راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

گزارشی از پدر چای ترش و گردشگری روستای علوه

گزارشی از پدر چای ترش و گردشگری روستای علوه

خاطرات ابوعلی از چگونگی ورود گردشگران به روستای علوه

روستای علوه شهرستان کارون این روزها به کانونی برای جذب گردشگران داخلی و حتی خارجی تبدیل شده است، گردشگرانی که برای خرید و بازدید از مزارع چای ترش، نخلستان ها، شلتوک کاری و استفاده از غذاهای محلی و بازدید از مضیف قدیمی ساعتی را مهمان کریم باوی معروف به ابو علی در این روستا می شوند. همین نیز باعث شد تا به سراغ ابو علی برویم و چگونگی کشت و فروش چای ترش و توسعه گردشگری روستای علوه را ظرف 2 سال از او جویا شویم. این گزارش خواندنی در ادامه آمده است.

کاوش: کریم باوی هستم معروف به ابو علی از روستای علوه ( توابع شهرستان کارون در حدود ۲۵ کیلومتری اهواز)، در روستا علوه اولین کسی که برای زندگی آمد جد پدری ام بود این مضیف هم پدرم خودش ساخته است. پدرم ۱۲۰ سال عمر کرد و سال ۶۵ به رحمت خدا رفت و ۲ همسر داشت، در سن ۸۵ سالگی ازدواج مجدد کرد که حاصل این ازدواج ۲ دختر و سه پسر است و اختلاف سنی من و برادر بزرگترم حدود ۶۰ سال است.

این روستا ۴۶ خانوار و ۳۶۰ نفر جمعیت دارد که همه ی افراد این روستا از یک خانواده هستیم. چندین سال قبل یکی از دوستان برادر بزرگترم ابوهاشم به مکه می رود و از آنجا بذر چای ترش یا چای مکیه می آورد و کشت می کند و چندین سال از آن بعنوان دارو استفاده می کند، این چای خاصیت های زیادی دارد از جمله برای تنظیم فشار خون و رقیق کننده ی خون و چربی کبد است و چون آرام بخش است اکثرا شب ها از آن استفاده می شود.

ابوهاشم چای ترش کشت می کرد و سال ۷۷ فوت شد، بعد از فوت برادرم به مدت ۶ سال به کشاورزی اهمیت ندادیم و به همین دلیل بذر چای را ازدست دادیم تا اینکه شروع به کشاورزی کردم و به کشت محصولاتی که خاصیت دارویی دارند مثل چای ترش و عصفر علاقه مند شدم ( عصفر شبیه زعفران است و مشهدی ها به آن زعفران کاذب می گویند).

هرچه قدر گشتم دنبال بذر چای ترش پیدا نکردم حدود سه سال به دنبال آن بودم همه ی عطاری و بذر فروشی ها را رفتم اما اکثر آنها حتی با اسم این محصول نیز آشنایی نداشتند تا اینکه تصمیم گرفتم پیش زن برادرم ابو هاشم برم و صندوقچه ی برادرم را نگاه کنم تاشاید بذری پیدا کنم. صندوقچه را که باز کردم پلاستیک گره خورده ای را دیدم که سه بذر چای درون آن بود، آن روز از پیدا کردن بذر بسیار خوشحال شدم.

بذرها را کشت کردم بعد از مدتی بوته درآوردن و سبز شدن اما وقتی از یکی از برادرانم خواستم که مسیر آب را برای آبیاری باز کند ناخواسته باعث کندن و له شدن یکی از بوته ها می شود البته برادرم نمی دانست این بوته ی چای ترش است که مدت ها به دنبال پیدا کردن بذر آن بودم. روز بعد که متوجه شدم با او مشاجره کردم و بعد از این جریان به برادرم سفارش کردم تا از بوته ها مراقب کند تا اینکه بالاخره آن سال چای را برداشت کردم و بذر بیشتری بدست آوردم، به اهالی روستا نیز از آن بذر برای کشت دادم و تا کنون که چندین سال می شود اهالی روستا چای ترش کشت می کنند.( اردیبهشت ماه کشت و مهر و آبان ماه برداشت می شود).

بعد از اینکه چای را برداشت کردیم به فروش نرفت و این چند سال ادامه داشت چرا که مردم به خوبی با این محصول آشنایی نداشتند، پارسال یک جلسه در روستای عطیش برگزار شد که من هم حضور داشتم در آن جلسه یک نفر در مورد میراث فرهنگی صحبت کرد بعد از جلسه قصد داشتم شماره ی آن آقا را برای نشان دادن مضیف به او بگیرم چون در جلسه خواست که آثار و ساخت قدیمی را به او معرفی کنند.

اما بعد از جلسه آن آقا را پیدا نکردم و چهار ماه به دنبال شخصی به نام حسن ناصر گشتم (رئیس اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری شهرستان کارون) و از دهیاران روستاهای اطراف آدرس و یا شماره ای از او را می پرسیدم اما آنها همچنین کسی را نمی شناختند، تا اینکه یکی از دهیاران شماره ی مهندس ناصر را به من داد.

مضیف قدیمی پدربزرگم را به مهندس ناصر معرفی کردم و گفتم که از گل و چوب ساخته شده است، ایشان اسم و مکان روستا را پرسید و من برای او عکس مضیف را فرستادم، بالافاصله بعد ازدیدن عکس ها مهندس ناصر به سمت روستا حرکت کرد.

بعد از بازدید مهندس حسن ناصر به گفته ی او از فرش های قدیمی برای مضیف استفاده کردیم. بعد از آن هر چهار پنج روز یکبار سری به روستا می زد در یکی از این دیدارها چای ترش برای پذیرایی استفاده کردم و زمانیکه ایشان متوجه شدند محصول خودمان است برایش جالب بود.

اواسط مهرماه بود که آقای ناصر را بر سر مزارع بردم ایشان بعد از چند روز با سه خبرنگار و عکاس برگشت و بعد از ۱۰ روز گفت می خواهم مراسمی با عنوان “آیین چای” در روستا بگیریم، روز بعد جمعیت زیادی به روستا آمد که استقبال زیادی از روستا و مزارع چای آن کردند و از این زمان گردشگری روستا شروع شد.

اینجا بود که من با واژه ی ” گردشگردی” آشنا شدم و با افراد زیادی از مسئولان و دوستداران میراث فرهنگی و کسانی که برای ما تبلیغ می کنند آشنا شدم، تا به الان نیز مهندس ناصرهمچنان پای کار است.

علی رغم اینکه در گذشته محصولات به فروش نمی رفت و تنها مصرف کننده ی چای ترش در روستای علوه خود ما بودیم اما در روز آیین چای قرمز هرکسی هر چقدر چای ترش در ۲سال اخیر در خانه داشت را آورد و همه به فروش رفت یعنی تمام محصولات ۲سال ما یکجا و دریک روز به فروش رفت. امسال نیز این مراسم ۱۶ آبان ماه برگزار می شود.

امسال حدود ۱۵ هکتار چای کشت کردیم که به دلیل سیلی که آمد دیرتر یعنی در مردادماه کشت شد. سیل که شد حدود ۱۵ روز برای احداث سیل بند اصلی کار می کردیم و در همان ایام گردشگرانی از آمریکا با تور به روستا آمدند، روزی که دبی رودخانه بشدت بالا آمده بود و سخت ترین روز برای من بود. از آنها پذیرایی کردم اما به شدت نگران شکستن سیل بند بودم که اگر این اتفاق رخ دهد چطور به مهمانانم بگویم از اینجا بروید.

گردشگرانی که به روستا می آیند اکثرا با غذاهای محلی اینجا آشنا شدند و برای همین دوباره به اینجا می آیند و از ظرفیت هایی که روستا دارد مانند نخلستان ها و مضیف و رسومات آن استفاده می کنند.

غذاهای ما از محصولات محلی هستند؛ برنج کشت خودمان است و تخم مرغ، روغن، کره، دوغ، شیر، ماست و پنیر همه محلی هستند و در کنار خرما، انگور نیز برداشت می کنیم. ماهی حشو و شکم پر، متبل، مقلوبه، مفتح، مجبوس، بریانی و قلیه ماهی از ۳۰ نوع غذایی است که برای گردشگران سرو می کنیم.

همین فردا پنج تور به اینجا می آیند که تنها یک تور از آنها چهل نفراست که جای استراحت و غذا برای آنها مهیا شده است. در آینده برنامه های زیادی دارم و قصد دارم چندین مضیف مانند این را با گل و سقف چوبی بسازیم زیرا مردم بخاطر سنتی بودن اینجا می آیند.

خاطره ی فارسی یاد گرفتن ابوعلی

قبل از اینکه با آقای حسن ناصر آشنا شوم فارسی را در حد سلام و علیک بلد بودم اما بعد از آشنایی با ایشان که برای روستا گردشگر می آورد مجبور می شدم با آنها فارسی صحبت کنم که این برایم سخت بود، یکی از روزهایی که چند گردشگر خانم به روستا آمدند و سفارس غذا دادند یکی از آنها بعد از غذا گفت سفره تان پر برکت باشد و چون من به فارسی تسلط نداشتم جواب ندادم اما بعد از اینکه دوباره جمله ی خودش را تکرار کرد گفتم جمیع رفتگان شما هم، که این جمله ی بی ربط من باعث خنده ی همه شد و گفتم ببخشید بیشتر از این بلد نیستم. بعد از این جریان ظرف مدت پنج ماه فارسی یاد گرفتم و اکنون در حال یاد گرفتن زبان انگلیسی هستم.

گلایه از خدمات رسانی در سیل

زمانیکه سیل آمد مدیریت وضعیت روستا به دلیل اعتماد اهالی با من بود، در آن دوران از هلال احمر شهرستان کارون با من تماس گرفتن و خواستن که برای تحویل چادر و پتو به آنجا بروم اما وقتی به آن جا رفتم علی رغم اینکه خودشان با من تماس گرفته بودند، گفتند در حال حاضر چادر و پتو نداریم و باید در نوبت بمانید.

در حالیکه ما بخاطر سیل و احداث سیل بندها در حالت آماده باش بودیم و به من گفتند شما غرق نشدین که چادر به شما دهیم و پاسخ من این بود که اگر غرق می شدم چادر به چه دردی میخورد؟ تا کنون هیچ حمایتی از طرف هلال احمربه ما نشده است.

روستاهای کل مسیر شرق کارون ظرفیت پذیرش گردشگر را دارند

از مسئولان انتظار داریم نه تنها روستای علوه که برای آبادانی کل مسیر که روستای علوه هم یکی از آنها ست برنامه ریزی کنند و آنها به مردم معرفی کنند تا گردشگر بیاید و روستاها رونق بگیرند، روستای عمیره در همین مسیر اولین روستای حقوق بشر در این محدوده نامیده می شود چرا که اولین سینمایی که در این منطقه ساخته شد در این روستا بود همچنین سال ۴۷ اسطبل اسب و گاو داری در این روستا ساخته شد و به نسبت روستاهای مجاور امکانات و ظرفیت خوبی برای گردشگری دارد و می تواند در جذب گردشگر موفق باشد.

روستاهای موران باغ های انجیر و روستای ابومشیلش ( از روستاهای مسیرشرق شهرستان کارون) درخت کناربسیاری دارد و کل مسیر سرسبز است و شلتوک و نخلستان نیز دارد. بانوان روستای علوه حصیر و خرازه می بافند و به فروش می رسانند

با نگاه ویژه ی مسئولان به ظرفیت های موجود، روستاها به لحاظ اقتصادی توسعه پیدا می کند و امیدواریم در سال آینده کل اهالی روستاهای مسیر شرق کارون از کوت سید صالح تا چمیان رونق پیدا کنند

منبع:کاوش

عکس:اینترنت

نتیجه تصویری برای روستای علوهنتیجه تصویری برای روستای علوهنتیجه تصویری برای روستای علوهنتیجه تصویری برای روستای علوهنتیجه تصویری برای روستای علوهنتیجه تصویری برای روستای علوهنتیجه تصویری برای روستای علوه

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

طبیعت زیبای اندیکا

طبیعت زیبای اندیکا

شهرستان اندیکا در شمال شرقی استان خوزستان قرار دارد. اندیکا از شهر‌های کوهستانی خوزستان و در ادامه رشته‌کوه‌های زاگرس، دارای طبیعت زیبا و دیدنی در ۴ فصل سال است.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

تنگه کول خرسون در دزفول

تنگه کول خرسون در دزفول

دره «کول خرسان»، «دره ارواح» یا «اشکفت زرده» دزفول دره ای شگفت در 25 کیلومتری شهرستان دزفول و در جاده این شهر به سمت شهیون نرسیده به بیشه بزان قرار دارد. در فصل گرم تابستان درون این دره می توانید دمای زیر 20 درجه را تجربه کنید. جوشیدن چشمه های دیواره ای این دره به یک دره شگرف تبدیل نموده است. این دره دارای آب دائمی ، آبشار ، ابچکان ، بیشه زار و انواع روییدنی های خاص منطقه می باشد.
/ علی شکیبا-تسنیم

دره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستاندره کول خرسون - خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قبرستان تاریخی شهسوار - ایذه

قبرستان تاریخی شهسوار - ایذه

برد شیرها تندیس‌هایی از جنس سنگ هستند که در گذشته توسط سنگ‌تراش‌های ایل بختیاری در ایران در استان چهارمحال و بختیاری و شمال استان خوزستان به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار داده می شدند. جالب است بدانید که اندازه این شیرها معمولا به جایگاه متوفی نزد بازماندگانش بستگی دارد و ساختار شیرهای سنگی به گونه‌ای است که انتهای دست و پای شیر معمولاً بر روی سطحی سنگی گذاشته می‌شود تا برای سر پا ماندن شیر در دل خاک دفن گردد و دستها به شکل حراست به جلو کشیده شده‌اند که البته شیوه تراش شیرهای سنگی نزد قبایل مختلف بختیاری دارای تفاوتهای جزئی با یکدیگر می‌باشند و شمشیر، خنجر یا گرز از جمله نقش‌هایی است که بر روی آنها حک می‌گردد. قبرستان شهسوار یا گورستان و زیارتگاه شهسوار واقع در روستای کهباد، در شمال شهرستان ایذه منبعی غنی از وجود شیرهای سنگی در این دیار است.

گورستان و زیارتگاه شهسوار - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بازار قدیم «دزفول»

بازار قدیم «دزفول»

بازار «کهنه» دزفول یا بازار «قدیم» در مرکز این شهر و در کنار محله قلعه قرار دارد. در این بازار چهار راسته موازی که هر یک از آنها شامل یک صنف خاصی است در حال فعالیت هستند. این صنوف شامل: بزازان، آهنگران، خرده فروشان و بازار خراطان است. این بازار که از دیدنی‌ترین بازارهای خوزستان است، به شکل میدانی بزرگ در مرکز شهر و در مجاورت محله قلعه قرار دارد و از راسته‌ها و دالان‌های متعددی تشکیل شده است که هر کدام به بخشی از مناطق اطراف راه می‌یابند. نقشه این مرکز تجاری باستانی به گونه‌ای طراحی شده ‌است که اهالی مناطق اطراف می‌توانند با پای پیاده از کوچه‌های مجاور وارد آن شوند

بازار در مرتفع‌ترین شیب شهر بنا شده‌است و امتداد گذرهای محلات به بازار ختم می‌شود. مراکز محلات و گذرهای اصلی بازار شهر بر اساس توپوگرافی زمین شکل گرفته‌اند و حرکت پیاده از طریق گذرها همگی به بازار ختم می‌شود.

نکته جالب توجه بازار کهنه دزفول، زنده نگه داشتن صنایع دستی و قدیمی است و با قدم زدن در راهروهای پیچ در پیچ آن می‌توانید بازار آهنگران، بزازان، خرده فروشان و خراطان را تماشا کنید.

بازار کهنه از جاذبه‌های دزفول، در گذشته مهم‌ترین مرکز خدماتی دزفول بوده است و همه معاملات در آن انجام می‌گرفته‌ است.

این بازار که از دیدنی‌ترین بازارهای خوزستان است، به شکل میدانی بزرگ در مرکز شهر و در مجاورت محله قلعه قرار دارد و از راسته‌ها و دالان‌های متعددی تشکیل شده است که هر کدام به بخشی از مناطق اطراف راه می‌یابند.

. انواع صنایع دستی از قبیل خراطی (شامل ساخت شمعدانی و قلیان و…) کپو و کرتله بافی، گلیم بافی، سجاده بافی، ورشو سازی، طلاسازی و نمدمالی در بازار قدیم دزفول دیده می‌شود.

در کارگاه‌های ورشوسازی بازار کهنه دزفول ابزار چای‌خوری و سینی و آتشدان ساخته می‌شود. نمدمالی، خراطی، کپوبافی و گیوه‌دوزی نیز از دیگر سازه‌های این شهر به شمار می‌آیند.

یکی دیگر از سازه‌های دستی این شهر کارهای دستی بر روی فلزها می‌باشد که از آن میان می‌توان ورشوسازی، قلم‌زنی روی زر و سیم و زرگری را نام برد.

بازار قدیم در مرکز شهر دزفول قرار دارد و در حال حاضر نیز به عنوان یکی از مراکز اصلی تجارت شهر فعال است. وجود شغل‌ها و راسته‌های قدیمی با شکل خاص معماری مغازه‌ها و فروش برخی صنایع دستی معروف دزفول در این بازار موجب استقبال ویژه گردشگران شده است.

امین نظری/ایسنا

e511062_62512775__MG_3827.jpgk237470_62512735__MG_2866.jpgj54554_62512739__MG_2938.jpgf756475_62512728__MG_2730.jpgd400441_62512729__MG_2787.jpgw591395_62512737__MG_2898.jpgl3320_62512734__MG_2826.jpgt834493_62512727__MG_2728.jpgz219616_62512724__MG_2721.jpgw3755_62512723__MG_2720.jpgd578430_62512722__MG_2699.jpgt842969_62512719__MG_2631.jpgy541557_62512754__MG_3131.jpgl475632_62512742__MG_2968.jpgr392712_62512747__MG_2994.jpgq601610_62512743__MG_2955.jpgl12972_62512769__MG_3757.jpgd763368_62512720__MG_2649.jpgk237470_62512735__MG_2866.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - خوزستان‎

طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - خوزستان‎

به هر گوشه و کنارش که نگاه می‌کنی پرشده از شقایق‌هایی که بوی بهار می‌دهند. اینجا دشت سوسن است جایی که شقایق‌های اش با خاک حاصلخیز و آب فراوان، نسیم می‌طلبند، سبزه‌زارهای آن گسترده است و کوه‌های اش درس استقامت دارد. در دشت سوسن می‌توان استواری را از کوه، بی‌نشانی را از دشت و آرامش را از رود کارون آموخت. به صدای طبیعت دشت سوسن که تلفیقی است از صدای آواز پرندگان، صدای جاری بودن رودخانه، گوش کن که چه خوب آهنگ خالق طبیعت در دشت سوسن، این نماد تمدن عیلامیان نواخته می‌شود.
به‌ قدری زیباست که تنها نقاش جهان می‌تواند این‌گونه نقش‌آفرینی کرده باشد. فاصله‌ای با شهر ایذه ندارد و تنها 35 کیلومتر مسافت را که بپیماید دشتی پر ازگل‌های شقایق در انتظار شما نشسته است. دشت سوسن چلچراغ جزئی از شهر ایذه است و در شرق استان خوزستان واقع‌شده است که به‌وسیله رودخانه کارون به سوسن شرقی و سوسن غربی تقسیم‌ شده است

زمین‌های دشت سوسن خوزستان با وجود آب فراوان حاصلخیز شده هستند و در دامن خود شقایق‌های قرمز را در آغوش گرفته و تن به رود کارون که عمیق و آرام جاری است داده اند. اینجا همان دشتی است که " هنری لایارد " جهانگرد مشهور بریتانیای از آن صحبت به میان آورده است.

دشت سوسن ایذه علاوه بر اینکه طبیعت بکر و دلنوازی دارد در آن شاهد تپه‌ های باستانی و سنگ مزارهای که نماد دلیری مردان بختیاری است به نام " بَرد گوری‌ " خواهید بود. وجود این‌چنین آثاری حکایت از آن دارد که دشت سوسن خوزستان راه ارتباطی با سایر نقاط ازجمله چهارمحال و بختیاری و اصفهان به دهدز بوده است.

محمدرضا جعفری

طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎طبیعت زیبای دشت سوسن (سدشهیدعباس پور) - استان خوزستان‎

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

هنر چوقا بافی

هنر چوقا بافی

چوقا یا چوخا، بالاپوش مردان و عشایر لر بختیاری در جنوب غرب ایران است که همواره بدون آستین است و به‌دست زنان بختیاری و از پشم گوسفند بافته می‌شود. این پوشش فقط مخصوص مردان است و در بین مردم شهرنشین این قوم نیز در مراسم گوناگون استفاده می‌شود. مردان در تابستان در زیر چوقا، پیراهن و در زمستان لباس گرم می‌پوشند. چوقا در لر‌های ساکن استان لرستان کمتر به کار گرفته می‌شود و بیشتر در میان لر‌های بختیاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. نه پوششی سفید است و نه سیاه؛ بلکه پوششی است با دو رنگ سیاه و سفید. معمولاً بلندی چوقا باید به حدی باشد که تا زیر زانو برسد. در نقش آن خطوط سیاه به صورت عمودی وارد خطوط سفید می‌شوند. آستین کوتاه چوقا بیشتر حالت نمایشی دارد و به عنوان جیب نیز می‌توان از آن استفاده کرد. برای بافت این پوشش مردانه از دار خوابیده استفاده می‌کنند و تکنیک بافت آن نیز مانند تکنیک گلیم بافی است با این تفاوت که خیلی ریز بافت‌تر است و تار و پود نازک دارد. طول پارچه مخصوص چوقا ۲٫۵ الی ۳٫۵ متر و عرض آن ۵۰ الی ۷۰ سانتیمتر است و با تاری از جنس پنبه (گاه پشم) و پود پشمی بافته می‌شود.
این گزارش به تولید چوقا در شهر اندیکا که در شمال شرقی استان خوزستان است، اختصاص دارد. کمیته امداد امام خمینی(ره) استان خوزستان با اعطای وام کمک به گسترش چوقا بافی در این منطقه کرده است.

عکس: نسیم آقاییسه‌

چوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستانچوقا بافی در خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 قلعه «دمورگان» شوش

قلعه «دمورگان» شوش

قلعه تاریخی شوش در سال ۱۸۹۷ به دستور ژان ژاک دمورگان فرانسوی برای سکونت باستان شناسان فرانسوی، در نزدیکی آرامگاه دانیال نبی در شهر شوش و روی تپه‌ای تاریخی ساخته شد و به همین دلیل به قلعه دمورگان هم معروف است. البته به آن قلعه اکروپل و قلعه فرانسوی‌ها هم می‌گویند. این قلعه شباهت زیادی به زندان باستیل فرانسه دارد که با استفاده از آجرهای به دست آمده از کاخ داریوش و تعدادی از آجرهای منقوش به خط میخی چغازنبیل به دست معماران دزفولی بنا شده است. پلان قلعه ذوزنقه‌ی شکل است قلعه تاریخی شوش در سال ۱۳۸۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. این اثر تاریخی در دوره جنگ تحمیلی بارها مورد حمله دشمن قرار گرفت و آسیب‌های زیادی دید. از این قلعه به عنوان نوعی موزه استفاده شده و اشیای تاریخی و ابزار باستان شناسی فرانسوی‌ها در آن نگهداری می‌شوند. تزئینات این قلعه شامل نعل درگاه‌های قوسی و نماهای تزئینی با آجر و نقاشی‌هایی به سبک تلفیقی اروپایی و شرقی و نیزمعماری شوشتر و دزفول و آجرهای کتیبه‌دار است

قلعه شوش؛یادگاری ایرانی و اروپایی به جامانده از دوره قاجار

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

سرستون گاو دوسر از کاخ آپادانا شوش موزه لوور، پاریس

سرستون گاو دوسر از کاخ آپادانا شوش موزه لوور، پاریس

سرستون گاو دوسر کاخ آپادانا شوش قسمتی از کاخ با شکوه آپادانا داریوش بزرگ در شوش است. این سرستون بزرگ یکی از سی و شش ستون پشتیبان سقف کاخ آپادانا داریوش بزرگ در شوش می‌باشد و نمایانگر معماری هخامنشی است که از فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف و به صورت سبکی منسجم و مرتبط ایجاد شده‌است.
این سی و شش ستون هر کدام دارای ۲۱ متر ارتفاع هستند که قاعده هر کدام به شکل مربع می‌باشد که نام پادشاه بر روی آن حکاکی شده‌است.

این سرستون نتیجه کاوش‌های مارسل و جین دیولافوا در سال‌های ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶ میلادی می‌باشد. هنگامی که داریوش بزرگ پس از کوروش بزرگ به پادشاهی هخامنشی رسید، شهر شوش را به عنوان پایتخت اداری و اجرایی سراسر قلمرو امپراطوری هخامنشی انتخاب کرد. قدمت این سرستون‌ها به ۵۱۰ سال پیش از میلاد باز می‌گردد. این سرستون در موزه لوور نگهداری می‌شود. .

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

معرفی صابئین مندایی قومی یکتاپرست و اهل کتاب

معرفی صابئین مندایی قومی یکتاپرست و اهل کتاب

در كنار رود كارون در استان خوزستان، قومي صنعتگر و هنرمند با نام صابئین مندایی زندگي مي‌كنند كه دين و آيين ، زبان و خط خاصي دارند و همواره توجه دين شناسان ، و زبان شناسان را به خود جلب كرده‌اند .

قرآن شريف ، منداييان را با نام "صابئين"، اهل كتاب دانسته و در آيه‌هاي

۶۲ سوره بقره

۱۷ سوره حج

۶۹ سوره مائده

از ايشان سخن گفته است .

صابئین مندایی قومی یکتاپرست و اهل کتاب هستند که به صورت گمنام در خوزستان زندگی میکنند و غالب مراسم این قوم همراه با تعمید در آب جاری می باشد در گذشته این قوم توسط یهودیان پس از جنگ و خونریزی زیادی از سمت نواحی اردن رانده شده و در دوره اشکانی به علت آزادی دینی وارد ایران شدند.از آنجا که اغلب مراسم این قوم همراه با تعمید در آب جاری بوده مناطقی را برای سکونت انتخاب میکردند که دارای رودخانه باشد.خوزستان به دلیل داشتن رودخانه های کارون ،کرخه و دز محل اصلی سکونت این قوم در ایران است.

در واژه محلی به این قوم صبی میگویند.

از نامهای دیگر این قوم صابئه البطایح،مغتسله ، ماندایی و پیروان یوحنایی و یحیوی اشاره کرد.

از آنجا که آداب و رسوم دینی مندایی‌ها با غسل در آب روان پیوند دارد در خوزستان این افراد در نزدیکی رودخانه‌های پرآبی که بیشتر در اهواز، خرمشهر، آبادان، دزفول و شوشتر جاری هست زندگی می‌کردند و هم اکنون نیز در شهر اهواز به فعالیت دینی خود و بیشتر به شغل طلاسازی مشغول هستند.

.صابئين مندايي پيروان حضرت يحيي (ع) از پيامبران بزرگ الهي هستند و عقيده ديني آنها برگرفته از عقيده حضرت آدم (ع) است كه تا آخرين پيامبر آنها حضرت يحيي(ع) ادامه يافته است.

دين صابئين مندايي از قديمي ترين آيين هاي الهي است و اصلي ترين ركن ديني آنها غسل تعميد است. اهواز، سوسنگرد، شوشتر و ماهشهر بيشترين محل سكونت آنها در خوزستان بوده است .

تصاویر سالهای گذشته /فارس.ایسنا

مراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارونمراسم غسل تعمید مندائیان در رود کارون

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مقاله ای با موضوع قلعه تاریخی سلاسل شوشتر

مقاله ای با موضوع قلعه تاریخی سلاسل شوشتر

شوشتر، شهری تاریخی است در شمال استان خوزستان. شوشتر در خودش آثار تاریخی و طبیعی متفاوت و منحصر به فردی را جای داده، آثاری که در میراث جهانی ثبت شده اند و مردم محلی با حساسیت کامل و دقیقی از آنها حفاظت میکنند.

خانه های تاریخی، کتیبه ها و آسیابها و قلعه، قلعه سلاسل یکی از ده ها اثر تاریخی است که در شمال غربی شوشتر بر بلندایی کنار رود شطیط ساخته شده است. قلعه سلاسل در ادوار مختلف تاریخی از اسلام تا قاجار محل حکومت حاکمین شوشتر و خوزستان بوده است.

این قلعه تاریخی در خود کوشک حکومتی، سربازخانه، اسلحه خانه، اصطبل و برج و بارو و خندق و چندین حیاط داشته.
روایت های مختلفی از تاریخ و قدمت این قلعه در تاریخ آماده است به طوری که، ژان دیولافوآ باستان‌شناس معروف درباره شوشتر می‌گوید: «قلعه سلاسل به عنوان اقامتگاه رسمی والی خوزستان شناخته می‌شود، روی فلات کوچک کوه مانند قرار گرفته، یکی از شعبه‌های رود کارون به نام شطیط از پای کوه عبور می‌کند، ساختمان‌ها که از عهد ساسانیان باقی مانده دارای استحکام بالایی است که از شهر دفاع می‌کند.»

برای دانلود مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

قلعه سلاسل شوشتر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

رودخانه دز؛ دزفول

گزارش تصوری/رودخانه دز؛ دزفول

با آغاز تعطیلات نوروزی ۱۴۰۲، مسافران و گردشگران زیادی در اولین روزهای فروردین از رودخانه دز در شهرستان دزفول بازدید کردند. تفریحگاه ساحلی دز که "علی کله" نیز نامیده می‌شود، یکی از پارک‌های ساحلی پرطرفدار استان خوزستان است که هر ساله و به خصوص در فصل‌های بهار و تابستان جمعیت زیادی را از شهرهای مجاور به سوی خود جذب می‌کند. این تفریحگاه در پایین دست سد تنظیمی دز و شمال شهر دزفول واقع شده و یکی از پرطرفدارترین مراکز تفریحی شمال خوزستان به شمار می‌رود.

محمدمهدی عاملی

w93287_62566417_DJI_0983.jpgl61805_62566416_DJI_0904.jpge15897_62566413_DJI_0808.jpge39516_62566412_DJI_0938.jpgn59168_62566409_DJI_0793.jpgi795497_62566408_DJI_0003.jpgf404335_62566407_DJI_0565.jpga57378_62566402_DJI_0764.jpgg722443_62566403_DJI_0775.jpg2967_62566404_DJI_0767.jpgv364572_62566405_DJI_0778.jpgt72058_62566428_IMG_1215.jpgc941973_62566430_IMG_1229.jpga058385_62566424_IMG_1273.jpgi137586_62566423_IMG_1200.jpgm31206_62566422_DJI_0837.jpgj52373_62566421_DJI_0834.jpgl61836_62566420_DJI_0850.jpgc300184_62566418_DJI_0901.jpgd20505_62566396_dezzzzz.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

تالاب شادگان

تالاب شادگان

تالاب شادگان یکی از بزرگترین تالاب‌های ایران است که در استان خوزستان قرار دارد. این تالاب زیستگاه گونه‌های بسیاری از جمله پرندگان، گیاهان و آبزیان است. در نزدیکی این تالاب تعدادی روستا از جمله روستای «صراخیه» قرار دارد که به عنوان یکی از روستاهای دارای جاذبه گردشگری خوزستان محسوب می شود و همه ساله مسافران و گردشگران بسیاری برای قایق سواری در تالاب به این روستا می‌آیند.

تالاب بین‌المللی شادگان یکی از تالاب‌های بزرگ ایران است که در جنوب غربی کشور و در استان خوزستان واقع شده است .آب این تالاب بین‌المللی که از لحاظ رتبه‌های ثبت شده در یونسکو در گذشته در رتبه پنجم جهانی قرار داشت، از رودخانه‌های جراحی و کارون همچنین جزر و مد خلیج فارس تأمین می‌شود که ب‍ه رغ‍م فصلی بودن ب‍خ‍ش آب ش‍ی‍ری‍ن آن، آب ش‍ور ت‍‍الاب ب‍ه دل‍ی‍ل م‍ت‍ص‍ل ب‍ودن به خ‍وره‍‍ا و خ‍ل‍ی‍ج ف‍‍ارس، دائ‍م‍‍ی است.

تالاب شادگان محل مناسبی برای محققان در زمینه پرنده نگری نیز به حساب می‌آید به طوری که گردشگران و علاقمندان به گونه‌های مختلف پرنده برای انجام تحقیقات و عکاسی از این تالاب بازدید می‌کنند.
ماهیگیری در تالاب شادگان نیز از دیگر جاذبه‌های توریستی تالاب محسوب می‌شود. وجود اسکله تفریحی در روستای صراخیه در حاشیه تالاب شادگان باعث شده زیرساختهای گردشگری در اطراف تالاب شادگان توسعه یابند. گردشگران می‌توانند به جزیره کوچکی که داخل تالاب است بروند و از خوراکی‌های تالاب ازجمله انواع ماهی‌ها استفاده کنند.

پ.ن:
تالاب بین‌المللی شادگان با وسعت ۴۵۰ هزار هکتار و اکوسیستمی گسترده در جنوب شهر شادگان واقع شده است و طبق مصوبه کنوانسیونرامسر جزو ۲۴ تالاب بین‌المللی جهان محسوب می‌شود.
مردم روستاهای شادگان معیشت خود را از طریق صیادی و دامداری در کنار این تالاب می‌گذرانند. تالاب شادگان علاوه بر ظرفیت‌های اقتصادی، فرصتی برای گردشگری و علاقه مندان به طبیعت است.

عکس: پیمان حمیدی پور/آنا نیوز

میلاد حمادی/تسنیم

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

خوزستان|بندر هندیجان نگین خلیج‌فارس+ تصویر

بندر هندیجان نگین خلیج‌فارس+ تصویر

شهرستان بندر هندیجان استان خوزستان با دارا بودن ۹۵ کیلومتر مرز آبی با خلیج‌ فارس و دو اسکله مهم بندر بحرکان و سجافی نگین این آبراه حیاتی شده است

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندر هندیجان، شهرستان بندر هندیجان با قدمتی 3000 ساله از دیرباز مورد توجه مردم مناطق دور دسترس کشور و کشورهای همسایه بوده است. این منطقه دارای استعدادهای بالقوه که خود به‌تنهایی می‌تواند یک کشور را اداره کند.

هندیجان از شهرهای تاریخی ایران در جنوب شرقی خوزستان، در 70 کیلومتری جنوب شرقی ماهشهر و در شمال خلیج‌ فارس واقع‌ شده است با توجه به گذر رودخانه زهره از وسط این شهر مناظر طبیعی و زیبایی در آن شکل‌گرفته است.

بندر مهرویان که اکنون به نام بندر هندیجان تغییر نام داده در زمان سلسله ساسانیان رسماً شروع به‌کار کرده، این بندر توانسته بود رونق بسیار گسترده‌ای در اقتصاد و دریانوردی داشته باشد در زمان شاهپور دوم نیروی دریایی عظیمی در منطقه خلیج‌ فارس برقرار شد که بندر مهرویان (هندیجان) یکی از آن بنادر بوده است.

در نزدیکی هندیجان آثار بندر تاریخی «مهرویان یا مهربان» و شهر تاریخی ریو اردشیر قرار داشته است. مهرویان از دوره عیلامی تا قرن چهارم هجری و احتمالاً تا مدت‌ها بعد نیز بندر تجاری مهمی بوده است که از طریق آن کالاهای دور و نزدیک و حتی کشور چین وارد منطقه می‌شد و نیز مشاهده‌ شده که در شهر ریو اردشیر کشتی می‌ساختند.

رودخانه زهره هندیجان با طول تقریبی 275 کیلومتر در سه استان فارس، کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان جریان دارد که از کوه «کنه دوده» استان فارس سرچشمه می‌گیرد. پس از ورود به خوزستان و گذشتن از زیدون بهبهان و هندیجان به خلیج‌فارس می‌ریزد. متوسط آب دهی سالانه کل حوضه این رودخانه در محل ایستگاه دهملا برابر 83 مترمکعب در ثانیه برآورد شده است.

علی‌اکبر دهخدا در لغت‌نامه خود بندر مهربان را این‌گونه بیان می‌کند

شهری است برکنار دریا چنانکه موج دریا برکنار شهر می‌زند هر که از پارس به راه خوزستان به دریا رود و آن‌که از بصره و خوزستان به دریا رود همگان راه آنجا باشد و کشتی‌هایی که از دریا برآید بر این اعمال رود به مهرویان بیرون آید و داخل آن بیشتر از کشتی‌ها باشد و جز خرما هیچ میوه نباشد و گوسفندان آنجا بیشتر بز باشد و بزغاله پرورند و همچنان که به بصره می‌گویند بزغاله تا هشتاد رطل و صد رطل برسد بیشتر نیز و به رز و کتان بسیار باشد چنانکه به همه جای ببرند و جامع و منبر است.

در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی آمده است: به فاصله کمی از رودخانه شیرین یعنی رودخانه زهره که به‌تازگی به رودخانه تاب موسوم است بندر مهرویان در مرز غربی فارس واقع است. این لنگرگاه اولین بندری بوده که کشتی‌ها وقتی از بصره و مصب دجله به عزم هند بیرون می‌آمدند به آن می‌رسیدند و این بندر در قرن چهارم هجری شهری معمور بود و مسجدی خوب و بازارهایی آباد داشت.

ارزش کیفی ماهی و میگو بندر هندیجان در سطح جهان

هندیجان بنادر قدمتی، تاریخی دارد درگذشته از بنادر این شهرستان برای مبادله کالاها از سرزمین‌های دور و نزدیک استفاده می‌شده و نیز محلی برای ساختن کشتی بوده است. ازنظر اقتصادی رودخانه هندیجان نقش تعیین‌کننده‌ای در زندگی مردم داشته و این تأثیرگذاری به میزانی بوده که قلمرو جغرافیایی و منطقه را نیز بانام رودخانه مشخص می‌کردند.

این آبراه به‌عنوان یکی از مسیرهای تجارت خارجی از گذشته‌های دور مورداستفاده بوده است و هم‌اکنون نیز علی‌رغم کم شدن آب آن در فصول تابستان شناورهایی با ظرفیت بیش از صد تن قادر به رفت‌وآمد در آن هستند.

منطقه بحرکان که در جنوب هندیجان قرار دارد نیز از مناطق مهم گردشگری و صید میگوی صورتی و انواع دیگر میگوهای مرغوب منطقه خلیج‌فارس به شمار می‌رود که در حوزه صیادی هندیجان واقع است.

سالن عمل‌آوری و کارگاه انجماد و بسته‌بندی میگوی صادراتی و قایق‌های مجهز صیادان در این منطقه بیش از نیم‌قرن است که به صید و عمل‌آوری، بسته‌بندی و صادرات میگو اشتغال دارند و تعداد زیادی از اهالی در این راستا به کار مشغول‌اند.

ماهی‌های خوراکی و میگو در صیدگاه‌های هندیجان به‌صورت فراوان صید می‌شوند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به ماهی قباد، راش‌گو، حلوای سفید (زبیدی)، شوریده، حلوا سیاه، شهری، شانک، کوشک، سرخو، میش ماهی، هامور، سنگسر، سبیتی و دختر ناخدا اشاره کرد، این نوع از ماهی‌ها ازنظر کیفیت ارزش بسیار بالایی دارند.

همه جای هندیجان منطقه گردشگری است

اسکله بندر بحرکان، سواحل زیبایی صدفی بحرکان، بندر تجاری و صیادی سجافی، سواحل رودخانه زهره هندیجان، روستای گردشگری دهنو، رشته‌کوه‌های زاگرس، امامزاده شاه عبدالله و سواحل اطراف آن، امامزاده میر نعمان در کنار ساحل رودخانه زهره ازجمله مناطق گردشگری هندیجان است.

مجید شعبانی عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان و فعال فرهنگی در این خصوص اظهار داشت: چون رودخانه زهره، سواحل بندر بحرکان، سواحل سریم،95 کیلومتر مرز آبی با خلیج‌فارس همگی در یک مکان تجمیع و آب زیادی در منطقه بوده آن را هندیجان نامیده‌اند. در زبان سانسکریت هند به معنی آب است.

سابقه تاریخی هندیجان قبل از امپراتوری هخامنشیان بوده است

وی افزود: هندیجان با قدمتی 3000 ساله به قبل از امپراتوری بزرگ هخامنشیان برمی‌گردد و مردم آن از دریا، رودخانه ماهی صید و با کشاورزی زندگی خود را تأمین می‌کردند.

این فعال فرهنگی هندیجان بیان کرد: جاذبه‌های گردشگری هندیجان از زمان باستان شهر جومِ در دامنه کوه‌های زاگرس نزدیک روستای چهلمنی قبل از اسلام، شهر ریو اردشیر در زمان ساسانیان که کارگاه کشتی‌سازی داشته و در کتاب مقدسی به این موضوع اشاره‌شده است، بندر مهرویان مهم‌ترین بندر حکومت ساسانیان بوده که ناصرخسرو قبادیانی به مدت کوتاهی در آن زیست و در سفرنامه خود از آن یادکرده است.

وی گفت: بندر مهرویان در کنار دریایی خلیج همیشه فارس بوده که حال حاضر روستاهای شاه عبدالله و مالکی بروی آن بناشده‌اند، بلاد الگبر در زمان حکومت اشکانیان بوده و مانی نقاش در آن مدت کوتاهی زندگی کرده است. این شهر در نزدیکی روستای خیط که دیگر آثاری از آن بجا نمانده است.

شعبانی عنوان کرد: از دیگر آثار باستانی هندیجان می‌توان به شهر کدوک اشاره کرد در کنار جاده هندیجان به دیلم و در جنب ساحل بندر بحرکان واقع‌شده است. این شهر آتشکده داشته که خرابه‌های آتشکده به‌عنوان دروازه مشهور بوده است. وی افزود: قبرستان قدیمی شهر کدوک در حال حاضر محل عبور و مرور اهالی شده و به نام راه خس معروف است این شهر در حمله سپاه اسلام به ایران به فرماندهی سعد ابن ابی وقاث تخریب شد.

وی افزود: در کتاب 2 قرن سکوت نوشته عبدالحسین اسلامی ندوشن در صفحه 79 گفته‌شده، تازیان در عرض یک سال شهرهای استخر، ارجان، مهرگان کدوک را تسخیر و تخریب کردند.

رودخانه زهره هندیجان در دورهای باستانی بوده است

این فعال فرهنگی هندیجان بیان کرد: رودخانه زهره هندیجان از زمان حکومت‌های مقتدر ایران ازجمله هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان جاری بوده که دو طرف ساحل خود را برای کشاورزی آبیاری می‌کرده و بروی آن بندهایی بسته بودند که خراب‌های آن در روستایی بدرانی بنام گدار سنگی معروف است.

وی گفت: بندهایی که بروی رودخانه زهره بسته بوده‌اند در روستای فیروزآباد دیواری به طول 100 متر و ارتفاع 3 متر و عرض 1 متر به‌نوعی سدسازی به شیوه صحیح بوده و تمام بیابان را زیر کشت کشاورزی می‌بردند، بدون آنکه رودخانه خشک شود.

شعبانی عنوان کرد: جاذبه‌های گردشگری (اماکن مذهبی) می‌توان به امامزاده شاه عبدالله (ع) نوه امام حسین (ع) و فرزند امام محمدباقر (ع) اشاره که ایشان هم ساکن بندر مهرویان بوده است متأسفانه این آدم صالح به‌وسیله حاکم ستمگر اموی خود و فرزندانش را شهید کردند.

وی افزود: امامزاده شاه عبدالله (ع) در حال حاضر در 40 کیلومتری هندیجان واقع‌شده است. شاه زاده حمزه (ع) برادر ناتنی امام رضا (ع) در 50 کیلومتری هندیجان در بین جاده ماهشهر به هندیجان واقع‌ و بارگاه ملکوتی بزرگی دارد جسد این بزرگوار در هندیجان و سر مبارک در جوار شاه عبدالعظیم حسنی شهرری مدفون است.

عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان بیان کرد: امامزاده میر نعمان در کنار نخلستان‌های پایین رودخانه در 30-کیلومتری هندیجان به سمت دریا واقع‌شده است. این امامزاده از نوادگان امام موسی کاظم (ع) معروف به ابو سچین است. امامزادگان میرحسن معروف به سید بدرالدین در روستای بدرانی، میر محمود در روستای عبداللهی، شاه مشهد برادر ناتنی امام رضا (ع) واقع در هندیجان و میر محمد از سادات گمارونی است.

سواحل زیبایی سریم هندیجان دیدنی است

وی گفت: از جاذبه‌های زیبای طبیعی می‌توان به ساحل خلیج‌فارس به نام سریم که از رودخانه زهره تا ماهشهر گسترده شده نام برد، سواحل آن از جنس سنگ و گلسنگ‌های زیبا که بسیار کمیاب بوده و به هنگام جزر و مد دریا نمایان می‌گردد.

شعبانی عنوان کرد: در سواحل سریم هندیجان انواع علف‌های دریایی، انگور دریایی بروی آن مشاهده می‌شود که چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند. در بین سنگ‌های سواحل سریم غارهایی وجود دارد که به هنگام جزر آب ماهیان بزرگ در آن شناور شده و برای دیدن آن‌ها باید زمان زیادی منتظر ماند.

وی افزود: جزیره‌های دیر بونه که در وسط دریا نمایان هستند، از زمان‌های قدیم محل زندگی بوده‌اند، اما اکنون دیگر محل سکونت نبوده و به منطقه نظامی تبدیل‌شده‌اند.

عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان بیان کرد: ساحل زیبایی بندر بحرکان از هندیجان تا دیلم استان بوشهر گسترده شده، بحرکان به معنای دریایی معدن نامیده می‌شود که در آن انواع ماهی‌ها، معدن‌های صدف، گیاهان دریایی که بقایای آن‌ها بروی ساحل روی‌هم انباشته‌شده‌اند و هم‌اکنون 4 جاذبه زیبایی گردشگری از بقایای موجودات دریایی بروی ساحل پدیدار گردیده که در طول هزاران سال به‌مرورزمان پدیدار شده است و هر گردشگری می‌تواند هرگونه بقایای ماهی، میگو، خرچنگ، درختان دریایی، صدف را به‌راحتی نظاره‌گر باشد.

وی گفت: در طول ساحل بحرکان بروی صدف‌ها درختچه‌هایی بنام گدک سبز گردیده که از آب‌شور دریا تغذیه می‌کنند؛ اسکله زیبایی بحرکان هم‌اکنون محل تفریح شهروندان و مسافران نوروزی است.

شعبانی عنوان کرد: اسکله بندر بحرکان همراه با قایق‌ها صیادی و صیادانی که انواع ماهیان را صید و به ساحل می‌آورند تا مهمانان نوروزی از آن‌ها خریداری کنند، بر زیبایی بحرکان می‌افزاید.

بندر بحرکان هندیجان بهترین محل برای پرورش طبیعی آبزیان است

وی افزود: طبق مطالعات صورت گرفته دو منطقه در خلیج‌فارس وجود دارد که در آنجا نوعی خوراک میگو به نام آرتیمیا در آن پرورش می‌یابد یکی بستک بندرعباس و دیگری بندر بحرکان هندیجان است؛ برای مطالعه بیشتر 6 حوزه کشت آرتیمیا احداث که بهترین نوع آن در بندر بحرکان پرورش یافت.

عضو شورای فرهنگ عمومی هندیجان بیان کرد: ازجمله مناظر طبیعی هندیجان می‌توان به نخلستان‌های پایین رودخانه معروف به سجافی، نهر جمال، بیشه باقل بلندو که نخل‌های بلند و دارای خرما و خارک است، اشاره کرد.

وی گفت: روستای دهنو در 15 کیلومتری هندیجان دارای دشت وسیع در دامنه رشته‌کوه‌های زاگرس واقع‌شده با سد آبگیری و درختانی که در اطراف آن روییده از مناظر زیبای هندیجان است.

شعبانی عنوان کرد: مردم روستای دهنو برای پذیرایی از مهمانان انواع تمهیدات را فراهم کرده‌اند بهترین محل برای تفریح و گذراندن ایام فراقت برای هر گردشگر و بیننده خواهد بود.

وی افزود: در مرز هندیجان با زیدون در کنار روستای غولِ می‌تواند از سد آسک و تپه‌های سرسبز آن‌که گل‌های زیبایی در فصل بهار می‌رویند اشاره کرد که یکی از اماکن زیبایی طبیعی هندیجان است.

گزارش از محمد مهدی صادقی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مازیار آل داوود، پدر بومگردی ایران

مازیار آل داوود، پدر بومگردی ایران

اینجا جایی ست که تصویر ذهنی رایج بهشت با گل های رنگارنگ و درختان سرسبز، در نظرت شکسته می شود و بهشت را کویر تصور می کنی؛ بهشت کویر مصر. در دل این کویر اما می خواهیم خانه ای را به شما معرفی کنیم که بیش از ۱۰ سال است گردشگران داخلی و خارجی یکی از بهترین خاطرات سفرهایشان را در آن رقم زده اند “آتشونی مازیار آل داوود”. روزی که مازیار خسته از زندگی مدرن و حال و هوای گرفته تهران، پایتخت را به قصد خانه ۳۰۰ ساله پدری اش در کویر مصر ترک کرد ۳۰ سالی بیشتر نداشت. در آن زمان مازیار ال داوود در تهران مشغول به تدریس سفال گری در کاخ نیاوران و سعد آباد بود اما انگار گمشده ای داشت که حتی در میان گل و لای سفال نمی توانست آن را بیابد. این بود که به خانه پدری اش باز گشت و زندگی را در آنجا از سر گرفت. ورود یک گردشگر خارجی و تجربه منحصربفردی که از سفر به خانه مازیار ال داوود و کویر رقم خورد، اما ورق را برگرداند و او را به فکر واداشت تا اقامتگاهی برای این میهمانان ناخوانده راه اندازی کند. این بود که خانه ۳۰۰ ساله پدری را مرمت کرد و آن را با سفال ها و صنایع دستی بومی تزئین کرد. زودتر از آنچه مازیار فکر می کرد نام اقامتگاهش در لونلی پلنت کتاب جهانگردی بین المللی ثبت شد و مازیار به یکی از قطب های گردشگری کویر مصر و روستای گرمه تبدیل گشت
امروز کمتر گردشگری است که به هوای کویر به ایران سفر کند و میهمان "آتشونی" نباشد و با یادِ عبور از جادۀ ابریشم، تجربه شترسواری، روشن کردن آتش در کویر، نواختن موسیقی بی بدیل ایرانی و دیدار از جاذبه هایی چون چال سلکنون، نیزار مصر، دریاچه نمک سلکنون، تخت عباسی، تخت عروس و رمل های ماسه ای را در کویر و روستای گرمه تجربه نکند. روستای تاریخی "گرمه" بر نقطه ای از جادۀ ابریشم در قلب اصفهان و در یکی از از روستاهای بخش خور و بیابانک در شهرستان نائین استان اصفهان واقع است..

ام این خانه 400 ساله را آتشونی گذاشتم به زبان زرتشتی شب نشینی دورآتش معنی داردو 12 سال گذشته برای آن با عنوان اقامتگاه بوم‌گردی مجوزبهره برداری گرفتم که در این مدت توریستها خارجی و ایرانی بسیاری به منطقه آمده‌اند و با فرهنگ و طبیعت این منطقه نیز آشنا شده‌اند.

بدنیست بدانید ایده اقامتگاه از روزی به ذهنش رسید که یک گروه توریستی فرانسوی، به طور اتفاقی، یک شب در گرمه اقامت کردند و با وجود امکانات بسیار کم روستا در آن موقع، خیلی بهشان خوش گذشته بود.

مازیار از شروع ایده‌اش برای اقامتگاه آتشونی می گوید: من فهمیدم که آنچه توریست‌ها از گشت و گذار در ایران توقع دارند، فقط دیدن فرهنگ بومی و معماری ویژه ایرانی است.

حالا آتشونی یک محل اقامتی برای گردشگران شده است که با گشتی در طبیعت زیبا و دلفریب کویر در آتشونی پذیرایی می شوند و خستگی از تن آنها راه خود را می گیرد .

مهمان آتشونی که شوید از تپه ای شنی بالا می روید، شتر سواری را تجربه می‌کنید و آسمان پرستاره کویر را تماشا خواهید کرد، ضمن آنکه می‌توانید زندگی روزمره مردم کویر را از نزدیک ببینید.


خرسندم که در جشن راهنمایان گردشگری کل کشور در شهر رامسر (۸۹) با جناب آقای مازیار آل داوود پدر بوم گردی ایران آشنا شدم و دقایقی با ایشان هم صحبت شدم.مردی رئوف و بسیار خوش صحبت که مهربانیش زبانزد است.و در نگاهش میتوانی عمق تاریخ و فرهنگ کویر را به تمام معنا حس کنید.

گفتگوی ایمنا با مازیار آل داود، پدر بومگردی ایران؛

پایان دوران شهرنشینی نزدیک است/کویر، فرصت طلایی رونق گردشگری در ایران

5

اینجا "آتشونی" است، اقامتگاهی در بهشت کویر، خانه ای که بیش از ۱۰ سال است گردشگران با آن خاطره بازی‌ می کنند.

زمانی که در منتهی‌الیه جاده‌ای آسفالتی می‌گذرید به سرزمینی وارد می شوید که آدمی را افسون می‌کند، به قول علی شریعتی در کتاب کویر: "کویر انتهای زمین است، پایان سرزمین حیات است."

برای رسیدن به روستای گرمه، مسیر اصفهان، نائین، انارک، چوپانان، گرمه را انتخاب می کنم اما مسیرهای دسترسی دیگری هم وجود دارد، می توانید از تهران به مقصد سمنان حرکت کنید و سپس مسیر معلمان، جندق، چوپانان و گرمه را پیش بگیرید و یا اینکه از مشهد به تربت حدیریه وارد شوید و کاشمر و بردسکن و طبس و خور را به قصد گرمه طی کنید و یا از شهر کویری یزد به خرانق و رباط پشت بادام و بیاضه و درنهایت به روستای گرمه با قدمتی چند هزار ساله از دوران ساسانیان وارد شوید. به هرصورت، مقصدِ ما روستای گرمه است و اقامتگاه آتشونی و درک افسون کویر و البته دیدار با مازیار آل داود، پدر بومگردی ایران.

آنچه در ادامه می خوانید حاصل گفتگوی من با آل داود است...

شما در تهران متولد شدید و سفالگری تدریس می کردید، اما پایتخت را ترک کردید و اسیر افسون کویر شدید. این مهاجرت به روستا چطور اتفاق افتاد؟

یک دلیل عمده اش این بود که از زندگی شهری و شلوغی و سروصدا خسته شده بودم، اما دلیل اصلی بازگشتم به روستا این بود که بتوانم کاری بکنم که یک امیدواری برای مردم باشد و درآمدی برای مردم داشته باشد بطوریکه بتوانند حرکتی بکنند و بیشتر امیدوار باشند که هم در روستا بمانند و به شهرها مهاجرت نکنند و هم اینکه آنهایی که از روستا رفته بودند بتوانند کم کم برگردند. به نوعی هم باید بگویم که بله اسیر افسون کویر شدم.

آشنایی شما با این روستا چگونه حاصل شد؟

من متولد تهران هستم، پدر و مادرم نیز متولد تهران هستند، پدرم مدرس زبان تخصصی در نیروی هوایی در تهران، اصفهان، شیراز، همدان و تبریز بود. اینجا در اصل خانه خالۀ مادر و پدرِ من بود که من آن را بازسازی کردم و به عنوان اقامتگاه آتشونی از آن استفاده می شود. درواقع باید بگویم روستای گرمه، روستای پدر و مادرم است. من اولین بار ۷ ساله بودم که به روستای پدر و مادرم یعنی "گرمه" آمدم، تقریباً ۴۳ سال قبل بود که به این روستا آمدم، نه آب و برق داشت و نه جاده ای، اما آباد بود و ۱۲۰۰ نفر جمعیت داشت. آشنایی من با روستای گرمه نتیجه پیوندها و گفتگوها و مسافرت های موقت خانوادگی یا شخصی به این روستا بود.

پوشش خاصی دارید، پیراهنی بلند، جلیقه ای کوتاه، شلواری گشاد با جیب های اریب بزرگ و جوراب های دستباف، همه به رنگ مشکی با حاشیه سبز. استفاده از این پوشش، فلسفه خاصی دارد؟

حدود ۲۰ سال است به این شکل لباس می پوشم، طراحی لباس هایم را خودم انجام می دهم و مادرم همیشه زحمت دوخت و دوز آنها را می کشد. به تازگی خیاط خانه ای هم در گرمه راه اندازی کرده ام تا لباس هایی با طراحی خودم که برای کشاورزی و زندگی روستایی راحت و زیبا باشد، تولید کنم و از این طریق، شغلی هم برای جوانان گرمه ایجاد کنم.

ایده شکل گیری اقامتگاه چطور در ذهن شما شکل گرفت؟

دو سال اول که به روستا آمدم، در کلاته(مزرعه ای با چند اتاق در سه کیلومتری جنوب گرمه) چوپانی و سفالگری می کردم و دانش و فنون بومی را به ویژه از سالمندانِ باتجربه روستا یادمی گرفتم و از آرامش روستا لذت می بردم. در این دوران به تدریج دوستان و برخی گردشگران خارجی نزد من می آمدند و با حداقل امکانات پذیرای آنها بودم. می دانستم که کویر جاذبه های خوبی برای گردشگران و بخصوص گردشگران خارجی دارد چون آنها کویر ندارند یا دسترسی به آن برایشان سخت است؛ اما ما در منطقه کویر، تلفیقی از طبیعت زیبا و فرهنگ غنی داریم که شامل معماری، صنایع دستی، طبیعت و کشاورزی می شود. درواقع باید گفت که هرچیزی که مربوط به فرهنگمان می شود در کویر وجود دارد. روستای گرمه به عنوان روستایی در کویر، جاذبه های بسیار خوبی برای گردشگران دارد و من فکر کردم ایجاد اقامتگاه می تواند به این جریان کمک زیادی بکند، تا این که امکان اجاره‌خانۀ موقوفه این خانه را یافتم و با قراداد مرمت در ازای اجاره بها، با اداره اوقاف هماهنگ شدم و این خانه را بازسازی کردم و اینگونه اقامتگاه آتشونی شکل گرفت.

خانواده شما هم در روستای گرمه سکونت دارند؟

بله من و همسر و پسرم(آمیار) و به تدریج هم مادر و پدرم، برادرم و همسرش به گرمه آمدند و در این روستا زندگی می کنیم و در امور اقامتگاه با هم همکاری داریم.

آمیار یعنی چه؟

یعنی یار و یاور، امیدوارم همیشه یار و یاورم باشد.

این خانه سابقه ای ۳۰۰ ساله دارد، چه سالی به اقامتگاه آتشونی تغییر کاربری داد؟

تقریبا ۱۷ سال پیش یعنی سال ۸۰-۱۳۷۹ ایجاد شد.

اقامتگاه را با سرمایه شخصی ایجاد کردید؟

بله

نام "آتشونی" بر چه اساس انتخاب شد؟

آتشونی به زبان محلی اینجا یعنی شب نشینی دور آتش. مردم این منطقه وقتی به مهمانی می روند می گویند برویم آتشونی. از قدیم به همین صورت بوده است، به این ترتیب که آتشی می افروزند و دورهم جمع می شوند، حتی در خانه ها رسم آتش افروختن و نشستن دور آن را برگزار می کردند و می گفتند برویم آتشونی، یعنی برویم آتشی درست کنیم و دورش بنشینیم. من هم این کلمه را انتخاب کردم چون هم به مهمانی ربط داشت و هم خودمان این برنامه را برگزار می کنیم و در مهمانی شبها دور آتش می نشینیم.

پیش از شکل گیری ایده اقامتگاه در روستای گرمه، تجربه ای در این زمینه نداشتید؟

برخی رسانه ها عنوان کردند که من در دانشگاه رشته معماری خوانده ام ولی اینطور نیست؛ من معماری کویری را بصورت تجربی یاد گرفتم و هم در زمینه مرمت و هم ساخت بناهای جدید با این سبک معماری را کار کردم و علاقمند بودم. قبل از اینکه به روستای گرمه بیایم دستی در معماری داخلی داشتم. درنهایت وقتی به اینجا آمدم تجربه ام هم بیشتر شد حتی خانه ای که در آن سکونت دارم را خودم ساختم ولی تحصیلاتی در این زمنیه ندارم. پیش از این در تهران که بودم سفالگری می کردم و در این زمینه در کاخ نیاوران و سعدآباد تدریس داشتم و برخی اوقات معماری داخلی و بازسازی بناها را انجام میدادم. مثلاً کارهای تزئیناتی با گل و سفال برای ساختمانها انجام می دادم و این موضوع درواقع من را به معماری علاقمند کرد و باعث شد این کار را ادامه بدهم.

برای ترک شهر تهران و زندگی در روستای کویری گرمه، با مخالفتی از طرف خانواده همسرتان) مواجه نشدید؟

نه اصلاً. مادر همسرم فرانسوی و کارمند سفارت برزیل بود و پدرشان ایرانی است، همسرم در ایران تولد شدند و حقوق قضایی تحصیل کرد و در مدرسه فرانسویها کار می کرد و بعد از اینکه با من ازدواج کرد کارش را رها کرد و با من به این روستا آمد. همان سال هایی که من در کاخ سعدآباد، کلاس سفالگری داشتم، او شاگردم بود و در همان زمان با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم، البته زندگی در گرمه، شرط اصلی ازدواجم بود و الان هم هردو از این موضوع کاملاً راضی هستیم.

اقامتگاه آتشونی اولین اقامتگاه در کویر ایران است؟

بله. آتشونی اولین اقامتگاه در ایران است.

به همین دلیل شما به عنوان پدر بومگردی ایران شناخته شدید؟

اولین دلیلِ آن همین موضوع است که فرمودید، اما دلایل دیگری هم دارد ازجمله اینکه من در ادامه، به افرادی که به موضوع بومگردی و ایجاد اقامتگاه علاقمند بودند کمک های بسیاری کردم که این فعالیت را شروع کنند و ادامه بدهند و به نوعی از شکل گیری بومگردی در شهرهای مختلف ایران و نه فقط در کویر حمایت می کردم. قبل از من هیچکس در این زمینه فعالیتی نداشت. من خیلی از افراد را در منطقه خودمان، حتی در شمال و کاشان و بخشهای دیگر کشور به ایجاد اقامتگاه های بومگردی تشویق کردم و دیدند امکانش وجود دارد و شدنی است، خوب این خیلی تشویق بزرگی بود که دیگران هم این کار را انجام بدهند. البته دلیل دیگری که من را به عنوان آغازگر بحث بومگردی می شناسند این است که من خیلی تحقیقات می کنم و به غیر از اینکه بر روی بحث توریست متمرکز می شوم، به این موضوع توجه می کنم که مردم در روستا چه ریشه ای دارند و تلاش می کنم تا بتوانند دوباره به روستای خودشان بازگردند که هم روستایشان دوباره آباد شود و هم بتوانند مستقل تر و بدون مسائلی که در شهرها وجود دارد مانند آلودگی و سروصدا و هزینه های بالا و خیلی مسائل دیگر، زندگی را در روستا ادامه بدهند، چون الان روستاها تقریباً تمام امکانات شهری مانند ارتباطات و سایر امکانات دیگر را دارد و کمبودی ندارد و بنظر من دیگر دوران شهرنشینی تمام شده است و معتقدم همانطور که یک زمانی دورۀ روستانشینی را خواه ناخواه تمام کردند حالا دوران شهرنشینی دارد به پایان می رسد و این شاید باعث شود که مردم به روستاهایشان برگردند، به تولید برگردند، به کشاورزی برگردند و بتوانند مایحتاج خودشان را تامین کنند و مازادش را هم حتماً به دیگران کمک می کنند. خیلی راحت بگویم ما خیلی دوندگی کردیم تا بومگردی به نوعی رسمیت پیدا کرد و حالا هم انجمنی برای موضوع بومگردی درحال تشکیل است و امیدواریم به نتیجه برسد؛ درحال حاضر فکر می کنم نزدیک به ۵۰۰ واحد در کشور داریم که با مجوز فعال هستند و در زمینه بومگردی فعالیت دارند.

قرار است انجمنی به موضوع بومگردی اختصاص یابد، چه عنوانی خواهد داشت؟

تلاش می کنیم که اولین انجمن بومگردی حرفه ای کشور را ایجاد کنیم.

ایجاد اقامتگاه آتشونی در عدم مهاجرت از روستای گرمه تأثیر داشته است؟

بله خیلی زیاد. خیلی از جوانها در این روستا ماندند و به فعالیتی مشغول هستند که به بحث بومگردی ربط دارد و درآمد دارند، تعداد زیادی هم بخصوص از بازنشسته ها دارند برمی گردند چون فضای کار ایجاد شده، ارزش این روستا و محصولات کشاورزی بالا رفته و برای همین خیلی ها علاقه نشان دادند و برگشتند و ساخت و ساز می کنند و تقریباً سالهاست که ساخت و ساز در روستای ما متوقف نشده، درصورتی که درگذشته فقط تخریب خانه رواج داشت و کسی هم نبود که به وضعیتشان رسیدگی کند ولی خب الحمدالله الان خیلی فرق کرده و بهتر شده است.

برای اینکه دسترسی به اقامتگاه آتشونی به سهولت انجام شود، مسیرهای دسترسی طراحی شده است؟

بله. ما در وب سایتمان به نشانی ateshooni.com که البته به زبان انگلیسی است مسیر دسترسی به آتشونی را معرفی کرده ایم، همچنین در کتابهای راهنمای گردشگری که خارج از کشور چاپ می شوند مسیرهای دسترسی به اقامتگاه آتشونی معرفی شده اند. مثلاً کتاب "لونلی پلانت" مسیر دسترسی به اقامتگاه آتشونی به اینصورت معرفی شده که این مسیر از اصفهان شروع شده و به منطقه خور و بیابانک و سپس یزد می رسد و دراصل این مسیر در بحث کویر و مناطق کویری به عنوان زیباترین مسیر گردشگری ایران معرفی شده و به مسافران خارجی توصیه شده است.

نام اقامتگاه آتشونی بر چه اساس در کتاب "لونلی پلانت" به چاپ رسید و معرفی شد؟

این کتابها ویزیتورهای مخصوصی دارند و معمولاً نحوه ثبت نام اقامتگاهها در کتابهای گردشگری به این صورت است که باتوجه به نظرات مثبت ارائه شده ازطرف میهمانانی که به این اقامتگاه ها سفر کرده اند، ویزیتورها به این خانه ها مسافرت کرده و از این اقامتگاهها بازدید می کنند و اگر آن شرایطی که مورد نظرشان هست به لحاظ کیفیت فضا، تطابق با منطقه، اطلاعات فرهنگی، خدمات رسانی و برخی مباحثی که ازنظر گردشگران اهمیت زیادی دارد را در این خانه ها ببینند درباره شرایط رزرو سوال می پرسند و اسم اقامتگاه را در کتاب می نویسند تا در دسترس تمام گردشگران باشد.

حمایتهای شما به افرادی که به موضوع بومگردی علاقه دارند و سعی می کنند اقامتگاههای ویژه بومگردی ایجاد کنند به چه صورت بوده است؟

اول اینکه به عنوان فردی که در این حوزه وارد شده تشویقشان کردم که شروع کنند و ادامه بدهند، ازطرف دیگر در بحث طراحی داخلی و معماری اقامتگاه هایشان به آنها کمک میکنم، تلاش میکنم تا با مسافران خارجی ارتباط پیدا کنند و یا آنها را به آژانس ها معرفی می کنم تا اینکه کم کم خودشان راه بیفتند. به نوعی من اصولی را که واجب بود بدانند و در کارشان استفاده کنند به آنها آموزش می دادم.

فعالیت در این زمنیه به لحاظ درآمدزایی چگونه است؟

خداراشکر من راضی هستم. به هرحال برای افرادی که در این کار فعالیت می کنند درآمدی دارد ولی به قول معروف باید قناعت داشته باشند و طمع را کنار بگذارند تا درآمد مناسبی داشته باشند. اینکه در کنار زندگی خانوادگی، بومگردی را ادامه دهند قطعاً می تواند برایشان درآمدزا باشد. من تعداد ۶ کارگر تحت پوشش بیمه دارم که دارند کار می کنند؛ اما به دلیل اینکه روستای گرمه در یک منطقه کویری قرار دارد و گرم است ما سالیانه ۶ ماه در سال مهمان داریم ولی خوب است و ما راضی هستیم...

چرا عنوان بومگردی برای این نوع گردشگری انتخاب شد؟ می توان گفت که نوعی اکوتوریسم است؟

بله نوعی از اکوتوریسم است و به نوعی اکوتوریسم ربطی به طبیعت پیدا می کند. بومگردی یعنی شما بتوانید بوم یک منطقه را ببینید و گردش کنید، یعنی آن چیزی که مربوط به فرهنگ اصلی آن منطقه می شود را ببینید، برای همین است که این کلمه برای این فعالیت انتخاب شد و دراصل به همین معناست. این موضوع خیلی کمک کرده که حتی بخشهایی از بوم که ازبین رفته بود دوباره زنده بشود. مردم خودشان درک می کنند که دیدنِ بوم یک منطقه و فرهنگ مردم و بخصوص مهمان نوازی شان و سایر مسائلی که به این موضوع ربط پیدا می کند و درواقع بومگردی، نسبت به جاذبه های دیگری که ممکن است وجود داشته باشد قدرت بیشتری است.

رتبه بندی اقامتگاههای بومگردی به سرانجام رسیده است؟

درحال تلاش هستیم که بحث رتبه بندی را از طریق انجمن پیگیری کنیم و ان شاالله به انجام میرسد؛ ولی نظر ما بیشتر معطوف به این است که کیفیت در خدمات رسانی و فضا و مهمان نوازیِ میزبان‌ها متمرکز باشد، اینکه چقدر اطلاعات فرهنگی بیشتری درباره منطقه شان و آداب و رسومشان دارند اهمیت بسیاری دارد و ما ترجیح می دهیم اولویت را بر روی این نکات قراردهیم تا اینکه بر روی شیک بودن و لاکچری بودن خانه ها متمرکز شویم. درواقع موضوعی که در بحث رتبه بندی اقامتگاهها برای ما اهمیت بیشتری دارد این است که بتوانند زندگی بومی یک منطقه را در روستا نشان بدهند چراکه جاذبه اصلی برای گردشگر به ویژه گردشگران خارجی همین مسئله است.

چه عواملی در موفقیت اقامتگاهها تأثیر دارد؟

فردی که برای تأسیس اقامتگاه اقدام می کند باید حتماً اصول اولیه آن را بداند و مطالعه داشته باشد، مهم است که از نمونه های اقامتگاهها بازدید کرده و از تجربه های آنها استفاده کند. باید صبور باشد، صبر اهمیت بسیاری دارد. کلید اصلی موفقیت در این زمینه، مهمان نوازی این خانه هاست و اینکه به صورت خانوادگی نگهداری بشوند؛ برای مسافری که به این خانه ها مسافرت کرده و اقامت می کند این احساس که در یک خانه و خانواده دارد زندگی میکند با اینکه در یک هتل اقامت دارد خیلی فرق دارد؛ هم احساس امنیت بیشتری خواهد داشت و هم اینکه صددرصد از نظر خوراک خیلی مناسب تر است، غذای خانگی می خورد. اصولاً این اقامت، تنوع بیشتری دارد و جاذبه های طبیعی و منطقه ای و فرهنگ خاص و بومی مردم نیز در کنار آن کمک می کند. درکل باید بگویم خیلی مهم است که این خانه ها بصورت خانوادگی با سرمایه شخصی و بدون ریسک اقتصادی بالا فعالیتشان را شروع کنند و کم کم آن را گسترش بدهند و قطعاً هرچقدر که درآمدشان بیشتر می شود خوب می توانند تغییرات بهتری نیز ایجاد کنند و طبعاً موفق خواهند بود.

قطعاً بومگردی فقط به کویر تعلق ندارد، بومگردی در کویر با جغرافیای دیگر تفاوت دارد؟

بله بومگردی فقط به کویر اختصاص ندارد و همه جا می تواند وجود داشته باشد. ما در همه جای ایران فرهنگهای مختلفی داریم که می توانند درقالب بومگردی معرفی شوند و اینکه در کدام نقطه جغرافیای کشور قرار دارند فرقی نمی کند. بومگردی درواقع یک اسم برای اقامتگاه هاست و همه را در برمی گیرد و هیچ فرقی نمی کند که شمال کشور باشد یا غرب و شرق و جنوب. مهم این است که فرهنگ آن منطقه را معرفی می کند و هرجای ایران باشد هیچ تفاوتی نخواهد داشت

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

گیاه قلپلپ و پارچه دیبای شوشتر

گیاه قلپلپ و پارچه دیبای شوشتر

گیاه قلپلپ (استبرق) ﮔﯿﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ. ﺩﺭ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺟﺬﺍﻡ ، ﺯﺧﻢ ، ﮐﻮﺭﮎ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﻬﺎﯼ ﮐﺒﺪﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺯ ﺍﻟﯿﺎﻑ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﯿﻮﻩ ﺍﺳﺘﺒﺮﻕ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻬﯿﻪ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﺴﻞ ﮐﺮﮎ : ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺯﺧﻢﻫﺎ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼﻫﺎﯼ ﭘﻮﺳﺘﯽ، ﺭﻓﻊ ﺗﺮﮎ ﭘﺎ، ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ، ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺭﯾﺰﺵ ﻣﻮ، ﺭﻓﻊ ﺗﻨﮕﯽ ﻧﻔﺲ ﻭ ﺁﺳﻢ ، ﺿﺪ ﺗﺸﻨﺞ
یکی از مهمترین کاربرد ان ﮐﺮﮎ ﻗﻠﭙﻠﭗ ‏( ﺍﺳﺘﺒﺮﻕ ‏) بود که ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﭘﺎرﭼﻪ ﺩﯾﺒﺎﯼ بود ﺩﯾﺒﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﭘﻮﺷﺶ ﺳﺮ , ﺷﺎﻝ ﺩﻭﺭ ﮐﻤﺮ ﻭ ﻗﺒﺎ , ﻋﺒﺎ , ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﻣﻠﻮﮐﺎﻥ ﺑﻮﺩ . ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻮﺷﺘﺮ ﺟﻬﺖ ﭘﻮﺷﺶ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﮑﻪ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻮﺭﻩ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﻮﺷﺶ ﻭ ﻣﺘﮑﺎ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺎﻟﺤﺎﻥ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
.دیبا در کنار پرند پارچه‌ای که خاستگاه آن شوشتربوده است و تا ۳ قرن پیش در شهر شوشتر تولید می شده است این پارچه که از بافت خیلی نازکی برخوردار بوده و گاهی نیز با الیافی از طلا برای دوخت لباس پادشاهان و تزئین خانه کعبه بکار می رفته است. این پارچه از تارهای قاصدکهای گیاهی به نام قلپ لپ است که در اطراف شهرهای خوزستان اندک بوته‌هایی از آنها یافت می‌شود این پارچه تا ۳۰۰ سال پیش درشوشتر تولید می شده و بعدها این صنعت با توجه به نیاز کشور عربستان جهت تزئین خانه خدا به آن کشور برده شده و در آن کشور به تولید خود ادامه داده است و به مرور زمان این صنعت نیز به فراموشی سپرده شده است
اشعار زیر ارتباط این پارچه را با شوشتر از زبان شاعران فارسی گو و حتی عرب رابیان می نماید .

زمین از نقش گوناگون چنان دیبای ششتر شد

هزار آوای مست اینک به شغل خویشتن شد

فرخی سیستانی

.................................

ز بس تقش و شی چون شوشتر بود

ز بس سر و سهی چون غاتفر بود

فخر الدین اسعد گرگانی
....................................

زلفینش به بوی عنبر سارا

رخسار به رنگ دیبه ششتر

مسعود سعد سلمان

.........................

خنده آی مر مرا ز آنها که از سیم ربا

درگه رفتن کفن از دیبه ششتر برند

سنایی عزنوی

........................................

زان خرقه خویش ضرب کردیم

تا زین به قبای ششتر آییم

مولوی

................................

بر بسته گل از شوشتری سبز نقابی

و آلوده به کافور و به شگرف بناگوش

ناصر خسرو
....................

با سپاس از جناب مهندس چهارمحالی سرپرست محترم اداره میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی شوشتر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

رودخانه کارون قلب تپنده استان خوزستان

رودخانه کارون قلب تپنده استان خوزستان

خوزستان را نمیتوان بدون رودخانه کارون تصور کرد رودخانه ای که همواره در طول مسیر خود تمدن هایی با تاریخی کهن و شهرهایی با فرهنگ غنی و همچنین آثار باستانی که هر کدام نشان از قدمت و تاریخ سرزمین ایران است به ارمغان آورده است .
رودخانه کارون پس از عبور ازتنگه ها و کوهستان های سر به فلک کشیده زردکوه بختیاری در رشته کوه های زاگرس با ورود به شهر باستانی شوشتردر استان خوزستان به دو رودخانه مجزا به نام گرگر و شطیط(ماه پاریان ) تقسیم میشود و این دو رودخانه شوشتر را مانند جزیره ای در بر میگیرند و در جنوب شوشتر در (بندقیر) همراه با رودخانه دز، کارون را دوباره تشکیل و بعداز شهر هایی همچون اهواز در انتهای مسیر به خلیج همیشه فارس می پیوندد.
رودخانه کارون که شاهرگ حیاتی مردم خوزستان می باشد، پر آب ترین و طویل ترین رودخانه ایران است..کارون همچنین تنها رودخانه قابل کشتیرانی ایران نامیده می شود.اگر چه در سالهای اخیربا ساخت سدهای مکرر بر رودخانه کارون و پروژه های انتقال آب از میزان آب این رودخانه کاسته شده ولی هنوز هم باصلابت به حرکت خود ادامه میدهد و با حرکت خود حیات.سرسبزی.طبیعت زیبا و دلفریب را به ارمغان آورد.

رودخانه کارون مأمن انواع گونه های حیات وحشی است که رودخانه کارون را به عنوان یک زیستگاه طبیعی برای زیستن انتخاب کرده اند.
استان خوزستان بامناطق بکر و جاذبه های طبیعی و آثار تاریخی و باستانی باعظمتی چون منظومه جهانی سازه های آبی تاریخی شوشتر که به لطف نعمت خدادادی رودخانه کارون وهمچنین دانش و هنر گذشتگان این سرزمین یکی از مشهورترین سازه های آبی تاریخی در جهان به شمار می رود از لحاظ پتانسیل گردشگری و جذب توریسم و سرمایه گذاری در بخشهای مختلف بسیار حایز اهمیت می باشد .

شاید به همین منظور است که از کارون به عنوان قلب تپنده خوزستان در همه ادوار تاریخی نام برده شده است.

نگارش : ابوالفضل مهدی پور

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

گردشگری غذا.

گردشگری غذا.

«غذا» به عنوان نخستين نياز هر انسان، فقط يک ماده مصرفي نيست، بلکه در خود فرهنگ و آداب و رسوم مردم بومي يک منطقه را جاي داده است. بر همين اساس يکي از معيارهاي مهم سفر، غذا است و گردشگري غذا يکي از انواع گردشگري بوده که با توجه به افزايش زمان اوقات فراغت و نياز انسان‏ها به يک محيط همنشيني، روز به روز در حال رشد است.
گردشگری غذا یا به قول ایرانی ها، شکم گردی یک سبک گردشگری است که سال هاست مورد توجه توریست ها بوده و هر ساله بخش قابل توجهی از توریست ها با هدف تجربه طعم های جدید راهی سفر می شوند.

پژوهشگران ایرانی فعال در زمینه خوراک و غذا معتقدند بیش از 2500 نوع غذا و 109 نوع نوشیدنی و انواع نان و شیرینی در ایران وجود دارد و با اینکه مکتب آشپزی ایرانی یکی از سه مکتب اصلی خوراک در کنار مکاتب آشپزی رومی و چینی است و پهنه وسیع جغرافیایی کشورمان باعث شده که تنوع غذایی زیادی داشته باشیم.
استان خوزستان به علت تنوع بالای غذایی همیشه مورد علاقه بسیاری از مردم ایران و حتی کشورهای همسایه قرار دارد که میتوان با سفر هر شهر استان خوزستان و با توجه به نوع فرهنگ و آداب و رسوم منطقه انواع غذاها سنتی را تجربه کنید.
.

پ.ن: در این چند سال به همت سرمایه گذاری در این بخش شاهد رونق این سبک گردشگری در استان خوزستان هستیم.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آبشارهای آرپناه در خوزستان

آبشارهای بی نظیر آرپناه در شمال خوزستان

آبشارهای آرپناه در شهرستان لالی یکی از زیباترین چشم انداز های طبیعی استان خوزستان محسوب می شود که در چهار فصل سال گردشگر پذیر است .

اگرچه خوزستان یکی از استان‌های گرمسیری ایران به‌حساب می‌آید، اما مناطق خوش‌آب‌وهوا و پردرختی هم دارد که گردشگران را جذب خود می‌کند. آبشارهای آرپناه لالی یکی از این دیدنی‌ها هستند.

منطقه‌ای سرسبز را تصور کنید که صدای آب روان که از چشمه‌ای پرخروش جاری می‌شود، در آن پیچیده باشد. چشمه‌ای که‌ در نهایت به‌شکل چند آبشار ازکوه سرازیر می‌شود. این‌جا مجموعه آبشارهای آرپناه لالی است.

آبشارها در فاصله‌ی ۴۴ کیلومتری لالی، در جاده لالی به پِبده قرار گرفته‌‌اند و فاصله‌ی آبشارها تا اندیکا نیز ۴۳ کیلومتر است. دیگر مسیرهای دسترسی به آبشار آرپناه از جاده‌های مسجدسلیمان، دزفول و گُتوَند است که رسیدن به آبشار را ساده‌تر می‌کند.

آبشارهای آرپناه خارج از شهر و در دامنه‌ی کوه قرار دارند. با این وجود امکانات رفاهی لازم در این منطقه تعبیه شده است.

البته وسیله‌ نقلیه‌ی عمومی به منطقه رفت‌وآمد نمی‌کند. باید با ماشین شخصی یا تاکسی دربست خودتان را به آرپناه برسانید. ماشین را به پارکینگ می‌سپارید و پیاده‌روی شروع می‌شود.

منظره‌ی تک‌درخت‌های پراکنده در دشت سرسبز، نوید کوه‌پیمایی دلچسبی را می‌دهد. خیلی زود آلاچیق‌ها و سکوهای سیمانی را می‌بینید که برای چادر زدن یا برپاکردن بساط پیک‌نیک درنظر گرفته شده‌اند. آب آشامیدنی و خوراکی به‌حد کافی همراه داشته باشید. این محل سرویس بهداشتی دارد تا مسافران از این بابت خیالی آسوده داشته باشند.

پل عابر کمک می‌کند گردشگران بتوانند از روی آب جاری بگذرند و به دشت آن‌سوی چشمه دسترسی پیدا کنند. پس محدودیتی برای گشت‌وگذار مقابل‌تان نیست.

آب چشمه در چند نقطه به آبشار تبدیل می‌شود، از این‌رو چندین آبشار پیش روی شما خواهد بود. بستر این آبشارها به حد کافی وسیع و امن هست که بتوانید آب‌تنی کنید و پاشیدن آب پودری خنک را روی پوست‌تان حس کنید.

در عمیق‌ترین جای رود، آب به‌زحمت ممکن است تا کمر شما برسد؛ در گوشه و کنارها آب در حد مچ پا بالا می‌آید. خنکی آبشار و چشمه و سبزی منطقه باعث شده تابستان‌ها هم هوای دلچسبی داشته باشد. آب خنک است و اگر تابستان به چشمه‌های آرپناه بروید، گرما را از تن‌تان می‌گیرد.

آب این آبشارها آنقدر به راهش ادامه می‌دهد تا به چشمه تلوک یا بی‌بی‌ترخان و آب شور برسد و در نهایت به رودخانه کارون می‌ریزد. نکته‌ی جالب دیگر آسیاب‌های آبی‌ست که در مسیر رسیدن به چشمه تلوک ساخته‌اند، مانند آسیاب نهنگ و پلنگ

جاذبه آبشارهای آرپناه لالی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

روایت_تلخ باشو غریبه کوچک

روایت_تلخ باشو غزیبه کوچک
.
اگر به منطقه لشکر آباد اهواز گذر کرده باشید با انبوه دکه های ساندویجی و سیگار فروشی روبه رو می شوید ولی یکی ازاین دکه ها با بقیه ها دکه متفاوت است.
#دکه_باشو
سالهاست هزاران هزار رهگذر از کنار این دکه رد می شوند ولی شاید کمتر کسی آگاهی داشته باشد که صاحب این دکه کیست و روزگاری نه چندان دور چه کار بزرگی انجام داده است .
"باشو، غریبه کوچک پسرک اهوازی دیروز، با آن همه شهرتی که برای بازی در یک فیلم آن هم در غربت کسب کرد این روزها در زادگاهش غریبه است

عدنان عفراویان، بازیگر کودک فیلم «باشو غریبه کوچک»، این روزها چهل‌وچندسالگی را پشت‌سر می‌گذارد..
کودک سیه چرده دیروز، امروز مرز جوانی را هم طی کرده است دیگر لازم نیست مانند بهرام بیضایی کل خوزستان را بگردی و عاقبت در محله لشکرآباد اهواز پسرکی را در سایه‌روشن کوچه ببینی که تا تو رامی بیند بخندد و فرار کند .
امروز بیست سال و اندی از زمانی که فیلم باشو، غریبه کوچک روی پرده سینماهای ایران و جهان رفت و همه آن را تحسین کردند می گذرد. حالا می توانی در همان فلکه لشکر آباد، روبروی تابلو دانشگاه در میان دستفروشان *باشو* را ببینی دکه ای کوچک پر از عکس ها،پوسترها و بریده های روزنامه ها فیلم باشوغریبه کوچک.
و چه سخت است خاطره ساختن و چه آسان است فراموش کردن آن خاطره
باشو در جواب یکی از خبرگزاریها که پرسیدند
اگر بتوانید بی‌واسطه با آقای بیضایی صحبت کنید، به ایشان چه می‌گویید؟

مثل احساس یک فرزند پس از سال‌ها دوری از پدر، دلتنگشان هستم. دوست دارم صدایشان را بشنوم، ببوسمشان. توقعی هم از ایشان ندارم ولی دوست دارم دستم را بگیرند. دوست دارم همان‌طور که یک روز فیلم «باشو غریبه کوچک» را ساختند، امروز هم «باشو غریبه بزرگ» را بسازند

پ.ن:باشو، قهرمان فیلم، پسرکی عرب از جنوب غرب ایران است که در بمباران‌های جنگ ایران و عراق خانواده‌اش را از دست می‌دهد و خود هراسان و سرگشته میان کشتزارها می‌دود تا تصادفاً به کامیونی می‌رسد و بر پشت کامیون می‌نشیند. کودک به خواب می‌رود و هنگامی که بیدار می‌شود خود را در جهانی دیگر می‌یابد که هیچ به سرزمینی که می‌شناخت نمی‌ماند.
در دیدار کوتاهی که شاید چند دقیقه طول کشید چند تا از عکساش بهم نشان داد ودر آخر به عدنان گفتم عدنان میشه باهم عکس بگیریم گفت باشه ولی زود که شلوغ نشه اینجا...در دلم گفتم باشو سالهاست اینجا فراموش شده ای....!!!!!

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی