راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 موزه راه‌آهن اندیمشک بخشی از تاریخ ریل و راه‌آهن ایران

به مناسبت صد سالگی راه آهن ایران

موزه راه‌آهن اندیمشک بخشی از تاریخ ریل و راه‌آهن ایران

مقدمات طرح ایجاد موزه راه‌آهن اندیمشک در فروردین ١٣٩۶ و در نشست مسئولان این شهرستان با دکتر سعید رسولى عضو هیات مدیره راه‌آهن کشور (مدیرعامل فعلى شرکت راه‌آهن) و خسرو نشان، مدیرکل میراث‌فرهنگى خوزستان بررسی و در خصوص مکان راه‌اندازى آن تصمیم‌گیری شد.

در ماه‌هاى بعد، کار تجهیز جمع‌آورى و انتقال عکس‌ها، اسناد، ادوات و تجهیزات قدیمى راه‌آهن در فضاى مجاور سوله انبار توشه راه‌آهن ناحیه زاگرس به عنوان محل اختصاصى در نظر گرفته شده براى این موزه انجام گرفت.

موزه راه‌آهن اندیمشک برخلاف سایر موزه‌هاى راه‌آهن کشور که نمایش ادوات و تجهیزات آن در غرفه‌اى محدود در درون ایستگاه صورت گرفته است، تنها موزه راه‌آهن ایران است که داراى سالن سرپوشیده اختصاصى است. سالنى در مجاورت ایستگاه راه آهن اندیمشک و خط راه‌آهن سراسرى تهران – جنوب و در سوله‌اى به قدمت روزهاى آغازین ساخت راه‌آهن سراسرى در ایران.

در نگاه نخست، دیوارهاى بلند و آجرى ساختمان این موزه که یادآور اصالت تاریخى این بناست و پنجره‌هایى با نظم هندسى خاص، خودنمایى مى‌کنند. ساختمان موزه بیش از ٩٠ سال قدمت دارد و حوادث تاریخى مختلفى از احداث راه‌آهن سراسرى گرفته تا جنگ جهانى دوم و اشغال ایران توسط متفقین و جنگ ٨ ساله عراق علیه ایران شاهد بود.

درب چوبى قدیمى ساختمان موزه رو به ریل راه‌آهن باز مى‌شود و همجوارى ساختمان موزه با مسیر ریلى، گویاى زنده بودن آن است. این موزه داراى دو طبقه زیرزمین است که یادآور روزهاى پناه گرفتن مردم در اوج حملات دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است.

موزه راه‌آهن اندیمشک همانطور که از تصویر تابلوى ورودى آن پیداست، اسفندماه سال ٩۶، رونمایى شد. ولى افتتاح رسمى آن دهم خردادماه سال ١٣٩٧ انجام شد. تصویر مدیران ناحیه لرستان سابق (ناحیه راه‌آهن زاگرس فعلى) به همراه تاریخ تصدى آن‌ها که در ورود به ساختمان موزه و در سمت چپ دیده مى‌شود، از مهندس «على انتظام وزیرى» اولین رییس این ناحیه در سال ١٣٢۵ و دیپلمه مدرسه صنعتى ایران و آلمان که جزو سى نفر اعزامى از طرف وزارت راه به آلمان (برلین) بود، گرفته تا مدیران بعدى همگی گویاى پیشینه تاریخى و اندوخته فنى این ناحیه در بین تمام نواحى راه‌آهن ایران است.

ادوات و تجهیزات قدیمى، کلاه و البسه اهدایى لوکوموتیوران‌های پیشکسوت، زندگىنامه مشاهیر راه‌آهن اندیمشک از جمله «هاریس نالتى» که سرپرست گروه احداث راه‌آهن اندیمشک بود به همراه تصاویر و اطلاعات پل‌ها و ابنیه فنى ناحیه راه‌آهن زاگرس و … در این موزه به نمایش درآمده است.

مسیر راه‌آهن اندیمشک به عنوان بخشى از مسیر راه‌آهن سراسرى ایران ثبت شده شده در فهرست میراث‌جهانى ، تاریخ پرفراز و نشیبى را طى کرد.

احداث راه‌آهن اندیمشک در سال ١٣٠۶ پایه‌ریزى شد و در ١۵ دیماه ١٣٠٨ افتتاح شد. یک انگلیسی‌تبار به نام «هاریس نالتى» سرپرست ساخت راه‌آهن این شهر بود. «هاریس نالتى» بعدها مسلمان شد و با یک بانوی کرد ایران از اهالى بانه ازدواج کرد و تا پایان عمر در اندیمشک زندگی کرد. او علاوه بر سرپرستى ساخت راه‌آهن منطقه، خدمات عمرانى زیادى در طراحى برخى مناطق مسکونى، خیابان‌ها و… جهت توسعه شهر اندیمشک از خود به یادگار گذاشت که اسناد و مدارک مربوط به دوران خدمات او نیز در موزه راه‌آهن اندیمشک به نمایش گذاشته شده است.

ناحیه لرستان سابق (زاگرس فعلى) تا سال ١٣٢۴ خورشیدى بخشى از ناحیه راه‌آهن جنوب بود. ولى از آن سال به بعد، به صلاح دید بنگاه راه‌آهن، مناطق کوهستانى بین اندیمشک و دورود از ناحیه جنوب جدا شد و ناحیه مستقلى با عنوان ناحیه لرستان به مرکزیت اندیمشک، شکل گرفت و از اوایل سال ١٣٢۵ خورشیدى ناحیه لرستان تشکیل شد.

با آغاز جنگ جهانى دوم، جغرافیاى اندیمشک به عنوان بخشى از دالان پارسى مورد استفاده اشغالگران قرار گرفت. بخشى از کمک‌ها و محموله‌هاى آمریکا و بریتانیا نیز از طریق مسیر تدارکاتی جاده‌اى و راه‌آهن عبورى از اندیمشک به شوروی ارسال شد.

در دوران جنگ ٨ ساله عراق علیه ایران، راه‌آهن اندیمشک مانند یک ارتش، خدمت‌رسانی جهت انتقال رزمندگان و تجهیزات جنگى و بازسازى مناطق ریلى بود. به گونه‌اى که هیچگاه خدمات‌دهى این مجموعه متوقف نمی‌شد. به همین جهت از آن با عنوان «ارتش دوم» یاد می‌شد. پادگان دوکوهه در مجاورت ایستگاه راه‌آهن دوکوهه، بزرگترین منزل‌گاه تجهیز و پشتیبانى جبهه‌هاى جنوب بود که همواره میزبان رزمندگان اعزامى از سراسر کشور از طریق قطار بود.

روز چهارم آذرماه ١٣۶۵، شهر اندیمشک و خصوصا مجموعه راه‌آهن آن، شاهد هجوم ۵۴ فروند هواپیماى عراقى بود. این حمله به مدت ١ ساعت و ۴۵ دقیقه به طول انجامید که بیش از ٣٠٠ شهید و ٧٠٠ مجروح برجای گذاشت. آنروز، اجساد برخى شهداى حاصل از انفجار حملات هوایى بر روى شاخه درختان حاشیه ایستگاه و مجموعه راه‌آهن اندیمشک پرتاب شد و درختان کهنسال بلوار راه‌آهن اندیمشک، شاهدان عینى آن روز هستند.

این حمله هوایى، طولانى‌ترین بمباران هوایى تاریخ ایران و دومین حمله در جهان از نظر مدت زمان حمله است و هرسال مراسم یادبود و گلباران ایستگاه اندیمشک در تاریخ مذکور برگزار مى‌شود. ١۵ نفر از شهداى آن روز خونین، کارکنان اداره کل راه‌آهن لرستان سابق (زاگرس فعلى) بودند. این ناحیه با تقدیم ۴٠ شهید، داراى بیشترین تعداد شهید در بین کل نواحى راه‌آهن ایران است.

در مهرماه ٩٨، «دین هوبل» کارشناس و ارزیاب پرونده ثبت جهانی راه‌آهن ایران از موزه راه‌آهن اندیمشک و مسیر ریلى ناحیه زاگرس دیدار کرد تا ثبت جهانى راه‌آهن ایران در یونسکو بررسى شود.

سوم مرداد ۱۴۰۰(۲۵ جولای ۲۰۲۱) چهل و چهارمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو پرونده راه آهن سراسری ایران (موسوم به راه آهن شمال – جنوب) مورد بررسی قرار گرفت و با تصویب اعضای کمیته، راه آهن سراسری ایران با طول حدود ۱۴۰۰ کیلومتر به عنوان بیست و پنجمین میراث ملموس و نخستین میراث صنعتی کشورمان، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

عملیات کوپلاژ و نصب یکى از قدیمى‌ترین لوکوموتیوهاى موجود در ایران و واگنى چوبى نیز در فضاى مجاور موزه راه‌آهن اندیمشک گام بعدى در پربار کردن جلوه‌هاى بصرى این موزه بود که در پاییز و زمستان ٩٨ انجام شد. شرکت سازنده این لوکوموتیو، «داونپورت» بود که سال ۱۹۰۲ میلادى در آمریکا آنرا تولید کرد. این مدل لوکوموتیو از قدیمى‌ترین لوکوموتیوهاى موجود در کشور است که از بدو ورود راه‌آهن به ایران وارد راه‌آهن شد و از آن برای انجام مانورها استفاده می‌شد.

طرح تکمیل موزه راه‌آهن اندیمشک ادامه یافت و ماکت مسیر ریلى ناحیه زاگرس به عنوان بزرگترین ماکت ریلى کشور توسط تیمى از اساتید و هنرمندان در دستور کار قرار گرفت. ماکت ریلی راه‌آهن زاگرس روز سه‌شنبه ۴ آذر ١٣٩٩ و همزمان با سى و چهارمین سالگرد بمباران هوایى چهارم آذر ١٣۶۵ شهر اندیمشک با حضور عوامل ساخت ماکت و مسئولان شهرستان اندیمشک رونمایی شد.

در این ماکت، مناطق مختلف مسیر ریلى اندیمشک تا تله زنگ و جاذبه‌هاى پیرامون آن از جمله کوه تنگوان، سد دز، پل شهبازان، پل قدیم و جدید تله زنگ و ایستگاه‌های دوکوهه، گل محک، بالارود، مازو، شهبازان و تله زنگ ساخته شده است. همچنین پوشش گیاهی و درختان مسیر ناحیه زاگرس، زیستگاه جانوری سمندر لرستانى، منطقه حفاظت شده چهل پا، پل دم دم، پل شهبازان، بقعه متبرکه شاهزاده احمد و دشت لاله در آن گنجانده شده است.

گزارش :ایمان مولایی نژاد

پ.ن:

محسنیان پژوهشگر حوزه راه آهن :

پژوهشگر تاریخ راه‌آهن ایران معتقد است با آنکه کلنگ احداث راه آهن سراسری ایران در ۲۶ مهرماه سال ۱۳۰۶ به زمین زده شده است اما مستندات تاریخی دقیقی وجود دارد که نشان می‌دهد مبدأ تاریخی راه آهن در ایران، ۹ خرداد ماه ۱۳۰۴ بوده است.

ورود راه‌آهن در ایران در سال ۱۲۶۷ خورشیدی (معادل ۱۸۸۸ میلادی) با مسیر تهران شاه عبدالعظیم در ری ساخته شده است، اما این راه‌آهن با طول ۸۷۰۰ متر بیشتر جنبه نمادین و محلی داشت، نه کشوری و حتی منطقه‌ای. پیش از سال ۱۳۰۴، در ایران حدود ۷۰۰ کیلومتر راه‌آهن ساخته شد که از جمله آنها می‌توان به مسیرهایی مانند تبریز-جلفا، زاهدان- میرجاوه، رشت - پیربازار، بوشهر- برازجان و درخزینه در نزدیکی شوشتر اشاره کرد، اما باید توجه داشت که این مسیرها کوتاه با عملکردی محلی داشته ونقش کشوری نداشتند، و سرمایه‌گذاری‌ همه آنها توسط خارجی ها انجام شده بود.

این پژوهشگر با تمرکز بر ساخت راه‌آهن سراسری که در ۲۳ مهر ۱۳۰۶ (۱۵ اکتبر ۱۹۲۷ میلادی) کلنگ‌زنی شد، اظهار کرد: این پروژه با هدف اتصال مرکز کشور به دریای آزاد و ایجاد شبکه حمل‌ونقل ملی، نقش مهمی در توسعه کشور داشت. اما به مستند معتقدم تاریخ شروع پروژه راه‌آهن سراسری نباید ۲۳ مهر ۱۳۰۶ در نظر گرفته شود، بلکه باید به تاریخ تصویب مصوبه مجلس در ۹ خرداد ۱۳۰۴ برگردد، زمانی که مجلس تصویب کرد مالیاتی ویژه بر قند، شکر و چای برای ساخت راه‌آهن وضع شود. این نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های اولیه برای راه‌آهن در ایران از سال ۱۳۰۴ آغاز شده است

راه آهن سراسری ایران به دلیل اهمیت تاریخ‌اش در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

۹ خرداد ۱۴۰۴ به طور دقیق ۱۰۰ سال از آغاز ماجرای خط سراسری راه آهن ایران می‌گذرد.

منبع:ایسنا

عکس: خوزنیوز/انیس قلاوند/نورفوتو

https://s30.picofile.com/file/8473800184/121527_319.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800468/121493_948.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800392/121492_126.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800368/121502_788.jpghttps://s31.picofile.com/file/8473800342/121500_369.jpghttps://s31.picofile.com/file/8473800334/121498_896.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800300/121509_272.jpghttps://s31.picofile.com/file/8473800292/121511_694.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800284/121512_812.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800276/121514_141.jpghttps://s31.picofile.com/file/8473800250/121520_575.jpghttps://s31.picofile.com/file/8473800242/121522_614.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800234/121523_621.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800226/121524_854.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694242/21031101001389_Org.jpghttps://s30.picofile.com/file/8472694192/21031101001378_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8473800218/121525_500.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694276/21031101001388_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694176/21031101001377_Org.jpghttps://s30.picofile.com/file/8472694142/21031101001373_Org.jpghttps://s30.picofile.com/file/8472694126/21031101001368_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694226/21031101001380_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694218/21031101001379_Org.jpghttps://tabakhabar.ir/wp-content/uploads/IMG-20201124-WA0039-1008x700.jpghttps://s30.picofile.com/file/8473800192/121526_996.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

به بهانه پنجم خرداد سالروز اکتشاف اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجدسلیمان

به بهانه پنجم خرداد سالروز اکتشاف اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجدسلیمان

همه چی از خانواده سادات قیری شوشتر اولین کاشفان نفت و یک سپیده دم نفتی شروع شد؛ از رینولدز آدم سرسختی و کوشائی که از جستجو ناامید نشد از عمق ۳۶۰ متری زمین از چاه متروک نمره یک؛ شش ماه آزگار، کلنگ حفاری "جرج رینولدز ، کند و کند و کند تا به عمق ۳۶۰ متری زمین رسید و سرانجام در گرگ و میش پنجم خرداد سال ۱۲۸۷ شمسی، پیش از آنکه آفتاب از فراز تپه ماهور ها بیاد و بر چادرهای سفید رنگ اردوگاه حفاران بتابد، صبح دولت نفت از فراز دکل چاه شماره یک مسجدسلیمان بردمید

oil.oil.oii این فریاد رینولدز بود که بعد از ماه ها تلاش به نتیجه رسید و از خدا خواسته برفراز مسجد سلیمان برافراشت

ریندلدوز از صحنه عملیات مسرورانه به دارسی با تلگرافی توسط سلیمان ادونیاس کارمند شرکت نفت انگلیس و ایران گزارش داد: «مفتخرم گزارش کنم که امروز صبح در ساعت ۴ به وقت ایران ، نفت در عمق ۳۶۰ متری از چاه شماره یک فوران کرد. جزئیات دیگر شامل غلظت و مقدار نفت متعاقبا اعلام خواهد شد.»

جرج رینولدز که حالا بلوط مقاوم سرزمین های نفتخیز لقب گرفته بود، سرمست و شادمان، تلگرافی رمزی، به لندن فرستاد که مضمون آیه ای از کتاب مقدس بود: "سپاس خدای را که روغن را در دل زمین قرار داد

جشن و سرور و پایکوبی انگلیسی های کاوشگر به همراه بومی های محلی پس از فواره نفت تا روزها ادامه داشت.
چاه نمره‌ یک مسجد سلیمان اولین چاه نفت خاورمیانه ،چند دهه بعد، اولین‌های دیگری را هم با خود به همراه آورد
در واقع مسجدسلیمان خودش هم نخستین بود؛ نخستین شرکت‌شهر ایران. شرکت‌شهرها از مصادیق شهرهای نوبنیاد جهان مدرن‌اند.

نخستین شهر پیشرفته و مدرن ایران در منطقه‌ای به نام مسجدسلیمان یا «نفتون» سابق تأسیس شد. همزمان با آن بسیاری از نخستین‌ها و اولین‌های کشور و ده‌ها منطقه تفریحی و رفاهی در آن به وجود آمد. اولین‌هایی همچو نخستین کارخانه گوگردسازی خاورمیانه، نخستین تصفیه‌خانه آب ایران، نخستین کارخانه تولید برق در ایران و خاورمیانه، نخستین راه‌آهن، نخستین فرودگاه مسافربری، نخستین و مجهزترین بیمارستان کشور، نخستین کلوب تفریحی، نخستین پیست دوچرخه‌سواری، نخستین استخر شنا در ایران، نخستین باشگاه گلف، نخستین زمین رسمی فوتبال و… شهری که پنجاه سال قبل به دلیل حضور مستشاران خارجی به پاریس کوچک شهرت یافته بود و به موجب امکانات بسیار آن، افراد فراوانی از نقاط مختلف ایران و حتی هند و پاکستان برای اشتغال به این شهر آمده بودند تا مهاجرپذیرترین شهر در ایران باشد. شهری که بسیاری از اولین‌ها را در کشور داشت امروز زیر بار مشکلات کمر خم کرده، تا از لحاظ مشکلات یکی از گرفتارترین شهرهای ایران بشمار آید. و ...اگر مسجدسلیمان قرار بود درباره گذشته حرف بزند، این فهرست اولین‌ها را ادامه میداد و در آخر مکثی می‌کرد؛ یک‌سری هم یادم نیست عموجان !
.

باشگاه های گلف و اسکواش و بیلیارد و کریکت، خاطره بازی کودکانه "هفت سنگ" و الختر" را از ذهن ها ربود و ترنم موسیقی موتزارت و بتهوون، نوای نی شبانی و دی بلال و برزیگری را از یادها برد.
مسجد سلیمان شهر اولین ها این روزها دیگر اولین نیست.بختش مانند رنگ نفت سیاه است
اگر به مسجد سلیمان سفری داشته باشیددیگر از آن چهره شاداب و پر جنب وجوش سالهای اولیه اکتشاف نفت خبری نیست
دیگر از پاریس‌کوچولو عنوانی که به مسجدسلیمان داده بودند خبری نیست.

با گذشت ۱۱۷ سال از ثبت اولین چاه نفتی خاورمیانه در آنجا، نفت هیچ سودی برای مسجدسلیمان نداشته است.هنوز وارثان نفت مردم مسجد سلیمان و خوزستان هنوز ارثبه از کشف ندارند
‌اولین چاه نفت خاورمیانه، امروزه سایت‌ـ ‌‌موزه‌ای است که در اوج سادگی زمینی‌است مستطیل‌شکل با ابعاد ۲۵ در ۳۶ متر، مساحت ۹۰۰ متری و یک اتاقک نگهبانی؛چاه شماره یک و دکلش، دیگ تولید بخار، تلمبه رفت و برگشت، لوله‌های تاسیسات و کابل‌های مته حفاری چاه، ماسوره‌های چرخان به همراه چند قطعه عکس تاریخی که روی آنها نوشته شده:
*old MIS*

پنجم تا پنجم خردادی یادش میکنند

دیگر از صدای فیدوس خبری نیست و جای آن شده آلارم گوشی های امروزی .اما دریغا،دریغ که خلاصه ی همه یادها و خاطره ها آن روزها شد همین سه حرف (m.i.s)
.
این سالها مسجد سلیمان کلکسیونی تمام‌عیار از آلودگی‌های زیست‌ محیطی؛ زمین آلوده به نفت گازهای سمی ومحرومیت صدها مشکل دیگر را در خود دارد.

مسجد سلیمان شاید منتظر یک رینولدز دیگریست تا به روزهای اوج خود برگردد

نگارش:ابوالفضل مهدی پور

کارشناس تاربخ

فعال گردشگری و فرهنگی خوزستان

پیش نویس:

سادات قیری

۱.خانواده "سادات قیری" از طوایف خوزستان بودند که در شوشتر می ­زیستند و نسب خود را به حضرت امام موسی کاظم (ع) می ­رساندند. شغل اصلی آنها تجارت بود و در­گذر زمان به هنگام عبور از نواحی جنوب، در دره "خِرسان" محلی که نزدیک مسجد سلیمان است، به چشمه ه­ای جوشانی برخوردند که مایعی مخلوط از آب و ماده­ای سیاهرنگ از آن بیرون می تراوید.

۲.جورج رينولدز

نخستين مسئول عمليات حفاري چاه هاي نفت در ايران به شمار مي رود و در اثر سخت كوشي او بود كه دارسي به نفت ايران دست يافت.
رينولدز در پي انعقاد قرارداد دارسي در سال ۱۲۸۰ به ايران آمد و ابتدا فعاليت خود را در ناحيه چیاسرخ در غرب كشور آغاز كرد ولي به علت خشك شدن نفت چاه چیاسرخ لوازم حفاري را به جنوب ايران در مسجد سليمان انتقال يافت.

۳.ویلیام ناکس دارسی

(به انگلیسی: William Knox D'Arcy) (زاده ۱۱ اکتبر ۱۸۴۹ - درگذشته ۱ مه ۱۹۱۷) کارآفرین، بازرگان و صنعت‌گر بریتانیایی بود، که یکی از بنیانگذاران اصلی صنعت نفت و صنایع پتروشیمی در ایران بشمار می‌آید.

۴. نفتون

با ورود کارشناسان نفتی از انگلیس، نخستین شهر پیشرفته و مدرن ایران در منطقه‌ای به نام مسجدسلیمان یا «نفتون» سابق تأسیس شد.

۵.mis

مسجدسلیمان را در اسناد تاریخی شرکت نفت ایران و انگلیس MIS# می‌خواندند
(مخففMasjad–I–Sulaiman)

منابع:

۱.سایت موزه و اسناد نفت ایران

۲.سایت شانا

۳.مجله مشعل

۴. تحقیقات مهندس پرویز آریانفر

۵. تحقیقات دکتر فرشید خدادیان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان

نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان

در سحرگاه پنجم خرداد سال ۱۲۸۷ خورشیدی، چرخ تاریخ در دل زاگرس چرخید؛ جایی که مته حفاری چاه شماره یک مسجدسلیمان به نفت رسید و نخستین فوران نفت در ایران و خاورمیانه رقم خورد. این رخداد، نه فقط نقطه آغازی بر استخراج تجاری نفت بود، بلکه سرآغاز عصری تازه در اقتصاد، صنعت و سیاست منطقه به شمار می‌رود؛ عصری که همچنان سایه‌اش بر مناسبات جهانی سنگینی می‌کند. این گزارش تصویری، نگاهی دارد به آن لحظه تاریخی و تأثیر ژرف آن بر آینده ایران و خاورمیانه.

منبع :شانا

وقایع نگاری اکتشاف نفت در ایران

چاه شماره یک مسجد سلیمان   دیگ بخارنخستین چاه نفت مسجد سلیمانحفاری نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمانحفاری نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمانفوران چاه نفتی در منطقه مسجد سلیمان حدود سال ۱۲۹۰حفاری نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمانچاه شماره یک مسجد سلیمان فوران یکی از نخستین چاه‌های نفت ایرانحفاری نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیماننخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمانمراحل احداث نخستین دکل حفاری در مسجد سلیمان سال ۱۲۸۷ شمسیاحداث جاده به مسجد سلیمان سال ۱۲۸۶ شمسی احداث خط لوله نفت مسجد سلیمان به آبادان توسط کارگران سال ۱۲۸۹ شمسی چاه شماره ۱۲ و چادرهای کارکنان انگلیسی در مسجد سلیمان سال ۱۲۸۹ شمسی فوران چاهی در منطقه نفتی مسجد  سلیمانمراحل احداث نخستین دکل حفاری در مسجد سلیمان سال ۱۲۸۷ شمسیپلاک مربوط به حفر نخستین چاه نفت مسجدسلیماناولین چاه نفت ایران در مسجد سلیمانپلاک مربوط به حفر نخستین چاه نفت مسجدسلیمانحفاری نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مقبره دانیال نبی کهن شهر جهانی شوش

مقبره دانیال نبی کهن شهر جهانی شوش

مقبره دانیال نبی در کنار رودخانه شاوور و مقابل تپه ارگ شوش واقع شده و یکی از نمادهای اصلی این شهر است. قدمت این مکان به بیش از ۲۵۰۰ سال پیش برمی‌گردد.این آرامگاه بارها در طول تاریخ بازسازی شده است.گنبد مخروطی شکل آرامگاه با ارتفاع ۲۰ متر و ۲۵ طبقه، یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های آن است. این گنبد به سبک سلجوقی ساخته شده و دارای طراحی پلکانی یا اورچین است.

آرامگاه و مقبره دانیال نبی یکی از باشکوه‌ترین مقبره‌های مذهبی ایران با گنبدی اورچین و دو پوسته‌ی بی‌نظیرش یادآور معماری بنای عظیم جغازنبیل است.

آرامگاه دانیال نبی یکی از آرامگاه‌های مذهبی و با گنبدی اورچین و دوپوسته بی‌نظیر ایران است. دانیال نبی یکی از پیامبران بنی اسرائیل و متولد بیت المقدس است.

دانیال در باور ادیان ابراهیمی یکی از پیامبران بنی اسرائیل (قرن هفتم پیش از میلاد) است. دانیال به زبان عبری به معنای «خدا قاضی من است» می‌باشد.

دانیال نبی در ۱۲ سالگی به عنوان اسیر در دربار بخت النصر خدمت می‌کند. سپس توسط نبوکدنصر پادشاه بابل اسیر می‌شود و ۳۷ سال در دربار وی می‌ماند و در همان زمان به پیامبری می‌رسد. بعد از فتح بابل به دست کوروش، دانیال نبی به شوش مهاجرت می‌کند و در سن ۸۳ سالگی فوت و جسدش را پس از مومیایی شدن در شرق رودخانه شاوور یا شاهپور دفن می‌کنند. مکان‌های دیگری نیز در عراق، ترکیه، مصر و سمرقند ادعای آرامگاه دانیال نبی را دارند.

در برخی نوشته‌ها آمده تیمور لنگ بقایای دانیال را از شوش به سمرقند برده است. در سمرقند مقبره‌ای وجود دارد به طول ۱۸ متر که منسوب به دانیال نبی است. اما گفته می‌شود تنها یک پای وی در آنجا دفن و مابقی در شوش است.

اما مقبره دانیال نبی در خوزستان و شهر شوش از سمت غربی آرامگاه با کاشی‌کاری‌های ایرانی، اسلامی که بر سر در آن نوشته شده، آستانه متبرکه حضرت دانیال نبی تزیین شده است. از سمت شرقی دو مناره به ارتفاع حدود ده متر در دو طرف قرار دارد. تاریخی که بر روی مناره حک شده ۱۳۳۰ هجری قمری است با استادکاری حاج ملا حسین معمار باشی.

بنای آرامگاه دانیال نبی در سال ۱۲۴۹ خورشیدی به دستور روحانی شیعه جعفر شوشتری و به دست حاج ملاحسین معمار پس از سیل ویرانگر همان سال که باعث تخریب بنای قبلی شده بود، ساخته شد و ضریحی در مرکز آن قرار گرفت. گنبد آرامگاه دانیال نبی به صورت گنبد اورچین بنا شده است. اورچین از گنبدهای رک مخروطی است ولی روی آن پلکانی است و به این گنبد اورچین، پلکانی، مضرس، آناناسی گویند که در جنوب ایران فراوان دیده می شود. گنبد اورچین دانیال نبی دارای ۲۵ طبقه مضرس و دو پوسته است.ساختمان و گنبد موزه آبادان از روی آرامگاه دانیال نبی کپی برداری شده است.

اميرالمؤمنين علي(ع) در مورد حضرت دانيال فرمودند: «من زار اخي دانيال کمن زارني؛ يعني هرکس برادرم دانيال را زيارت کند مرا زيارت کرده است.» اگر به شهر شوش و زيارت ايشان رفتيد مي‌توانيد اين حديث را روي کاشي‌هاي بالاي ضريح ببينيد.

ابزارک تصویر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

موزه «بنزین خانه آبادان»

موزه «بنزین خانه آبادان»

جایگاه سوخت آبادان به استناد برخی سوابق به عنوان نخستین جایگاه سوخت در ایران در سال ۱۳۰۶ شمسی (۱۹۲۷ میلادی) در مرکز شهر آبادان احداث شد. این مکان ابتدا جهت توزیع و فروش نفت سفید مورد استفاده قرار می گرفت و حلب های پرشده از مواد نفتی در آن به فروش می رسید.

با گذشت زمان و با ورود اتومبیل، این جایگاه به پمپ بنزین تبدیل شد. هنگام سوخت گیری در این پمپ بنزین، ابتدا فرآورده های نفتی که در مخازن پرچ شده نگهداری می شد با استفاده از تلمبه های دستی به ظروف پیمانه ای منتقل می شد و سپس بر اساس نیاز هر مصرف کننده، سوخت به وی تحویل داده می شد. پس از موافقت وزیر با راه اندازی موزه های نفت در آبادان، این مکان جزو اولویت های صنعت نفت برای موزه شدن قرار گرفت. در همین راستا فاز مطالعاتی و پژوهشی این پروژه و به موازات آن شناسایی و گردآوری اشیا و اسناد قدیمی مرتبط در سراسر کشور به ویژه مناطق عملیاتی نفتی آغاز و در دی ماه سال ۱۳۹۴، موزه بنزین خانه آبادان وارد فاز عمرانی و اجرایی شد و پس از ماه ها کار مستمر و شبانه روزی، این موزه روز سه شنبه مورخ ۹۵/۱۱/۲۸ با حضور مهندس کاظمی، معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی و برخی از مسوولان وزارت نفت، استانی و مقامات محلی شهر آبادان به بهره برداری رسید.

عکس:مرضیه سلیمانی/ ایرنا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

محله شوشتری‌هارامهرمز

محله شوشتری‌هارامهرمز

محله‌ی شوشتری‌ها یکی از محله‌های قدیمی رامهرمز است. در دوره قاجار، با رونق گرفتن شهر، افراد زیادی از مناطق اطراف به رامهرمز مهاجرت کردند؛ از جمله از شوشتر. این مهاجرت‌ها به روابط دیرینه‌ی دو شهر برمی‌گردد. جاده‌ای در رامهرمز وجود دارد که از گذشته به نام شوشتری رو شناخته می‌شد. به گفته‌ی آقای مهندس چهارمحالی، ساکن شوشتر، در شوشتر نیز جاده‌ای به نام رومز رو وجود دارد.

محله‌ی شوشتری‌ها محل سکونت خانواده‌های متعددی بود که اغلب به مشاغل بازاری اشتغال داشتند. با آقای مسعود خجسته، فرهنگی محترم رامهرمز و از اهالی این محله، گفت‌وگویی انجام دادم که در ادامه می‌خوانید:

از چه زمانی شما به رامهرمز آمدید؟
پدربزرگ من در دوره قاجار به رامهرمز آمد. اما من و مرحوم پدرم در همین شهر متولد شدیم. پدربزرگم بازاری بود و مغازه‌ی پارچه‌فروشی داشت.

در محله‌ی شوشتری‌ها چه خانواده‌هایی ساکن بودند؟
خانواده‌های قدکساز، مشکلی، سقازاده، حریفی، خجسته (ماهی‌زاده)، عطار شوشتری، قدکپور، کوزه‌ساز، خدارحمی، طبیب، سفید، نیکزاد، مرواریدی، بینا، فرزین، سمندی، ساقی، نداف و بسیاری دیگر. بیشتر این خانواده‌ها به مشاغلی مثل آهنگری، پارچه‌فروشی، لحاف‌دوزی، حلوافروشی، رنگرزی و... مشغول بودند. مثلاً خانواده‌ی قدکساز کارگاه رنگرزی داشتند و مردم از نقاط مختلف شهر برای رنگ‌کردن پشم قالی و گلیم به آن‌ها مراجعه می‌کردند.

در محله‌ی شوشتری‌ها چه مراسم‌هایی برگزار می‌شد؟
مراسم‌های مختلفی برگزار می‌شد. به یاد دارم شب نیمه شعبان، کودکان به در خانه‌ها می‌رفتند و شعری به زبان شوشتری می‌خواندند؛ صاحب‌خانه نیز گندم برشته، باقلا، شکلات یا شیرینی به آن‌ها می‌داد.
در نوروز و چهارشنبه‌سوری هم مانند سایر نقاط آتش روشن می‌کردیم و دید و بازدید انجام می‌شد. مراسم بردن جهاز هم از دیگر مراسم‌های رایج بود؛ وسایل جهیزیه را در سینی‌های بزرگ می‌چیدند و به خانه عروس می‌بردند.
در سفره‌ی عقد نیز هل و قند کوبیده‌شده می‌گذاشتند که عروس و داماد به عنوان شیرینی عقد در دهان یکدیگر می‌گذاشتند. به این شیرینی هیله قند می‌گفتند (هیله به زبان شوشتری به معنای هل است). مراسم سفره شاه‌پریون هم در ماه رجب برگزار می‌شد و روی آن سفره، قند و کنجد کوبیده‌شده قرار می‌دادند.

آیا حسینیه‌ی شوشتری‌ها متعلق به خانواده‌ی شماست؟ در این حسینیه چه مراسم‌هایی برگزار می‌شد؟
بله، این حسینیه متعلق به پدربزرگم بود. مراسم عاشورا به‌صورت مفصل در این حسینیه برگزار می‌شد و دسته‌های عزاداری به خیابان می‌رفتند. پس از دهه‌ی محرم نیز مراسم روضه‌خوانی برای خانم‌ها و آقایان تا ماه صفر ادامه داشت. در ماه رمضان نیز شب‌های احیا در این حسینیه برگزار می‌شد. مادربزرگم با اینکه سواد نداشت، قرآن‌خوانی می‌کرد و جلسات قرآن‌خوانی برای خانم‌ها ترتیب می‌داد.

درباره‌ی معماری خانه‌های این محله چه می‌توانید بگویید؟
خانه‌ها از گچ و سنگ ساخته شده بودند. حسینیه‌ی شوشتری‌ها هم همین‌طور بود؛ البته بعدها نمای آن با آجر پوشیده شد. خانه‌ها حیاط‌های بزرگی داشتند و درِ ورودی دو سکوی سنگی به نام خواجه‌نشین داشت که محل گپ‌وگفت مردم بود. معماری خانه‌ها طاقی‌شکل بود؛ بعد از درِ ورودی، راهرویی قرار داشت که به حیاط و فضای اصلی خانه می‌رسید. اکثر خانه‌ها اندرونی و بیرونی داشتند.

خانه‌های محله‌ی شوشتری‌ها چه ویژگی خاصی داشتند؟
بسیاری از خانه‌های این محله و محله‌ی دزفولی‌ها شوادون داشتند؛ زیرزمین‌هایی با عمق ۶ تا ۸ متر که در تابستان بسیار خنک بودند. مردم حتی گوشت را در شوادون آویزان می‌کردند تا خراب نشود.

آیا در محله مکانی برای تجمع مردم وجود داشت؟
خیر، بیشتر دورهمی‌ها در خانه‌ها انجام می‌شد، چون خانه‌ها فضای بسیار بزرگی داشتند و برخی نیز حوض آب و باغچه داشتند.

این محله همچنان یادآور روزگار قدیم و پیوندهای عمیق مردم دو شهر است.

نویسنده:سارا حسینی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

"شیر سنگی" یا "برد شیر" نماد ایل بختیاری در استان خوزستان

"شیر سنگی" یا "برد شیر" نماد ایل بختیاری در استان خوزستان

"شیر سنگی" یا "برد شیر" نماد ایل بختیاری در استان خوزستان است که از قدیم‌الایام برای سنگ قبرهای متوفیان خود به کار می‌بردند. شیر سنگی، تندیس‌هایی از جنس سنگ‌ هستند که در گذشته توسط سنگ‌ تراش‌ها به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار می‌دادند.

عکس:امین نظری/ایسنا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

   m.i.s از کجا آمد؟  يادداشتي در مورد نامگذاري مسجد سليمان

m.i.s از کجا آمد؟

يادداشتي در مورد نامگذاري مسجد سليمان

علامت اختصاري MIS نشانه مشهوري است كه براي ناميدن شهر مسجد سليمان ـ قديمي‎ترين اقليم نفتي ايران- مورد استفاده قرار مي گرفته و تا به امروز هم كما بيش استفاده مي شود.

در نخستين سال هاي كشف نفت، نام مسجدسليمان، در مكاتبات و نامه ‎نگاري‎ هاي اداري، به صورت مخفف و به اين شكل استفاده مي‎شد. كما اينكه در مكاتبات شركت نفت، حتي واژ‎گاني كوتاه‎تر از اين هم معمولاً مخفف‎سازي مي‎شد كه از جمله آنها مي‎توان به عبارت استفاده از حروف اختصاري AZ براي ناميدن شهر اهواز اشاره كرد.
اما عبارت Masjed Suliman چگونه بهMIS تبديل شده و حرف I در بين دو حرف M (حرف اول مسجد) و S (حرف اول سليمان) به چه منظور به كار رفته است؟
واقعيت اين است كه حرف I در اينجا نقش آوانگاري و حرف وصل كننده را دارد. به عبارتي متصل كننده دو بخش اسم مسجدسليمان است و نه چيز ديگر.

اگر چه شباهت اين عبارت با حروف اختصاري عبارت ديگري به نام "سيستم اطلاعات مديريت"(Management Information System) اين شبهه را به وجود آورده بود كه منظور از عبارت اختصاري MIS، اشاره به اين اصطلاح مديريتي بوده است. در واقع از آنجا كه فعاليت هاي صنعت نفت در آن سال ها در مسجد سليمان متمركز بود، براي ناميدن آن از اين عبارت تخصصي و كاربردي در علم مديريت استفاده شد. حال آن كه چنين تصوري صحيح نيست.

اين تصور تا بدانجا پيش رفت كه در برخي كتاب هاي منتشر شده در مورد نفت و مسجدسليمان نيز بازتاب يافت و پر واضح است كه اين اشتباه، صرفا از تشابه اين دو ناشي شده و در صورت تحقيق بيشتر، قابل پيشگيري بود !
جهت مستند بودن و ارائه مدرك براي عدم هم معنا بودن دو واژه MIS به معناي سيستم اطلاعات مديريت و ديگري مخفف نام مسجدسليمان، به سه سند معتبر و دقيق زير اشاره مي شود :
سند اول: پلاك نصب شده بر شير دهانه چاه F7 كه مدت ها در محل ورودي ساختمان مركزي شركت نفت انگليس (بريتانيك‎ هاوس) در لندن به نمايش عموم گذاشته شده و تصوير آن در صفحه 93 كتاب "رئيس نفت" تأليف علي يعقوبي‎نژاد به چاپ رسيده است. با دقت در اين پلاك در سطح اول آن مشاهده مي‎كنيم كه نام Masjad – I – Sulaiman حك شده است.
به عبارتي اين سند تاييد مي كند كه حرف I حرف اتصال بين دو واژه «مسجد» و «سليمان» است و مخفف‎سازيMIS نيز از اين عبارت گرفته شده است.
سند دوم: نقشه مربوط به خاورميانه در سال 1901 ميلادي است كه در كتاب تاريخ جهاني نفت (جلد اول) نوشته دانيل يرگين ترجمه غلامحسين صالح‎يار (صفحه 267) چاپ گرديده است. در اين نقشه كه به زبان انگليسي نشانه‎گذاري شده است نيز مشاهده مي‎كنيم كه مسجدسليمان با عنوان Masjad – I – Sulaiman قيد گرديده و در اين سند از واژه سيستم اطلاعات مديريت و مشابه آن خبري نيست.
سند سوم: سند سوم قابل ارائه، برگه ‎هاي حقوقي مربوط به ژوئن 1950 ميلادي است كه شركت نفت ايران و انگليس براي كاركنان صادر مي‎نموده و نمونه مذكور را در كتاب "مسجدسليمان نيم قرن چپاول" (صفحه 214) مي‎توانيم ببينيم. در بالاي اين برگ حقوقي نيز عنوان Masjad – I – Sulaiman ذكر گرديده و مشخص مي‎نمايد كه كاربرد حرف I چه بوده است.
البته ذكر اين نكته بي مناسبت نيست كه استعمال حرف I در بين اسامي دو بخشي مختص نام مسجدسليمان نبوده و حتي در جاهاي ديگر نيز به كار رفته است. كما اينكه در همان نقشه پيش گفته از كتاب تاريخ جهاني نفت نيز مي‎بينيم كه واژه «ميدان نفتون» به شكل Maidan – I – Nafton آمده است.
با استناد به اين اسناد و مدارك مطمئناً جاي شك و شبهه‎ اي در خصوص معناي واژه‎ مورد بحث باقي نمي‎ماند كه MIS مخفف نام مسجدسليمان است و هر كاربرد ديگري براي آن در خصوص مسجدسليمان نمي‎تواند صحيح باشد.

منابع

علي يعقوبي نژاد، رئيس نفت/ انتشارات يادواره كتاب/ صفحه ۹۳
دانيل يرگين: تاريخ جهاني نفت/جلد يك /ترجمه غلامحسين صالحيار/ انتشارات اطلاعات/ صفحه ۲۶۷
فرشيد خداداديان/ مسجد سليمان، نيم قرن چپاول/ انتشارات آرويج/ ص ۲۱۴

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بازار قدیمی دزفول

بازار قدیمی دزفول

بازار «کهنه» دزفول یا بازار «قدیم» در مرکز این شهر و در کنار محله قلعه قرار دارد. در این بازار چهار راسته موازی که هر یک از آنها شامل یک صنف خاصی است در حال فعالیت هستند. این صنوف شامل: بزازان، آهنگران، خرده فروشان و بازار خراطان است. این بازار که از دیدنی‌ترین بازارهای خوزستان است، به شکل میدانی بزرگ در مرکز شهر و در مجاورت محله قلعه قرار دارد و از راسته‌ها و دالان‌های متعددی تشکیل شده است که هر کدام به بخشی از مناطق اطراف راه می‌یابند. نقشه این مرکز تجاری باستانی به گونه‌ای طراحی شده ‌است که اهالی مناطق اطراف می‌توانند با پای پیاده از کوچه‌های مجاور وارد آن شوند

بازار در مرتفع‌ترین شیب شهر بنا شده‌است و امتداد گذرهای محلات به بازار ختم می‌شود. مراکز محلات و گذرهای اصلی بازار شهر بر اساس توپوگرافی زمین شکل گرفته‌اند و حرکت پیاده از طریق گذرها همگی به بازار ختم می‌شود.

نکته جالب توجه بازار کهنه دزفول، زنده نگه داشتن صنایع دستی و قدیمی است و با قدم زدن در راهروهای پیچ در پیچ آن می‌توانید بازار آهنگران، بزازان، خرده فروشان و خراطان را تماشا کنید.

بازار کهنه از جاذبه‌های دزفول، در گذشته مهم‌ترین مرکز خدماتی دزفول بوده است و همه معاملات در آن انجام می‌گرفته‌ است.

این بازار که از دیدنی‌ترین بازارهای خوزستان است، به شکل میدانی بزرگ در مرکز شهر و در مجاورت محله قلعه قرار دارد و از راسته‌ها و دالان‌های متعددی تشکیل شده است که هر کدام به بخشی از مناطق اطراف راه می‌یابند.

. انواع صنایع دستی از قبیل خراطی (شامل ساخت شمعدانی و قلیان و…) کپو و کرتله بافی، گلیم بافی، سجاده بافی، ورشو سازی، طلاسازی و نمدمالی در بازار قدیم دزفول دیده می‌شود.

در کارگاه‌های ورشوسازی بازار کهنه دزفول ابزار چای‌خوری و سینی و آتشدان ساخته می‌شود. نمدمالی، خراطی، کپوبافی و گیوه‌دوزی نیز از دیگر سازه‌های این شهر به شمار می‌آیند.

یکی دیگر از سازه‌های دستی این شهر کارهای دستی بر روی فلزها می‌باشد که از آن میان می‌توان ورشوسازی، قلم‌زنی روی زر و سیم و زرگری را نام برد.

بازار قدیم در مرکز شهر دزفول قرار دارد و در حال حاضر نیز به عنوان یکی از مراکز اصلی تجارت شهر فعال است. وجود شغل‌ها و راسته‌های قدیمی با شکل خاص معماری مغازه‌ها و فروش برخی صنایع دستی معروف دزفول در این بازار موجب استقبال ویژه گردشگران شده است

.بازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولعنوان بازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفولبازار قدیم دزفول

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

روایت پل شادروان شوشتر در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

25 به مناسبت اردبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی،روز پاسداشت زبان پارسی

روایت پل شادروان شوشتر در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

پل شادروان ،شوشتر زمانی یکی از بناهای مشهور ایران بود ولی امروزه بخشی از آن باقی مانده است. پیشینه ساخت پل بند شادروان مربوط به دوره شاپور ساسانی است و بر اساس شواهد و مدارکی در زمان شاپور ساسانی پی ریزی و ساخته شده است. پل بند شادروان در ۳۰۰ متری جنوب بند میزان ـ در شمال غربی شوشتر ـ بر روی شاخه اصلی رود کارون (شطیط) ساخته شده است و در حال حاضر بقایای آن در کنار پل آزادگان به چشم می‌خورد.

پل بند شادروان که بنا برگفته ها، یکی از قدیمی ترین پل جهان محسوب می شود؛دارای ۴۴ دهانه بزرگ و ۴۳ دهانه کوچک است.در حال حاضر ۹ دهانه در سمت شمال و ۲۸ دهانه در ضلع جنوبی پل باقی مانده است.طول پل که حدوداً ۵۰۰ متر است،چیزی بیشتر از عرض رودخانه است. در ساختمان این بند دو قوس محدب رو به جریان آب و به سمت شرق و یک قوس مقعر رو به جهت جریان آب قرار دارد.هر چند این قوسها معلول بستر طبیعی رودخانه هستند ولی می توان آنرا در شمار بندهای قوسی بشمار آورد. در کنار پل بند شادروان آسیاب هایی قرار داشته که توسط انرژی آب چرخهای این آسیابها به حرکت در می آمده است و در انتهای ضلع شرقی پل-بند در جایی که پل-بند در شهر وارد می شد،یک سر در عظیم آجری قرار داشته که در هنگام گذشت از پل-بند افراد از زیر این سردر عظیم عبور می کرده اند.

مصالح بکار رفته در ساختمان این پل بند از سنگ لاشه و ملات ساروج بهمراه خاکستر است. عرض پی های پل ۷ متر و عرض دهانه های آبرو آن ۸ متر و ارتفاع از تاج تا کف پل ۱۰ متر است. در ساختمان این پل-بند از سنگهای تراشیده شده که بوسیله بست های فلزی به هم مرتبط شده اند استفاده شده و ۳ سال ساختن شادروان طول کشیده است. برای ساختن پل بند شادروان مسیر رودخانه را توسط سنگهای تراش و منظم فرش کرده و بوسیله بست های فلزی به هم محکم کرده اند. شادروان به معنی فرش و بساط گرانمایه و منقش می باشد. و چون از بند میزان تا شادروان کف رودخانه را توسط سنگ های تراش منظم فرش کرده اند به شادروان معروف می باشد. یکی از دلایل ساخت این پل بند عظیم بخاطر بالا آوردن و آرام نمودن جریان آب توسط پی و پایه های پل بند شادروان و ورود آن به نهرداریون برای آبیاری مزارع میان آب بوده است.

به گفته حکیم فردوسی بزرگ در شاهنامه به موجب روایات شرقی شاپور یکم شاهنشاه ساسانی پس از اسارت والریانوس امپراتور روم او را مجبور کرد که در ساختمان سد نزدیک به شوشتر کار کند.این سد ۱۵۰۰ قدم طول داشت و هنوز هم برای برگرداندن آب کارون به مزارع بکار می رود. احتمال قوی می رود که شاهنشاه ایران اسیران رومی را در ناحیه گندی شاپور و شوشتر مستقر کرده باشد. ایرانیان به مهارت رومیان در فنون بسیار اهمیت می دادند و بلاشک هم سد و پل بزرگ شوشتر عمل مهندسین رومی است .این پل-بند به همراه ۱۵ اثر تاریخی آبی دیگر شوشتر بصورت یکجا به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

پل شوشتر و اشاره‌ی شاهنامه به آن
بر پایه‌ی گفته‌ی فردوسی، شادروان شوشتر بر روی رودخانه‌ی «گرگر» به دستور شاپور نخست ساسانی و به رازی‌گری« برانوش» بنیان نهاده شده است .

برانوش یکی از چند رازی‌گری است که شاهنامه از آن نام می‌برد. برپایه‌ی شاهنامه برانوش سپه‌دار سرزمین بالوینه در روم بوده که در نبردی به دست شاپور گرفتار آمد

همی برد هر سو برانوش را

بدو داشتی در سخن گوش را

یکی رود بد پهن در شوشتر

که ماهی نکردی بروبر گذر

برانوش را گفت گر هندسی

پلی ساز آنجا چنانچون رسی

که ما بازگردیم و آن پل به جای

بماند به دانایی رهنمای

به رش کرده بالای این پل هزار

بخواهی ز گنج آنچ آید به کار

تو از دانشی فیلسوفان روم

فراز آر چندی بران مرز و بوم

چو این پل برآید سوی خان خویش

برو تازیان باش مهمان خویش

ابا شادمانی و با ایمنی

ز بد دور وز دست اهریمنی

به تدبیر آن پل باستاد مرد

فراز آوریدش بران کارکرد

بپردخت شاپور گنجی بران

که زان باشد آسانی مردمان

چو شد شه برانوش کرد آن تمام

پلی کرد بالا هزارانش گام

چو شد پل تمام او ز ششتر برفت

سوی خان خود روی بنهاد تفت

عکس : خوز نیوز

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بازار کهنه دزفول

بازار کهنه دزفول

بازار کهنه دزفول که با نام بازار قدیم دزفول نیز شناخته می‌شود، حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد و محل داد و ستد و تامین نیازهای عشایر ییلاقات زاگرس و قشلاق خوزستان بوده است. این بازار شامل چندین راسته می‌شود که هر کدام از راسته‌ها مخصوص به صنفی خاص بوده‌اند. برخی از این راسته‌ها بازار آهنگران، بازار بزازان، بازار خراطان و بازار زرگران نام داشته‌اند. قدیمی‌ترین بنای حاضر در بازار دزفول مقبره شیخ اسماعیل قصری است. همچنین از چندین کاروانسرای آن، تنها یکی دو بنای مخروبه به جای مانده‌اند. در این بازار می‌توانید انواع صنایع دستی از قبیل خراطی (شامل ساخت شمعدانی و قلیان و…) کپو و کرتله‌بافی، گلیم‌بافی، سجاده‌بافی، ورشوسازی ، طلاسازی و نمدمالی را تهیه کنید. با توجه به ارزش تاریخی، بازار کهنه دزفول به‌عنوان یکی از جاهای دیدنی دزفول میزبان گردشگران داخلی و خارجی است و در ۲ آبان ۱۳۵۶، با شماره ثبت ۱۵۴۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

عکس: پبمان حمیدی پور

0

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوب

تلمبه خانه دارخُوین؛ گنجینه نفت جنوب

افزون بر چهل سال به حال خود رها شده بود! همچون تمام شهرها، کارخانه ها و کارگاه های متروک قرن بیستم که نبض آنها به تولید و تقاضا بسته بود و همین که باد بی نیازی می وزید، پیستون ها، چرخ ها و پره ها از کار می افتاد و واپسین سوت "فیدوس" تعطیلی ابدی آن ها را جار می زد.

کارگرهای یقه چرکین با خشمی فروخورده به کلبه هاشان می خزیدند تا بار و بنه بربندند به مقصدی دیگر و جست و جوی کار! و بومی ها می ماندند به علاقه آب و خاک، آبی که بوی زنگ می داد و خاک... خاک آغشته به نفت و روغن موتور، خاک دامنگیر..!

برای این تلمبه خانه هم، احتمالا چنین اتفاقی افتاده است؛ مسیر خط لوله که عوض شد و نفت بی مدد تلمبه خانه های پی در پی، یکسره تا آبادان رفت، آفتاب رونق دارخوین نیز رو به افول نهاد؛ مثل یک کاروانسرای قدیمی مجاور بزرگراه بیکار ماند و صاحب منصبان به کاری دیگر گمارده شدند و کارگرها نیز پی لقمه نانی راه افتادند در اقصای سرزمین نفت، و لابد چند ناطور ماندند به تماشای روز و شب بویلرهای سرد و ساختمان های رفیع آجری- که سکوت خوفناک "شات دان" (Shut down) کلافه شان می کرد.

ماجرا هر چه بوده، از جزییات آن اطلاع چنداني نداریم، اما می توان استنباط کرد که هم آن رونق برق آسا و خارق العاده اولیه و هم این نکبت و رهاشدگی یکباره ثانویه، برای دارخوین و ساکنانش، نباید خیلی قابل فهم و انتظار بوده باشد.

متروکه شدن دارخوین اما، دست کم این فایده را داشته که انسان سنتی این دیار را همانجا - در آستانه مدرنیت، با عوارض جهان صنعتی و توسعه نامتوازن آشنا سازد و متوجه کند به اینکه این فقط غول صنعت است که می تواند به مدد چراغ جادو، دهی گم شده در لابه لای نخل ها و بوته های "گاگله" را به شهرکی مدرن و مرفه بدل کند که دودکش های رفیع کارخانه اش کیلومترها آنسوتر از مرز، چشم رهگذران را به خود خیره سازد، و باز همین صنعت است که می تواند بی اندک پروايي، زمان را به عقب بازگردانده و آن شهرک رویایی و خانه باغ های شبه اروپایی را به روستایی متروک و رها شده به دست بادهای فراموشی، بدل سازد.

باری مردمان این دیار پیش از آن که مسجدسلیمان، به درد بی نفتی دچار شود، از تجربه دارخوین آموختند که روح زندگی در این کاروان سرای عصر مدرن، و علت العلل حیات و تکوین آن، عبور مارپیچ خط لوله ای پولادین بوده است که کالای کبود دامنه های جنوبی زاگرس را به ساحل اروند می برد.

نفت، آری نفت، در این دهکده حاشیه شرقی کارون فشارافزایی می شد و می رفت تا در حلقوم نهنگی پهلوگرفته در دهانه دریای پارس بریزد و یا در کام آتشین برج های بلند کارگاه کیمیاگری پالایشگاه بزرگ خالی شود.

نفت از کجا و به کجا ؟

فوران چاه نمره یک نویدبخش وجود ذخایر بی بدیل نفت خام بود که بی نیاز به دستگاه های مکنده، به همراهی فشار گاز به فراز آمده و قادر بود بدون استفاده از تلمبه، مسافتی نسبتا طولانی را نیز بپیماید تا به محل تفکیک یا انباشت برسد.

براساس برنامه شرکت نفت انگلیس و ایران (Anglo Persian Oil Company)، نفت خام حاصل از چاه های مسجدسلیمان بایستی درون لوله ای هدایت شده و به مقصدی معلوم راهی دریا می شد، اما قسمت این بود که در سر راه خود چراغ چند روستای از یاد رفته را نیز بیفروزد. یکی از آنها دارخوین نام داشت که در نخستین نقشه های تهیه شده توسط تیم رینولدز با علامت BUSTER مشخص شده بود.

کشیدن خط لوله، دومین طرح بزرگ شرکت نفت انگلیس و ایران بود که در آن زمان از حیث رساندن نفت به ناوگان نیروی دریایی انگلیس اهمیتی حیاتی داشت و موفقیت آن نیازمند فراهم شدن تمهیدات و مقدماتی خاص بود؛ حدود 50 سال پیش از آن به ابتکار سرهنگ دریک، نفت خام پنسیلوانیا درون لوله های چدنی هدایت شده و هشت کیلومتر آن سو تر از "تیتوسویل" (نام محلي كه دريك نفت را استخراج كرد) به مشتریان تحویل شده بود؛ بعدها ساخت یک خط لوله بزرگ نفت به طول 150 کیلومتر، عملا شرکت استاندارد اویل را از سندیکای ارابه دار ها و گاریچی ها بی نیاز ساخته بود. (دانیل یرگین، نفت پول و قدرت: 113 )

اکنون شرکت نفت انگلیس و ایران (میراث دار نیم قرن تجربه غول های بزرگ نفتی) تصویری کامل از برنامه آینده در ذهن و طرحی مدون در دست اجرا داشت؛ به علاوه اين کمپانی از وجود ذخایر عظیم نفت در مسجدسلیمان و منطقه ای که بعدها به "فرو افتادگی دزفول" موسوم شد، اطمینان یافته و باید دست به کار احداث پالایشگاهی بزرگ در ساحل خلیج فارس می شد. آبادان اولین و آخرین گزینه احداث پالایشگاه بود.

آبادان جزیره ای محاط در انبوه آب های شیرین، به لحاظ موقعیت ویژه بندری و امکان ایجاد اسکله های بارگیری؛ بهترین گزینه برای ایجاد یک پالایشگاه در مقیاس جهانی بود؛ بنابراین کار مذاکره میان کمپانی نفت و شیخ خرمشهر برای خرید زمین پروژه آغاز شد، اما شرکت با اطمینان از به سرانجام رسیدن مذاکرات، به صورت توأمان مقدمات کشیدن خط لوله نفت را نیز فراهم می ساخت.

کشیدن خط لوله ای به طول 130 مایل که از منطقه "تمبی" در مسجدسلیمان شروع و به آبادان منتهی شود و در سر راه خود از شکاف کوه ها و عمق دره ها عبور نماید، آن هم با اتکای به نیروی بازوی کارگران بومی، و ماشین آلاتی ابتدایی، كاري به شدت دشوار و طاقت فرسا بود.

کار کشیدن نخستین خط لوله نفت ایران، از طرف شرکت به چارلز ریچي (Charles Ritchie) واگذار شد. ریچی برای انجام این مهم گروهي 50 نفره از كارگران محلي را به استخدام درآورد تا نیروی کار احداث خط لوله شكل بگيرد. علاوه بر کارگران، تعداد 6000 قاطر نیز در این عملیات سنگین مورد نیاز بود که از شهرهای مختلف نواحی مرکزی ایران و بعضا خارج از کشور خریداری و یا اجاره شدند.

کشیدن خط لوله ای به طول 130 مایل که از منطقه "تمبی" در مسجدسلیمان شروع و به آبادان منتهی شود و در سر راه خود از شکاف کوه ها و عمق دره ها عبور نماید، آن هم با اتکای به نیروی بازوی کارگران بومی، و ماشین آلاتی ابتدایی، كاري به شدت دشوار و طاقت فرسا بود.

یک شرکت امریکایی در اوایل سال 1909م (1287 ش) ساخت یکصد و سی مايل لوله چدنی با قطر هشت و شش اينچ را به سفارش شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز کرد و چندی بعد اين لوله ها به وسیله یک کشتی باربری به آبادان منتقل شد.

برنامه اي كه ريچي تدارك ديده بود استفاده حداکثری از جغرافياي محلي براي تسهيل در انتقال نفت بود. خط لوله تا حد امکان به موازات رودخانه کارون کشیده شد تا دسترسی به دوبه (نوعي شناور) حامل لوله ها آسان تر باشد. از طرفی مخازني كه براي ذخيره نفت در مسجدسليمان ساخته شده بود، حدود هشتصد پا از سطح دريا ارتفاع داشتند؛ براساس محاسبات ريچي نفتی که از اين مخازن درون لوله رها می شد تا دو مايل به سمت جنوب جریان داشته، آنگاه دچار افت فشار می شد. او نخستین تلمبه خانه تقويت فشار خود را همان جا احداث كرد.

در اواسط سال 1911م (1289 ش) ریچي آزمایش های اولی را روی خط لوله به پایان رساند و اعلام کرد که خط لوله آماده بهره برداری است. این خط لوله قادر بود سالیانه 400 هزار تن نفت خام را از مسجد سلیمان به آبادان حمل کند. تنها تلمبه خانه مورد نیاز، در منطقه اي موسوم به "تمبي" در جنوب مسجدسليمان احداث شد و پمپ هاي پيستوني رفت و برگشتي كه با نيروي بخار به حركت در مي آمدند، پمپاژ نفت را عهده دار شدند.

نفت خام درون لوله پس از پمپاژ از ارتفاع يك هزار و چهارصدپايي موسوم به "پاگچ امام رضا" كه آن سوي رودخانه تمبي واقع است، به راحتي بالا رفته و با سرازیر شدن در دشتی موسوم به "له بري" سرعتي مضاعف می یافت به نحوی که ارتفاعات بعدي مسير، مشهور به "تل خياط" را نيز درنوردیده و تا آبادان از حرکت باز نمی ایستاد.

احداث خطوط لوله جدید و ضرورت ایستگاه های تقویت فشار بین راهی

عملیات ساختمانی پالایشگاه آبادان از سال 1909 آغاز و فاز اول آن در سال 1912 تکمیل و راه اندازی شد؛ توسعه قریب الوقوع پالایشگاه آبادان از یک سو و افزایش تولید نفت، بواسطه برنامه های توسعه ای در مسجدسلیمان و نواحی جدیدتر هفتکل و نفت سفید، از سوی دیگر موجب شد تا شرکت به افزایش تعداد خطوط لوله انتقال نفت بیندیشد.

از طرفی تقویت بخش تجاری شرکت نفت انگلیس و ایران بواسطه خرید سهام و الحاق شرکت بریتیش پترولیوم که در زمینه بازاریابی و فروش نفت شهرتی به هم رسانده بود، زمینه صادرات بیشتر نفت ایران را فراهم می ساخت. مجموعه این عوامل موجب شد تا شرکت درسال 1914م (1292ش) خط لوله جديدي به قطر ده اينچ و اين بار از جنس فولاد سفارش بدهد.

اما جنگ جهاني اول احداث اين خط لوله را تا سال 1915ميلادي، يعني يك سال بعد به تعويق انداخت. در این مدت ورود فناوري جوش کار لوله کشی نفت را دچار تحولی اساسی نمود. با ورود لوله های فولادی دو سرجوش، خط لوله قديمي که در برخی نقاط دچار پوسيدگی شده بود، کنار گذارده شد و لوله ای جدید با آلياژ محكم و قابلیت فشارافزایی دوچندان جایگزین خط لوله اولیه شد.

پیداست که برای ارسال حجم بیشتری از نفت، وجود یک تلمبه خانه در تمبی کفایت نمی کرد؛ زیرا نفت خام تلمبه شده درون لوله، پس از عبور از بلندی های مسجد سلیمان و سرازیر شدن به دشت ها از نفس افتاده و به فشار افزایی مجدد نیاز داشت؛ بعلاوه در فصل زمستان، سرمای هوا نفت درون لوله را منقبض می کرد و از سَیَلان باز می داشت و در تابستان نیز گازگرفتگی و قطع جریان سیال به سبب گس لاک (Gas Lock) پیش می آمد که خط لوله قبلی نیز گرفتار آن بود؛ بنابراین نیاز به ایستگاه های سبکسازی و تقویت فشار نفت امری اجتناب ناپذیر بود که جریان نفت را ایستگاه به ایستگاه تسهیل کند.

به اين ترتيب خطوط لوله بیشتری احداث گردید و ظرفیت و تعداد تلمبه خانه ها، متناسب با اين خط لوله ها، افزایش یافت. بتدریج سه تلمبه خانه دیگر یکی در "ملاثانی" بین راه اهواز و مسجدسلیمان، یکی در "کوت عبداله" در نزدیکی اهواز و دیگری در "دارخوین" بین اهواز و آبادان احداث گردید و جمعا سه خط لوله اصلی با سایز های 10 و 12 اینچ وظیفه انتقال نفت خام و فرآورده هاي نفتي را از میادین نفتی جنوب عهده دار شدند. این تعداد تلمبه خانه اضافه بر ایستگاه تمبی معروف به OPLA (. O.P.L.A: Oil Pipe Line Acceleration) و ایستگاه آب گنجی بود.

دارخوین در دهه ی نخست کشف نفت

لا مطلوب و لا متدین اشودانی بالدوراخوین؟

نه بدهکارم و نه دینی به گردن دارم پس چرا به دورخوین (دارخوین) افکنده شده ام؟

دارخوین در آغازین سال کشف نفت، دهی بود از قماش دهات حاشیه شرقی کارون، در فاصله شش هفت فرسخی جزیره عبادان که جویبار زندگی در آن به کندی جاری بود. آن گونه که از این بیت و ادبیات فولکلور منطقه استنباط می شود، نام دارخوین ابتدا "دور خوین" بوده است؛ واژه دور در عربی به معنی چند اتاقک کوچک و به نوعی مصغر "دار" است که گویای وضعیت کلی این آبادی قبل از ظهور نفت است.

اوایل قرن هیدروکربور، هنگامی که غرش لوکوموتیو نفت در ایران، خواب آرام و رازآلود سنت را به بیداری پر اضطراب مدرنیته بدل کرد و نفت راه خود را از کوره راه های گچی مسجدسلیمان به سوی دهانه خلیج فارس در مصب اروند باز نمود، این روستای عرب نشین حاشیه رود بزرگ نیز سرنوشتی دگرگونه یافت.

طی دو سال تجهیزات و دیگ های بخار، بویلرها و تلمبه های عظیم الجثه ساخت منچستر با دوبه ها و کشتی های رودخانه پیما به این ده کوچک ساحلی منتقل و سر جای خود قرار گرفت. آن گاه کارگران و معماران هندی و ایرانی گرداگرد پمپ ها و توربین های بزرگ بخار، با استفاده از آجرهای لندنی منقش به مارک دوگال (DOUGAL) چند عمارت بلند برآورده و دفاتر و کارگاه ها را نیز در آنها مستقر ساختند.

دو ردیف پیش گرمکن نفت در مسیر پمپ ها قرار دادند تا با سبکسازی نفت در سرمای زمستان، بر شتاب سیال بیفزاید. بررسی تاریخ درج شده روی پمپ ها و تجهیزات نصب شده در دارخوین نشان می دهد که تکمیل تلمبه خانه و عملیاتی نمودن آن متناسب با افزایش ظرفیت پالایشگاه، بتدریج در محدوده زمانی 1915 تا 1930 انجام شده است. یک نقش برجسته سیمانی برپیشانی یکی از تلمبه خانه ها سال 1930 را نشان می دهد که اگر این عدد، تاریخ تکمیل ساختمان تلمبه خانه باشد، اجرای طرح های توسعه دارخوین همانگونه که پیش تر ذکر شد، افزون بر 10 سال به طول انجامیده است.

نیروی محرک تلمبه های نصب شده در دارخوین از طریق توربین های انبساطی بخار تأمین می شد که بر خلاف توربین های درونسوز نسل جدید، نیروی مورد نیاز برای چرخاندن پره ها، از طریق تولید بخار متراکم تامین می شد؛ نیروی فوق العاده ای که قادر بود محور متصل به پمپ های ساخت کمپانی (MATHER & PLATT) را به حرکت وا داشته و حجم قابل توجهی از نفت خام را درون لوله براند.

آب مورد نیاز برای سیستم های تولید بخار، برج هاي خنك كننده (کولینگ تاورز) و سایر مصارف عمومی از طریق یک اسکله کوچک و پمپ های دیزلی نصب شده در ساحل رودخانه تأمین می شد.

ایجاد امکانات رفاهی نیز سیری تدريجي داشت و یکباره صورت نگرفت بلکه به تناسب توسعه تلمبه خانه و افزایش نیروهای شاغل، یک مجموعه مسکونی شامل 4 "لین" کارگری سه و چهار اتاقه و یک لین کارمندی با 20 واحد مسکونی از تایپ يا نوع W5 دایر شد که بعدها با افول نفت به سازمان آب و برق واگذارگردید.

دارخوین دارای باشگاه های کارمندی و کارگری، یک مدرسه 6 کلاسه به نام بهزاد، یک واحد بهداری و یک پاسگاه انتظامی بود که ساختار منظم شهری آن را شکل می داد. خانه ها در فاصله 40-50 متری رودخانه بنا شده و یک خانه باغ مجلل نیز ساخته شد که به "بنگله" یا باغ رییس معروف شد که در اوایل دهه 1350 محل اقامت و استقرار رجال سیاسی و مقامات ارشد بود.

سینمای دارخوین هفته ای دوبار فیلم نمایش می داد و مثل سایر سینماهای نفت دارای دو سالن زمستانه و تابستانه بود که پشت به پشت هم قرار داشتند.

با ایجاد امکانات زندگی و استقرار کارگران و کارمندان، حرکت و تکاپوی زندگی نیز در آن سرعت گرفت و خیلی زود این ده متکی به ماهی و کشت دیم، به شهرکی صنعتی بدل شد که غرش موتورها و تلمبه ها و منظره دودکش های بلند آن همه نگاه ها را به خود معطوف می ساخت.

خیابان ها و کوچه باغ های محدود اما منظم، سرویس های رفت و برگشت به کوت عبداله و اهواز، ساختمان های بلند آجری تلمبه خانه که آمیزه ای بود از سبک معماری قرن نوزده انگلستان و اواخر قاجار و اوایل پهلوی ایران، چه بسا خارجی ها را به یاد کارخانه های بزرگ شهر منچستر می انداخت.

دارخوین آخرین تلمبه خانه سر راه خط لوله نفت آبادان بود؛ قبل از آن کوت عبداله قرار داشت و قبل تر از آن نیز ایستگاه ملاثانی، اينها به تقویت فشار نقطه به نقطه نفت سامان می دادند.

کوت عبداله به سبب وجود یک تلمبه خانه مشابه و هم به علت نزدیکی به اهواز، یکی از مراکز مهم استقرار و پشتیبانی شرکت نفت بود و نقش مرکزیت تلمبه خانه ها را داشت؛ یک فرودگاه کوچک، یک کارخانه تولید آجر و از همه مهم تر ایستگاه تولید نیروی برق (پاور استيشن) که مناطق شرکتی کارون، نیوسایت و خرمکوشک را روشنی می بخشید، در آن مستقر بود.

باري فرایند پمپاژ نفت از تلمبه خانه دارخوین ادامه داشت تا اینکه در اوایل دهه ی 1350 تولید نفت از میدان اهواز به شکلی خیره کننده افزایش یافت و کشیدن خط لوله جدید اهواز- آبادان، کل نیاز پالایشگاه را به نفت خام مرتفع ساخت و نفت مسجدسلیمان از طریق خط صادراتی به خارگ ارسال شد؛ از این تاریخ تلمبه خانه های چهارگانه اهمیت خود را از دست دادند، ایستگاه ملاثانی به دانشگاه جندی شاپور واگذار و دانشکده کشاورزی در آن استقرار یافت. کوت عبداله نیز وضعیتی تقریبا مشابه پیدا کرد و در سال های دهه 1350 ابتدا به آموزشگاه گارد نفت اختصاص یافت و در اوایل دهه 1360 و قرار گرفتن آبادان در خط مقدم جنگ، به محلی امن برای استقرار دانشکده نفت بدل شد.

دارخوین اکنون

دارخوین به شکل امروزی شهری است تابع بخش مرکزی شادگان که با ادغام سه روستای بزرگ آل بوبالد، دارخوین و یوخان (علی بن الحسین) هویتی تازه یافته است؛ این شهر که از شمال به اهواز و روستای دابوهیه و از جنوب به آبادان و روستای سلمانه و از مشرق به شادگان روستای سراخیه و از مغرب به طرف رودخانه کارون محدود می شود، تا نقطه صفر مرزی کم و بیش 25 کیلومتر فاصله دارد.

قرارداشتن در مسیر اصلی ارتباط شمال به جنوب کشور، وجود چاه‌های متعدد نفت، بقایای نیروگاه اتمی، قدیمی‌ترین تلمبه‌ خانه‌ نفت خاورمیانه، رودخانه کارون، نخلستان‌ها و فاصله ی کمتر از ۲۵ کیلومتری تا مرز ایران و عراق، از جمله ویژگی‌هاي دارخوين است.

دارخوین در زمان حصر آبادان، به خط مقدم جبهه بدل گشته بود و بعد از شکست حصر آبادان نیز مقر تدارکات عملیات بود. این منطقه در دوران جنگ با مقاومت شگفت انگیز خود در برابر دشمن، شاهد صحنه های حماسه و ایثار کم نظیری بوده است.

تلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت. آثار توپ و ترکش از یک سو و برخی دیوار نوشته ها و یادگارهای به جا مانده دوران دفاع مقدس در جای جای ساختمان های کهن سال تلمبه خانه، لحظه های دلتنگی و دلهره آور جنگ را به انسان منتقل می کنند.

پس از جنگ با توجه به جاذبه های فیزیکی و ظاهری سایت، ساختمان ها و دودکش های مرتفع، بارها از این محوطه به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها شاید سکانس های پایانی سریال به یادماندنی "در چشم باد" باشد.

بدون شک مرمت، احیا و بازسازی تلمبه خانه تاريخي و محوطه های شرکتی آن به عنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی صنعت نفت ایران، در رونق دوباره این صنعت و اين شهر نفتی تأثیری چشمگیر برجای خواهد نهاد.

غلام محمد محترم کارشناس پیشکسوت روابط عمومی مناطق نفتخیزجنوب که خود فرزند یکی از کارکنان شاغل و ساکن در دارخوین بوده است، در اوایل دهه 1370 با مشاهده نامه ای که مضمون آن مزایده فروش بقایای تلمبه خانه دارخوین بود، دست به کار شده و با تنظیم گزارشی از وضعیت کلی و ارزش تاریخی این تلمبه خانه تاریخی و تقدیم به مدیرعامل وقت مناطق نفتخیزجنوب، مانع از حراج تجهیزات و تخریب ساختمان های دارخوین شد.

یک دهه بعد انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان درصدد ثبت سایت تاریخی دارخوین برآمد و سرانجام در سال ۱۳۸۶ تلمبه‌خانه و دو سینمای زمستانه و تابستانه این شهر را شناسایی و پرونده ثبت ملی آنها را تنظیم کرد.

توسعه میدان نفتی دارخوین در اواخر دهه ی 1380 و تشکیل شرکت نفت و گاز اروندان، نوید بخش فصل تازه ای در این خطه از سرزمین نفت بود. استقرار این شرکت در خرمشهر و راهبری میادین جدید اروندان، آزادگان و جفیر موجب شد پروژه های عمرانی چندی در این محدوده جغرافیایی به مورد اجرا گذارده شود. احداث یک پل بزرگ و کشیدن راه های دسترسی، پیوند میان روستاهای آن سوی کارون را با دارخوین تسهیل نموده و اتصال آنها به بزرگراه اهواز آبادان را امکانپذیر ساخت.

اجرای طرح های عمرانی و زیر ساخت های شهری، احداث مرکز درمانی پیشرفته، توسعه فضاهای آموزشی و توجه به احیای بافت شهری از جمله اقداماتی است که به کمک مسولان شهری و شرکت نفت در حال انجام است.

با این وجود دارخوین در حال حاضر به رغم پیشینه خاص صنعتی و قابلیت ‌های خاص اقلیمی و گردشگری، با مشکلات، محرومیت‌ها و آسیب هایی جدی دست به گریبان است که معمولاً شهرهای مرزی درگیر آن هستند.

بدون شک مرمت، احیا و بازسازی تلمبه خانه تاريخي و محوطه های شرکتی آن به عنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی صنعت نفت ایران، در رونق دوباره این صنعت و شهر نفتی تأثیری چشمگیر برجای خواهد نهاد؛ امری که با توجه و اهتمام مدیران وزارت نفت و مسئولان استان خوزستان به این سایت تاریخی می تواند زمینه تبدیل آن به یکی از موزه های صنعت نفت را فراهم نموده و زمینه دسترسی خیل گردشگران صنعتی و علاقه مندان به مواریث فرهنگی را فراهم نماید.

ارزش و اعتبار این سایت تاریخی به حدی است که مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت بارها از آن بازدید کرده و شخص وزیر نفت و مدیران و کارشناسان مناطق نفتخیزجنوب به مرمت و حفظ این محوطه تاریخی تمایل دارند.

یقینا تشکیل هیأت یا کمپینی متشکل از علاقه مندان به حفظ و بقای میراث صنعت در دارخوین، یا نهادی غیر دولتی که در تعامل با وزارت نفت زمینه های تسریع در آغاز این پروژه ترمیمی و بازسازی را فراهم نماید، نیز بسیار ثمر بخش خواهد بود.

و کوتاه سخن این که:

اکنون که پس از نیم قرن و یا بیشتر، اداره کل روابط عمومی وزارت نفت، فرصتی فراهم نموده تا بخشی از جفای فراموشی اقلیم های نفتی جبران و از بازمانده اسناد هویت و تاریخ و فرهنگ سازمانی این صنعت دیرپا، صیانت شود، بر یک یک نخبگان و علاقه مندان به این حوزه، فرض است که با تصمیم بخردانه و طرح هوشمندانه اداره کل روابط عمومی، همراهی نموده و بر رونق کار موزه ها و سرعت ساماندهی به محوطه های تاریخی بیفزایند.

قبل از همه کارکنان صنعت نفت باید با پیشگامی خود، حق مطلب را ادا نموده و با در اختیار گذاردن اطلاعات، دانسته ها و محفوظ ذهنی خود در ارتباط با کل صنعت، بویژه شهر و تلمبه خانه دارخوین به ثبت و ضبط و ماندگاری میراث معنوی صنعت نفت کشور اهتمام ورزند.

باشد که گنجینه های ارزشمند نفت، زین پس، از گزند باد و باران و دستبرد حوادث و شداید محفوظ بماند؛ آثاری کم نظیر که بخشی از تاریخ و هویت این مرز و بوم و نمایاننده سیر تحول و تکوین صنعت نفت جهان اند. به ياري اين آثار مشتاقان و علاقه مندان به پژوهش و کنکاش در زمینه های مختلف تاریخ، جامعه شناسی، صنعت و تجارت، سینما و.. با سفري به یکصد سال پیش، فرصت های تازه اي برای پژوهش و تحقیق را فراروی خود گشوده خواهند يافت و چه ارزشی والاتر از این؟

علمدار متولی

با سپاس از آقایان:

علی یعقوبی نژاد؛ مورخ و مولف کتاب "رییس نفت"

کریم میاحی پیشکسوت نفت و کارمند سابق مناطق نفتخیز جنوب

نصرت اله سلیمانی پیشکسوت نفت و از مدیران سابق شرکت توربین جنوب -مناطق نفتخیزجنوب

غلام محمد محترم کارشناس پیشکسوت روابط عمومی، پرویز آریان فر کارشناس مهندسی و ساختمان مناطق نفتخیز جنوب و کارشناسان بخش موزه ها و اسناد وزارت نفت

عکس: مهدی پدرام خو/تسنیم

این سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوب

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

دانشکده نفت آبادان

دانشکده نفت آبادان

سال ۱۳۱۸ نخستین دانشکده نفت ایران در آبادان افتتاح شد. ساختمان این دانشکده به سبکی انگلیسی – هندی و با استاندارد‌های آن روزگار ساخته شده بود. در این ساختمان می‌شد یافته‌های تکنولوژی روز، مهندسی و ساخت، طراحی و وسایل منحصر بفرد را مشاهده نمود. اهرم‌های جک مانند برای باز و بسته کردن درها، تابلو‌های سیگار کشیدن ممنوع، نصب نام صاحب اتاق بر تابلویی کوچک در میانه درب ورودی هر اتاق، ساعت‌هایی که همگی با ساعت برج به صورت شبکه وصل بودند و برج ساعت که از نقاط دور آبادان قایل رویت بود، از جمله ویژگی‌های منحصر به فرد این ساختمان در آن زمان بود.

این دانشکده از سال افتتاح تا سال ۱۳۴۱ به نام آموزشکده تکنولوژی آبادان (AIT) نامیده شده است و از سال ۱۳۴۱ به دانشکده نفت آبادان تغییر نام داده است. از سال ۱۳۶۸ نیز دانشکده نفت آبادان به دانشگاه نفت ملحق گردید.

دانشکده نفت آبادان با تقدیم بیش از سی شهید در ایام دفاع مقدس بالاترین تعداد شهدا را در بین مراکز آموزشی به خود اختصاص داده است که بارزترین شهدا، شهید مهندس تندگویان وزیر نفت دولت شهید رجایی است.

عکاس : مرضیه بهبهانی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آرمگاه یعقوب لیث صفاری

آرمگاه یعقوب لیث صفاری

آرامگاه یعقوب لیث صفاری یکی از اماکن تاریخی و گردشگری شهر دزفول است. شهرستان دزفول از جمله مناطقی است که بناهای آرامگاهی زیادی را در خود جای داده است. بناهای آرامگاهی دزفول به سبک­ های مختلفی ساخته شده­اند؛ از جمله این آرامگاه­ها بنایی است که مردم محلی آن را مقبره­ شاهزاده ابوالقاسم و محققین آرامگاه یعقوب لیث صفاری می‌خوانند. در معماری اسلامی ایران آرامگاه­ها از لحاظ تعداد پس از مساجد در رتبه­ دوم قرار دارند و علاوه بر ویژگی اصلی و کاربردی آن­ها به ­عنوان مکانی برای دفن افراد شاخص، منزلت و جایگاهی ویژه در اعتقادات مذهبی عامه مردم دارند. استان خوزستان به­عنوان یکی از دروازه­های ورود اسلام به ایران در شکل­گیری بناهای آرامگاهی اسلامی جایگاه منحصر­به­فردی دارد و تعداد فراوانی از این قبیل بناها در استان خوزستان و به­خصوص در شهرستان دزفول ساخته شده است.

قدیمی­ترین بخش آرامگاه یعقوب لیث در دوره­ صفویه شکل گرفته است و از دوره­ قاجار تا دوره­ معاصر الحاقاتی به ­بنا و تزئینات آن افزوده و یا بخش‌هایی از بنا حذف شده است تا شکل امروز­ی آن را بسازد. این اثر در خارج از محوطه­ مسکونی روستای شاه­آباد و در میان یک گورستان قدیمی واقع شده و پوشش گیاهی اطراف آن شامل درختان کنار(سدر) و بوته­زار است. باتوجه به محوطه­سازی در اطراف بنا کف مجموعه بنا پایین­تر از سطح محوطه قرار دارد. کارکرد اصلی بنا آرامگاهی و یادمانی است. پلان بنا شامل سه بخش ورودی یا کفش‌کن، شبستان فرعی و شبستان اصلی است که ضریح در آن قرار دارد. عمده­ مصالح بنا آجر و سنگ و تزیینات آن شامل کاشی­کاری و آجر­کاری است. این بنا در سال ۱۳۸۷ خورشیدی با قدمت سلجوقی-قاجار به ­ثبت آثار ملی ایران رسیده است.

گنبد آرامگاه یعقوب لیث ویژگی بارز و زیبای این بنا است؛ این گنبدها در دیدگاه اهل فن مضرس یا اورچین خوانده می­شود. این نوع گنبدها از ویژگی­های غالب بناهای آرامگاهی جنوب و جنوب ­غربی ایران است که علاوه بر این آرامگاه، در آرامگاه امامزاده رودبند دزفول نیز به‌کار رفته است. گنبدهای اورچین به دو دسته گنبد با قاعده ستاره­ای یا کوکبی و گنبد با قاعده­ کثیر­الاضلاع منتظم تقسیم می‌شود و گنبد این بنا از نوع گنبد با قاعده کثیرالاضلاع منتظم است. مصالح اصلی در ساخت این گنبد آجر است و از گچ برای تزیین و پوشش آن استفاده شده است. ضریح آرامگاه در زیر گنبد اورچین قرار گرفته است؛ این ضریح از چوب با پنجره­های مشبک فلزی ساخته شده، فاقد صندوقچه و یا سنگ قبر است و محل سنگ قبر با چیدن آجر مشخص شده است. همچنین، ضریح دارای کتیبه ­ای فلزی از جنس برنج با مضمون آیات قرآن است.

هویت شخص مدفون در آرامگاه در هاله­ای از ابهام است. برخی از محققان آرامگاه را مدفن شیخ ابوالقاسم بن رمضان می­دانند. اما در دیدگاه عموم اینجا مقبره یعقوب لیث، بنیان­گذار حکومت صفاریان، است. راجع به ­اصل و نسب یعقوب لیث در کتب تاریخی روایات مختلفی نقل شده است که برخی از آنها مبتنی بر حقیقت نیست. یعقوب لیث بزرگ­مردی است که در راه احیا و استقلال ایران سال‌ها با دشمنان این سرزمین به ­جنگ و ستیز مشغول بود.

آرامگاه یعقوب لیث صفاری حدوداً در فاصله­ ۱۰ کیلومتری دزفول و در روستایی به ­نام شاه­آباد قرار دارد. برای دسترسی به این جاذبه­ تاریخی باید جاده­ دزفول به شوشتر را با وسیله­ نقلیه طی کرد. در انتهای جاده و سمت راست آن بعد از عبور از منطقه سیاه منصور جاده­ای وجود دارد که به این روستا و آرامگاه منتهی می­شود

یعقوب لیث سرسلسله حکومت صفاریان، در سال ۲۴۷ هجری قمری اولین حکومت ایرانی بعد از اسلام را تشکیل داد. او نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد.

.

محمدمهدی عاملی

z93118_62564281_DJI_0506.jpg737293_62564282_DJI_0503.jpgw646672_62564285_DJI_0493.jpgc37255_62564283_DJI_0486.jpgb39055_62564286_DJI_0519.jpgz66273_62564287_IMG_0753.jpgu219493_62564280_DJI_0479.jpgf13265_62564279_DJI_0508.jpgq6981_62564278_DJI_0501.jpge58404_62564293_IMG_0787.jpgw502895_62564291_IMG_0794.jpga75892_62564276_DJI_0515.jpgc813547_62564288_IMG_0759.jpga09595_62564275_DJI_0477.jpgx457184_62564289_IMG_0784.jpgn73170_62564272_DJI_0469.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مسجد جامع شوشتر

مسجد جامع شوشتر

مسجد جامع شوشتر از قدیمی ترین مساجد کشور که بنای اولیه آن، از آثار قرون اولیه اسلامی است که بر طبق نوشته کتب تاریخی، در سال ۲۵۴ هـ . ق توسط المعتزبالله - خلیفه عباسی - بنیان نهاده شد و سال ها بعد توسط المسترشد بالله - خلیفه دیگر عباسی ( متوفی ۵۲۹ هـ. ق) به اتمام رسید .

بنای این مسجد در قرون بعدی، خاصه در دوره صفوی، تغییر اساسی یافته است . براساس شواهد موجود و منابع مکتوب، بنای اولیه مسجد به سبک منسوب به عربی مشتمل بر شبستانی در جانب قبله و شاید رواقی در اضلاع دیگر صحن بوده است .

با توجه به نوشته تذکره شوشتری، شبستان مسجد تیرپوش بوده تا اینکه در دوره صفوی - سال ۱۰۸۸ هـ. ق - به جهت فساد تیرهای چوبی، شبستان با طاق های آجری بر روی پایه های متشکل از قطعات سنگی پوشش یافته است

بنابراین، بنای کنونی مسجد، بیشتر از آثار دوره صفوی و بعد از آن است و از بنای اولیه آن ، غیر از نقشه ساختمانی، بقایای کتیبه بخشی از دیوار جانب قبله و دیوار شرقی بین گلدسته و منار و خود منار که در قرن هشتم هجری به بنای اولیه افزوده شده، چیز دیگری مشهود نیست.

بنای کنونی مسجد مشتمل بر شبستان بزرگ جانب جنوبی، صحن وسیع ، منار و گلدسته جانب شرقی است.

بخش اصلی مسجد یا شبستان ستوندار جنوبی به ابعاد ۴۰/۲۶×۳۹ متر دارای پوشش طاق و گنبد است که بر روی ۵۴ پایه و جرز استوار گردیده است . پایه ها، از بلوکه های سنگی کوچک با ابعاد استاندارد ساخته شده که دارای پایه و سرستون چهار ضلعی و ساقه ۸ ضلعی هستند .

زوایای سرستون ها به صورت مقرنس های ساده ای در آمده است . طاق های بالای ستون ها، مرتفع و دارای قوس شکسته هستند . بر روی طاق های مذکور، پوشش های گنبدی قرار گرفته است . در میانه ضلع جنوبی شبستان، محرابی با گچبری های به شیوه صفوی و در اضلاع دیگر شبستان، سنگ نوشته ها و کتیبه های گچبری و فرامینی نصب کرده اند که عمدتا مربوط به دوره صفویه هستند . ظاهرا قدیمی ترین این کتیبه ها، بخشی از کتیبه گچبری قرآنی است که در آن به خط کوفی تزیینی، بخشی از سوره یاسین را نگاشته اند .

در این بنا حدود ۱۹ کتیبه نصب کرده اند که عموما به بنای مسجد ارتباطی نداشته و بعضا از جای دیگری به این مکان منتقل شده اند. بر سردر خارجی شبستان که مزین به مقرنس و آجر کاری است، دو قطعه سنگ نوشته نصب شده که بر آنها آیا تی به تاریخ ۱۱۷۵ هـ. ق کتیبه شده است .

در ضلع شرقی صحن مسجد، در غرفه اختصاصی کوچکی، قبر مؤلف تذکره شوشتر : سیدعبدالله جزایری و پدرش سیدنورالدین - به ترتیب، متوفی ۱۱۷۳ و ۱۱۵۸ هـ. ق - قرار دارد . چسبیده به ضلع شرقی مسجد، بقایای مناره زیبایی از قرن هشتم هـ. ق دیده می شود که بخش زیادی از آن ویران شده است . این مناره دارای ساقه ای استوانه ای و مزین به آجر کاری است که در میان آجر کاری ها، کتیبه های زیبایی به خط بنایی از کاشی فیروزه ای رنگ با عبارات "لله "، "محمد" و"علی " نشانده اند .

تا اواسط قرن دوازدهم هجری، ۲۶ متر از ارتفاع مناره برجای بوده (امروزه تنها ۱۶ متر آن باقی است) و کتیبه تاریخی آن بر لوحی سنگی بر قسمت بالای مناره نصب بوده است.

براساس کتیبه مزبور، بانی مناره، سلطان اویس بن حسن ایلکانی است . مؤلف تذکره شوشتر، تاریخ کتیبه را ۸۲۲ هـ.ق خوانده ؛ اما از آنجا که سلطان اویس در سال ۷۷۶ هـ. ق درگذشته، یا در نوشتن و خواندن کتیبه قصوری رفته، یا کتیبه و تزیینات مناره از بازماندگان سلطان اویس بوده که کار وی را به اتمام رسانیده اند.

در میانه ساقه منار، میله ای آجری است که پله های درونی منار به دور آن قرار می گرفته اند . در نزدیکی این منار و بر بالای ضلع شرقی، گلدسته مانندی با پوشش کاشیکاری برجای مانده است .

این بنا در دوره های مختلف تعمیر و بازسازی و به شماره ۲۸۶به ثبت تاریخی رسیده است.

عکس:ایکنا/مونا صیافی زاده

https://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829516_460.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829526_478.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829527_488.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829524_465.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829523_794.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829518_896.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829517_153.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829514_217.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829493_736.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829498_375.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829499_120.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829504_947.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829502_418.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829503_294.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829501_990.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829505_331.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829512_775.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829506_204.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829507_468.jpghttps://khouzestan.iqna.ir/files/fa/news/1401/11/4/2829513_367.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

درخواست مرمت «قلعه سلاسل» شوشتر براساس عکس‌های قدیمی

رخواست مرمت «قلعه سلاسل» شوشتر براساس عکس‌های قدیمی

یک دوستدار میراث‌ فرهنگی با اشاره به اینکه تصاویر قدیمی از قلعه سلاسل شوشتر وجود دارد گفت: هدف ما این است که این قلعه را براساس همان عکس‌های قدیمی مرمت و بازسازی کنیم.

ابوالفضل‌ مهدی‌پور در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره پیگیری‌های مستمر دوستداران میراث‌ فرهنگی برای مرمت و بازسازی بخش‌هایی از این قلعه گفت: اقدامات لازم برای بازسازی، بهسازی و ترمیم بخش‌هایی از این قلعه مستلزم تخصیص اعتبار و مشارکت تمام مسؤولان ذی‌ربط در استان و کشور است.

او با اشاره به اهمیت قلعه تاریخی سلاسل و نیاز توجه به این کهن اثر تاریخی گفت: اگر از سوی مقامات بالاتر به دوستداران میراث ‌فرهنگی برای بازسازی قلعه دستورکاری اعلام شود با هماهنگی می‌توانیم کارهایی را برای قلعه انجام دهیم.

قلعه سلاسل شوشتر دژی است بسیار بزرگ که دارای حیاط‌های مفصل و متعدد و سربازخانه‌ها و طویله‌ها و حمام‌ها و شبستان‌ها و برج‌ها و باغچه‌ها و قورخانه و نقاره‌خانه و حرم‌خانه و آشپزخانه و قاپی‌های متعدد و حوض‌های بزرگ و حصار و خندق بوده ‌است. این قلعه به همراه ۱۵ اثر تاریخی دیگر شوشتر در نشست سالانه کمیته میراث جهانی یونسکو در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹ (پنجم تیر ۱۳۸۸) در شهر سویل اسپانیا، با احراز معیارهای ۱، ۲ و ۵ با عنوان نظام آبی‌تاریخی شوشتر به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو با شماره ۱۳۱۵ به ثبت رسید.

مهدی‌پور با اشاره به این‌که این قلعه تاریخی همچون گذشته پابرجاست گفت: برای حفظ، حراست و مرمت آثار تاریخی حساسیت‌هایی وجود دارد.که مستلزم تایید کارشناسان داخلی و نیز کارشناسان یونسکو می باشد هر چند که در این چند سال به صورت دوره ای (مانند مرمت بخش هایی از ساختمان های داخلی قلعه سلاسل) این کار صورت گرفته است

این دوستدار میراث فرهنگی خاطرنشان کرد: با گذشت زمان همه‌ بناهای تاریخی فرسوده می‌شوند. بنابراین به صورت مستمر باید مرمت شوند.

منبع:ایسنای خوزستان

دبیر :شیما عباس زاده

دبیر: جلیل جعفری

خبرنگار: فاطمه فریح‌زاده

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

موزه گردشگری و تاریخی راه آهن اندیمشک

موزه گردشگری و تاریخی راه آهن اندیمشک

مقدمات طرح ایجاد موزه راه‌آهن اندیمشک در فروردین ١٣٩۶ و در نشست مسئولان این شهرستان با دکتر سعید رسولى عضو هیات مدیره راه‌آهن کشور (مدیرعامل فعلى شرکت راه‌آهن) و خسرو نشان، مدیرکل میراث‌فرهنگى خوزستان بررسی و در خصوص مکان راه‌اندازى آن تصمیم‌گیری شد.

در ماه‌هاى بعد، کار تجهیز جمع‌آورى و انتقال عکس‌ها، اسناد، ادوات و تجهیزات قدیمى راه‌آهن در فضاى مجاور سوله انبار توشه راه‌آهن ناحیه زاگرس به عنوان محل اختصاصى در نظر گرفته شده براى این موزه انجام گرفت.

موزه راه‌آهن اندیمشک برخلاف سایر موزه‌هاى راه‌آهن کشور که نمایش ادوات و تجهیزات آن در غرفه‌اى محدود در درون ایستگاه صورت گرفته است، تنها موزه راه‌آهن ایران است که داراى سالن سرپوشیده اختصاصى است. سالنى در مجاورت ایستگاه راه آهن اندیمشک و خط راه‌آهن سراسرى تهران – جنوب و در سوله‌اى به قدمت روزهاى آغازین ساخت راه‌آهن سراسرى در ایران.

موزه راه‌آهن اندیمشک همانطور که از تصویر تابلوى ورودى آن پیداست، اسفندماه سال ٩۶، رونمایى شد. ولى افتتاح رسمى آن دهم خردادماه سال ١٣٩٧ انجام شد. تصویر مدیران ناحیه لرستان سابق (ناحیه راه‌آهن زاگرس فعلى) به همراه تاریخ تصدى آن‌ها که در ورود به ساختمان موزه و در سمت چپ دیده مى‌شود، از مهندس «على انتظام وزیرى» اولین رییس این ناحیه در سال ١٣٢۵ و دیپلمه مدرسه صنعتى ایران و آلمان که جزو سى نفر اعزامى از طرف وزارت راه به آلمان (برلین) بود، گرفته تا مدیران بعدى همگی گویاى پیشینه تاریخى و اندوخته فنى این ناحیه در بین تمام نواحى راه‌آهن ایران است.

ادوات و تجهیزات قدیمى، کلاه و البسه اهدایى لوکوموتیوران‌های پیشکسوت، زندگىنامه مشاهیر راه‌آهن اندیمشک از جمله «هاریس نالتى» که سرپرست گروه احداث راه‌آهن اندیمشک بود به همراه تصاویر و اطلاعات پل‌ها و ابنیه فنى ناحیه راه‌آهن زاگرس و … در این موزه به نمایش درآمده است.

مسیر راه‌آهن اندیمشک به عنوان بخشى از مسیر راه‌آهن سراسرى ایران بدر فهرست میراث‌جهانى یونسکو به ثبت رسیده است

گزارش :ایمان مولایی نژاد/فعال گردشگرى

عکس: نورفوتو

https://s31.picofile.com/file/8472694276/21031101001388_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694242/21031101001389_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694226/21031101001380_Org.jpghttps://s30.picofile.com/file/8472694126/21031101001368_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694218/21031101001379_Org.jpghttps://s30.picofile.com/file/8472694192/21031101001378_Org.jpghttps://s31.picofile.com/file/8472694176/21031101001377_Org.jpghttps://s30.picofile.com/file/8472694142/21031101001373_Org.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

کت های دزفول

کت های دزفول

کت‌های دزفول در دل صخره‌های کنار رودخانه حفر می شوند. درگذشته اغلب برای فرار از گرمای طاقت‌فرسای تابستان مورد استفاده مردم بوده اند.

با وجودی که استان خوزستان یکی از رم ترین استان های کشور است اما در شمال این استان و شهرستان دزفول ، عبور رودخانه دز از وسط این شهر، تفریحگاه های متنوعی برای فصول گرم سال فراهم نموده که آن را از سایر شهرهای این استان متمایز می نماید و در فصول گرم سال نیز می تواند علاوه براستفاده مردم این شهر و شهرهای اطراف، مقصد گردشگری سایر هموطنان علاقمند به طبیعت و تفریحات تابستانه باشد، تجربه ای که در نوع خود منحصر به فرد می باشد

. یکی از این تفریحات اقامت درحفره های غار مانندی هستند که در کنار ساحل رود دز حفر شده اند و در بین مردم دزفول به کت (kat) مشهور هستند

.کت‌های دزفول در دل صخره‌های کنار رودخانه حفر می شوند. درگذشته اغلب برای فرار از گرمای طاقت‌فرسای تابستان مورد استفاده مردم بوده اند.

دیواره‌ کت‌ها ارتفاعی بین دو تا چهار متر داشته و سقف آن‌ها به وسیله سنگ‌های ریز و درشت که به شکل‌ طبیعی زمین می‌باشند، تزیین شده‌اند. مساحت کت‌ها بسته به امکان توسعه و کاربرد آنها از پنج مترمربع شروع شده و تا بیش ازصد مترمربع نیز حفر می‌شوند.

در گذشته که وسایل خنک کننده مانند امروز وجود نداشت مردم دزفول برای فرار از گرمای هوا در تابستان و هم چنین استفاده از آب رودخانه دز، شنا کردن در آن و لذت بردن از محیط، این فضاها را در صخره‌های مجاور رودخانه دز ایجاد کرده‌اند و به آن‌ها پناه می‌بردند.

امروزه کت ها همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده‌ و به محلی تفریحی با کارکرد گردشگری تبدیل شده‌اند. مردم بسیاری از شهرهای مختلف، به خصوص شهرهای با آب و هوای گرم در تابستان به شهر دزفول آمده و ساعاتی از شبانه‌روز را درون این کت‌ها ودر کنار ساحل زیبای رود دز می‌گذرانند.

شبیه بودن فضای درون کت ها به غار و نزدیکی به رود موجب می شود، اقامت در این کت ها در طول گرمای روز برای مردم بدون استفاده از هیچ گونه وسایل برقی و خنک کننده و برای فرار از زندگی ماشینی ، دلپذیر و لذت بخش باشد.

علاوه بر آن در محل‌هایی که عمق رود مناسب است با رعایت نکات ایمنی شنا در رودخانه تفریحی بسیار لذت بخش است. همچنین مجاورت با رود دز فرصت استفاده از قایق سواری و انواع ورزش های آبی دیگر نظیر جت اسکی، ماهی گیری و ... را فراهم می آورد.

علاوه بر فصل تابستان در ایام نوروز نیز این کت‌ها جاذبه‌ی خاصی برای مهمانان نوروزی دارند چرا که در کمتر شهری همچین مجموعه ای کنار رودی زلال چون دز شکل گرفته است . به همین سبب استقبال خاصی از آنها می شود.

کَت های دزفول؛ جاذبه گردشگری منحصر بفرد فصل گرما - خبرگزاری مهر | اخبار  ایران و جهان | Mehr News Agency

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قبرستان قدیمی منطقه سردشت دزفول

قبرستان قدیمی منطقه سردشت دزفول

بخش سردشت یکی از بخش‌های شهرستان دزفول در استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. از جاذبه های گردشگری این بخش میتوان گورستان قدیمی منطقه ی سردشت دزفول را نام برد.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قلعه شاداب(شهیون)-دزفول

قلعه شاداب(شهیون)-دزفول

قلعه شاداب با ديواره هاي عمودي و ستون هاي دست نيافتني و غيرقابل نفوذ در فاصله 42 كيلومتري شمال شهرستان دزفول قراردارد . چشم انداز قلعه شاداب به علت مشرف بودن به درياچه عظيم دز و از طرف ديگر مشرف بودن به روستاها و دشت ها با مناظري بسيار روح انگيز و دل افزا همراه است.این قلعه با دارا بودن حدود ۱۰ کیلومتر طول و ۴ کیلومتر عرض یکی از بزرگترین قلعه های طبیعی ایران میباشد.دیواره های آن در دوره چهارم زمین شناسی و به سبب ریزش یکپارچه و عمودی دیواره های بنا و همچنین فرسایش ناشی از طغیان رودخانه پدید آمده اند. که ارتفاع این دیوارها در بلندترین نقطه به ۷۰۰ متر و در کوتاهترین نقطه به ۳۰ متر میرسد. این قلعه با بسیاری دیگر از بنا های قدیمی که نام قلعه برخود دارند متفاوت است اول اینکه که کاملا در داخل کوه کنده شده است و دوم اینکه بناهای ساخته شده با خشت و سنگ و گل کم و محدود به یک بنای ذخیره آب است . گفته می شود اینجا محلی بوده است که اهالی منطقه برای فرار از دست راهزنان به اینجا پناه می آورده اند ولی مطمئنا در دوره هایی نیز خود مقر جنگجویان بوده است.قلعه از موقعیت بسیار عالی استراتژیکی برخوردار است و دسترسی به آن تقریبا غیر ممکن و تنها محدود به یک مسیر باریک و صعب العبور از دیواره شمالی می باشد.این قلعه در دوره ساسانیان و قبل از آن به نامهای "دژ انوشبرد" یا "گیلی گردا " و یا " دژ فراموشی " معروف بوده است.

عکس: حجت کایدخورده - ایسنا خوزستان

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی