالعظیم طلائیه، چزابه، هویزه و دهلاویه قرار دارند که از مناطق عملیاتی مهم بوده و محل شهادت و عرج مردان بسیاری بوده است. این مناطق حالا تبدیل به مناطقی فرهنگی شده و همه ساله پذیرای زائران بسیاری است که به قصد زیارت مشهد شهیدان عازم این خطه می شوند.

منبع:https://www.iranhotelonline.com

تالاب هورالعظیمتالاب هورالعظیمتالاب هورالعظیمتالاب هورالعظیمتالاب هورالعظیمتالاب هورالعظیمهورالعظیمتالاب هورالعظیم خوزستانهورالعظیمتالاب هورالعظیمهورالعظیمتالاب هورالعظیمتالاب هورالعظیمهورالعظیمتالاب هورالعظیم

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی