راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بریم و بوارده

بریم و بوارده

با توجه به مسأله‌ی هویت و اصالت در هر شهر که موجب تمایز مکانی از مکان دیگر، ایجاد حس تعلق خاطر در ساکنین بافت‌های تاریخی و افزایش حس مشارکت آن ها در توسعه‌ی شهری می‌باشد، بافت‌های تاریخی و ارزشمند به‌عنوان بخش مهمی از هویت شهری محسوب می‌شوند

منظور از «بافت شهری» سنتزی است از تمام اجزای كالبدی يک كل ارگانيک، كه در سطوح وضوح متمايز بافت شهری قابل مشاهده است. در كلی‌ترين سطح، بافت را می‌توان سازمان خيابان‌ها و بلوک ها توصيف كرد و به طور خلاصه می‌توان بافت شهری را حالات مختلف همجواری و فضاهای پر و خالی در تركيبات مختلف و همچنين نحوه‌ی قطعه‌بندی اراضی مشخص دانست.
بافت (texture) هر شهر كميتی پويا و در حال تغيير است كه وضع كالبدي شهر و چگونگی شكل‌گيری آن را در طول زمان نمايان می‌سازد. بافت هر شهر دانه‌ بندی فضای كالبدی شهر يعنی فضاهای پر و خالی و مقدار آنها را نسبت به يكديگر و چگونگی رابطه و حد نزديكی بين آن ها را مشخص می‌كند و شبكه ارتباطات و نحوه‌ی دسترسی و خصوصيات كلی راه‌ها و كوچه‌ها را آشكار می‌نمايد. به عبارت ديگر بافت شهر به هم تنيده شدن و نحوه استقرار ساختمان ها و تركيب آن ها با يكديگر در ارتباط با شبكه‌ی راه‌ها براساس شرايط محيطی است. (وزارت مسكن وشهرسازی)
بافت هاي شهري كه در زمان های گذشته در هر شهر ايجاد شده‌اند نماينده تاريخ، هويت و اصالت معماری و شهرسازی شهرها هستند که روند تغییرات مورفولوژی شهر را نمایان می‌سازند، لذا شناسائی و تلاش برای حفظ و نگهداری آن ها توام با برنامه‌ريزی برای ساماندهی این بافت‌های ارزشمند باید يكی از محوری‌ترين موارد در طرح‌ها و سیاست‌های توسعه‌ی شهری باشد.

بافت تاریخی هر شهر به‌ عنوان هویت و اصالت معماری و شهرسازی و بخشی از فرهنگ آن شهر محسوب می‌شود که باید در طرح‌های توسعه‌ی شهری به آن توجه ویژه شود و با ارائه‌ی راه‌کارها و استراتژی‌های لازم این بافت‌ها را حفظ کرده و به آیندگان انتقال داد.
حفاظت از آثار گذشتگان که به عنوان متاعی ارزشمند نزد ما به امانت گذاشته شده؛ نه به‌ عنوان پدیده‌های نمادین بلکه بدلیل شناخت سیر تحول و تکامل زندگی، تاریخ شهرسازی و معماری اهمیت و ضرورت دارد.
با توجه به مسأله‌ی هویت و اصالت در هر شهر که موجب تمایز مکانی از مکان دیگر، ایجاد حس تعلق خاطر در ساکنین بافت‌های تاریخی و افزایش حس مشارکت آن ها در توسعه‌ی شهری می‌باشد، بافت‌های تاریخی و ارزشمند به‌عنوان بخش مهمی از هویت شهری محسوب می‌شوند. بنابراین هریک از دانه‌های تاریخی موجود در بافت‌های شهری و همچنین تمامی بافت‌های تاریخی و ارزشمند باقی مانده، به‌عنوان عناصر هویت‌ بخش شهر شناخته می شوند که با وجود ویژگی‌های خاص و منحصر به‌ فرد خود از دیگر بخش‌ها متمایز شده که نه‌ تنها از بعد فرهنگی بلکه در ابعاد اجتماعی و اقتصادی نیز می‌توانند نقش مهمی ایفا نمایند.

مفهوم بافت تاریخی – فرهنگی بر اساس نظریه شورای عالی شهرسازی و معماری: به بخش یا بخش­هایی از شهر اطلاق می­ شوند که منعکس‌کننده­ ارزش­های تاریخی – فرهنگی شهر بوده و شکل آن ها، حاصل تعامل مکان (جغرافیا و بوم)، زمان (تاریخ) و باور (سنتها و اعتقادات) در رابطه با انسان در یک پهنه‌ی زیستی در طول تاریخ می‌باشد.‌ این محدوده‌ها که به‌لحاظ ویژگی­های شکلی، ساختاری و ارزش‌های تاریخی – فرهنگی از سایر پهنه­‌های شهری متمایز، قابل‌تشخیص و مستلزم شناسایی بوده، توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تعیین می­‌شوند. محدوده‌­های تاریخی – فرهنگی، به منزله‌ی بخشی جدایی­‌ناپذیر از پیکره و استخوان‌بندی شهر امروزند؛ لذا پرداختن به موضوع حفاظت و احیاء این پهنه­‌های ارزشمند، باید با رویکردی جامع‌نگر در مقیاس شهر و سرزمین پیرامونی مورد توجه قرار گیرد.

براساس مصوبه مورخ ۹۴.۷.۲۷ شوراي‌عالي شهرسازي و معماري ايران؛ فرایند حفاظت و احیاء محدوده­‌های تاریخی–فرهنگی، بعنوان موضوعی چند وجهی و فرابخشی، نیازمند مشارکت و حضور تمامی دستگاه‌ها و کنشگران مرتبط و موثر، متشکل از دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط، نمایندگان سازمان‌های مردم نهاد و دانشگاهیان می‌باشد.

رشد روزافزون فرهنگی و اجتماعی شهرها موجب ایجاد نوعی احساس نیاز به خاطرات و تعلق خاطر آنها به گذشته ی تاریخی و اصالت خود شده است که از طریق حفظ نشانه ها و عناصر ارزشمند موجود در شهر چه از نظر معنوی و چه از نظر کالبدی و فیزیکی می توان به این احساس نیاز پاسخ گفت.
بر این اساس برای جلوگیری از تخریب و از بین رفتن بافت‌ها و تکدانه‌های تاریخی و ارزشمند موجود در آن ها و همچنین کمک به حفاظت و تاب‌آوری آنها، در مرحله ی اول مستندنگاری و در مرحله ی بعد ثبت این بافتهای ارزشمند امری ضروری تلقی می‌شود.
در حال حاضر در آبادان فقط دو بافت محلات بریم و بوارده بصورت یک دست با حفظ خط آسمان اولیه باقی مانده و تاکنون از طرف پالایشگاه به ساکنین واگذار نشده‌اند، لذا با ثبت این بافتها در فهرست آثار ملی می‌توان بخشی از معماری بومی منطقه را از گزند تخریب و بلندمرتبه سازی دور نگه داشت. بافت بوارده شمال دو بخش شمالی و جنوبی می باشد که از این دو محله تعداد یازده عدد از خانه‌های موجود در بافت در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند. بافت بریم نیز شامل دو بخش شمالی و جنوبی می باشد که بخش جنوبی به نخلستان بریم معروف بوده و بخش زیادی از آن بصورت محله‌ای در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده که جز معدود محلات ثبتی در خوزستان به شمار می‌رود و شامل تک دانه‌هایی ارزشمند با کاربریهای مختلفی اعم از: مسکونی، تأسیسات و تجهیزات شهری، فرهنگی، ورزشی، پذیرایی، اداری و … بوده که در حال حاضر اکثرا بعد از جنگ ایران و عراق، بصورت متروکه باقی مانده‌اند. این بخش از بافت بریم در صورت مرمت و احیا می تواند بخش مهمی از گردشگری منطقه را شامل شده و تاثیر بسزایی درجذب گردشگر داشته باشد.
. در بافت بریم تعداد ۵۷ خانه در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
متاسفانه بخش‌های زیادی از بافتهای شرکتی در اثر عدم برنامه ریزی و سیاست گذاری نادرست و غیراصولی، طی سالهای گذشته به ساکنین واگذار شده و بخشهای اعظمی‌ از این بافتها با ساخت و سازهای مغایر با اصول حفاظت و مرمت دستخوش تغییرات جبران ناپذیری شده اند.
بافت تاریخی یک شهر یا به عبارتی موجودیت کالبدی بافت به مثابه‌ی ظرفی می‌باشد که مردم به همراه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی یا به عبارتی موجودیت مدنی مظروف آن را تشکیل می‌دهند. تا زمانی که رابطه‌ای منطقی فی‌ مابین ظرف و مظروف برقرار نشود امکان حفاظت از کالبد فراهم نخواهد شد. مشارکت مردمی و توانمندسازی ساکنان بافت و سازمان‌های مرتبط، از نظر فرهنگ حفاظت و چرایی نگهداری این بافت‌ها بخش مهمی از این ارتباط را مهیا می‌سازد. توجه به نیازها و به روزرسانی بافتهای تاریخی و ارزشمند نیز یکی از راه‌کارهای مفید در راستای ارتباط موجودیت کالبدی و موجودیت مدنی (جریان حیات نهفته در کالبد) می‌باشد. روندی که کشورهای توسعه یافته همواره بعنوان سرلوحه‌ی پلان‌های حفاظتی خود قرار داده‌اند.
اگر در بافت تاریخی موجودیت کالبدی و مدنی به تعادل نرسند، پدیده‌ی ناگوار فرسودگی اجتماعی که نشانه‌ی بارز آن عدم تعلق خاطر است، رُخ می‌دهد.
کشور های ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، هلند و پرتغال را می‌توان از جمله کشورهای اروپایی دانست که در راستای حفاظت و احیای بافت‌های تاریخی گام‌های ارزشمندی برداشته‌اند.
هر یک از این کشورها در شهرهای مختلف شان با توجه به فرهنگ و پیشنه‌ی گوناگون خود، مرمت و بهسازی شهری متفاوتی را رقم زده‌اند؛ از موارد مهمی که در حفاظت، مرمت و احیاء بافت‌های تاریخی مورد توجه قرار داده‌اند، تلفیق و ایجاد یک هم‌جواری منطقی بین بافت‌های قدیمی و جدید، بدون ایجاد کمترین مشکل می‌باشد که همواره این مسئله در احیاء و معاصرسازی بافت های تاریخی از پیچیده‌ترین موارد بوده است.
در کشورهای توسعه یافته بافتهای تاریخی، جذابترین و پرطرفدارترین جاذبه‌ی گردشگری تاریخی و فرهنگی هستند که به عنوان سرمایه‌ای ارزشمند و بلقوه در حوزه‌ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی محسوب می‌شوند، درحالی که در ایران و آبادان بدلیل کم توجهی این بافت‌ها و تکدانه‌های ارزشمند درون آن ها، در حال ویرانی بوده و کم کم ارزشهای فرهنگی و خاطرات نهفته در آنها در حال فراموشی می باشند.
درصورتی که دو بافت تاریخی و ارزشمند بریم و بوارده که بخشی از ثروتهای فرهنگی منطقه می باشند، ثبت نشوند و راهکارهای حفاظت و احیا برای آنها لحاظ نشود، احتمال واگذاری آنها به ساکنین مانند سایر بافتهای شرکتی آبادان اعم از کوی کارگر(بهمنشیر)، فرح‌آباد، پیروزآباد، هلال بریم و کوی دریا، وجود دارد که در آن حالت، دستخوش تغییرات جبران ناپذیری در موجودیت کالبدی خواهند شد.

دیروز تاریخ است، فردا راز است، امروز یک هدیه است.((دالایی لاما))
بیایید داشته‌های دیروز را، امروز حفاظت و نگهداری کنیم تا فردا همچون هدیه‌ای ارزشمند به آیندگان تقدیم کنیم…


نجلا درخشانی؛ کارشناسی ارشد مرمت و احیا بناها و بافت‌های تاریخی

نویسنده : نجلا درخشانی |/شط پرس

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

روستای سوسن سرخاب اندیکا

روستای سوسن سرخاب اندیکا

شهرستان اندیکا به دلیل واقع شدن در میان کوه‌های سر به فلک کشیده و برفگیر از تنوع آب و هوایی خاصی برخوردار است به طوری که برخی ارتفاعات آن مانند کوه کینو (معروف به بام خوزستان) در چهار فصل سال پوشیده از برف هستند.

آب شدن برف و پرآبی سفره‌های زیر زمینی سبب شده این منابع خدادادی به صورت چشمه و آبشار در جای جای این شهرستان جاری شوند.

یکی از این مناطق که بی شک می‌توان آن را قطعه‌ای از بهشت گمشده خوزستان نامید؛ منطقه گردشگری سوسن سرخاب در ۷۰ کیلومتری شهر قلعه خواجه و ۱۵ کیلومتری تاراز شهر است.

منبع :ایرنا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پل سیاه اهواز / پل پیروزی در مسیر تاریخ + گزارش تصویری

پل سیاه اهواز / پل پیروزی در مسیر تاریخ + گزارش تصویری

در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و همزمان با احداث راه‌آهن سراسری ایران، اولین پل شهر اهواز که بعدها بدلیل رنگ سیاه بدنه و پایه‌های آن به پل سیاه شهرت یافت، به طول ۱۰۵۰ متر و عرض ۶ متر، تقریباً درست در محل احداث پل تاریخی اهواز (که دارای قدمت ساسانی بوده و به پل شادووان معروف بود)، بر روی رودخانه کارون ساخته شد. تا خط آهن بندر امام خمینی، در جنوب استان خوزستان و در ساحل خلیج فارس، را به راه‌آهن سراسری خرمشهر ـ تهرانـ شمال وصل نماید قدمت این پل به پهلوی اول بر می‌گردد.

پل سیاه از نوع فلزی با فونداسیون‌های بتنی بر روی بستر سنگی کف رودخانه کارون بنا شده‌است و با طول ۱۰۵۰ متر و عرض حدودی ۶ متر دارای ۵۲ پایه‌است.

در سطح پل دو خط رفت و برگشت برای عبور قطار وجود دارد و در طرفین آن پیاده‌روهایی به عرض حدوداً یک متری قرار گرفته‌است. این پل متعلق به اداره کل راه آهن جنوب است و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان مسیر حمل آذوقه، نیرو ومهمات ارتش روس مورد استفاده قرار می‌گرفت و به دلیل تاثیر زیادی که در پیروزی متفقین داشت به آن «لقب پل پیروزی» داده شد.

این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۵۹۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بمباران پل سیاه اهوازپل سیاه اهواز لکوموتیوبخار و واگن های چوبیپل سياه

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

عکاسخانه ی ژرژ یونانی، اولین عکاسی مدرن در آبادان

عکاسخانه ی ژرژ یونانی، اولین عکاسی مدرن در آبادان


احیاء بناهای تاریخی و ارزشمند با همیاری بخش خصوصی در راستای اهداف گردشگری، میتواند جانی تازه به کالبد بی رمق ثروتهای فرهنگی بجای مانده از گذشتگانمان دهد که برایند آن اقتصادی پویا و اشتغالی پایدار خواهد بود.
که عکاس آن شخصی به نام میسالیدیس یونانی تبار بوده است. وی بهمره خانواده اش بخاطر جنگ جهانی دوم به آبادان مهاجرت کرده و به عکاسی مشغول شده است.
این عکاس‌خانه‌ در محله ی امیری آبادان که یکی از محلات قدیمی محسوب می‌شود، قرار گرفته است. این بنا که مربوط به دوره پهلوی می‌باشد، در دو طبقه و بصورت حیاط مرکزی با حوض و باغچه‌ای در وسط آن ساخته شده است. در ضلع غربی ساختمان در داخل و خارج بالکن‌هایی جهت ایجاد ارتباط بصری بیشتر با فضای خارجی ساختمان قرار احداث شده است.
ورودی خانه با الهام از المان هشتی در خانه‌های سنتی و ایجاد حریم و عدم دید مستقیم به درون خانه بصورت مدور ساخته شده است که پله‌های دسترسی طبقه ی اول نیز بصورت بسیار هنرمندانه در این فضا جانمایی شده‌اند. ورودی‌های دورتادور حیاط دارای قوس‌ها و تزیینات آجری زیبایی شامل گل انداز، حصیری و آبشاری هستند که با کمک عقب و جلو نشاندن آجرها و یا تغییر زاویه آنها ایجاد شده‌اند. پوشش سقف‌های خانه در طبقه هم‌کف از تیرهای چوبی (چندل)، حصیر و کاهگل و در طبقه ی نخست از تاق ضربی با تیر‌آهن تشکیل شده است.
ویژگی‌های معماری عکاس‌خانه ژرژیونانی:
▪️ وجود حیاط مرکزی همراه با فضاهای جنب آن و یک باغجه و حوض آب در وسط حیاط (درونگرا بودن)
▪️ارتباط بصری مستقیم با فضای بیرون از طریق بازشو و بالکن و ایوان
▪️ایجاد بازشوها و روزن‌های دوتایی (یکی در بالای دیگری) در جهت وزش باد جهت ایجاد کوران هوا (مطابق با اقلیم منطقه)
▪️استفاده از کرکری‌های چوبی در پنجره‌ها که مخصوص جنوب ایران می‌باشد جهت استفاده از باد مطبوع
▪️سبک بودن پوشش طبقه همکف و استفاده از تیر چوبی، حصیر و کاهگل (مصالح بوم آورد)

این بنای ارزشمند در صورت مرمت و احیاء میتواند به یک موزه ی عکاسی، رستوران سنتی، کافه و گالری هنری، یا یک هتل سنتی تبدیل شده و در محور گردشگری فرهنگی تاریخی منطقه ی آزاد اروند قرار بگیرد. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
. ✏️ نجلادرخشانی؛ کارشناسی ارشد مرمت و احیا بناها و بافتهای تاریخی


تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 عبا بافی بهبهان

عبابافی بهبهان میراث ۵۰۰ ساله

لباس هر انسان، چیزیست که به وسیله آن تن خود را می پوشاند. اما برای ایرانیان، لباس چیزی فراتر از یک پوشش معمولی برای بدن آن هاست. ایرانیان نه فقط به تناسب آب و هوایی که در آن زندگی می کنند، بلکه با توجه به موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد هم پوشش های بسیار متنوعی را برای مردان داشتند. یکی از این پوشش های سنتی عباست. لباسی بسیار ساده و سبک که معمولا آن را بر روی لباس های دیگر می پوشند. برای آشنایی با هنر ۵۰۰ ساله عبا بافی بهبهان با الی گشت همراه شوید.

هنر عبا بافی از گذشته هایی دور در جای جای کشورمان رونق داشته است. عبا، رو پوشی بسیار سبک و البته ساده است که معمولا بخشی از مردان ایرانی آن را بر روی لباس های دیگرشان می پوشیدند. طبق سنت های ایرانیان، عبا معمولا جامه و لباس اهالی علم و روحانیون بوده است. هرچند به دلیل راحتی این لباس و سبکی آن، تا همین دهه پیش بسیاری از مردان ایرانی در خانه هایشان آن را بر روی دوش های خود می انداختند. استفاده از پوشش عبا در کشور گستردگی بسیاری داشته و نمی توان آن را به مکانی خاص تعمیم داد. شهرهایی همچون بهبهان، بوشهر، نایین، مشهد و … شهرهایی بودن که عبا بافی در آن ها رونق چشم گیری داشته است. درون این شهرها، کارگاه عبا بافی بسیاری به فعالیت و تولید عبا مشغول بودند.

عبای بهبهان، یکی از با کیفیت ترین انواع عبا در ایران است که هنوز هم بسیاری از روحانیون کشور، عبای این شهر را برای پوشیدن انتخاب می کنند. عبای این شهر دو نوع دارد. یکی عبای تابستانی به نام “حله” و دیگری عبای کلفت و زمستانی به نام “چقه”. در تهیه عبای بهبهان از از نخ های دست ریس پشم گوسفندان و البته پشم شتر استفاده می شود. مردم بهبهان این نخ ها را در کارگاه های خانگی خود به وسیله موادی مثل حنا، پوست بلوط و یا پوست گردو رنگ آمیزی می کنند.

مثلا بازار هدف عبا بافان کشور، بیشتر شهرهای مذهبی کشورمان هستند. عبای بهبهان بیشتر به شهرهای مثل مشهد، قم، برخی شهرهای جنوبی و البته تعدادی از کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر می شود.

بیشتر شهرت صنعت عبا بافی بهبهان به خاطر کیفیت مواد اولیه به کار رفته در ساخت آن و همچنین شیوه قدیمی و سنتی بافت آن است که بر خلاف دیگر شهرهای تولید کننده عبا در کشور، چندان به روز رسانی نشده است. نخ این عبا را به وسیله مواد و رنگ دانه های طبیعی و به شیوه کاملا سنتی رنگ آمیزی می کنند. عبای بهبهان در رنگ های مشکی، خرمایی، خاکستری و شیری به بازار عرضه می شوند.

در شهر تاریخی بهبهان، می توان بیش از ۱۰ کارگاه عبا بافی فعال و پر رونق را پیدا کرد. اکثر این کارگاه ها در بافت قدیمی این شهر و خانه های با صفا و حیاط دار آن بر پا شده اند. استاد کاران بسیاری عبا بافی بهبهان را رونق بخشیده اند. کارگاه های استادان “علی خوب”، “غلام عظیمی”، “تقی پریزاد”، ایرج مهدیان”، “اسدالله پریسوز”، “اسدالله یوسفی”، “ناصر مویدی”، “حسین مترصد”، “محمد دهداریان” و “جعفر مشغول الذکر” معروف ترین کارگاه های عبا بافی شهر بهبهان هستند.

استاد علی خوب درباره صنعت عبابافی اظهار داشت: این هنر از دیرباز در مناطق مختلف ایران مانند بوشهر، نائین و مشهد رواج داشته و حتی در کتب تاریخی آمده است، از زمان پیامبر بافت عبا در شهرهای عربستان مرسوم بوده و پس از آن، تولید عبا در بهبهان متمرکز شده و حدود 500 سال است که هنر عبابافی به عنوان یکی از صنایع دستی مهم در بهبهان محسوب می‌شود.

وی در تشریح تفاوت بافت عبا کنونی در مقایسه با دوران پیشین، افزود: شیوه بافت عبا در بسیاری از شهرها در مقایسه با گذشته متفاوت است و از دستگاه‌های مدرن یا پنبه‌های کارخانه‌ای در بافندگی استفاده می‌شود اما در بهبهان، بافندگان عبا همان شیوه قدیمی را که از اجدادشان به یادگار مانده است در بافت به‌کار می‌برند و دستگاه های عبابافی ساختاری قدیمی و سنتی دارند بیشتر این کارگاه ها در خیابان پیروز بهبهان و در مجاورت مسجد مکتب المهدی یا در کوچه شهید قنبریان واقه شده اند.

منبع: تسنیم .میراث‌آریا

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آرامگاه دعبل خزاعی در شوش به روایت تصویر

آرامگاه دعبل خزاعی در شوش به روایت تصویر

در شوش علاوه بر کاخ دیدنی آپادانا و آثار دوره هخامنشی، منطقه شکار ممنوع میشداغ در غرب رودخانه کرخه و.. ؛ می توان آثار مذهبی بی نظیری دید که در هیچ کجای ایران و حتی جهان به چشم نمی خورد.

آرامگاه «دعبل خزاعی» که می توان او را مشهورترین و پرآوازه ترین شاعر عصر رضوی نامید، در مرکز شهر شوش قرار گرفته است.

دعبل شاعر معروف شیعه و مداح اهل بیت(ع)،در زمان حکومت عباسیان و هم عصر امام رضا(ع) می زیست. این شاعر معروف عرب، زاده شهر کوفه مشهورترین شهر شیعی عصر ائمه است. در تاریخ آمده است او در محضر امام رضا(ع) شعرش(قصیده معروف به مدارس آیات) را قرائت کرد به نیمه های قصیده بلندش که رسید اشک امام جاری شد امام به ناگاه دو بیت بر اشعار دعبل افزود و اینطور خواند: «و قبر بطوس یالها من مصیبه الحت علی الاحشاء بالزفرات»(و در شهر طوس قبه ای خواهد بود و مصیبت صاحب آن قبر آتش آه و حسرت را بر دل ها می افروزد). «الی الحشر یبعث الله قائماً یفرج عنا الهم والکربات»(آتش این مصیبت ها تا روز قیامت در دل ماست تا روزی که خداوند متعال قائم آل محمد(ص) را ظاهر سازد و ظهورش این هم و غم را زایل سازد).

در این لحظه دعبل از امام پرسید: این قبری که فرمودید در طوس است قبر کیست؟ امام رضا(ع) فرمودند: «ای دعبل این قبر من است».

در طول تاریخ اسلام هیچ شاعری این افتخار نصیبش نشده بود که یکی از ائمه بیت شعری به اشعار او اضافه کنند مگر دعبل خزاعی.

آنگاه دعبل قصیده اش را ادامه داد تا که تمام شد. در پایان قصیده سرایی دعبل؛ امام رضا (ع) پیراهن خویش را به عنوان صله به او بخشیدند.

نقل است: دعبل پس از اینکه از مشهد به طرف قم و از آنجا قصد حرکت به عراق را داشت در حوالی شوش به شهادت رسید و در این شهر کنار امامزاده عبدالله ابن علی علیه السلام دفن شد.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

مسجد رانگونی ها؛ نماد معماري هندي در شهر آبادان

مسجد رانگونی ها؛ نماد معماري هندي در شهر آبادان

مسجد "رانگوني ها" يا رَنگوني ها با معماري خاص خود، يكي از جاذبه هاي آبادان است كه مانند بسياري ديگر از پديده هاي اين شهر، تاريخچه آن با پيدايش صنعت نفت پيوند خورده است. اين مسجد نام خود را از شهر "رانگون" در كشور برمه يا ميانمار گرفته است. در واقع رانگون در حدود پنجاه سال قبل، پايتخت برمه بود، هر چند در حال حاضر نيز كه پايتخت به شهر«نای پیداو» انتقال يافته، رانگون همچنان يكي از پرجمعيت ترين و مهم ترين شهرهاي ميانمار محسوب مي شود.

اما رانگوني ها در آبادان چه مي كردند؟ پاسخ اين سوال را بايد در حضور مشترك انگليسي ها در صنعت نفت ايران و برمه جستجو كرد. به عبارتي انگليسي ها پيش از آن كه به مسجد سليمان بيايند قراردادهايي را براي اكتشاف نفت با دولت برمه به امضا رسانده و فعاليت هايي را نيز در اين كشور انجام داده بودند.

با اكتشاف نفت در مسجد سليمان، انگليسي ها به اين فكر افتادند كه از تجارب برمه اي ها در اين زمينه استفاده كنند و از اين رو تعداد زیادی از کارگران و مهندسان برمه اي را با خود آوردند که در استخراج نفت و ساخت پالایشگاه بتوانند از تجربه آن بهره ببرند. جالب اين كه كشور برمه در جنوب شرقي آسيا به لحاظ آب و هوايي نيز مشابهت هايي با شهرهاي آبادان و مسجد سليمان داشت و حتي گفته مي شود پالايشگاه آبادان نيز بر اساس الگوي پالايشگاه رانگون ساخته شد.

به اين ترتيب برمه اي ها هم به جمع ساير اقوامي همچون هندي ها و پاكستاني هايي پيوستند كه با ظهور صنعت نفت در شهرهاي استان خوزستان، به همراه انگليسي ها به اين منطقه مهاجرت كردند. البته رانگونی ها پیش از آنکه به آبادان بيايند، در مسجدسلیمان سرگرم کار و فعالیت در تاسیسات نفتی آن شهر شدند.

به هر صورت پس از آنکه نفت در مسجد سلیمان فوران کرد و انگلیسی ها کمیت و کیفیت آن را از نزدیک دیدند، به این فکر افتادند که در اسرع وقت پالایشگاهی برای پالایش و صدور فرآورده هاي نفتي تاسيس كند. از این رو مدل پالایشگاه برمه از سوی مهندسان انگليسي پیشنهاد شد و مکان آن را هم شهر آبادان در نظر گرفتند كه مكاني در كنار رود كارون بود و امكان تاسيس اسكله براي صادرات نفت در آن وجود داشت.

به هر صورت مهاجرت برای هر قومی در ابتدا و شاید برای مدت زیادی، توام با نگرانی و اضطراب است. رانگونی ها نیز از این قاعده، مستثنا نبودند. آنان پس از رسیدن به آبادان تصمیم گرفتند برای خود نمازخانه ای داشته باشند، چرا كه رانگونی ها غالبا مسلمان و از اهل سنت بودند. براي اين منظور زميني نيز از سوي شركت نفت دراختيار آنها گذاشته شد. البته ناگفته نماند كه در ميان رانگوني ها بودایی و هندو نیز دیده می شد.

به اين ترتيب مسجد رانگونی ها (يا رَنگوني ها در گويش آيادان) در ابتدا توسط معماران هندی در سال 1291 پایه ریزی شد و از همين رو معماري آن به سبك شبه قاره هند است با گچبری هایی زیبا و برجسته و آرایه هایی سیمانی و منحصر بفرد كه بر زيبايي آن مي افزايد. مسجد همچنين دارای شبستان، حیاط اصلی و مأذنه است و در پیشانی بنا نقشینه ای با عبارت "بسم الله الرحمن الرحیم" به چشم مي خورد. کار ساختن اين مسجد تا 1299 به مدت تقریبا هفت سال ادامه داشت. البته شكل اوليه مسجد در طول زمان تغييراتي كرده، ولی مساحتش همانی بود که هست. ظاهرا مقدار قابل توجهی از هزینه آن را شرکت نفت پرداخت نموده بود.

کلا هرگونه عبادتگاه، حاوی عناصر بومی همچنین عناصر آرامش بخش است. صرف نظراز مسایل اعتقادی مشترک، چون موجب همبستگی و گردهمایی پیروان خود می شود و این در مجموع وضعیتی مطلوب ایجاد می کند. گفته مي شود حتی مسلمانان افغان، هندی، نپالی و حتی پاکستانی، بنگلادشي، کشمیری و بنگالی به این نمازخانه یا مسجد، رفت و آمد می کردند.

البته آنها این مکان را به نام مسجد رانگویی ها، نمی شناختند بلکه تحت یک نام کلی از آن به نام «ماندِر» یاد می کردند. ماندِر کلا به معنای عبادتگاه است. اما اهالي بومي آبادان اين مسجد را به نام رانگوني مي شناختند. هر چند پس از مدتي با كاهش تعداد برمه اي ها، بيشتر هندي ها از اين مسجد استفاده مي كردند، اما نام رانگوني ها همچنان به قوت خود باقي ماند.

اهالی رانگون که اکثریت قریب به اتفاقشان از اهل تسنن بودند در زمان کوتاهی با مردم بومی آبادان هماهنگ شدند و به عنوان همکار، بنای بزرگترین پالایشگاه را بردوش گرفتند پالایشگاهی که در زمان جنگ جهاني دوم با ظرفيت صدها هزار بشكه در روز، نقش مهمي در تامين سوخت و پيروزي متفقين ايفا كرد.

به هر حال اهالی برمه یا میانمار، تامدت ها مسولیت هايي را در بخش هاي فنی پالایشگاه برعهده داشتند تا زمانی که مهندسین ایرانی به تدریج و طبعا به کندی جای آنان را گرفتند. اگر می گوییم به کندی، از آن نظر است که خود انگلیسی ها، تمایل چندانی به پبشرفت کارشناسان ایرانی نداشتند كه دلیل آن هم روشن است.

با تحولاتي كه از سال 1357 در صنعت نفت ايران رخ داد يعني شروع اعتصابات و سپس بيرون رفتن خارجي ها از صنعت نفت، بسياري از شاغلان در صنعت نفت كه از كشورهايي مانند برمه و هند بودند، آبادان را به مقصد كشورشان ترك كردند و نهايتا اين مسجد به محل متروكه اي تبديل شد، ضمن اين كه بناي اين مسجد نيز در سال هاي جنگ تحميلي آسيب هايي را متحمل گرديد.

در ساليان اخير سازمان میراث فرهنگی این مسجد را به قصد مرمت و ترمیمم در اختیار گرفت و این بنای تاریخی در تاریخ ۹ فروردین ماه ۱۳۷۸ به شماره ۲۲۸۹ به عنوان یکی از آثار ملی در فهرست آثار تاریخی کشور به ثبت رسید. در بازسازی هاي انجام گرفته، آسیب های ناشی از جنگ، از آن سترده شده و نمای بیرونی آن به شکل مطلوبی مورد ترمیم قرار گرفته است. در حال حاضر مسجد رانگونی ها جزیی از میراث فرهنگی شهر آبادان است.

قابل ذكر است كه هر چند اكثر جمعيت رانگوني ها ديگر در آبادان نيستند، اما تعدادی از آنها بواسطه ازدواج با همسران ایرانی يا دلايل ديگر در اين شهر ساکن شده اند. آنان بی شک، از تاریخ و ماجراهای ساخت این عبادتگاه خاطرات ارزشمندی دارند... ولی همان طور که گفته شد این مسجد، چیزی فراتر از یک نمازخانه بود. یک آدرس «سر راست» برای تمامی هندی ها و برمه ای ها و تمام کشورهای هندی زبان! یک محل تجمع رسمی برای بیشتر تصمیم گیری های موجود درمیان هندی ها و همه همشهریان دور و نزدیک. یک محل الفت برای همه مسلمانانی که از کشوری دور، برای خود، ملجایی شایسته اتکا و مکانی قابل اعتماد یافته بودند.

احمد کعبی فلاحیه

http://www.petromuseum.ir/

مسجد رنگونی ها آبادانمسجد رنگونی ها آبادان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قهوه ذغالی در خیابان‌های خوزستان

قهوه ذغالی در خیابان‌های خوزستان

قهوه ذغالی یکی از نوشیدنی‌هایی است که می‌توانید در خیابان‌های خوزستان بنوشید؛ البته بهتر است قبل از آن، آداب خاصش را نیز بدانید.

آداب خاصی برای قهوه خوردن دارند. آنها قهوه را نوعی نماد خوش‌آمد گویی و استقبال از میهمان می‌دانند و با این نوشیدنی با آداب و ظروفی خاص از مهمان‌ها پذیرایی می‌کنند.

اگرچه تجربه این آداب در مضیف‌ها و خانه‌های عرب‌های خوزستان و جنوب ایران، تجربه بسیار جالب و ارزشمندی است اما مدتی است که اتفاق جدیدی رخ داده که ابتکار جالبی در زمینه گردشگری خوراک خیابانی به حساب می‌آید.

پیش از این خوزستان به خاطر دکه‌های فلافل و سمبوسه و … برای گردشگری خوراک خیابانی شهرت داشت و خیابان لشکرآباد اهواز به همین خاطر بسیار شناخته شده‌ بود و اکنون برخی افراد که در کنار خیابان‌های پر رفت‌وآمد و بازارهای جنوب کشور، چای ذغالی به رهگذران می‌فروختند، در کنار قوری چای، دله قهوه هم بر روی ذغال می‌گذارند.

«دله» ظرفی مسی است که در آن قهوه درست می‌کنند، در کنار دله «فنیان» قرار دارد که فنجان کوچک بدون دسته‌ای است که در آن قهوه می‌نوشند.

این قهوه بسیار غلیظ است و در هر بار به اندازه یک «شات» اسپرسو در ته فنیان قهوه ریخته می‌شود. اگر چه آداب پیچیده و مفصل نوشیدن قهوه عربی در اینجا به طور کامل رعایت نمی‌شود اما مشتریان باید قهوه را با دست راست برگردانند و اگر دوباره قهوه نمی‌خواهند پیش از تحویل فنیان آن را تکان بدهند در غیر این صورت تا زمانی که این کار را انجام نداده‌اند در فنیان آنها قهوه ریخته می‌شود.

یکی از مناطقی که خوردن قهوه خیابانی در آن لذت خاصی دارد، بازار شوش در خوزستان است، در این منطقه علاوه بر زیبایی خود خیابان، تماشای نمای زیبایی که قلعه فرانسوی‌ها از بازار دارد، لذت نوشیدن قهوه را چند برابر می‌کند.

قهوه در خوزستانقهوه ذغالی در خیابان‌های خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

"درخزینه- مسجد سلیمان"؛ نخستین راه آهن بین شهری ایران

"درخزینه- مسجد سلیمان"؛ نخستین راه آهن بین شهری ایران

زمانی که در خرداد ماه 1287 خورشیدی (می 1908 میلادی) زمین میدان نفتون با فوران نفت و گاز به ضربات مته حفاری "رینولدز" پاسخ داد، حفاري در چاه نفت شماره یک مسجد سليمان به پايان رسيد، و نفت به چرخه تولید وارد شد. این در حالی بود که تا یک ماه قبل از آن دارسی و شرکایش در نامه ای به رینولدز از او خواسته بودند ادامه کار دست بکشد.
اما ميدان نفتي کشف شده به عنوان يكي از بزرگترين ميادين نفتي برای بهره برداري به سرمایه هنگفتی نیاز داشت و بخشی از این سرمایه با تاسیس شركت نفت انگليس و ايران (Anglo Persian Oil Company) در سال ۱۹۰۹ مرتفع گردید. این شرکت در صدد بر آمد برای تامین نیازهای خود از جمله نيروی انسانی، خدمات و تجهیزات، مسیری را احداث نماید.

اغلب تجهیزات مورد نیاز نفت که از بریتانیا می آمد، از خرمشهر با كشتي هاي بخار (River Steamer) كه به آنها مَركب هم مي گفتند، به اهواز منتقل می شد. انگلیسی ها برای انتقال این تجهیزات به مسجد سلیمان، مسیر "درخزینه" و شاخه آبي گُرگُر را در رود کارون، انتخاب کردند. (درخزینه در حاشیه کارون و بین اهواز و شوشتر قرار دارد). از این رو، تجهيزات در بارانداز درخزينه، بوسيله دو جرثقيل بزرگ و كوچك که با بخار کار می کردند از لنج ها پياده شده و به وسیله گاري و حيوانات باركش با عبور از مناطق سخت و دشوار کوهستانی و رودخانه ها تا مسجد سليمان حمل مي شدند.

حمل تجهیزات سنگین با حجم زیاد و آن هم با عبور از راه های ناهموار و پر پیچ و خم و تپه ماهوره ها و عبور از رودخانه با دشواری بسیار انجام می پذیرفت و مستلزم زمان زیاد بود. ضمن این که در بین راه هم بعضا تلفات مالی و جانی رخ می داد. از این رو شرکت نفت انگلیس و ایران بر آن شد راهی ایجاد نماید تا این تجهیزات راحت تر و در زمان کمتر به مقصد حمل گردند به همین سبب به فکر احداث خط آهنی بین درخزینه تا میدان نفتون ( مسجدسلیمان ) افتاد.

بنابر این در سال 1300 خورشیدی (۱۹۲1میلادی) شرکت نفت ایران و انگلیس، عملیات احداث خط آهنی را از منطقه درخزینه تا مسجدسلیمان شروع و در سال1302 خورشیدی (1923 میلادی) تکمیل کرد.
طول اين راه آهن 57 كيلومتر و فاصله بين دو خط ۷۶ سانتيمتر بود. در واقع تا آن زمان هرگز راه آهنی با این طول مسیر در ایران ساخته نشده بود. پیش از این تنها خط آهن شهر ری در سال 1305 تاسیس شده بود که 8700 متر طول داشت و تهران را به شهر ری متصل می کرد. راه آهن سراسری ایران هم حدود 15 سال بعد یعنی سال 1317 به بهره برداری رسید.

برای راه آهن درخزینه به مسجد سلیمان، ايستگاه هايی در طول مسیر با هدف و ماموریت خاصی تاسیس شد. از جمله ایستگاه های "۵ مايل"، "آبگاه"، "۱۶ مايل"، "17 مایل"، "22 مایل"، "۲۴ مايل"، "حاجی آباد"، "تمبی"، "مالکریم"، "گچ پلنت" و "ریل وی" که ایستگاه اصلی و پایانی بود. همچنین ایستگاهی در انتهای خط با نام ایستگاه انبار خوراکی و انبار باروتی وجود داشت.
قطار در این ایستگاه ها توقف می کرد و ذغال سنگ و آب مورد نياز خود را تامين و یا مسافرانی را هم پیاده و سوار می نمود. در ایستگاه تمبی، گوگرد مورد نیاز برای حمل به آبادان و یا به خارج از کشور بارگیری می شد.

در منطقه مالکریم هم یک ایستگاه سوزنبانی وجود داشت که به منظور تامین امنیت عبور دو قطار تاسیس شده بود. در ایستگاه گچ پلنت یک کارخانه تولید گچ وجود داشت که گچ تولیدی توسط قطار بارگیری و جهت استفاده به جاهای مختلف حمل می شد.
ایستگاه ریل وی در چشمه علي مسجد سليمان نيز به عنوان محوطه انبار تخلیه کالا و تجهیزات و تعميرگاه اين قطارها مورد استفاده قرار می گرفت و در نهایت ایستگاه پایانی که به انبار خوراکی و انبار باروتی معروف بود و برای تخلیه و یا بارگیری مواد غذایی و یا مهمات مورد نیاز عملیات انفجار برای جاده سازی استفاده می شد.

این خط آهن هشت لوکوموتیو داشت که در ابتدای کار با لوکوموتیو های سبک که از هیئت واگذاری و فروش ارتش در انبار ملزومات ایستگاه راه آهن کانتارا در مصر در اختیار گرفته بودند شروع به کار نمود. (این لوکوموتیو ها در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفته بودند). در سال 1925 تعداد دو دستگاه لوکوموتیو مخزن دار مدل 2-6-0 ساخت شرکتkerr Stuart و 25 واگن از بریتانیا به این خط انتقال داده شد. و در سال های بعد لوکوموتیو های جدیدتری به این خط اضافه شد. سوخت این لوکوموتیو ها در ابتدا نفت بود ولی کمی بعد به زغال سنگ تغییر پیدا کرد.

در طول مسیر راه آهن چندین پل کوچک و بزرگ وجود داشت که برخی آثار آنها هنوز باقی مانده است. از جمله چهار پل بزرگ وجود داشت که سه تای آن در تقاطع رودخانه تمبی که فلزی بودند و یکی دیگر با دهانه های هلالی بر روی رودخانه بهلول (بتوند) که تنها آثار ستون های بتنی و یا سنگی آن مشهود بوده و به یادگار مانده در برخی از نقاط نیز آثار شن ریزی مسیر خط آهن قابل مشاهده است. ولی به طور کل مسیر از بین رفته و یا بافت مسکونی پیدا کرده است.
بين سال هاي 1324 تا 1328 هجری شمسی این راه آهن در اوج فعالیت خود بخصوص در خلال سال 1326 ش ماهيانه حدود 9800 تن كالا را جابجا ‌کرد. در خلال اين سال‌ها، احداث جاده ماشين رو، بين مسجدسليمان و آبادان نیز که در برنامه کاری قرار داشت به بهره برداری رسید، چرا که استفاده از حمل و نقل جاده ای سریع تر و کم هزینه تر بود.
خط‌آهن درخزینه- کسجد سلیمان، طي عمر 27 ساله خود، بيش از يك ميليون تن کالارا جابه‌جا کرد و طي سال‌هاي اوليه راه‌اندازي آن در مناطق نفتخيز، علاوه بر كالا، مواد غذایی، مسافران را هم نقل و انتقال می داد و طی سه دهه نقش بسیار مهمی برای صنعت نفت و توسعه حوزه مسجدسلیمان ایفا نمود.

تهیه نقشه مسیر راه آهن نفت "درخزینه- مسجدسلیمان"

اخیرا نقشه این راه آهن با کوشش پرویز آریان فر، سرپرست طراحی و مهندسی برق، شاغل در مدیریت مهندسی و ساختمان، شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و با همکاری ادارات روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز و اداره مهندسی نقشه برداری، تهیه شده است.
در واقع تاریخچه تاسیس این خط آهن در حین مطالعه و انجام تحقیقات در تاریخ صنعت نفت، مورد توجه و ترسیم نقشه آن به عنوان نخستین ریل آهنی کشور، در دستور کار قرار گرفت؛ بویژه آن که این خط به سبب اکتشاف نفت در میدان نفتون (مسجدسلیمان) تاسیس شد و در زمان خود نقش بسیار مهمی در نقل و انتقال تجهیزات نفتی داشته است.
به این ترتیب با استفاده از عکس های هوایی ماهواره ای و مراجعه به برخی از همکاران بازنشسته صنعت نفت و ساکنان قدیمی منطقه، همچنین طی چندین مرحله مکاتبه با شرکت بی پی و بررسی اسناد و تصاویر باقی مانده از آن دوران، نسبت به مسیر یابی اقدام شد.
در نهایت پس از جمع آوری اطلاعات کافی و کامل، تعیین مسیر و با هماهنگی و همکاری ادارات روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز و اداره مهندسی نقشه برداری و طی یک عملیات پیاده روی پنج روزه و تهیه مختصات و برداشت حدود 800 نقطه آن هم با استفاده از جی پی اس و دوربین عکاسی، نقشه برداری از این مسیر پایان یافت و پس از یک سال و اندی یک نقشه جامع و کامل و با گرافیکی زیبا از مسیر خط آهن شامل طول، محل و تعداد ایستگاه ها و محل پل ها تهیه شد.
این نقشه می تواند هم به عنوان یک مرجع تاریخی و هم به عنوان یادگاری از تاریخ این صنعت برای آیندگان و نسل جوانی که علاقه مند به کسب اطلاعات و آشنایی با تاریخ صنعت نفت قرار بگیرد و با مشاهده آن گذشته را مرور کرده، تلاش ها و زحماتی را که در این راه کشیده شده است، از نزدیک لمس کنند.

پرويز آريانفر

پايگاه اطلاع رساني پتروميوزيم

555_l9dl.jpg554_702.jpg559_vyfx.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بوریا بافی - خوزستان

بوریا بافی

حسن حیدری معروف به ابوعبدالله سی سال است هزینه های زندگی را از بوریابافی بدست آورده است. بوریابافی نوعی بافته حصیری است که بعنوان زیر انداز یا سقف خانه ها و کپرها استفاده می شود. این هنر قدمتی بالاتر از صنعت پارچه‌بافی دارد. در خوزستان بخاطر نیزارهای اطراف تالاب ها و هورها این هنر بسیار کاربردی است. در بوریابافی ابتدا ریشه و سر نی را می‌زنند،سپس آب روی آن می‌ریزند تا نرم شود.بوریاباف با نی‌کوب ساقه‌ها را می‌کوبد و تخت می‌کند تا خیزران و نی هندی شکافته شود.سپس بر روی زمین نشسته و تعدادی ساقه‌های شکافته و تخت شده را در کنار هم می‌چیند و یک پود خیزران یا نی را با زاویهٔ قائمه می‌بافد و از یک نوع بافت جناغی استفاده می‌کند و ته ساقه پود بافته شده را پیچ می‌دهند تا اینکه لبه‌های آن محکم باشد.اندازه‌های حصیرها عموما در حدود ۴ در ۸ متر است. آنها را لوله کرده و به کسانی که ساختمان می‌سازند، می‌فروشند.

صنایع دستی پس از جنگ جهانی دوم با محتوای هنری و فرهنگی، مورد توجه کشورهای پیشرفته قرار گرفت. در دهم ژوئن/ بیستم خرداد سال ۱۹۶۴ میلادی نخستین همایش‌ جهانی با شرکت مسئولان اجرائی، استادان دانشگاه، هنرمندان و صنعتگران بیش از ۴۰ کشور جهان، در نیویورک برگزارشد. در قطعنامه‌ی پایانی آن همایش، تأسیس«شورای جهانی صنایع دستی» به عنوان نهاد وابسته به یونسکو تصویب‌ شد. سالروز تأسیس این همایش، به عنوان «روز جهانی صنایع دستی» نامگذاری شد

علی معرف

157165718_۳_k7xr.jpg157165717_۳_rcw1.jpg157165722_۵_9mit.jpg157165745_۳۲_xt2t.jpg157165748_۱۴_197b.jpg157165747_۲۷_w5ck.jpg157165740_۲۴_2oia.jpg157165741_۲۵_nz3s.jpg157165738_۱۶_0ex0.jpg157165736_۲۱_tws5.jpg157165729_۱۲_dmey.jpg157165727_۱۳_4me2.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آرامگاه یعقوب لیث صفاری

آرامگاه یعقوب لیث صفاری

آرامگاه یعقوب لیث صفاری که از مکان‌های دیدنی دزفول به شمار می‌رود، با گنبد مخروطی شکل دندانه‌دار در قسمت شمال‌شرقی روستای شاه‌آباد، در ۱۰ کیلومتری جاده دزفول به شوشتر در استان خوزستان، در میان یکی از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی ایران یعنی خرابه‌های شهر جندی شاپور قرار دارد، وجود گورستانی با سنگ قبرهای باستانی در اطراف مقبره گواهی بر قدمت این اثر دارد. گنبد مخروطی شکل آرامگاه از بهترین نوع گنبدهای مخروطی واقع در خوزستان است. جلال و زیبایی نمای گنبد از دور کاملا جلوه‌گر این است که روزی این بقعه برای شخصی بزرگ بنا شده است. بنای آرامگاه از یک ورودی برخوردار است و سطح داخلی آرامگاه را از سطح بیرونی آن جدا می‌کند. سازه اصلی بنا خشت خام است و نقوش برجسته و ملات گچ و خاک دارد. آرامگاه یعقوب لیث صفاری چندین بار بازسازی شده و بنای آن متعلق به دوران سلجوقیان تا قاجاریان است. یعقوب لیث در سال ۲۴۷ هجری قمری اولین شهریار ایرانی بعد از اسلام شد و سلسله صفاریان را بنیان گذاشت.

محمدمهدی عاملی

z93118_62564281_DJI_0506.jpg737293_62564282_DJI_0503.jpgw646672_62564285_DJI_0493.jpgc37255_62564283_DJI_0486.jpgb39055_62564286_DJI_0519.jpgz66273_62564287_IMG_0753.jpgu219493_62564280_DJI_0479.jpgf13265_62564279_DJI_0508.jpgq6981_62564278_DJI_0501.jpge58404_62564293_IMG_0787.jpgw502895_62564291_IMG_0794.jpga75892_62564276_DJI_0515.jpgc813547_62564288_IMG_0759.jpga09595_62564275_DJI_0477.jpgx457184_62564289_IMG_0784.jpgn73170_62564272_DJI_0469.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

خانه تاریخی تیزنو-دزفول

خانه تاریخی «تیزنو» - دزفول

این خانه تاریخی که دلیل نام‌گذاری آن به اسم تیزنو، مالک آن بوده‌، در محله قلعه دزفول به یکی از تماشایی‌ترین اماکن گردشگری این شهر تبدل شده است. کف حیاط این بنای تاریخی به دلیل آب و هوای گرم خوزستان با آجر ساخته شده است. طاق‌های خانه تیزنو از دیگر بخش‌های معماری هنرمندانه این بنا است؛ آجرچینی‌هایی با طرح‌های متنوع و چشم‌نواز که به آجرچینی‌های «فریز» و «خونچینی» معروف است.

در ایوان طبقه همکف این بنا ۲ شیر سنگی قرار دارد که الحاقی به خانه تیزنو هستند. شیرسنگی نیز تندیس‌هایی از جنس سنگ هستند که در گذشته توسط سنگ‌تراش‌های ایل بختیاری در ایران در استان چهارمحال و بختیاری و شمال استان خوزستان به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار می‌دادند. شبستان خانه تیزنو نسبت به سطح خانه حدود ۱۵۰ متر پایین‌تر است و دارای سه ورودی بوده که با چند پله، ارتباط آن با حیاط برقرار می‌شود. گویا از شبستان به عنوان انبار و برای نگهداری گندم استفاده می‌شده است. شوادان خانه تیزنو نسبت به شبستان در سطح بسیار پایین‌تری قرار دارد. شوادان‌ها نیز حفره‌هایی دست‌کن هستند که در قدیم اهل خانه با توجه به آب و هوای گرم خوزستان برای فرار از گرمای هوا در ظهر تابستان جهت استراحت از این مکان استفاده می‌کردند. برای رفتن به شوادان این خانه، باید حدود ۲۵ پله را طی کرد.

خانه تیزنو به شماره ثبت ملی ۲۵۷۳ در کاربری کنونی به عنوان دفتر نمایندگی یونسکو در دزفول مورد استفاده است. این بنا که برای اولین بار در سال ۸۴ توسط سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری دزفول با اعتبار اداره میراث فرهنگی مرمت شد اکنون محلی برای گلگشت گردشگران در دوره قاجار است.

خانه تیزنو دزفول

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

علی تگری

علی تگری

داستان علی دلفی مشهور به «علی تگری» دقیقاً از سال ۶۶ و اواخر جنگ تحمیلی آغاز شد، زمانی که علی و ۲ برادرش در شهر جنگ‎زده اهواز به دنبال راهی برای امرار معاش خانواده بودند. آن‌ها روزی به این نتیجه رسیدند که چند جعبه نوشابه سهمیه‌ای بگیرند و در سه‌راهی خیابان خرم‌کوشک اهواز، که آن زمان محل تردد زیاد مردم بود، نوشابه تگری و خنک بفروشند؛ کسب و کاری که با گذشت بیش از ۳۰ سال، هنوز پابرجاست. گوشه پیاده‌رو، تشتی پر از یخ و نوشابه‌هایی تگری؛ به همین سادگی! راز موفقیت و برکت زندگی عموعلی، خوشرویی و مردمداری اوست. مردی که حتی مغازه‌ای برای فروش نوشیدنی‌های تگری‌اش ندارد، اما سال‌ها توانسته تاب بیاورد و با سختی کار کنار بیاید و بشود علی تگری. نوشابه و لیموناد و ماءالشعیر تگری که علی‎تگری ۵۳ ساله دست مردم می‌دهد اسم او را به یکی از بِرند‌ها و جاذبه‌های گردشگری خوزستان تبدیل کرده، آنقدر که هر مسافر غریبه‌ای دوست دارد با او عکسی به یادگار داشته باشد. علی تگری نمونه‌ای است از آن دست مردمانی که سرمایه آن‌ها نه ثروتی کلان است نه مدرکی آنچنانی. سرمایه آن‌ها تنها کار است و مردمداری. چیزی که متأسفانه این روز‌ها کمتر سراغ داریم!

مرتضی یاقوتی

علی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگریعلی تگری

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قلعه مدرسه خیرآباد بهبهان

قلعه مدرسه خیرآباد بهبهان

در جنوب شرقی شهرستان بهبهان در استان خوزستان ، در 25کیلومتری مسیر راه بهبهان به شهرستان گچساران و در کنار رودخانه خیرآباد،روستایی به همین نام قرار دارد و در نزدیکی این روستا،بنای تاریخی قلعه مدرسه خود نمایی می کند.این بنا با چهار قرن قدمت ، در سال 1089 هجری قمری همزمان با سلطنت شاه سلیمان صفوی ،به دستور حسین علی خان زنگنه (حاکم ایالت بهبهان و کهکیلویه )ساخته شد. وسعت این بنا از آجر پخته و گچ ساخته شده ،در ابتدا 9 هزار و 943 مترمربع بوده و دارای قسمت های مختلف از جمله مسجد،حجره برای معلمان،آشپزخانه،حمام و بازارچه بود که هم اکنون تنها ، بنای اصلی مدرسه (حدودا 2هزار و 500مترمربع )باقی مانده و آثار بقیه بناها از بین رفته است.عمارت مدرسه با پلان چهارایوان ،بامصالح آجری همچون کاروانسراها ساخته شده است.این بنا با شماره3480 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و در سال 1385مرمت آن به پایان رسیده است.

عکس: تهمینه رحمانی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

خورموسی ماهشهر

خورموسی ماهشهر

بندر ماهشهر به لحاظ داشتن طبیعتی منحصر به فرد، قابلیت جذب گردشگر بسیار زیادی را دارد. بندر ماهشهر همچون شادگان از معدود شهرهای ایران است که دارای خور می‌ باشد و مهمترین آ‌نها خور موسی نام دارد که از نظر استراتژیک و اقتصادی بسیار حائز اهمیت است. خور در فارسی به شاخه‌ ای از دریا گفته می ‌شود که به خشکی داخل شده باشد و موسی ناخدای معروفی بوده که این خور به نام او نامگذاری شده است.

خورموسی که متصل به آبهای خلیج فارس است، حیات وحش دریایی بسیار زیبایی دارد. این خور زیستگاه دلفین های گوژپشت محسوب می شود. تماشای گروه دلفین های گوژپشت در خورموسی برای گردشگران بسیار جذاب است. همچنین خورموسی، محل زندگی بسیاری از پرندگان بومی و مهاجر محسوب می شود. هر سال از اسفند تا خرداد ماه حضور حجم انبوه پرندگان مهاجر و بومی در خورموسی قابل توجه است که مناظر بسیار بدیعی را به وجود می آوردند. جزایر بسیار بکر و زیبای خورموسی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارند. در این میان جزایر قمر، قبر ناخداد و حیات وحش منحصر به فرد این منطقه از مواردی هستند که سفر به آنها می تواند برای گردشگران از جذابیت فوق العاده ای برخوردار باشد.

 جزایر خلیج فارس خور موسی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

توربافی و حصیر بافی در خوزستان

توربافی و حصیر بافی در خوزستان

عبدالحسن چاملی( ابو عباس ) كه بيش از پنجاه سال است كه تور ميبافد. شغل خانوادگی كه آن را از پدر و پدر بزرگش آموخته است.عبدالحسن تنها فرد باقی مانده از نسلی است كه سال های سال تور بافته اند و برادرانش كه پس از او اين كار را انجام می دادند همگي از دنيا رفته اند و ميراث تور بافی را برای ابو عباس به يادگار گذاشته اند.

بافتن تور سه متری هفت روز طول ميكشد و اگر تورها بزرگ تر شوند؛ ابو عباس بايد روزهای بيشتری را بنشيند و ببافد. بافتن يك طور هشت متری يك ماه زمان می بردحصير بافی يا همان خزاره بافی در زبان محلي دست بافته ای از بوميان شهرستان كارون است كه در روستای علوه قدمتی چندين ساله دارد. حصير بافی در استان خوزستان در بيشتر مناطق روستايی و عشايری به واسطه وجود درختان خرما از ساليان سال وجود داشته و همچنين نيز بسياری از زنان با هنرمندی تمام به اين كار مشغولند

منبع:تسنیم

حصير بافی يا همان خزاره بافی در زبان محلي دست بافته ای از بوميان شهرستان كارون است كه در روستای علوه قدمتی چندين ساله دارد.حصير بافی يا همان خزاره بافی در زبان محلي دست بافته ای از بوميان شهرستان كارون است كه در روستای علوه قدمتی چندين ساله دارد.. حصير بافی در استان خوزستان در بيشتر مناطق روستايی و عشايری به واسطه وجود درختان خرما از ساليان سال وجود داشته و همچنين نيز بسياری از زنان با هنرمندی تمام به اين كار مشغولندحصير بافی يا همان خزاره بافی در زبان محلي دست بافته ای از بوميان شهرستان كارون است كه در روستای علوه قدمتی چندين ساله دارد.. حصير بافی در استان خوزستان در بيشتر مناطق روستايی و عشايری به واسطه وجود درختان خرما از ساليان سال وجود داشته و همچنين نيز بسياری از زنان با هنرمندی تمام به اين كار مشغولندحصير بافی هنر زنان روستای علوه. حصير بافی در استان خوزستان در بيشتر مناطق روستايی و عشايری به واسطه وجود درختان خرما از ساليان سال وجود داشته و همچنين نيز بسياری از زنان با هنرمندی تمام به اين كار مشغولند. حصير بافی در استان خوزستان در بيشتر مناطق روستايی و عشايری به واسطه وجود درختان خرما از ساليان سال وجود داشته و همچنين نيز بسياری از زنان با هنرمندی تمام به اين كار مشغولندحصير بافی يا همان خزاره بافی در زبان محلي دست بافته ای از بوميان شهرستان كارون است كه در روستای علوه قدمتی چندين ساله دارد.حصير بافی هنر زنان روستای علوه. بافتن تور سه متری هفت روز طول ميكشد و اگر تورها بزرگ تر شوند؛ ابو عباس بايد روزهای بيشتری را بنشيند و ببافد. بافتن يك طور هشت متری يك ماه زمان می برد. بافتن تور سه متری هفت روز طول ميكشد و اگر تورها بزرگ تر شوند؛ ابو عباس بايد روزهای بيشتری را بنشيند و ببافد. بافتن يك طور هشت متری يك ماه زمان می بردبافتن تور سه متری هفت روز طول ميكشد و اگر تورها بزرگ تر شوند؛ ابو عباس بايد روزهای بيشتری را بنشيند و ببافد. بافتن يك طور هشت متری يك ماه زمان می بردعبدالحسن تنها فرد باقی مانده از نسلی است كه سال های سال تور بافته اند و برادرانش كه پس از او اين كار را انجام می دادند همگي از دنيا رفته اند و ميراث تور بافی را برای ابو عباس به يادگار گذاشته اند. توربافی مردان روستای عطيشعبدالحسن تنها فرد باقی مانده از نسلی است كه سال های سال تور بافته اند و برادرانش كه پس از او اين كار را انجام می دادند همگي از دنيا رفته اند و ميراث تور بافی را برای ابو عباس به يادگار گذاشته اند. توربافی مردان روستای عطيشعبدالحسن چاملی( ابو عباس ) كه بيش از پنجاه سال است كه تور ميبافد. شغل خانوادگی كه آن را از پدر و پدر بزرگش آموخته است.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قلعه سلاسل شوشتر

قلعه سلاسل شوشتر

اين قلعه از سمت شرق تا غرب توسط خندقي عميق محاصره شده بود و سمت غرب آن توسط رود محاصره ميشد. و همين ويژگي اين قلعه را به صورت دژ نظامي مستحكمي در مقابل حملات دشمنان قرار داده و يكي از ويژگي هاي بارز اين قلعه كه آنرا از ديگر قلعه ها متمايز مي كند همين عبور نهرداريان از زير قلعه و راه هاي دسترسي به آب نهر توسط پلكانهايي كه در درون قلعه قرار داشت و اين ويژگي باعث مي شد در هنگام محاصره قلعه در زمان جنگ افراد درون قلعه ماهها و حتي سالها بتوانند در درون قلعه در مقابل حملات دشمنان مقاومت كنند.درون قلعه فضاهايي مختلفي قرار داشته كه عبارتند از 1- شوادان ها 2-حمامها 3-آشپزخانه ها 4-نانوايي 5-قورخانه(سربازخانه) 6-قاپيهاي (دروازه)متعدد 7-باغچه ها 8- نقارخانه. اين قلعه داراي 1 شوادان بزرگ بوده كه به طريقي با شوادانهاي درون بافت شهر در ارتباط بود. اين شوادانها در گرماي 40 درجه خوزستان محيطي خنك در حدود 25 درجه براي افراد پديد مي آورد. اين قلعه داراي 2 دروازه بزرگ بوده كه يكي روبروي زندان و در كوچه اي كه اكنون مسجد شاه صفي بود قرار داشته و دروازه كه درست روبروي كوچه پمپ بنزين و دبيرستان قرار دارد. در مقابل دروازه جنوبي يك ميدان وسيع قرار داشته كه ظاهراً از مسافتهاي دور عبورو مرور افراد را زير نظر مي گرفتند و اختلاف ارتفاع بين كف حياط قلعه تا پائين ترين سطح قلعه ( تونلهايي در زير قلعه) در حدود 30 مترمي باشد. قلعه داراي استحكامات عالي و چندين طبقه بود كه امرا و سلاطين مختلف در آن عمارات بسيار زيبا و عالي ساخته و كوشكهاي باشكوه كه بوسيله طلا و مينا و لاجورد منقش شده بود. بنا به گفته مورخين سلطان زين الدين توسط منصور آل مظفر درون اين قلعه زنداني بوده است. و اميرتيمور گوركاني در يورش به خوزستان اين قلعه را تصرف كرده. اسراي لرستان و مشعشعيان خوزستان با اتكا به اين قلعه بارها بر عليه حكومت صفوي دست به قيام زدند. اين قلعه تا زمان حكومت نادرشاه محل حاكم محلي بود. و هر يك از مستوفيان در قلعه عمارت مخصوص به خود داشتند تا اينكه بعد از نادر قلعه متروك شد و حاكم ولايت در قلعه مستقر نمي شد. در زمان ناصرالدين شاه قلعه دوباره مرمت و مسكوني گرديده تا اينكه در سال 1341 هـ .ق رئيس اداره دارايي وقت (نبوي) براي ساخت اداره دارايي كليه ساختمان آنرا خراب ومصالح قلعه را براي بكار بردن در اداره دارايي مورد استفاده قرار داد[1]. تا چندين سال پيش يك توپ بزرگ كه معروف به توپ نادري بود كه در هنگام ماه مبارك رمضان وقت شرعي را با صداي اين توپ اعلام مي كردند و صداي توپ تا روستاي اطراف شوشتر مي رسيده و درون قلعه قرار داشت. يكي از خصايص مهم اين قلعه اين است كه آب توسط تنبوشه هاي سفالي در تمام قلعه پخش مي شده و كاري مانند لوله كشي عصر حاضر را انجام داده بودند. در ساختمان قلعه آجرهايي با ابعاد مختلف بكار رفته و پي ها تماماً از سنگ لاشه مي باشند و كف حياط قلعه را بوسيله قلوه سنگ فرش كرده بودند. در درون قلعه چندين حياط مختلف وجود دارد. روبروي عمارت بزرگ يك حياط نسبتاً بزرگ قرار داشته كه ظاهراً اتاقهايي دور تا دور آن قرار داشته كه بعنوان سربازخانه يا اتاقهاي استراحت بكار مي رفته است. و درست در پشت اين اتاقها انبارهاي ذخيره مواد غذايي بوده است.

بطور كلي عوامل تسخير ناپذير بودن قلعه عبارت بودند از:

  • قرار گرفتن قلعه بر روي صخره طبيعي .
  • وجود خندق در اطراف قلعه .
  • احداث برجها و ديوارهاي مرتفع پيرامون قلعه.
  • داشتن امكانات و تجهيزات دفاعي قوي كه در موقع نياز مي توانستند از آنها استفاده كنند.
  • دسترسي به آب رودخانه امكان دفاع از قلعه را به مدت طولاني ميسر مي كرد.

وجه تسميه سلاسل:

در مورد نام سلاسل روايات بسياري نقل شده است

1- برخي باني آنرا شخصي بنام سلاسل يكي از غلامان فارس مي دانند كه برج و باروي اين قلعه را ساخت و براي نشان دادن عظمت اين قلعه بر ضد حكومت فارس كه وي تابع آن بود شورش كرد و هنگامي كه پادشاه فارس براي سركوب و شكست وي آمد او به درون قلعه رفت و مقاومت كرد و آنقدر در قلعه ماند كه شاه قارس ناگزير به بازگشت شد. در راه بازگشت اين غلام خود را به خدمت شاه فارس رساند و عرض ادب كرد و گفت كه به خاطر اين كه به شما نشان بدهم اين قلعه چقدر مستحكم و غير قابل نفوذ است اين كار را كردم[2].

2- سلاسل به معناي زنجير است و برخي مي گويند در گذشته در امتداد رودخانه شطيط و بر روي رود جسري از قايق هايي كه به هم متصل شده بودند مانند زنجير قرار داشته كه بنام سلاسل خوانده مي شدند و چون در كنار اين قلعه بوده اند قلعه نيز بنام سلاسل معروف شده است[3].

3- برخي نيز نام سلاسل را به نام شخصي به اسم ابن ابي سلاسل كه در سال 315 ه ق آنرا مرمت كرده است مي خوانند و به احتمال زياد اين قلعه قبل از اسلام نام هاي ديگري داشته است[4].

[1][1] مريدي شوشتري،اكرم،شوشتر يعني خوبتر،موسسه انتشارات آيات،چاپ انديشه، اهواز، 1377، ص41

[2] جرايري،سيد عبدالله،تذكره شوشتر،چاپخانه حيدري،صص 22-23

[3] تقي زاده،محمد،شوشتر در گذر تاريخ،مؤسسه مطبوعاتي دارالكتاب(جزايري)،قم،1376،ص 169

[4] شوشتري،علاءالملك ابن نورالله،فردوس در تاريخ شوشتر و برخي از مشاهير آن،تهران،انجمن آثار ملي،صص 157-158

قلعه سلاسل شوشترقلعه سلاسل شوشترقلعه سلاسل شوشترقلعه سلاسل شوشتر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

دژ محمدعلی‌خان سردشت دزفول

دژ محمدعلی‌خان سردشت دزفول

دژ محمد علی خان دزفول قلعه ای طبیعی بوده که در بخش سردشت در شمال شهرستان دزفول واقع شده است. برای رفتن به این محل زیبا در جاده ی سردشت بعد از روستای گوروی (توت علیا) از جاده ی اصلی به سمت چپ در مسیر احمد فداله منحرف شده و بعد از گذشتن از روستای لب سفید و روستای بوالحسن، وسیله ی نقلیه را متوقف نموده و حدود یک و نیم ساعت پیاده روی و کوهپیمایی بایستی نمود. دژ محمد علی خان یکی از محل های مناسب جهت برگزاری گلگشت های پاییز و زمستانه می باشد و تا اوایل بهار نیز می توان به آن سفر نمود. با وجود طبیعت زیبا و چشم نواز منطقه، آبشار دژ به آن منطقه زیبایی دوچندانی داده است.
گروه های کوهنوردی و طبیعت گردی زیادی هر ساله برنامه هایی برای رفتن به این محل برگزار می نمایند و بهتر است برای بازدید از این منطقه با این گروه ها همراه شد. مردم محلی به این دژ، “ممدلی خان” یا علیمردان خان نیز می گویند. در طول مسیر این دژ آبشار زیبایی خودنمایی می کند که از دو قسمت تشکیل شده و اطراف آن را درخت “مورد” پوشانیده است علاوه بر آن پوشش گیاهی منطقه با تغییر فصل ها عوض شده و می توان در هر فصل، حسی متفاوت از سفر به این منطقه تجربه نمود. همچنین در مسیر درختان انجیر ، بُنه و بلوط نیز به چشم می خورد.مناطق طبیعی دزفول در شمال خوزستان ظرفیت مناسبی برای توسعه و رونق صنعت گردشگری استان خوزستان هستند.

آنچه می توان علاوه بر زیبایی منحصر به فرد دژ و مسیر سر سبز کوهستانی و زندگی ساده و بی آلایش عشایر منطقه به آن اشاره کرد، آرامشی است که نشانه ی بکر و دست نخورده بودن این منطقه است و همین موضوع این مکان را تبدیل به محیطی آرام برای دوستداران طبیعت و گردشگران کرده است و می توان با سفر به این منطقه هفته ای شاد و سرشار از انرژی را برای خود و خانواده به ارمغان آورد.

متن:محمد آذرکیش

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

سمفونی رنگ ها

سمفونی رنگ ها

در فرهنگ ایران زمین از دیرباز مراسمات سرور و شادی جایگاه ویژه ای داشته است. مراسماتی که ریشه در هویت و گذشته دارد و نشان ازین دارد که در گذشته مردمان ایران همیشه و در همه حال زمانی برای شادی وسرور اختصاص میدادند و ارمغانش سنت ها و پاسداشت آداب و رسوم گذشته است. عروسی و ازدواج بعنوان یکی از مهمترین و محبوب ترین جشن های ایران از گذشته تا به امروز اگر چه با تحولات و تغییراتی همراه شده اما همچنان بسیار محبوب و شادی آور است. ازدواج در میان اقوام ایران، تاریخی کهن با رسم و رسوم زیبا و جذاب دارد. هر قومی از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب، سنت خاصی برای ازدواج دارند.

ازدواج در قوم بختیاری، بسیار مثال زدنی و خاص و جالب توجه است. دنیای بختیاری ها، دنیایی مملو از رنگ و شادی و تعاون و صداهای جذاب و دهل است. مردمانی اصیل با زبان و موسیقی و فرهنگ غنی رنگارنگ. جهانی که باید ازحضورش در این دنیای فانتزی دیجیتالی زده امروز، ‌ بالید و به آن افتخار کرد و در میان این مردمان، ازدواج امر پسندیده و بسیار با اهمیتی است که با همیاری همه اعضای طایفه همراه می شود.

بخش جذاب مراسم رقص ایل بختیاری است و ترانه هایی که به مناسبت مراسم عروسی خواندن می شوند، ‌ دوالالی نامیده میشود که از تلفیق دوا و لال به معنی داماد و عروس تشکیل شده. نغمه ها، رقص و پایکوبی و موسیقی سنتی که بخشی از سبک زندگی، ‌ سنت ها و آیین رنگارنگ و جالب آنان را نمایان می کند. در حقیقت این قوم با رقص گروهی خود، اتحاد و همبستگی را به رخ می کشانند و شیوه احترام به بزرگ تر ها را به جوان تر ها یاد می دهند.

سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها سمفونی رنگ ها

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

قبرستان كارگران خارجي شركت نفت در مسجد سليمان

«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان

یکی از جاذبه های شهر آبادان، قبرستان انگلیسی ها با ۵۳۶ نفر از کارمندهای پالایشگاه، متخصصین، مهندسین و خانواده های انگلیسی هاست.

آرامگاه ارامنه‌ی آبادان هم در منطقه‌ی «شطیط»، در جنوب شرقی آبادان، بالاتر از اروندکنار، جنب تانک «فارم»، چسبیده به بلوار شهید «علی عیسی‌زاده» قرار دارد. این آرامگاه حدود هزار و پانصد مترمربع مساحت دارد. در محدوده این قبرستان حدود سی صد و بیست مقبره وجود دارد که یادمان رفتگان را به جای سنگ، روی قالب‌های سیمانی و عموماً به خط و زبان ارمنی نوشته‌‌اند. شماره‌هایی که با رنگ روی یکایک مقابر زده شده است حاکی از این است که ظاهراً، یکبار توسط شورای خلیفه‌گری ارامنه از آن‌ها گزارش و آماربرداری شده است. این مکان هم از محل‌هایی است که می‌توانید، در آن از روی سنگ قبرها به گستره‌ی زندگی ارامنه‌ی این شهر پی ببرید.

نزدیک بودن به پالایشگاه آبادان که محل کار انگلیسی ها بود، از ویژگی های این قبرستان است. لازم به ذکر است ۳۰ قبر این قبرستان در دولت محمد خاتمی و با تقاضای کنسولگری هلند در ایران نبش و اجساد تحویل آنها شد.

فرید حمودی/فارس

«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان«قبرستان انگلیسی‌ها» در آبادان

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی