راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

خراطی خوزستان ؛ نقش و نگارهایی که به چوب جان می دهند

خراطی خوزستان ؛ نقش و نگارهایی که به چوب جان می دهند

محصولات خراطی چوب خوزستان ضمن حفظ میراث گذشتگان به اقتصاد پایدار استان کمک می کند .

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما مرکز خوزستان ؛ خراطی چوب یکی از گرایش‌های صنایع دستی چوب ایران و هنر صنعت بومی استان خوزستان است.

گرچه تاریخ قطعی پیدایش هنر خراطی را نمی‌توان مشخص کرد، اما با توجه به کاربرد چوب به عنوان یکی از نخستین مواد اولیه توسط انسان، می‌توان آغاز خراطی چوب را به دوره‌های پس از ابداع نخستین وسایل تدافعی چوبی مرتبط کرد.

در تصویر حکاکی شده روی یکی از مهر‌های استوانه‌ای یافت شده در چغامیش خوزستان متعلق به ۵۳۰۰ سال پیش، فردی روی چهار پایه نشسته و در دستش دوک نخ ریسی قرار دارد.

در این نقش برجسته پایه‌های چهار پایه و دوک نخ ریسی شواهدی بر وجود فن خراطی است به دلیل این که تنها راه ساخت این ابزار خراطی است همچنین نقش برجسته‌های عیلامی یافت شده در محدوده شوش و دزفول بیانگر حقایقی درباره رواج خراطی در آن دوره هستند.

اما بر پایه بررسی‌های انجام شده در منابع مختلف در دوره‌های کهن محصولات چندانی درزمینه خراطی چوب استان خوزستان ساخته نشده و یا در صورت وجود این محصولات، اطلاعی از این آثار به ما نرسیده است.

دزفول ، خاستگاه خراطی سنتی چوب خوزستان

مهمترین مراکز رواج خراطی چوب در ایران در استان‌های خوزستان و مازندران قرار دارد.

امروزه در استان خوزستان، هنر خراطی چوب فقط در دو شهر دزفول ، بهبهان رواج دارد.

شهر دزفول مهم‌ترین مرکز خراطی سنتی چوب در خوزستان است.

به دلیل اهمیت هنر خراطی در شهر دزفول، نام برخی محله‌ها و القاب خانوادگی این شهر برگرفته از واژه‌ی خراطی است.

بازار قدیم دزفول دارای راسته‌ی مخصوص به نام راسته خراط‌ها است.

محله خراطان شهر دزفول که بخشی از بازار قدیم است، قدمتی ۲۰۰ ساله دارد، اما به طور حتم سابقه‌ی فعالیت خراطی چوب دزفول بیش از این تاریخ است.

با توجه به شرایط اقلیمی دزفول، شرایط بهره برداری از چوب درختان، همواره در این منطقه وجود داشته است.

اغلب محصولات خراطی دزفول با استفاده از یکی از گونه‌های درختی بومی به نام جغ (شیشم / جِک) تولید می‌شوند.

در گذشته محصولات خراطی چوب در زندگی اهالی بومی، کاربرد مصرفی داشتند و امروزه نیز با تغییر در فرم ، ابعاد ، رنگ و .. به طور کاربردی و یا تزئینی در اغلب مناطق کشور شناخته شده است ؛ و نیز در حوزه صادرات صنایع دستی دارای جایگاه ویژه هستند.

در سال‌های اخیر به دلیل اهمیت فرهنگی و اقتصادی خراطی، تولید کنندگان و نهاد‌های دولتی و خصوصی فعال در استان خوزستان به ویژه شهرستان دزفول توجه ویژه‌ای به هنر صنعت خراطی داشته اند.

به همین منظور موزه خراطی دزفول در محل زیر زمین خانه تاریخی تیز نو در شهرستان دزفول راه اندازی شد.

در موزه خراطی دزفول ۲۰۰ محصول خراطی چوب با هدف معرفی و حفظ هنر صنعت خراطی (به عنوان یکی از گرایش‌های بومی صنایع دستی دزفول) در معرض دید قرار دارد.

خراطی ، ریشه در زندگی دارد

استاد عبدالرحیم فروتن از قدیمی‌های بازار دزفول است او سال هاست که با دستان هنرمندش بر چوب نقش می‌زند.

خراطی را از ۱۲ سالگی از پدر آموخت و حالا در آستانه ۶۰ سالگی ۴۸ سالی می‌شود که با تراشیدن چوب چراغ این هنر صنعت را روشن نگه داشته است.

حالا این روزها استاد به دنبال حفظ خراطی است تا در گذز زمان ، غبار فراموشی به خود نگیرد و به همین دلیل کار آموزش خراطی را دنبال می کند .

درکنارش سازه های چوبی ساخت دستش را هم به منزل می برد تا همسرش طرحی نو بر آنان در اندازد و عشق و هنر را با هم تلفیق کند .

ساختار ظاهری محصول خراطی دزفول

محصول خراطی چوب، نوعی محصول متقارن چوبی است که از طریق تراشیدن و شکل بخشی به قطعات چوب با بهره گیری از حرکت چرخشی دستگاه خراطی تولید می‌شود.

برای جلوگیری از تاثیر رطوبت و ایجاد ثبات در مقابل تغییرات جوی، تمام سطوح محصول خراطی چوب دارای پوشش شفاف مرغوب است؛ به طوری که رطوبت از هیچ نقطه‌ای در محصول نفوذ نمی‌کند و از روغن جلا به دلیل زرد شدن تدریجی و کاهش کیفیت محصول، استفاده نمی‌شود.

از میان محصولات خراطی چوب خوزستان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

لوازم آشپزخانه مانند: بشقاب، کاسه، ظرف میوه، قندان و.

قطعات مبل و دکوراسیون: پایه‌های میز و صندلی، آباژور، تختخواب و ...

لوازم سرگرمی و آموزشی: مهره‌های شطرنج و...

لوازم مورد نیاز پیشه‌های سنتی مانند: دسته داس، چرخ ریسندگی و ...

لوازم متفرقه: میل زورخانه، عصا

برخی محصولات خراطی با استفاده از طرح‌های سنتی مانند تذهیب، تشعیر، گل و مرغ ایرانی، نگارگری ایرانی و خوشنویسی تزیین می‌شود.
عیب‌های ظاهری محصول خراطی

ناصافی، عدم تعادل، استحکام کم، پوشش نامطلوب، ترک خوردگی، رنگ باختگی سطوح محصول، نفوذ حشرات و کپک زدگی و ... از جمله عیوب ظاهری محصول خراطی است.

رنگ بندی محصولات خراطی
رنگ بندی محصولات خراطی چوب اغلب شامل رنگ طبیعی ذاتی چوب‌ها (رنگ‌ها متنوع کرم از زرد مایل به سفید تا قهوه‌ای مایل به سیاه) است.

برخی از خراط‌ها محصولات را با پوشش زنگ دلخواه عرضه می‌کنند که این کار با رعایت نکات زیبایی شناسانه و مبانی رنگ، خللی در ارزش مادی و معنوی محصول خراطی ایجاد نمی‌کند.

چوب مورد استفاده در خراطی از نوع چوب خشک قابل حمل است.
این نوع چوب بعد از قطع درخت به مدت چند ماه در انبار مخصوص نگه داری شده و به آرامی خشک شده و به تعادل محیط رسیده است.

اگر چوب پیش از خشک شدن برای تولید محصول خراطی استفاده شود، رطوبت چوب درون باعث می‌شود که بافت‌ها وآوند‌ها نیمه خشک داخل چوب به یکدیگر فشار بیاورند و محصول در آینده به تدریج دارای ترک شود و عمر محصول خراطی کوتاه شود.

در خوزستان برای تولید محصولات خراطی، از چوب ذرختان جغ، کُنار، سپیدار، توت، زردآلو، گردو، نارون، شمشاد و بید استفاده شود.
اغلب محصولات خراطی بهبهان با چوب درخت سپیدار و محصولات شوشتر با استفاده از چوب درخت کنار تهیه می‌شوند.


بیشتر بخوانید : پرداخت ۸ میلیارد تومان تسهیلات کرونایی به فعالان صنایع دستی خوزستان


مواد مورد نیاز هنر صنعت خراطی
چوب
گلوتین
چسب چوب
لاک و الکل
سیلر
کیلر
پلی استر
بتونه چوب
ابزار‌های خراطی شامل دستگاه خراطی چوب، ابزار‌های برش و تراش، نون گاز ، پولاد، تراشنده (اسکلنه)، ابزار‌های جدا کننده، پرگار، کولیس ، سنباده ، سوهان چوب ساب تیشه و چکش و ... می‌باشد.

بعد از نگه داری چوب (با رطوبت ۱۸ درصد و ۲۵ درصد) به دور از موریانه و سایر حشرات مخرب طرحی برای آن در نظر گرفته می‌شود.
خراط براساس فرم نهایی به دو شکل مرغکی و کاسه‌ای سازه را شکل می دهد .

نویسنده : زهرا کیانی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

میراث صنعتی  چیست؟ گردشگرصنعتی کیست؟

میراث صنعتی چیست؟

گردشگرصنعتی کیست؟

✅ فرشید خدادادیان، #پژوهشگر و فعال حوزه ی میراث صنعتی در نخستین#وبینار آموزشی؛ «ظرفیت های میراث صنعتی برای توسعه#گردشگری» که به میزبانی #انجمن_میراث_صنعتی_ایران در شبکه اجتماعی #کلاب_هاوس و با حضور جمعی از فعالان حوزه گردشگری برگزار شد، با اشاره به تازگی مفهوم #میراث_صنعتی نسبت به سایر حوزه های میراثی در سطح کشور و حتی جهان تاکید کرد؛ نخستین ضرورت در این زمینه بازخوانی مکرر مفاهیم و تعاریف برای رسیدن به درک درست تر از موضوع و زمینه است.

✅ رییس مرکز اسناد #گنجینه های_تاریخی #صنعت_نفت در خصوص تعریف درست و علمی میراث صنعتی گفت؛ سازمان جهانی مرجع در این زمینه«کمیته بین المللی حفاظت از میراث صنعتی» است که به اختصار «تیکی» (TICCIH) نامیده می شود.
این کمیته در ییانیه ی موسوم به «منشور نیژنی تاگیل» که در گرد همایی اعضایش در ۱۷جولای۲۰۰۳ در #نیژنی_تاگیل مسکو به تصویب رساند، میراث صنعتی را اینگونه تعریف کرده است؛ میراث صنعتی شامل فرهنگ صنعت است.فرهنگی که دارای ارزش های علمی، معماری، اجتماعی، فنی و تاریخی باشد.این میراث موارد ذیل را در بر می گیرد؛ ساختمان ها و ماشین آلات، کارگاه ها، دودکش ها و واحد های تولیدی، معادن و سایت های پرداخت و پالایش مواد اولیه، انبارها و فروشگاه ها، مکان هایی که انرژی در آنها تولید، منتقل و مصرف می شود. حمل و نقل و تمام زیرساخت های آن و نیز تمام مکان هایی که به فعالیت های اجتماعی مرتبط با صنعت از جمله؛سکونت، مذهبی، تفریحی، ورزشی و آموزشی اختصاص داده شده اند.
✅ خدادادیان، با مبنا قرار دادن چنین تعریف جهانی از «میراث صنعتی» گفت: خوشبختانه ما در ایران و در شهرهای مختلف، مظاهر و مناظر متعدد و زیادی از میراث صنعتی در بخش های گوناگون صنعتی را داریم که ارزش و ظرفیت افزودن به لیست ملی و متعاقبا جهانی «میراث صنعتی» را دارند و علاقه مندان به بازدید و آشنایی با این موارد نیز در دو بخش گردشگر داخلی و گردشگر خارجی در حوزه گردشگری بازار هدف این حوزه بوده و باید با معرفی، آموزش، تبلیغات و در عین حال فرهنگ سازی به این حوزه ی میراثی سوق داده شوند.
✅ مجری طرح موزه های اکتشاف، حفاری و تولید صنعت نفت در پایان خاطرنشان کرد؛ صنعت نفت بعنوان مهمترین صنعت یک قرن اخیر ایران در این زمینه اقداماتی انجام و برنامه های زیادی نیز در دست مطالعه و اجرا دارد و امیدواریم گردشگران صنعتی داخلی و خارجی (البته پس از گشایش های سیاسی و کرونایی) از میراث صنعتی ایران در حوزه صنعت نفت بازدید داشته باشند

میراث صنعتی نفت و ظرفیت های توسعه گردشگری

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آداب و رسوم ازدواج اعراب در خوزستان

آداب و رسوم ازدواج اعراب در خوزستان

در فرهنگ مردم عرب خوزستان، خانواده پسر پس از انجام تحقیقات لازم و همچنین اطلاع از عدم وجود اصطلاحا "ناهی" یا معترض به خواستگاری دختر میروند.
میان ِطوایف ِ عربِ شوش ،در نخستین گام مادر و خواهر پسر ، موضوع را با والدین دختر در میان می گذارند که در صورت توافق،" مشایه" یا خواستگاری انجام میشود. با اعلام توافق نهایی مهریه یا gey تعیین می شود. gey به پولی گفته میشود که خانواده پسر به پدر عروس می دهند تا با توجه به استطاعت مالی اش و اضافه کردن مبلغِ دیگری به آن برای دخترش جهیزیه بخرد. 2 الی 3 روز پس از خواستگاری،خانواده پسر مقداری البسه و لوازم مقدماتی مانند بشت(عبا)،حنا،شانه،کیسه حمام،آیینه و عطر و... برای دختر می آورند.همچنین یک حلقه نامزدی که اصطلاحا به آن "نیشان الخطوبه"(علامت نامزدی)،می گویند برای دختر آورده میشود.
در برخی مناطق،قبلا خانواده داماد به جای مهریه،دختری ازخانواده خود را به عقد ازدواج یکی از پسران طایفه عروس در می آوردند.این دو دختر صدایق(SEDAYEGH) نام می گرفتند.
در روستا های بررسی شده اطراف آبادان ،چنانچه پاسخ به پیشنهاد خواستگاری از طرف خانواده دختر مثبت باشد،مادر دختر به مادر پسر می گوید:"کامکم مفروشه" یعنی جایتان آماده و مفروش است که این جمله نشانه پاسخ مثبت می باشد.
زنان خانواده پسر ، در زمان خواستگاری با دختر مورد نظر گفتگو میکنند و اطلاعاتی از وضعیت جسمانی و خانه داری او کسب میکنند.در شادگان، یکی از نشانه های مهارت دختر در امر خانه داری،قطر نانی است که می پزد و هرچه این قطر بیشتر باشد،نشان از مهارت بیشتر او دارد.
یک شب قبل از عروسی شب حنابندان،یا "لیله الحنا" است.داماد و عروس را جداگانه در خانه های خود حنا می بندند.
معمولا یک یا دو روز قبل از مراسم عقد،عروس را به "هفه" یا "اصلاح" می برند. جاری شدن عقد معمولا در محضر انجام میشود.پس از عقد، عروس و داماد تا سه روز حق نداشتند بیرون روند که البته امروزه این رسم کمرنگ تر شده است.
در شوش رسم است که خواهر ، مادر یا مادر بزرگ عروس همراه عروس به خانه داماد میروند و با خود حلوا و گوسفندی نیز می برند.در شادگان،هنگامی که عروس به سمت خانه داماد آورده میشود،زنی که به او اصطلاحا،"زافوفه" می گویند،عروس را تا خانه داماد همراهی می نماید.زافوفه کسی است که سرد و گرم روزگار را چشیده است.
در بسیاری از مناطق تیراندازی هنگام ورود عروس به خانه داماد نیز مرسوم است. رقص دسته جمعی "یزله" که با پایکوبی و شادمانی همراه است، از رقصهای رایج عربی در هنگام ورود عروس به منزل داماد است. در رسمی دیگر هنگام ورود عروس به منزل داماد، او از پشت بام برایش شیرینی و پول می انداخت.
در شادگان ،از مناطق ِ عرب نشین خوزستان، هنگام ورودِ عروس به منزلِ داماد،بره ای به فرا خور حال خانواده داماد،به پای او قربانی می شود که اصطلاحا به آن "فدیه" میگویند.معمولا از عروس و داماد می خواهند دل بره را مشترکا با هم میل نمایند.قدما معتقدند این کار باعث خواهد شد عروس و داماد با هم یک دل و همراز باشند.
میان قوم عرب نوعی ازدواج مرسوم است که بر اساس سنت نذر صورت میگیرد.بدین معنی که والدین دختر ، اور ا نذر یکی از خانواده های سادات می کنند.در صورتی که نذر آنها پذیرفته شود،دختر را به او می دادند که البته سید ها در بیشتر اوقات ، از خود دختران هم نظر میخواستند و اگر آنها راضی به ازدواج می شدند،وی به عقد پسر مورد نظر در می آمد.
نی همبون از سازهای کمابیش رایج در عروسیهای قوم عرب است که البته بیشتر اقوام خوزستان از آن در مراسم عروسی استفاده میکنند.امروزه از سازهای مدرن مانند ارگ درمراسم عقد وعروسی استفاده بیشتری می شود.

منبع:اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

لنج‌سازی در هندیجان

لنج‌سازی در هندیجان

دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوردی در خلیج‌فارس در سال ۱۳۸۸ به ثبت ملی و در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان هشتمین میراث ناملموس ایران در اجلاس اندونزی سازمان یونسکو به نام استان‌های خوزستان، هرمزگان و بوشهر به ثبت رسید.

لنج، گونه‌ای از کشتی کوچک یا قایق بزرگ باری و مسافری است که در خلیج‌پارس، دریای عمان و اقیانوس هند ازدیرباز تا کنون دیده می‌شود. پیشینه دریانوردی و لنج‌سازی در خلیج پارس به هزاران سال پیش برمی‌گردد. کهن‌ترین سند دریانوردی ایرانیان دراین حوزه، مُهری است که در چغامیش دزفول به‌دست آمده و تاریخ آن به ۵هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. این مُهر گِلین، یک کشتی را با سرنشینانش نشان می‌دهد که یک سردار پیروز ایرانی، بازگشته از جنگ، نشسته و اسیران زانوزده در جلوی او دیده می‌شوند. بنابراین صنعت لنج‌سازی در ایران از پیشینه‌ای کهن برخوردار است و ایرانیان باستان از پیشگامان دریانوردی و لنج‌سازی در جهان از گذشته تاکنون بوده‌اند. لنج‌سازی یکی از صنایع بومی مردم کرانه خلیج‌پارس محسوب می‌‎شود. واژه «لنج» در مناطق دیگر ایران بسته به تلفظ آن مناطق، گاهی با کسر لام نیز تلفظ می‌شود.

ساخت لنج

امروزه، روی کارآمدن فن‌آوری‌های جدید و وجود نظریه‌هایی مبنی بر استفاده نکردن از چوب به دلیل حفظ و مراقبت از جنگل‌ها و محیط‌زیست طبیعی، سبب شده است تا کارگاه‌های صنعتی جایگرین کارگاه‌های سنتی شوند و لنج‌های چوبی جای خود را به مواد فایبرگلاس ارزان‌قیمت‌تر بدهند؛ موضوعی که باعث شده است تا ساخت لنج‌های چوبی متوقف و کارگاه‌ها در نبود مواد تولیدی به مرمت لنج‌های قدیمی بپردازند. اما با وجود این، دانش ساخت و استفاده و تعمیر لنج‌های چوبی تا به امروز در بخش‌های جنوبی ایران و در کرانه خلیج‌پارس هنوز زنده و پویا باقی مانده است. مراکز اصلی لنج‌سازی در جنوب ایران، شهرهای آبادان، خرمشهر، چوئبده، هندیجان، بندرکنگ و شیف و بنادر کوچک و بزرگ دیگری هستند که در تداوم حیات این صنعت بومی نقشی اساسی تاکنون ایفا کرده‌اند.

مهم‌ترین و اصلی‌ترین چوب در ساخت لنج، چوب ساج است که در گذشته از هندوستان وارد می‌شد. در کنار این نوع، انواع دیگری از چوب نیز کاربرد داشت. امروزه برای مرمت لنج‌های قدیمی، به دلیل‌ وارد نشدن چوب ساج از هندوستان از چوب اوکالیپتوس و چوب گردو که در داخل کشور است استفاده می‌شود.

عمر مفید لنج بین ۵۰ تا ۱۰۰ سال است که در صورت استفاده درست و نگهداری از آن، یک لنج تا صدسال نیز قابل استفاده است. امروزه‌روز، باتوجه به روی‌آوری دریانوردان به استفاده از لنج‌های فایبرگلاس در مقایسه با نوع چوبی آن، علاوه بر محدودیت‌هایی که در استفاده از چوب درختان و مراقبت از نابودی جنگل‌ها و گرانی صنعت چوب وجود دارد، دلایل دیگری را نیز می‌توان درعدم استفاده از چوب برشمرد. لنج‌های جدید فایبر گلاس در مقایسه با نوع چوبی، تفاوت‌ها و شاید مزیت‌هایی دارند که دریانوردان را به استفاده از آن‌ها ترغیب می‌کند. پرهزینه بودن ساخت و نگهداری لنج‌های چوبی و نیز خرابی بالا و ایمنی پایین آن‌ها، محبوبیت بیشتر لنج‌های فایبرگلاس را به‌دنبال داشته است؛ این نکته را نیز باید مد نظر داشت که با وجودی که عمر لنج‌های فایبر گلاس کمتر است و هوای درون آن‌ها در تابستان بسیار گرم می‌شود، اما لنج‌های چوبی از هوای بهتر و مطبوع‌تری برخوردار هستند ولی باز هم به‌دلایل ایمنی بیشتر و هزینه کمتر، تمایل بیشتری به استفاده از لنج فایبرگلاس وجود دارد.

لنج‌سازی در هندیجان

ورود دانش لنج‌سازی به هندیجان به بعد از شروع جنگ تحمیلی و آمدن مهاجران آبادانی که به صنعت لنج‌سازی مشغول بودند بازمی‌گردد. افرادی که به کار ساخت و تعمیر لنج اشتغال دارند «گَلاف» نامیده می‌شوند. گلاف‌ها عموماً از طایفه بحرانی هستند و این دانش از پدر به پسر در این طایفه به ارث رسیده است. پیش از ورود لنج‌سازان آبادانی، گلاف‌های بومی هندیجان فقط به کار تعمیر و بازسازی لنج می‌پرداختند ولی ساخت لنج و ایجاد کارگاه‌های لنج‌سازی، به صورت گسترده توسط این دسته از مهاجران در هندیجان به وجود آمده است.

مرحوم حاج فالح و حاج هادی بحرانی اولین کارگاه‌های لنج‌سازی را در هندیجان تأسیس کردند؛ دو کارگاه یکی به نام «چاله‌گود» در مسیر بندر سجافی و دیگری به نام «برزوباد» در هندیجان جنوبی در دهه شصت فعالیت خود را آغاز کردند. کارگاه چاله گود در حاشیه رودخانه ساخته شده بود و توسط یک دستکند مصنوعی که به گود معروف بوده، روزانه لنج‌های بی‌شماری را رفع نقص و تعمیر می‌کرد.

گلاف‌کاران به منظور تعمیر، لنج را در این دستکند قرار می‌دادند، به گونه‌ای که فقط قسمت پایین آن در آب قرار می‌گرفت تا بدین روش بازگشت آن پس از طی دوران تعمیر به رودخانه با سهولت بیشتری صورت گیرد؛ علاوه براین کارگاه‌ها، مراکز دیگری هم برای تعمیر و یا شستشوی لنج در حاشیه رودخانه وجود داشت که یکی در ابتدای چم‌شعبان، یکی در مسیر امامزاده میررحمان و دیگری کارگاه خزعل در ۲۰ کیلومتری بندر سجافی قرار داشتند.

به دلیل منسوخ شدن ساخت لنج چوبی، در محل این کارگاه‌های قدیمی امروزه هیچ فعالیتی صورت نمی‌گیرد و کارگاه جدید لنج در هندیجان در محلی دیگر در مسیر بندر سجافی در نزدیکی گمرک در سال ۱۳۸۷ تأسیس شده که فقط تعمیر و بازسازی لنج‌های قدیمی در آن صورت می‌گیرد. از دوران شکوه لنج‌ها در هندیجان در حال حاضر، فقط تعدادی کمتر از ۱۰ عدد لنج چوبی باقی مانده است که قدمتی بین ۴۰ تا۶۰ سال دارند.

به‌دلیل از رونق افتادن لنج‌های چوبی، شغل گلافی نیز به سردی نشسته است. از همین روی و از آنجایی که این شغل که در طایفه بحرانی موروثی بوده و جوان‌ها نیز شغل پدر را ادامه می‌دادند، در روزگار افول هنر گلافی به دلیل‌عدم کارایی آن، جوان‌ها علاقه‌ای به آموزش و یادگیری و ادامه آن ندارند و بر تعداد گلاف‌ها نه تنها افزوده نمی‌شود بلکه با درگذشت پیشکسوتان این حرفه، افراد جدیدی جایگزین آن‌ها نمی‌شوند. از آن جمعیت گلاف‌ها که در گذشته به ساخت لنج می‌پرداختند اکنون حدود ۲۰ نفر باقی مانده‌اند که آنان نیز فقط به کار تعمیر و مرمت لنج‌های قدیمی مشغول هستند.

در سال‌های اخیر، لنج‌سازی هندیجان با نام شناورسازان صنعت و دریا به مدیریت برادران رحمانی، تنها مرکز تعمیر لنج در بین شهرهای هندیجان، دیلم و گناوه است و همه گلاف‌ها به صورت روزمزد و طبق توافق با صاحب لنج با هدف دریافت دستمزد، در این محل به تعمیر آن‌ها مشغول هستند. ولی به‌تازگی در شهرستان دیلم یک کارگاه لنج‌سازی درحال تأسیس است.

تعدادی از گلاف‌هایی که هنوز در این حرفه فعالیت می‌کنند عبارتند از: تریاک بحرانی، نجم بحرانی، احمد بحرانی، امیر بحرانی، علی بحرانی، حسین بحرانی، رزاق بحرانی و عبدالحسین بحرانی.

این نکته را نیز باید گفت که در گذشته به دلیل‌عدم وجود دستگاه‌های مکانیزه، موقعیت‌سنجی آب رودخانه در تعمیر لنج نقش مهمی داشته است. از آنجا که رودخانه زهره به دریای آزاد می‌ریزد امواج جزر و مدی دریا به رودخانه وارد می‌شود و جزر و مد آب دریا که در زمان‌های مشخصی در هر ماه اتفاق می‌افتد در بالا و پایین رفتن تراز سطح آب رودخانه تأثیرگذار است و از این پدیده طبیعی برای بالا آوردن لنج و قرار دادن آن در ساحل بهره می‌بردند. لنج با بالا آمدن آب به ساحل وارد می‌شد و در فاصله زمانی مشخص تا پایین رفتن آب، لنج را تعمیر کرده و با پایین رفتن آب به رودخانه باز می‌گردانند. ولی گلاف‌ها امروزه باوجود دستگاه‌های مکانیزه برای جابجایی و بالا و پایین بردن لنج‌ها نیازی ندارند تا در انتظار بالا و پایین رفتن آب رودخانه و دریا بمانند.

تراز سطح آب رودخانه در روزهای مختلف ماه عبارت است از: از روز ۱۱ تا ۲۰هر ماه، تراز سطح آب هر روز ۴۰ سانتی متر بالا می‌رود، از ۲۱ تا ۲۶ پایین، ۲۶تا ۴ ماه بعد بالا و از ۴ تا ۱۱ پایین می‌آید؛ گرچه این زمان‌بندی، اکنون با وجود تغییرات مدیریتی در حوزه آب‌ها و رودخانه‌ها و سایر عوامل انسانی متعدد مانند ایجاد سدها دستخوش تغییر شده است.

* گزارش از اکرم ندیمی‌پور، کارشناس باستان‌شناسی و رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی هندیجان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

/گزارش تصویری/موزه سنگ شوشتر، جلوه‌گاهی از نقش قلم و سنگ

/گزارش تصویری/موزه سنگ شوشتر، جلوه‌گاهی از نقش قلم و سنگ

اگر تا پیش از این شهر شوشتر را با نام موزه روباز می‌شناختند، ازتاریخ یکم فروردین‌ماه ۱۴۰۱ به بعد در محل قلعه‌سلاسل موزه‌ای پا به عرصه حیات گذاشت که بخش عظیمی از تاریخ و هویت سنگی شهر شوشتر و نواحی اطراف را روایت می‌کند؛ این موزه، مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها، سنگ‌نوشته‌ها، کتیبه‌ها، بخشی از تزئینات بافت سنگی شوشتر شامل ستون‌ها، سرستون‌ها و سنگ‌های قبور، شیرهای سنگی و... راتشکیل می‌دهد. از آن‌جایی که یکی از اصلی‌ترین مسالح بوم‌آورد شوشتر از گذشته تا به امروز سنگ بود، موزه سنگ شوشتر از دل همین تاریخ و گذشته سنگی به امروز منتقل شده است.

عکس: سپیده سلمانوندی/ روابط عمومی و امور بین الملل اداره کل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

معین‌التجار، بازمانده‌ای از شهر قدیم اهواز

معین‌التجار، بازمانده‌ای از شهر قدیم اهواز

سرای معین‌التجار، از جمله آثار تاریخی شاخص موجود در اهواز محسوب می‌شود که مربوط به دوره قاجاريه زمان پادشاه ناصرالدين‌شاه بوده و يكی از يادگارهای بازمانده از شهر قديم اهواز است. این بنا توسط حاج محمدتقی معین‌التجار بوشهری و با همکاری محمدحسن‌خان سعدالدوله در ساحل رودخانه کارون ساخته شده است. پس از اعطای امتياز كشتی‌رانی در رودخانه كارون به دولت انگليس (سال ۱۲۶۶ ش)، حاج محمدتقی معین‌ بوشهری معروف به معين‌التجار نیز يكی از تجار ايرانی بود که از اين امتياز برخوردار و در ابتدای تأسيس بندر ناصری وارد شهر اهواز شد. سرای معین‌التجار دارای یک راسته بازار بوده که این مجموعه در قدیم تا پشت بیمارستان جندی‌شاپور (امام خمینی (ره) کنونی) وسعت داشت و مکانی تجاری به حساب می‌آمد تا این که در سال ۱۳۱۳ با ساختن پل، بازار نصف شد و رونق اصلی بازار و دادوستد نیز در قسمت سرا همچنان ادامه داشت. بنای معین‌التجار در خیابان ۲۴ متری، خیابان کاوه غربی، نبش اول واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ آبان‌ماه ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۵۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

جاذبه دیدنی تنگ تکاب بهبهان

جاذبه دیدنی تنگ تکاب بهبهان

تنگ تکاب یکی از مناطق گردشگری شهرستان بهبهان که دارای مناظر طبیعی و تاریخی مختلف می‌باشد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز خوزستان ، شهرستان بهبهان به عنوان یکی از مناطق مذهبی، تاریخی، گردشگری و طبیعی مطرح است و مقصد گردشگران زیادی از خوزستان و سایر شهر‌های کشور است.

از جمله مناطق گردشگری این شهرستان می‌توان به محوطه تاریخی ارجان، بنای تاریخی خیرآباد، خانه تاریخی نجف خان، خانه محسنی، نرگس زار‌ها می‌توان اشاره کرد.

اما یکی از مناطق دیدنی و طبیعی این شهرستان تنگ تکاب می‌باشد که در اطراف آن کوه‌های بدیل و خائیز قرار دارد و از میان آن رودخانه زیبای مارون جریان دارد.

مسیر تنگ تکاب بهبهان حدود پنج کیلومتر است و علاوه برداشتن مناظر طبیعی چشم نواز آثار تاریخی از جمله دو کتبیه باستانی به خط نستعلیق، سه سنگ نبشته و یک قلعه که در بالای کوه سنگلاخی در مرتفع‌ترین نقطه این تنگه قرار دارد، وجود دارد.

وجود چشمه‌های بالتگستان و بدیل به همراه پوشش گیاهی و جانوری متنوع از دیگر مناظر زیبای تنگه تکاب بهبهان است.

بنا بر برخی روایت های تاریخی ، تنگ تکاب محل مقاومت و ایستادگی آریوبرزن سردار بزرگ ایرانی در برابر اسکندر مقدونی می باشد .

تنگ تکاب بهبهان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

رفیع   شهر ملی بوریا بافی

رفیع شهر ملی بوریا بافی

رفیع، از شهرهای مرزی ایران در استان خوزستان است که امروزه این شهر را با نام بوریا بافی می‌شناسند. بوریابافی هنر مردمان سخت کوشی است که با دستان مهربان خود هنر بومی سرزمین خود را در جای‌جای حوزه خلیج فارس با مهر و اصالت نام رفیع به همگان می‌شناسانند .
این شهر از جمله شهرهای ملی صنایع دستی استان خوزستان است.عمده مردان، زنان و کودکان این منطقه به هنر بوریابافی پرداخته و قسمت عمده‌ای از اقتصاد این شهر مرزی به بوریا بافی برمی‌گردد.مردمان خونگرم و مهمان‌نواز رُفَیّع، بوریای خود را نه تنها به اکثر مناطق کشور که به چندین کشور حوزه خلیج فارس نیز صادر می‌کنند. کشورهای حاشیه خلیج فارس بوریا را به نام رُفَیّع می‌شناسند.

رُفَیِّع شهری در بخش نیسان شهرستان هویزه استان خوزستان است.

این شهر در ۲۵ کیلومتری غرب هویزه و ۵۰ کیلومتری جنوب غرب سوسنگرد، مرکز شهرستان

دشت آزادگان و در نوار مرزی عراق واقع است.فاصله رُفَیع از تالاب هورالعظیم حدود سه کیلومتر است.

تلاش‌ها برای ثبت رفیع بعنوان شهر ملی بوریا بافی ادامه دارد

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پرورش شتر در هویزه

پرورش شتر در هویزه

شتر حیوانی است که به دلیل سیستم گوارش خاص خود از گیاهان بسیار خشن تغذیه می‌کند

این حیوان به علوفه بسیار کم، آب محدود و عرصه وسیع بیابانی نیاز دارد؛ در مقابل بیماری‌ها و همچنین نوسان دما بسیار مقاوم است ضمن آنکه از تمام اعضای این حیوان نیز می‌توان بهره اقتصادی برد.

گوشت شتر به دليل طبع گرم در درمان بسياری از بيماری ها مفيد است. شير اين حيوان حلال گوشت نيز به دليل خواص بسيار به ويژه در درمان كبد چرب، بيماری ديابت و مشكلات گوارشی به "طلای سفيد بيابان" مشهور است.

نگهداری و پرورش شتر بر سه اساس است، شترهای شيری، گوشتی، و سواری (جمال) كه نژاد بيشتر شترهای استان خوزستان جمال است.

مجموع این شرایط سبب شده پرورش شتر به عنوان یک صنعت پرسود مطرح شود. در شرایطی که استان خوزستان با خشکسالی های پیاپی، کم آبی، افزایش سطح بیابان‌ها و کاهش مراتع دست وپنجه نرم می‌کند باید به دنبال پرورش حیواناتی بود که با شرایط آب و هوایی استان سازگاری دارند.

شهرستان هویزه، یکی از شهرستان‌های استان خوزستان است که از شمال و شمال شرق به شهرستان دشت آزادگان، از شرق و جنوب شرق به شهرستان حمیدیه، اهواز و خرمشهر و از جنوب و غرب به کشور عراق محدود می‌شود.

در حال حاضر بیش از ۴ هزار نفر شتر در شهرستان هویزه وجود دارد که بخش عمده‌ای از پرورش شتر بصورت سنتی انجام می‌شود

به گفته مدیر جهاد کشاورزی شهرستان هویزه، با توجه به فعالیت‌های شرکت‌های نفتی در منطقه هویزه، زیستگاه شترها با تهدید مواجه شده و همچنین وجود تاسیسات نفتی و خطوط انتقال، تردد شترها را نیز با مشکل مواجه کرده است

62372638_(1)_637l.jpg62372641_rezd.jpg62372631_b2xf.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

کوچ عشایر؛ سختی ها و زیبایی ها

کوچ عشایر؛ سختی ها و زیبایی ها

عشایر بختیاری برای رسیدن به مراتع مسیر چند صد کیلومتری را از سرزمین‌های قشلاقی در استان خوزستان به سمت سرزمین‌های ییلاقی خود در استان چهارمحال و بختیاری به همراه دام‌ها و اعضای خانواده خود طی می‌کنند. این مهاجرت دو بار در طول سال در فصل بهار و پاییز انجام می‌شود. در طول این سفر عشایر مجبورند سختی‌های زیادی را تحمل کنند از جمله عبور از مسیرهای سخت و صعب‌العبور کوهستانی، رودخانه‌های سرد و خروشان، برف و یخبندان و...

یکی از دشوارترین ایل راه‌های استان از زرد کوه بختیاری می‌گذرد که تاکنون مورد توجه مستند سازان داخلی و خارجی بوده است.

اگرچه کوچ در سال‌های اخیر دستخوش تغییرات بسیاری شده است اما هنوز یکی از شگفت‌انگیزترین مهاجرت‌های سالانه قوم بختیاری محسوب می‌شود.

این تصاویر از کوچ طایفه آرپناهی بختیاری و در طول شش روزهمراهی با آنان از مرز مشترک استان چهارمحال و بختیاری تا ییلاق آنها در منطقه شیخ علیخان کوهرنگ در زمان کوچ بهاره تهیه شده است.

پانته آ نیکزاد چالش تری

هر روز دوبار شیر دام ها دوشیده می شوددر موسم کوچ تمام ایلراه ها شاهد عشایری هستند که در این مسیرها تردد می کند. یوسف پسر بزرگ خانواده در وارگه اتراق کرده و گله یکی از اقوام آنها در حال عبور از جاده استپس از غروب آفتاب و بازگشت گله، همه اعضای خانواده ساعتی را در کنار آتش سپری می کنندمهناز، دختر کوچکتر خانواده در حال دوختن خورجین ها استعبور از رودخانه های خروشان و سرد از جمله مخاطرات کوچ برای عشایر استنظافت و اصلاح سر و صورت حتی در حین روزهای سخت و طاقت فرسای کوچ نیز فراموش نمی شودپس از توقف در هر وارگاه و دوشیدن شیر دام ها، عشایر آن را به محصولات لبنی از جمله پنیر تبدیل می کند که در طول ایام کوچ نیز مورد استفاده قرار بگیردیکی از عشایر در حال عبور دادن دام های تازه متولد شده که به تنهایی قادر به عبور از آب نیستندعبور از رودخانه های خروشان و سرد از جمله مخاطرات کوچ برای عشایر استتعداد زیادی از عشایر در مسیر کوچ جان خود را ازدست داده اند و گورستان هایی نیز در جای جای ایلراه ها وجود داردیکی از دختران ایل در حال پخت نان عبور از ارتفاعات برفگیر زردکوهحمام کردن در طول کوچ به شیوه کاملا ابتدایی صورت می گیردعبور از تنگه های سخت و صعب العبور کوهستانی- گاه این مسیرها به حدی دشوار است که حیوانات برای عبور از آن مقاومت به خرج می دهندعبور از ارتفاعات برفگیر زردکوهدشوارترین روز کوچ، هنگام عبور از زردکوه بختیاری است و چون عشایر فرصتی برای طبخ غذا ندارند به رسم دیرین روز قبل از آن حلوا پخته و در هنگام ظهر آن را روی ارتفاعات زردکوه میخورندعبور از ارتفاعات برفگیر زردکوهیونس و یوسف دو برادر از خانواده ای عشایری هستند که سال هاست که پدر خود را از دست داده اند. برادران بزرگتر همواره در تلاشند که نگذراند جای خالی پدر برای یونس و دیگر فرزندان کوچ خانواده حس شودیکی از بزهای گله در هنگام عبور از ارتفاعات زردکوه وضع حمل کرده و یوسف بزغاله تازه متولد شده را با خود حمل می کند یکی از عشایر پس از روزها طی کردن مسیر ایلراه به مسیر پیش رو می نگرد. آخرین کوه هایی که در پس زمینه افق نمایان شده اند محل ییلاق تابستانه آنهاستیونس کوچکترین عضوخانواده است اما وظایف او همچون دیگر پسران خانواده سنگین و مردانه استعبور از ارتفاعات برفگیر زردکوهعبور از تنگه های کوهستانی  و برف گیرعبور از ارتفاعات برفگیر زردکوهعبور از ارتفاعات برفگیر زردکوهعبور از ارتفاعات برفگیر زردکوهتهیه هیزم از وظایف دختران عشایر استعبور از این مسیرهای دشوار برای عشایر بدون تلفات نخواهد بودهنگام غروب گله پس از یک چرای مختصر به وارگه باز میگردددختر عشایرهنگام غروب گله پس از یک چرای مختصر به وارگه باز میگردد

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بریم و بوارده

بریم و بوارده

با توجه به مسأله‌ی هویت و اصالت در هر شهر که موجب تمایز مکانی از مکان دیگر، ایجاد حس تعلق خاطر در ساکنین بافت‌های تاریخی و افزایش حس مشارکت آن ها در توسعه‌ی شهری می‌باشد، بافت‌های تاریخی و ارزشمند به‌عنوان بخش مهمی از هویت شهری محسوب می‌شوند

منظور از «بافت شهری» سنتزی است از تمام اجزای كالبدی يک كل ارگانيک، كه در سطوح وضوح متمايز بافت شهری قابل مشاهده است. در كلی‌ترين سطح، بافت را می‌توان سازمان خيابان‌ها و بلوک ها توصيف كرد و به طور خلاصه می‌توان بافت شهری را حالات مختلف همجواری و فضاهای پر و خالی در تركيبات مختلف و همچنين نحوه‌ی قطعه‌بندی اراضی مشخص دانست.
بافت (texture) هر شهر كميتی پويا و در حال تغيير است كه وضع كالبدي شهر و چگونگی شكل‌گيری آن را در طول زمان نمايان می‌سازد. بافت هر شهر دانه‌ بندی فضای كالبدی شهر يعنی فضاهای پر و خالی و مقدار آنها را نسبت به يكديگر و چگونگی رابطه و حد نزديكی بين آن ها را مشخص می‌كند و شبكه ارتباطات و نحوه‌ی دسترسی و خصوصيات كلی راه‌ها و كوچه‌ها را آشكار می‌نمايد. به عبارت ديگر بافت شهر به هم تنيده شدن و نحوه استقرار ساختمان ها و تركيب آن ها با يكديگر در ارتباط با شبكه‌ی راه‌ها براساس شرايط محيطی است. (وزارت مسكن وشهرسازی)
بافت هاي شهري كه در زمان های گذشته در هر شهر ايجاد شده‌اند نماينده تاريخ، هويت و اصالت معماری و شهرسازی شهرها هستند که روند تغییرات مورفولوژی شهر را نمایان می‌سازند، لذا شناسائی و تلاش برای حفظ و نگهداری آن ها توام با برنامه‌ريزی برای ساماندهی این بافت‌های ارزشمند باید يكی از محوری‌ترين موارد در طرح‌ها و سیاست‌های توسعه‌ی شهری باشد.

بافت تاریخی هر شهر به‌ عنوان هویت و اصالت معماری و شهرسازی و بخشی از فرهنگ آن شهر محسوب می‌شود که باید در طرح‌های توسعه‌ی شهری به آن توجه ویژه شود و با ارائه‌ی راه‌کارها و استراتژی‌های لازم این بافت‌ها را حفظ کرده و به آیندگان انتقال داد.
حفاظت از آثار گذشتگان که به عنوان متاعی ارزشمند نزد ما به امانت گذاشته شده؛ نه به‌ عنوان پدیده‌های نمادین بلکه بدلیل شناخت سیر تحول و تکامل زندگی، تاریخ شهرسازی و معماری اهمیت و ضرورت دارد.
با توجه به مسأله‌ی هویت و اصالت در هر شهر که موجب تمایز مکانی از مکان دیگر، ایجاد حس تعلق خاطر در ساکنین بافت‌های تاریخی و افزایش حس مشارکت آن ها در توسعه‌ی شهری می‌باشد، بافت‌های تاریخی و ارزشمند به‌عنوان بخش مهمی از هویت شهری محسوب می‌شوند. بنابراین هریک از دانه‌های تاریخی موجود در بافت‌های شهری و همچنین تمامی بافت‌های تاریخی و ارزشمند باقی مانده، به‌عنوان عناصر هویت‌ بخش شهر شناخته می شوند که با وجود ویژگی‌های خاص و منحصر به‌ فرد خود از دیگر بخش‌ها متمایز شده که نه‌ تنها از بعد فرهنگی بلکه در ابعاد اجتماعی و اقتصادی نیز می‌توانند نقش مهمی ایفا نمایند.

مفهوم بافت تاریخی – فرهنگی بر اساس نظریه شورای عالی شهرسازی و معماری: به بخش یا بخش­هایی از شهر اطلاق می­ شوند که منعکس‌کننده­ ارزش­های تاریخی – فرهنگی شهر بوده و شکل آن ها، حاصل تعامل مکان (جغرافیا و بوم)، زمان (تاریخ) و باور (سنتها و اعتقادات) در رابطه با انسان در یک پهنه‌ی زیستی در طول تاریخ می‌باشد.‌ این محدوده‌ها که به‌لحاظ ویژگی­های شکلی، ساختاری و ارزش‌های تاریخی – فرهنگی از سایر پهنه­‌های شهری متمایز، قابل‌تشخیص و مستلزم شناسایی بوده، توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تعیین می­‌شوند. محدوده‌­های تاریخی – فرهنگی، به منزله‌ی بخشی جدایی­‌ناپذیر از پیکره و استخوان‌بندی شهر امروزند؛ لذا پرداختن به موضوع حفاظت و احیاء این پهنه­‌های ارزشمند، باید با رویکردی جامع‌نگر در مقیاس شهر و سرزمین پیرامونی مورد توجه قرار گیرد.

براساس مصوبه مورخ ۹۴.۷.۲۷ شوراي‌عالي شهرسازي و معماري ايران؛ فرایند حفاظت و احیاء محدوده­‌های تاریخی–فرهنگی، بعنوان موضوعی چند وجهی و فرابخشی، نیازمند مشارکت و حضور تمامی دستگاه‌ها و کنشگران مرتبط و موثر، متشکل از دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط، نمایندگان سازمان‌های مردم نهاد و دانشگاهیان می‌باشد.

رشد روزافزون فرهنگی و اجتماعی شهرها موجب ایجاد نوعی احساس نیاز به خاطرات و تعلق خاطر آنها به گذشته ی تاریخی و اصالت خود شده است که از طریق حفظ نشانه ها و عناصر ارزشمند موجود در شهر چه از نظر معنوی و چه از نظر کالبدی و فیزیکی می توان به این احساس نیاز پاسخ گفت.
بر این اساس برای جلوگیری از تخریب و از بین رفتن بافت‌ها و تکدانه‌های تاریخی و ارزشمند موجود در آن ها و همچنین کمک به حفاظت و تاب‌آوری آنها، در مرحله ی اول مستندنگاری و در مرحله ی بعد ثبت این بافتهای ارزشمند امری ضروری تلقی می‌شود.
در حال حاضر در آبادان فقط دو بافت محلات بریم و بوارده بصورت یک دست با حفظ خط آسمان اولیه باقی مانده و تاکنون از طرف پالایشگاه به ساکنین واگذار نشده‌اند، لذا با ثبت این بافتها در فهرست آثار ملی می‌توان بخشی از معماری بومی منطقه را از گزند تخریب و بلندمرتبه سازی دور نگه داشت. بافت بوارده شمال دو بخش شمالی و جنوبی می باشد که از این دو محله تعداد یازده عدد از خانه‌های موجود در بافت در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند. بافت بریم نیز شامل دو بخش شمالی و جنوبی می باشد که بخش جنوبی به نخلستان بریم معروف بوده و بخش زیادی از آن بصورت محله‌ای در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده که جز معدود محلات ثبتی در خوزستان به شمار می‌رود و شامل تک دانه‌هایی ارزشمند با کاربریهای مختلفی اعم از: مسکونی، تأسیسات و تجهیزات شهری، فرهنگی، ورزشی، پذیرایی، اداری و … بوده که در حال حاضر اکثرا بعد از جنگ ایران و عراق، بصورت متروکه باقی مانده‌اند. این بخش از بافت بریم در صورت مرمت و احیا می تواند بخش مهمی از گردشگری منطقه را شامل شده و تاثیر بسزایی درجذب گردشگر داشته باشد.
. در بافت بریم تعداد ۵۷ خانه در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
متاسفانه بخش‌های زیادی از بافتهای شرکتی در اثر عدم برنامه ریزی و سیاست گذاری نادرست و غیراصولی، طی سالهای گذشته به ساکنین واگذار شده و بخشهای اعظمی‌ از این بافتها با ساخت و سازهای مغایر با اصول حفاظت و مرمت دستخوش تغییرات جبران ناپذیری شده اند.
بافت تاریخی یک شهر یا به عبارتی موجودیت کالبدی بافت به مثابه‌ی ظرفی می‌باشد که مردم به همراه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی یا به عبارتی موجودیت مدنی مظروف آن را تشکیل می‌دهند. تا زمانی که رابطه‌ای منطقی فی‌ مابین ظرف و مظروف برقرار نشود امکان حفاظت از کالبد فراهم نخواهد شد. مشارکت مردمی و توانمندسازی ساکنان بافت و سازمان‌های مرتبط، از نظر فرهنگ حفاظت و چرایی نگهداری این بافت‌ها بخش مهمی از این ارتباط را مهیا می‌سازد. توجه به نیازها و به روزرسانی بافتهای تاریخی و ارزشمند نیز یکی از راه‌کارهای مفید در راستای ارتباط موجودیت کالبدی و موجودیت مدنی (جریان حیات نهفته در کالبد) می‌باشد. روندی که کشورهای توسعه یافته همواره بعنوان سرلوحه‌ی پلان‌های حفاظتی خود قرار داده‌اند.
اگر در بافت تاریخی موجودیت کالبدی و مدنی به تعادل نرسند، پدیده‌ی ناگوار فرسودگی اجتماعی که نشانه‌ی بارز آن عدم تعلق خاطر است، رُخ می‌دهد.
کشور های ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، هلند و پرتغال را می‌توان از جمله کشورهای اروپایی دانست که در راستای حفاظت و احیای بافت‌های تاریخی گام‌های ارزشمندی برداشته‌اند.
هر یک از این کشورها در شهرهای مختلف شان با توجه به فرهنگ و پیشنه‌ی گوناگون خود، مرمت و بهسازی شهری متفاوتی را رقم زده‌اند؛ از موارد مهمی که در حفاظت، مرمت و احیاء بافت‌های تاریخی مورد توجه قرار داده‌اند، تلفیق و ایجاد یک هم‌جواری منطقی بین بافت‌های قدیمی و جدید، بدون ایجاد کمترین مشکل می‌باشد که همواره این مسئله در احیاء و معاصرسازی بافت های تاریخی از پیچیده‌ترین موارد بوده است.
در کشورهای توسعه یافته بافتهای تاریخی، جذابترین و پرطرفدارترین جاذبه‌ی گردشگری تاریخی و فرهنگی هستند که به عنوان سرمایه‌ای ارزشمند و بلقوه در حوزه‌ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی محسوب می‌شوند، درحالی که در ایران و آبادان بدلیل کم توجهی این بافت‌ها و تکدانه‌های ارزشمند درون آن ها، در حال ویرانی بوده و کم کم ارزشهای فرهنگی و خاطرات نهفته در آنها در حال فراموشی می باشند.
درصورتی که دو بافت تاریخی و ارزشمند بریم و بوارده که بخشی از ثروتهای فرهنگی منطقه می باشند، ثبت نشوند و راهکارهای حفاظت و احیا برای آنها لحاظ نشود، احتمال واگذاری آنها به ساکنین مانند سایر بافتهای شرکتی آبادان اعم از کوی کارگر(بهمنشیر)، فرح‌آباد، پیروزآباد، هلال بریم و کوی دریا، وجود دارد که در آن حالت، دستخوش تغییرات جبران ناپذیری در موجودیت کالبدی خواهند شد.

دیروز تاریخ است، فردا راز است، امروز یک هدیه است.((دالایی لاما))
بیایید داشته‌های دیروز را، امروز حفاظت و نگهداری کنیم تا فردا همچون هدیه‌ای ارزشمند به آیندگان تقدیم کنیم…


نجلا درخشانی؛ کارشناسی ارشد مرمت و احیا بناها و بافت‌های تاریخی

نویسنده : نجلا درخشانی |/شط پرس

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

روستای سوسن سرخاب اندیکا

روستای سوسن سرخاب اندیکا

شهرستان اندیکا به دلیل واقع شدن در میان کوه‌های سر به فلک کشیده و برفگیر از تنوع آب و هوایی خاصی برخوردار است به طوری که برخی ارتفاعات آن مانند کوه کینو (معروف به بام خوزستان) در چهار فصل سال پوشیده از برف هستند.

آب شدن برف و پرآبی سفره‌های زیر زمینی سبب شده این منابع خدادادی به صورت چشمه و آبشار در جای جای این شهرستان جاری شوند.

یکی از این مناطق که بی شک می‌توان آن را قطعه‌ای از بهشت گمشده خوزستان نامید؛ منطقه گردشگری سوسن سرخاب در ۷۰ کیلومتری شهر قلعه خواجه و ۱۵ کیلومتری تاراز شهر است.

منبع :ایرنا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پل سیاه اهواز / پل پیروزی در مسیر تاریخ + گزارش تصویری

پل سیاه اهواز / پل پیروزی در مسیر تاریخ + گزارش تصویری

در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و همزمان با احداث راه‌آهن سراسری ایران، اولین پل شهر اهواز که بعدها بدلیل رنگ سیاه بدنه و پایه‌های آن به پل سیاه شهرت یافت، به طول ۱۰۵۰ متر و عرض ۶ متر، تقریباً درست در محل احداث پل تاریخی اهواز (که دارای قدمت ساسانی بوده و به پل شادووان معروف بود)، بر روی رودخانه کارون ساخته شد. تا خط آهن بندر امام خمینی، در جنوب استان خوزستان و در ساحل خلیج فارس، را به راه‌آهن سراسری خرمشهر ـ تهرانـ شمال وصل نماید قدمت این پل به پهلوی اول بر می‌گردد.

پل سیاه از نوع فلزی با فونداسیون‌های بتنی بر روی بستر سنگی کف رودخانه کارون بنا شده‌است و با طول ۱۰۵۰ متر و عرض حدودی ۶ متر دارای ۵۲ پایه‌است.

در سطح پل دو خط رفت و برگشت برای عبور قطار وجود دارد و در طرفین آن پیاده‌روهایی به عرض حدوداً یک متری قرار گرفته‌است. این پل متعلق به اداره کل راه آهن جنوب است و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان مسیر حمل آذوقه، نیرو ومهمات ارتش روس مورد استفاده قرار می‌گرفت و به دلیل تاثیر زیادی که در پیروزی متفقین داشت به آن «لقب پل پیروزی» داده شد.

این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۵۹۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بمباران پل سیاه اهوازپل سیاه اهواز لکوموتیوبخار و واگن های چوبیپل سياه

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

عکاسخانه ی ژرژ یونانی، اولین عکاسی مدرن در آبادان

عکاسخانه ی ژرژ یونانی، اولین عکاسی مدرن در آبادان


احیاء بناهای تاریخی و ارزشمند با همیاری بخش خصوصی در راستای اهداف گردشگری، میتواند جانی تازه به کالبد بی رمق ثروتهای فرهنگی بجای مانده از گذشتگانمان دهد که برایند آن اقتصادی پویا و اشتغالی پایدار خواهد بود.
که عکاس آن شخصی به نام میسالیدیس یونانی تبار بوده است. وی بهمره خانواده اش بخاطر جنگ جهانی دوم به آبادان مهاجرت کرده و به عکاسی مشغول شده است.
این عکاس‌خانه‌ در محله ی امیری آبادان که یکی از محلات قدیمی محسوب می‌شود، قرار گرفته است. این بنا که مربوط به دوره پهلوی می‌باشد، در دو طبقه و بصورت حیاط مرکزی با حوض و باغچه‌ای در وسط آن ساخته شده است. در ضلع غربی ساختمان در داخل و خارج بالکن‌هایی جهت ایجاد ارتباط بصری بیشتر با فضای خارجی ساختمان قرار احداث شده است.
ورودی خانه با الهام از المان هشتی در خانه‌های سنتی و ایجاد حریم و عدم دید مستقیم به درون خانه بصورت مدور ساخته شده است که پله‌های دسترسی طبقه ی اول نیز بصورت بسیار هنرمندانه در این فضا جانمایی شده‌اند. ورودی‌های دورتادور حیاط دارای قوس‌ها و تزیینات آجری زیبایی شامل گل انداز، حصیری و آبشاری هستند که با کمک عقب و جلو نشاندن آجرها و یا تغییر زاویه آنها ایجاد شده‌اند. پوشش سقف‌های خانه در طبقه هم‌کف از تیرهای چوبی (چندل)، حصیر و کاهگل و در طبقه ی نخست از تاق ضربی با تیر‌آهن تشکیل شده است.
ویژگی‌های معماری عکاس‌خانه ژرژیونانی:
▪️ وجود حیاط مرکزی همراه با فضاهای جنب آن و یک باغجه و حوض آب در وسط حیاط (درونگرا بودن)
▪️ارتباط بصری مستقیم با فضای بیرون از طریق بازشو و بالکن و ایوان
▪️ایجاد بازشوها و روزن‌های دوتایی (یکی در بالای دیگری) در جهت وزش باد جهت ایجاد کوران هوا (مطابق با اقلیم منطقه)
▪️استفاده از کرکری‌های چوبی در پنجره‌ها که مخصوص جنوب ایران می‌باشد جهت استفاده از باد مطبوع
▪️سبک بودن پوشش طبقه همکف و استفاده از تیر چوبی، حصیر و کاهگل (مصالح بوم آورد)

این بنای ارزشمند در صورت مرمت و احیاء میتواند به یک موزه ی عکاسی، رستوران سنتی، کافه و گالری هنری، یا یک هتل سنتی تبدیل شده و در محور گردشگری فرهنگی تاریخی منطقه ی آزاد اروند قرار بگیرد. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
. ✏️ نجلادرخشانی؛ کارشناسی ارشد مرمت و احیا بناها و بافتهای تاریخی


تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 عبا بافی بهبهان

عبابافی بهبهان میراث ۵۰۰ ساله

لباس هر انسان، چیزیست که به وسیله آن تن خود را می پوشاند. اما برای ایرانیان، لباس چیزی فراتر از یک پوشش معمولی برای بدن آن هاست. ایرانیان نه فقط به تناسب آب و هوایی که در آن زندگی می کنند، بلکه با توجه به موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد هم پوشش های بسیار متنوعی را برای مردان داشتند. یکی از این پوشش های سنتی عباست. لباسی بسیار ساده و سبک که معمولا آن را بر روی لباس های دیگر می پوشند. برای آشنایی با هنر ۵۰۰ ساله عبا بافی بهبهان با الی گشت همراه شوید.

هنر عبا بافی از گذشته هایی دور در جای جای کشورمان رونق داشته است. عبا، رو پوشی بسیار سبک و البته ساده است که معمولا بخشی از مردان ایرانی آن را بر روی لباس های دیگرشان می پوشیدند. طبق سنت های ایرانیان، عبا معمولا جامه و لباس اهالی علم و روحانیون بوده است. هرچند به دلیل راحتی این لباس و سبکی آن، تا همین دهه پیش بسیاری از مردان ایرانی در خانه هایشان آن را بر روی دوش های خود می انداختند. استفاده از پوشش عبا در کشور گستردگی بسیاری داشته و نمی توان آن را به مکانی خاص تعمیم داد. شهرهایی همچون بهبهان، بوشهر، نایین، مشهد و … شهرهایی بودن که عبا بافی در آن ها رونق چشم گیری داشته است. درون این شهرها، کارگاه عبا بافی بسیاری به فعالیت و تولید عبا مشغول بودند.

عبای بهبهان، یکی از با کیفیت ترین انواع عبا در ایران است که هنوز هم بسیاری از روحانیون کشور، عبای این شهر را برای پوشیدن انتخاب می کنند. عبای این شهر دو نوع دارد. یکی عبای تابستانی به نام “حله” و دیگری عبای کلفت و زمستانی به نام “چقه”. در تهیه عبای بهبهان از از نخ های دست ریس پشم گوسفندان و البته پشم شتر استفاده می شود. مردم بهبهان این نخ ها را در کارگاه های خانگی خود به وسیله موادی مثل حنا، پوست بلوط و یا پوست گردو رنگ آمیزی می کنند.

مثلا بازار هدف عبا بافان کشور، بیشتر شهرهای مذهبی کشورمان هستند. عبای بهبهان بیشتر به شهرهای مثل مشهد، قم، برخی شهرهای جنوبی و البته تعدادی از کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر می شود.

بیشتر شهرت صنعت عبا بافی بهبهان به خاطر کیفیت مواد اولیه به کار رفته در ساخت آن و همچنین شیوه قدیمی و سنتی بافت آن است که بر خلاف دیگر شهرهای تولید کننده عبا در کشور، چندان به روز رسانی نشده است. نخ این عبا را به وسیله مواد و رنگ دانه های طبیعی و به شیوه کاملا سنتی رنگ آمیزی می کنند. عبای بهبهان در رنگ های مشکی، خرمایی، خاکستری و شیری به بازار عرضه می شوند.

در شهر تاریخی بهبهان، می توان بیش از ۱۰ کارگاه عبا بافی فعال و پر رونق را پیدا کرد. اکثر این کارگاه ها در بافت قدیمی این شهر و خانه های با صفا و حیاط دار آن بر پا شده اند. استاد کاران بسیاری عبا بافی بهبهان را رونق بخشیده اند. کارگاه های استادان “علی خوب”، “غلام عظیمی”، “تقی پریزاد”، ایرج مهدیان”، “اسدالله پریسوز”، “اسدالله یوسفی”، “ناصر مویدی”، “حسین مترصد”، “محمد دهداریان” و “جعفر مشغول الذکر” معروف ترین کارگاه های عبا بافی شهر بهبهان هستند.

استاد علی خوب درباره صنعت عبابافی اظهار داشت: این هنر از دیرباز در مناطق مختلف ایران مانند بوشهر، نائین و مشهد رواج داشته و حتی در کتب تاریخی آمده است، از زمان پیامبر بافت عبا در شهرهای عربستان مرسوم بوده و پس از آن، تولید عبا در بهبهان متمرکز شده و حدود 500 سال است که هنر عبابافی به عنوان یکی از صنایع دستی مهم در بهبهان محسوب می‌شود.

وی در تشریح تفاوت بافت عبا کنونی در مقایسه با دوران پیشین، افزود: شیوه بافت عبا در بسیاری از شهرها در مقایسه با گذشته متفاوت است و از دستگاه‌های مدرن یا پنبه‌های کارخانه‌ای در بافندگی استفاده می‌شود اما در بهبهان، بافندگان عبا همان شیوه قدیمی را که از اجدادشان به یادگار مانده است در بافت به‌کار می‌برند و دستگاه های عبابافی ساختاری قدیمی و سنتی دارند بیشتر این کارگاه ها در خیابان پیروز بهبهان و در مجاورت مسجد مکتب المهدی یا در کوچه شهید قنبریان واقه شده اند.

منبع: تسنیم .میراث‌آریا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آرامگاه دعبل خزاعی در شوش به روایت تصویر

آرامگاه دعبل خزاعی در شوش به روایت تصویر

در شوش علاوه بر کاخ دیدنی آپادانا و آثار دوره هخامنشی، منطقه شکار ممنوع میشداغ در غرب رودخانه کرخه و.. ؛ می توان آثار مذهبی بی نظیری دید که در هیچ کجای ایران و حتی جهان به چشم نمی خورد.

آرامگاه «دعبل خزاعی» که می توان او را مشهورترین و پرآوازه ترین شاعر عصر رضوی نامید، در مرکز شهر شوش قرار گرفته است.

دعبل شاعر معروف شیعه و مداح اهل بیت(ع)،در زمان حکومت عباسیان و هم عصر امام رضا(ع) می زیست. این شاعر معروف عرب، زاده شهر کوفه مشهورترین شهر شیعی عصر ائمه است. در تاریخ آمده است او در محضر امام رضا(ع) شعرش(قصیده معروف به مدارس آیات) را قرائت کرد به نیمه های قصیده بلندش که رسید اشک امام جاری شد امام به ناگاه دو بیت بر اشعار دعبل افزود و اینطور خواند: «و قبر بطوس یالها من مصیبه الحت علی الاحشاء بالزفرات»(و در شهر طوس قبه ای خواهد بود و مصیبت صاحب آن قبر آتش آه و حسرت را بر دل ها می افروزد). «الی الحشر یبعث الله قائماً یفرج عنا الهم والکربات»(آتش این مصیبت ها تا روز قیامت در دل ماست تا روزی که خداوند متعال قائم آل محمد(ص) را ظاهر سازد و ظهورش این هم و غم را زایل سازد).

در این لحظه دعبل از امام پرسید: این قبری که فرمودید در طوس است قبر کیست؟ امام رضا(ع) فرمودند: «ای دعبل این قبر من است».

در طول تاریخ اسلام هیچ شاعری این افتخار نصیبش نشده بود که یکی از ائمه بیت شعری به اشعار او اضافه کنند مگر دعبل خزاعی.

آنگاه دعبل قصیده اش را ادامه داد تا که تمام شد. در پایان قصیده سرایی دعبل؛ امام رضا (ع) پیراهن خویش را به عنوان صله به او بخشیدند.

نقل است: دعبل پس از اینکه از مشهد به طرف قم و از آنجا قصد حرکت به عراق را داشت در حوالی شوش به شهادت رسید و در این شهر کنار امامزاده عبدالله ابن علی علیه السلام دفن شد.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مسجد رانگونی ها؛ نماد معماري هندي در شهر آبادان

مسجد رانگونی ها؛ نماد معماري هندي در شهر آبادان

مسجد "رانگوني ها" يا رَنگوني ها با معماري خاص خود، يكي از جاذبه هاي آبادان است كه مانند بسياري ديگر از پديده هاي اين شهر، تاريخچه آن با پيدايش صنعت نفت پيوند خورده است. اين مسجد نام خود را از شهر "رانگون" در كشور برمه يا ميانمار گرفته است. در واقع رانگون در حدود پنجاه سال قبل، پايتخت برمه بود، هر چند در حال حاضر نيز كه پايتخت به شهر«نای پیداو» انتقال يافته، رانگون همچنان يكي از پرجمعيت ترين و مهم ترين شهرهاي ميانمار محسوب مي شود.

اما رانگوني ها در آبادان چه مي كردند؟ پاسخ اين سوال را بايد در حضور مشترك انگليسي ها در صنعت نفت ايران و برمه جستجو كرد. به عبارتي انگليسي ها پيش از آن كه به مسجد سليمان بيايند قراردادهايي را براي اكتشاف نفت با دولت برمه به امضا رسانده و فعاليت هايي را نيز در اين كشور انجام داده بودند.

با اكتشاف نفت در مسجد سليمان، انگليسي ها به اين فكر افتادند كه از تجارب برمه اي ها در اين زمينه استفاده كنند و از اين رو تعداد زیادی از کارگران و مهندسان برمه اي را با خود آوردند که در استخراج نفت و ساخت پالایشگاه بتوانند از تجربه آن بهره ببرند. جالب اين كه كشور برمه در جنوب شرقي آسيا به لحاظ آب و هوايي نيز مشابهت هايي با شهرهاي آبادان و مسجد سليمان داشت و حتي گفته مي شود پالايشگاه آبادان نيز بر اساس الگوي پالايشگاه رانگون ساخته شد.

به اين ترتيب برمه اي ها هم به جمع ساير اقوامي همچون هندي ها و پاكستاني هايي پيوستند كه با ظهور صنعت نفت در شهرهاي استان خوزستان، به همراه انگليسي ها به اين منطقه مهاجرت كردند. البته رانگونی ها پیش از آنکه به آبادان بيايند، در مسجدسلیمان سرگرم کار و فعالیت در تاسیسات نفتی آن شهر شدند.

به هر صورت پس از آنکه نفت در مسجد سلیمان فوران کرد و انگلیسی ها کمیت و کیفیت آن را از نزدیک دیدند، به این فکر افتادند که در اسرع وقت پالایشگاهی برای پالایش و صدور فرآورده هاي نفتي تاسيس كند. از این رو مدل پالایشگاه برمه از سوی مهندسان انگليسي پیشنهاد شد و مکان آن را هم شهر آبادان در نظر گرفتند كه مكاني در كنار رود كارون بود و امكان تاسيس اسكله براي صادرات نفت در آن وجود داشت.

به هر صورت مهاجرت برای هر قومی در ابتدا و شاید برای مدت زیادی، توام با نگرانی و اضطراب است. رانگونی ها نیز از این قاعده، مستثنا نبودند. آنان پس از رسیدن به آبادان تصمیم گرفتند برای خود نمازخانه ای داشته باشند، چرا كه رانگونی ها غالبا مسلمان و از اهل سنت بودند. براي اين منظور زميني نيز از سوي شركت نفت دراختيار آنها گذاشته شد. البته ناگفته نماند كه در ميان رانگوني ها بودایی و هندو نیز دیده می شد.

به اين ترتيب مسجد رانگونی ها (يا رَنگوني ها در گويش آيادان) در ابتدا توسط معماران هندی در سال 1291 پایه ریزی شد و از همين رو معماري آن به سبك شبه قاره هند است با گچبری هایی زیبا و برجسته و آرایه هایی سیمانی و منحصر بفرد كه بر زيبايي آن مي افزايد. مسجد همچنين دارای شبستان، حیاط اصلی و مأذنه است و در پیشانی بنا نقشینه ای با عبارت "بسم الله الرحمن الرحیم" به چشم مي خورد. کار ساختن اين مسجد تا 1299 به مدت تقریبا هفت سال ادامه داشت. البته شكل اوليه مسجد در طول زمان تغييراتي كرده، ولی مساحتش همانی بود که هست. ظاهرا مقدار قابل توجهی از هزینه آن را شرکت نفت پرداخت نموده بود.

کلا هرگونه عبادتگاه، حاوی عناصر بومی همچنین عناصر آرامش بخش است. صرف نظراز مسایل اعتقادی مشترک، چون موجب همبستگی و گردهمایی پیروان خود می شود و این در مجموع وضعیتی مطلوب ایجاد می کند. گفته مي شود حتی مسلمانان افغان، هندی، نپالی و حتی پاکستانی، بنگلادشي، کشمیری و بنگالی به این نمازخانه یا مسجد، رفت و آمد می کردند.

البته آنها این مکان را به نام مسجد رانگویی ها، نمی شناختند بلکه تحت یک نام کلی از آن به نام «ماندِر» یاد می کردند. ماندِر کلا به معنای عبادتگاه است. اما اهالي بومي آبادان اين مسجد را به نام رانگوني مي شناختند. هر چند پس از مدتي با كاهش تعداد برمه اي ها، بيشتر هندي ها از اين مسجد استفاده مي كردند، اما نام رانگوني ها همچنان به قوت خود باقي ماند.

اهالی رانگون که اکثریت قریب به اتفاقشان از اهل تسنن بودند در زمان کوتاهی با مردم بومی آبادان هماهنگ شدند و به عنوان همکار، بنای بزرگترین پالایشگاه را بردوش گرفتند پالایشگاهی که در زمان جنگ جهاني دوم با ظرفيت صدها هزار بشكه در روز، نقش مهمي در تامين سوخت و پيروزي متفقين ايفا كرد.

به هر حال اهالی برمه یا میانمار، تامدت ها مسولیت هايي را در بخش هاي فنی پالایشگاه برعهده داشتند تا زمانی که مهندسین ایرانی به تدریج و طبعا به کندی جای آنان را گرفتند. اگر می گوییم به کندی، از آن نظر است که خود انگلیسی ها، تمایل چندانی به پبشرفت کارشناسان ایرانی نداشتند كه دلیل آن هم روشن است.

با تحولاتي كه از سال 1357 در صنعت نفت ايران رخ داد يعني شروع اعتصابات و سپس بيرون رفتن خارجي ها از صنعت نفت، بسياري از شاغلان در صنعت نفت كه از كشورهايي مانند برمه و هند بودند، آبادان را به مقصد كشورشان ترك كردند و نهايتا اين مسجد به محل متروكه اي تبديل شد، ضمن اين كه بناي اين مسجد نيز در سال هاي جنگ تحميلي آسيب هايي را متحمل گرديد.

در ساليان اخير سازمان میراث فرهنگی این مسجد را به قصد مرمت و ترمیمم در اختیار گرفت و این بنای تاریخی در تاریخ ۹ فروردین ماه ۱۳۷۸ به شماره ۲۲۸۹ به عنوان یکی از آثار ملی در فهرست آثار تاریخی کشور به ثبت رسید. در بازسازی هاي انجام گرفته، آسیب های ناشی از جنگ، از آن سترده شده و نمای بیرونی آن به شکل مطلوبی مورد ترمیم قرار گرفته است. در حال حاضر مسجد رانگونی ها جزیی از میراث فرهنگی شهر آبادان است.

قابل ذكر است كه هر چند اكثر جمعيت رانگوني ها ديگر در آبادان نيستند، اما تعدادی از آنها بواسطه ازدواج با همسران ایرانی يا دلايل ديگر در اين شهر ساکن شده اند. آنان بی شک، از تاریخ و ماجراهای ساخت این عبادتگاه خاطرات ارزشمندی دارند... ولی همان طور که گفته شد این مسجد، چیزی فراتر از یک نمازخانه بود. یک آدرس «سر راست» برای تمامی هندی ها و برمه ای ها و تمام کشورهای هندی زبان! یک محل تجمع رسمی برای بیشتر تصمیم گیری های موجود درمیان هندی ها و همه همشهریان دور و نزدیک. یک محل الفت برای همه مسلمانانی که از کشوری دور، برای خود، ملجایی شایسته اتکا و مکانی قابل اعتماد یافته بودند.

احمد کعبی فلاحیه

http://www.petromuseum.ir/

مسجد رنگونی ها آبادانمسجد رنگونی ها آبادان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قهوه ذغالی در خیابان‌های خوزستان

قهوه ذغالی در خیابان‌های خوزستان

قهوه ذغالی یکی از نوشیدنی‌هایی است که می‌توانید در خیابان‌های خوزستان بنوشید؛ البته بهتر است قبل از آن، آداب خاصش را نیز بدانید.

آداب خاصی برای قهوه خوردن دارند. آنها قهوه را نوعی نماد خوش‌آمد گویی و استقبال از میهمان می‌دانند و با این نوشیدنی با آداب و ظروفی خاص از مهمان‌ها پذیرایی می‌کنند.

اگرچه تجربه این آداب در مضیف‌ها و خانه‌های عرب‌های خوزستان و جنوب ایران، تجربه بسیار جالب و ارزشمندی است اما مدتی است که اتفاق جدیدی رخ داده که ابتکار جالبی در زمینه گردشگری خوراک خیابانی به حساب می‌آید.

پیش از این خوزستان به خاطر دکه‌های فلافل و سمبوسه و … برای گردشگری خوراک خیابانی شهرت داشت و خیابان لشکرآباد اهواز به همین خاطر بسیار شناخته شده‌ بود و اکنون برخی افراد که در کنار خیابان‌های پر رفت‌وآمد و بازارهای جنوب کشور، چای ذغالی به رهگذران می‌فروختند، در کنار قوری چای، دله قهوه هم بر روی ذغال می‌گذارند.

«دله» ظرفی مسی است که در آن قهوه درست می‌کنند، در کنار دله «فنیان» قرار دارد که فنجان کوچک بدون دسته‌ای است که در آن قهوه می‌نوشند.

این قهوه بسیار غلیظ است و در هر بار به اندازه یک «شات» اسپرسو در ته فنیان قهوه ریخته می‌شود. اگر چه آداب پیچیده و مفصل نوشیدن قهوه عربی در اینجا به طور کامل رعایت نمی‌شود اما مشتریان باید قهوه را با دست راست برگردانند و اگر دوباره قهوه نمی‌خواهند پیش از تحویل فنیان آن را تکان بدهند در غیر این صورت تا زمانی که این کار را انجام نداده‌اند در فنیان آنها قهوه ریخته می‌شود.

یکی از مناطقی که خوردن قهوه خیابانی در آن لذت خاصی دارد، بازار شوش در خوزستان است، در این منطقه علاوه بر زیبایی خود خیابان، تماشای نمای زیبایی که قلعه فرانسوی‌ها از بازار دارد، لذت نوشیدن قهوه را چند برابر می‌کند.

قهوه در خوزستانقهوه ذغالی در خیابان‌های خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

"درخزینه- مسجد سلیمان"؛ نخستین راه آهن بین شهری ایران

"درخزینه- مسجد سلیمان"؛ نخستین راه آهن بین شهری ایران

زمانی که در خرداد ماه 1287 خورشیدی (می 1908 میلادی) زمین میدان نفتون با فوران نفت و گاز به ضربات مته حفاری "رینولدز" پاسخ داد، حفاري در چاه نفت شماره یک مسجد سليمان به پايان رسيد، و نفت به چرخه تولید وارد شد. این در حالی بود که تا یک ماه قبل از آن دارسی و شرکایش در نامه ای به رینولدز از او خواسته بودند ادامه کار دست بکشد.
اما ميدان نفتي کشف شده به عنوان يكي از بزرگترين ميادين نفتي برای بهره برداري به سرمایه هنگفتی نیاز داشت و بخشی از این سرمایه با تاسیس شركت نفت انگليس و ايران (Anglo Persian Oil Company) در سال ۱۹۰۹ مرتفع گردید. این شرکت در صدد بر آمد برای تامین نیازهای خود از جمله نيروی انسانی، خدمات و تجهیزات، مسیری را احداث نماید.

اغلب تجهیزات مورد نیاز نفت که از بریتانیا می آمد، از خرمشهر با كشتي هاي بخار (River Steamer) كه به آنها مَركب هم مي گفتند، به اهواز منتقل می شد. انگلیسی ها برای انتقال این تجهیزات به مسجد سلیمان، مسیر "درخزینه" و شاخه آبي گُرگُر را در رود کارون، انتخاب کردند. (درخزینه در حاشیه کارون و بین اهواز و شوشتر قرار دارد). از این رو، تجهيزات در بارانداز درخزينه، بوسيله دو جرثقيل بزرگ و كوچك که با بخار کار می کردند از لنج ها پياده شده و به وسیله گاري و حيوانات باركش با عبور از مناطق سخت و دشوار کوهستانی و رودخانه ها تا مسجد سليمان حمل مي شدند.

حمل تجهیزات سنگین با حجم زیاد و آن هم با عبور از راه های ناهموار و پر پیچ و خم و تپه ماهوره ها و عبور از رودخانه با دشواری بسیار انجام می پذیرفت و مستلزم زمان زیاد بود. ضمن این که در بین راه هم بعضا تلفات مالی و جانی رخ می داد. از این رو شرکت نفت انگلیس و ایران بر آن شد راهی ایجاد نماید تا این تجهیزات راحت تر و در زمان کمتر به مقصد حمل گردند به همین سبب به فکر احداث خط آهنی بین درخزینه تا میدان نفتون ( مسجدسلیمان ) افتاد.

بنابر این در سال 1300 خورشیدی (۱۹۲1میلادی) شرکت نفت ایران و انگلیس، عملیات احداث خط آهنی را از منطقه درخزینه تا مسجدسلیمان شروع و در سال1302 خورشیدی (1923 میلادی) تکمیل کرد.
طول اين راه آهن 57 كيلومتر و فاصله بين دو خط ۷۶ سانتيمتر بود. در واقع تا آن زمان هرگز راه آهنی با این طول مسیر در ایران ساخته نشده بود. پیش از این تنها خط آهن شهر ری در سال 1305 تاسیس شده بود که 8700 متر طول داشت و تهران را به شهر ری متصل می کرد. راه آهن سراسری ایران هم حدود 15 سال بعد یعنی سال 1317 به بهره برداری رسید.

برای راه آهن درخزینه به مسجد سلیمان، ايستگاه هايی در طول مسیر با هدف و ماموریت خاصی تاسیس شد. از جمله ایستگاه های "۵ مايل"، "آبگاه"، "۱۶ مايل"، "17 مایل"، "22 مایل"، "۲۴ مايل"، "حاجی آباد"، "تمبی"، "مالکریم"، "گچ پلنت" و "ریل وی" که ایستگاه اصلی و پایانی بود. همچنین ایستگاهی در انتهای خط با نام ایستگاه انبار خوراکی و انبار باروتی وجود داشت.
قطار در این ایستگاه ها توقف می کرد و ذغال سنگ و آب مورد نياز خود را تامين و یا مسافرانی را هم پیاده و سوار می نمود. در ایستگاه تمبی، گوگرد مورد نیاز برای حمل به آبادان و یا به خارج از کشور بارگیری می شد.

در منطقه مالکریم هم یک ایستگاه سوزنبانی وجود داشت که به منظور تامین امنیت عبور دو قطار تاسیس شده بود. در ایستگاه گچ پلنت یک کارخانه تولید گچ وجود داشت که گچ تولیدی توسط قطار بارگیری و جهت استفاده به جاهای مختلف حمل می شد.
ایستگاه ریل وی در چشمه علي مسجد سليمان نيز به عنوان محوطه انبار تخلیه کالا و تجهیزات و تعميرگاه اين قطارها مورد استفاده قرار می گرفت و در نهایت ایستگاه پایانی که به انبار خوراکی و انبار باروتی معروف بود و برای تخلیه و یا بارگیری مواد غذایی و یا مهمات مورد نیاز عملیات انفجار برای جاده سازی استفاده می شد.

این خط آهن هشت لوکوموتیو داشت که در ابتدای کار با لوکوموتیو های سبک که از هیئت واگذاری و فروش ارتش در انبار ملزومات ایستگاه راه آهن کانتارا در مصر در اختیار گرفته بودند شروع به کار نمود. (این لوکوموتیو ها در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفته بودند). در سال 1925 تعداد دو دستگاه لوکوموتیو مخزن دار مدل 2-6-0 ساخت شرکتkerr Stuart و 25 واگن از بریتانیا به این خط انتقال داده شد. و در سال های بعد لوکوموتیو های جدیدتری به این خط اضافه شد. سوخت این لوکوموتیو ها در ابتدا نفت بود ولی کمی بعد به زغال سنگ تغییر پیدا کرد.

در طول مسیر راه آهن چندین پل کوچک و بزرگ وجود داشت که برخی آثار آنها هنوز باقی مانده است. از جمله چهار پل بزرگ وجود داشت که سه تای آن در تقاطع رودخانه تمبی که فلزی بودند و یکی دیگر با دهانه های هلالی بر روی رودخانه بهلول (بتوند) که تنها آثار ستون های بتنی و یا سنگی آن مشهود بوده و به یادگار مانده در برخی از نقاط نیز آثار شن ریزی مسیر خط آهن قابل مشاهده است. ولی به طور کل مسیر از بین رفته و یا بافت مسکونی پیدا کرده است.
بين سال هاي 1324 تا 1328 هجری شمسی این راه آهن در اوج فعالیت خود بخصوص در خلال سال 1326 ش ماهيانه حدود 9800 تن كالا را جابجا ‌کرد. در خلال اين سال‌ها، احداث جاده ماشين رو، بين مسجدسليمان و آبادان نیز که در برنامه کاری قرار داشت به بهره برداری رسید، چرا که استفاده از حمل و نقل جاده ای سریع تر و کم هزینه تر بود.
خط‌آهن درخزینه- کسجد سلیمان، طي عمر 27 ساله خود، بيش از يك ميليون تن کالارا جابه‌جا کرد و طي سال‌هاي اوليه راه‌اندازي آن در مناطق نفتخيز، علاوه بر كالا، مواد غذایی، مسافران را هم نقل و انتقال می داد و طی سه دهه نقش بسیار مهمی برای صنعت نفت و توسعه حوزه مسجدسلیمان ایفا نمود.

تهیه نقشه مسیر راه آهن نفت "درخزینه- مسجدسلیمان"

اخیرا نقشه این راه آهن با کوشش پرویز آریان فر، سرپرست طراحی و مهندسی برق، شاغل در مدیریت مهندسی و ساختمان، شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و با همکاری ادارات روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز و اداره مهندسی نقشه برداری، تهیه شده است.
در واقع تاریخچه تاسیس این خط آهن در حین مطالعه و انجام تحقیقات در تاریخ صنعت نفت، مورد توجه و ترسیم نقشه آن به عنوان نخستین ریل آهنی کشور، در دستور کار قرار گرفت؛ بویژه آن که این خط به سبب اکتشاف نفت در میدان نفتون (مسجدسلیمان) تاسیس شد و در زمان خود نقش بسیار مهمی در نقل و انتقال تجهیزات نفتی داشته است.
به این ترتیب با استفاده از عکس های هوایی ماهواره ای و مراجعه به برخی از همکاران بازنشسته صنعت نفت و ساکنان قدیمی منطقه، همچنین طی چندین مرحله مکاتبه با شرکت بی پی و بررسی اسناد و تصاویر باقی مانده از آن دوران، نسبت به مسیر یابی اقدام شد.
در نهایت پس از جمع آوری اطلاعات کافی و کامل، تعیین مسیر و با هماهنگی و همکاری ادارات روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز و اداره مهندسی نقشه برداری و طی یک عملیات پیاده روی پنج روزه و تهیه مختصات و برداشت حدود 800 نقطه آن هم با استفاده از جی پی اس و دوربین عکاسی، نقشه برداری از این مسیر پایان یافت و پس از یک سال و اندی یک نقشه جامع و کامل و با گرافیکی زیبا از مسیر خط آهن شامل طول، محل و تعداد ایستگاه ها و محل پل ها تهیه شد.
این نقشه می تواند هم به عنوان یک مرجع تاریخی و هم به عنوان یادگاری از تاریخ این صنعت برای آیندگان و نسل جوانی که علاقه مند به کسب اطلاعات و آشنایی با تاریخ صنعت نفت قرار بگیرد و با مشاهده آن گذشته را مرور کرده، تلاش ها و زحماتی را که در این راه کشیده شده است، از نزدیک لمس کنند.

پرويز آريانفر

پايگاه اطلاع رساني پتروميوزيم

555_l9dl.jpg554_702.jpg559_vyfx.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بوریا بافی - خوزستان

بوریا بافی

حسن حیدری معروف به ابوعبدالله سی سال است هزینه های زندگی را از بوریابافی بدست آورده است. بوریابافی نوعی بافته حصیری است که بعنوان زیر انداز یا سقف خانه ها و کپرها استفاده می شود. این هنر قدمتی بالاتر از صنعت پارچه‌بافی دارد. در خوزستان بخاطر نیزارهای اطراف تالاب ها و هورها این هنر بسیار کاربردی است. در بوریابافی ابتدا ریشه و سر نی را می‌زنند،سپس آب روی آن می‌ریزند تا نرم شود.بوریاباف با نی‌کوب ساقه‌ها را می‌کوبد و تخت می‌کند تا خیزران و نی هندی شکافته شود.سپس بر روی زمین نشسته و تعدادی ساقه‌های شکافته و تخت شده را در کنار هم می‌چیند و یک پود خیزران یا نی را با زاویهٔ قائمه می‌بافد و از یک نوع بافت جناغی استفاده می‌کند و ته ساقه پود بافته شده را پیچ می‌دهند تا اینکه لبه‌های آن محکم باشد.اندازه‌های حصیرها عموما در حدود ۴ در ۸ متر است. آنها را لوله کرده و به کسانی که ساختمان می‌سازند، می‌فروشند.

صنایع دستی پس از جنگ جهانی دوم با محتوای هنری و فرهنگی، مورد توجه کشورهای پیشرفته قرار گرفت. در دهم ژوئن/ بیستم خرداد سال ۱۹۶۴ میلادی نخستین همایش‌ جهانی با شرکت مسئولان اجرائی، استادان دانشگاه، هنرمندان و صنعتگران بیش از ۴۰ کشور جهان، در نیویورک برگزارشد. در قطعنامه‌ی پایانی آن همایش، تأسیس«شورای جهانی صنایع دستی» به عنوان نهاد وابسته به یونسکو تصویب‌ شد. سالروز تأسیس این همایش، به عنوان «روز جهانی صنایع دستی» نامگذاری شد

علی معرف

157165718_۳_k7xr.jpg157165717_۳_rcw1.jpg157165722_۵_9mit.jpg157165745_۳۲_xt2t.jpg157165748_۱۴_197b.jpg157165747_۲۷_w5ck.jpg157165740_۲۴_2oia.jpg157165741_۲۵_nz3s.jpg157165738_۱۶_0ex0.jpg157165736_۲۱_tws5.jpg157165729_۱۲_dmey.jpg157165727_۱۳_4me2.jpg

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی