راهنمای محلی خوزستان

ابوالفضل مهدی پور راهنمای تور محلی خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

  روزی، روزگاری، (محلات رامهرمز)

روزی، روزگاری، (محلات رامهرمز)


در دوره‌ی قاجار که خوانین بختیاری، رامهرمز را از دولت وقت خریداری کردند، جنگ بین طوایف بختیاری و عرب بر سر غارت شهر، خاتمه یافت و شهر به آرامش نسبی رسید. این آرامش و امنیت سبب شد تا رامهرمز دوباره رونق گذشته را بازیابد. به همین دلیل، افراد زیادی از شهرهای اطراف به رامهرمز مهاجرت کردند. رامهرمز دارای بازاری بزرگ و چند کاروانسرا بود و این خود نشان‌ از رونق تجارت در این شهر داشت.

در گذشته شهرها در شرایط خاصی رشد و گسترش می‌یافتند‌ و دارای محلات متعدی بودند. در محله‌ها معمولاً چند خانواده از یک طایفه یا نسبت فامیلی، در کنار هم زندگی می‌کردند. این محلات در ارتباط با هم بودند و هر کدام کارکرد خاص خودشان را داشتند. محله‌ها دارای مرکز محله بودند که محل تجمع مردم برای مراسمات خاصی بود. شهر تاریخی رامهرمز هم دارای چند محله بود. اما با توجه به اینکه رامهرمز، باغ‌شهر بود و باغات متعددی داشت محل تجمع مردم اغلب در کنار نهرهای آب، در سایه درختان و یا حتی در خانه‌هایشان بود. در هر کدام از این محله‌ها حسینیه‌ای وجود داشت که در مراسم عاشورا، مردم هر محله، در آنجا تجمع می‌کردند.‌

مراسم عاشورا به صورت مفصل در رامهرمز برگزار می‌شد. با توجه به تنوع اقوام ساکن در رامهرمز که هر کدام آداب و رسوم خاص خودشان را داشتند، مراسم عاشورا را برگزار می‌کردند و این مراسم از چنان اهمیتی برخوردار بود که اگر گاهی به صورت اتفاقی، دسته‌ی عزاداری یک محله، وارد محله‌ی دیگر می‌شد، بین آنها نزاع و درگیری رخ می‌داد.

به گفته بزرگان شهر، این تنها کشمکشی بود که در رامهرمز اتفاق می‌افتاد. زیرا اقوام مختلف همواره با صلح و آرامش در کنار هم زندگی می‌کردند. گاهی هم مراسمات خاصی در قسمت سرای بازار رضاخانی بر پا بود. مثلاً مراسم زورآزمایی پهوانان در آنجا اجرا می‌شد و مردم برای تماشای مراسم در آن مکان جمع می‌شدند. محله‌های رامهرمز عبارت بودند از: محله‌ی علمدار، محله‌ی بهبهانی‌ها، محله‌ی هفت‌تن، محله‌ی دزفولی‌ها، محله‌ی شوشتری‌ها، محله‌ی گچ کوب‌ها، محله‌ی تُل ناردُنگی، محله‌ی عشق آباد، محله‌ی درویشان و محله‌ی ییلاقی‌ها (اِیلاقی‌ها). به نظر می‌آید

قدیمی‌ترین محلات رامهرمز دو محله‌ی هفت‌‌تن و تُل ناردُنگی باشند. هر کدام از این محلات وجه تسمیه خاص خودشان را داشتند. مثلاً نامگذاری دو محله‌ی علمدار و هفت ‌تن به دلیل وجود دو بقعه‌ی علمدار و هفت‌تن است. در محله‌های دزفولی‌ها، شوشتری‌ها، بهبهانی‌ها و ییلاقی‌ها، همانطور که از نام‌شان مشخص است، اقوام دزفولی، شوشتری، بهبهانی و ییلاقی (در رامهرمز افرادی را که از مناطق ییلاق نشین مانند: استان‌های اصفهان و چهارمحال بختیاری به رامهرمز مهاجرت کردند، ییلاقی می‌گفتند) ساکن بودند.

در محله‌ی عشق‌آباد هم نهر آبی وجود داشت. در حاشیه‌ی آن درختان بلندی بود که ساکنان محله، در سایه‌ی آن‌ها جمع می‌شدند و ساعت‌ها مشغول گپ و گفت بودند.

مردم شهر می‌گویند: همیشه صدای جشن و شادی از این محله بلند بود. از این روی به این محله عشق‌ آباد می‌گفتند. در محله‌ی درویشان، چند خانواده درویش ساکن بودند که نام محله به این دلیل است.

معماری بناهای رامهرمز با استفاده از گچ و سنگ بود. از این رو کوره‌های گچ پزی متعددی در رامهرمز بود که گچ بناها را تأمین می‌کرد.پس به این محله‌ گچ‌کوب‌ها می‌گفتند.

در منطقه‌ی تُل ناردُنگی باغ‌های انار خوبی بود که دانه‌ی انار خشک شده‌ی آن (در گویش رامهرمزی به آن ناردُنگمی‌گویند) معروف بود. پس نام این محله تُل ناردُنگی شد. تُل در گویش بختیاری به معنی تپه است.

در دهه‌ی ۴۰ پس از خیابان کشی در شهر رامهرمز، کارکرد محله‌ها به نوعی تغییر یافت. زیرا این معابر از میان محله‌ها و بازار اصلی شهر عبور کرد و به مرور نام معابر اهمیت پیدا کرد. مثلاً خیابانی به اسم شاپور وجود داشت که با گذشت زمان مردم به آن محله‌ی شاپور می‌گفتند.امروزه هم مردم شهر، برخی محله‌ها را با همان نام پیشین می‌شناسند، مانند: محله‌ی علمدار، هفت‌تن، تل ناردنگی، شوشتری‌ها و ایلاقی‌ها. زیرا این محله‌ها، محلات مسکونی بودند که همچنان افراد قدیمی یا فرزندان آن‌ها در آنجا سکونت دارند.

اما محله‌ی گچ کوب‌ها به کلی تغییر کرد. زیرا شهر گسترش یافت و کوره‌ها به صورت کامل از بین رفتند. محله‌ی درویشان هم کاملاً تغییر کرده است.
امروزه محدوده‌‌ی این محلات قدیمی روی نقشه‌‌ی شهری رامهرمز مشخص شده و به آن بافت تاریخی می‌گویند. بافت تاریخی رامهرمز، متأسفانه بسیار مضطرب بوده و ساخت و سازهای متعددی در آن در حال انجام است. این مسأله هویت مردم رامهرمز را نشانه گرفته است. تخریب‌ها چنان‌ در حال پیشروی است که گویا این شهر هیچ‌گاه تاریخ و پیشینه‌ای نداشته است.

نگارش:سارا حسینی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

چرا مسجد جامع شوشتر به روی گردشگران بسته است؟

چرا مسجد جامع شوشتر به روی گردشگران بسته است؟

یک دوستدار میراث فرهنگی می‌گوید: مسجد جامع شوشتر با همه جاذبه‌ فرهنگی، هنری و تاریخی به علت بسته ‌بودن در ورودی آن و شرایط متعدد دیگر در معرض دید گردشگران قرار ندارد.

ابوالفضل مهدی‌پور در گفت‌وگو با ایسنا، توضیح داد: در بیشتر اوقات گردشگران و علاقه‌مندان خارجی و داخلی با در بسته مسجد جامع شوشتر روبه‌رو هستند و در مسجد فقط هنگام نماز و به صورت موقت باز می‌شود.

او با بیان این‌که مسجد جامع شوشتر مانند موزه از جذابیت‌های معماری، تاریخی و فرهنگی برخوردار است افزود: به اعتقاد بسیاری از کارشناسان باتجربه این مسجد از جمله مساجد شبستانی و ستون‌دار به سبک خراسانی است که بعد از مسجد جامع فهرج و تاری‌خانه دامغان و نیز مسجد جامع نایین جزو قدیمی‌ترین مساجد ایران به شمار می‌آید.

این دوستدار میراث فرهنگی معتقد است: با توجه به قدمت و کاربرد هنرهای تجسمی و معماری و از همه مهم‌تر با توجه به این‌که بخشی از فرهنگ مردم با این بنا درآمیخته شده است باید به مسجد جامع شوشتر به عنوان یک موزه نگاه کرد.

وی با اشاره به این‌که مسجد جامع شوشتر از سال‌های گذشته زیر نظر اداره اوقاف قرار دارد، خاطرنشان کرد: اداره اوقاف به عنوان متولی این بنای تاریخی هیچ‌گونه هزینه‌ای برای مرمت مسجد متقبل نمی‌شود و تمام مرمت‌ها و ساماندهی‌ها به دست اداره میراث‌ فرهنگی صورت می‌گیرد.

مهدی‌پور اضافه کرد: با توجه به آسیب‌هایی که در سال‌های اخیر بر اثر عوامل جوی و گذشت زمان به مسجد وارد شد در راستای حفاظت و صیانت این اثر ارزشمند تاریخی عملیات مرمت، بازسازی و استحکام‌بخشی قسمت‌های آسیب‌دیده به صورت مستمر ادامه دارد.

او با بیان این‌که با گذشت زمان، مصالح به‌کار رفته در بناهای تاریخی دچار فرسودگی می‌شوند، تاکید کرد: لازم است هر سال قسمت‌های مختلف مسجد جامع که بیشتر در معرض خطر قرار دارند مرمت شوند.

مهدی‌پور گفت: همچنین مناره‌ مسجد جامع که ممکن است به علت شکستگی لوله‌های آب شهری دچار تزلزل شود باید به صورت دوره‌ای مورد بازدید کارشناسان مربوطه قرار بگیرد.

مسجد جامع از بناهای تاریخی و اسلامی شوشتر و استان خوزستان است. ساخت این مسجد در شهر باستانی شوشتر بعد از فتح مسلمانان و اسلام آوردن مردم در سال ۲۵۴ قمری در زمان سیزدهمین خلیفه عباسی «المعتزبالله المتوکل» که در زمان امام حسن عسکری (ع) خلافت می‌کرد آغاز شد. این بنای تاریخی در سال ۱۳۱۵ با شماره ۲۸۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و مالکیت آن در اختیار اداره اوقاف گذاشته شد.

منبع: ایسنا

شوشتر شهری به قدمت تاریخ | مسجد جامع شوشتر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

گشایش نمایشگاه هوایی راهیان نور در دزفول

گشایش نمایشگاه هوایی راهیان نور در دزفول

بیست‌ودومین نمایشگاه هوایی راهیان نور پایگاه چهارم شکاری وحدتی دزفول برای به نمایش گذاشتن بخشی از توان نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گشایش یافت.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از دزفول، نمایشگاه بزرگ هوایی راهیان نور در پایگاه چهارم شکاری وحدتی دزفول تا 22 اسفند میزبان بازدیدکنندگان خواهد بود؛ این نمایشگاه در حوزه‌های توانمندی و تجهیزات نیروی هوایی، پرواز جنگنده‌ها بر فراز نمایشگاه، بازآماد و تعمیرات هواپیما و همچنین بخش فرهنگی در حال برگزاری است.

از جمله هواپیماها، پهپادها و موشک‌های ارائه شده در این نمایشگاه می‌توان به هواپیماهای F14 ، F4 ،F5 ، PC-7 ، F7 ، MIG-29 ، SU-24 ، نفربر آبی‌خاکی BTR ، موشک‌های ستار و سجیل و زوبین و پهپادهای آرش و کمان12 اشاره کرد.

نمایشگاه هوایی راهیان نور دزفول شامل غرفه تجهیزات هوایی، نظامی، موشکی، پهپادی و همچنین غرفه های فرهنگی و هنری است و در حاشیه آن جنگنده های شکاری نیروی هوایی در 2 نوبت صبح و عصر به انجام پرواز نمایشی می پردازند.

نمایشگاه هوایی راهیان نور نیروی هوایی از جمله جاذبه‌های گردشگری دوران دفاع مقدس در خوزستان است که هر سال مورد استقبال گسترده کاروان‌های راهیان نور و مسافران نوروزی قرار می‌گیرد. پایگاه چهارم شکاری دزفول با اجرای یک هزار و 515 سورتی پرواز برون مرزی در دوران دفاع مقدس نقش مهمی در بمباران مواضع دشمن بعثی و پشتیبانی از رزمندگان داشت.

دزفول در شمال استان خوزستان در دوران دفاع مقدس مورد اصابت 176 موشک دوربرد، 489 بمب و راکت و پنج هزار و 821 گلوله توپ دشمن قرار گرفت.

گشایش نمایشگاه هوایی راهیان نور در دزفول

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آشنایی با ساز رباب خوزستانی (ربابه)

آشنایی با ساز رباب خوزستانی (ربابه)

رباب خوزستانی، سازی یک سیمه و از نوع زهی آرشه‌ای است که معمولا روی کاسه آن، پوست بره می‌کشند.

همشهری آنلاین – محمد بلبلی: رباب صدایی محزون دارد و تنها به صورت تکنوازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. معمولاً نوازنده رباب، خود نقش خوانندگی را بر عهده دارد. رباب، که کولی‌های عرب‌زبان خوزستان آن را «ربابه» می‌نامند از خانواده سازهای زهی-آرشه‌ای است.

رباب از جمله سازهای رایج در میان عرب‌های خوزستان است و نوعی از آن‌ که کاسه طنینی فلزی دارد، گلن یا گالن نامیده می‌شود.

گر چه این ساز با رباب بلوچستان هم نام است ولی هیچ شباهتی به آن ندارد.

رباب به جز خوزستان، در اکثر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و شمال آفریقا نیز دیده می‌شود. رباب توسط عرب‌های ایرانی در خوزستان متداول شده‌است.

این ساز در کشورهای دیگری چون مراکش، یوگسلاوی، هندوستان، آمریکا و جنوب، جنوب شرقی و شمال آفریقا نیز با نام‌های دیدگر ساخته و نواخته‌می‌شود.

به طور کلی سازهای زهی یک وتری با کاسه‌های گرد یا چهار گوش از جمله سازهای بدوی مورد استفاده انسان در سراسر جهان هستند و نمی‌توان آنها را متعلق به یک فرهنگ خاص دانست.

در خوزستان دو نوع رباب با کاسه طنینی چوبی و کاسه طنینی فلزی مرسوم است. رباب با کاسه طنینی چوبی، کاسه‌ای چهارگوش دارد که دهانه آن با پوست پوشانده می‌شود. خرک نیز در نقطه معینی روی پوست قرار می‌گیرد. رباب یک وتر مویی(چند رشته از موی دم اسب) دارد و تنها سازی‌ست که وتر آن از مو ساخته می‌شود.

کولی‌های عرب‌زبان خوزستان گاه به جای کاسه چوبی، از گالن یا ظرف‌های مکعب مستطیل فلزی مانند چهار لیتری روغن استفاده می‌کنند. قسمت‌های جانبی گالن را می‌شکافند تا صدای بیشتری توسط ساز تولید شود.

در این نوع رباب، دسته‌ای چوبی از بالا یا میله فلزی را از پایین در گالن یا قوطی فلزی فرو می‌کنند. خرک چوبی نیز در نقطه معینی روی سطح جانبی و بالایی گالن قرار می‌گیرد.

رباب کوک ثابت ندارد و میزان کشش تنها وتر از مو ساخته شده آن ارتباط مستقیمی با وسعت صوتی صدای خواننده دارد. نوازنده با توجه به وسعت صوتی صدای خواننده، میزان کشش تنها وتر ساز را تغییر می‌دهد و آن را با صدای خواننده هماهنگ می‌کند.

رباب تنها ساز زهی بومی است که در خوزستان برای اجرای موسیقی سنتی عربی مورد استفاده قرار می‌گیرد. تمام فرم‌های‌سازی و آوازی با رباب قابل اجرا هستند و مهم‌ترین ساز در همراهی آواز است

رباب خوزستانی

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

 کویر ابوغویر" منطقه‌ای برای کویرگردی

کویر ابوغویر

منطقه بیابانی ابو غویر که به کویر ابو غویر شهرت دارد در جنوبی ترین قسمت استان ایلام و در نزدیکی مرز استانی خوزستان و کشور عراق قرار دارد .

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(‌ایسنا)، منطقه ایلام، منطقه بیابانی ابوغویر که به کویر ابوغویر شهرت دارد، در جنوبی‌ترین قسمت استان ایلام و در نزدیکی مرز استانی خوزستان و کشور عراق قرار دارد. این منطقه در موقعیت جغرافیایی N3214 - ‌E4735 در غرب روستایی به همین نام واقع شده است. منطقه پوشیده از رمل‌های ماسه‌ای با پوشش گیاهی ضعیف است که قسمتی از آن نیز در کشور عراق واقع شده است.

دسترسی به کویر ابوغویر از طریق جاده ارتباطی دهلران به اندیمشک، بخش "موسیان"، دهستان "دشت‌عباس"، جاده خاکی روستای ابوغویر امکان‌پذیر است. پس از گذشتن از زمین‌های کشاورزی بخش دشت‌عباس شهرستان دهلران کویری بکر در کنار روستای ابوغویر وجود دارد که به کویر ابوغویر معروف است.

روستای ابوغویر در فاصله 10 کیلومتری روستای "چم‌هندی" واقع است. پوشش جانوری منطقه متشکل از مارهای مناطق بیابانی، انواع عقرب، انواع جکو و آگاما، سارگپه بیابانی، عقاب‌دشتی، جرد، پاکسواکی و... است.

متاسفانه به دلیل عدم تثبیت شن‌های روان در این منطقه، روستاهای حاشیه این منطقه بیابانی در معرض تهدید قرار گرفته‌اند.

توصیه می‌شود به دلیل نزدیکی این منطقه به نقطه صفر مرزی، برای بازدید از این منطقه از راهنمای محلی استفاده شود.

پوشش جانوری منطقه متشکل از مارهای مناطق بیابانی، انواع عقرب، جکو و آگاما، سارگپه بیابانی، عقاب دشتی، جرد؛ پاکسواکی و… است.

ناصر گل نظری/تسنیم

کویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلرانکویر ابوغویر - دهلران

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

روستای صراخیه

روستای صراخیه

تالاب شادگان یکی از بزرگترین تالاب‌های ایران است که در نزدیکی شهر شادگان در استان خوزستان قرار دارد. این تالاب زیستگاه گونه‌های بسیاری از پرندگان، گیاهان و آبزیان است.

در نزدیکی این تالاب تعدادی روستا از جمله روستای صراخیه قرار دارد که این روستا به عنوان یکی از روستاهای دارای جاذبه گردشگری خوزستان معرفی شده‌است.

روستای صراخیه که به ونیز ایران شهرت دارد، در منطقه‌ای بکر و در میان تالاب شادگان قرار گرفته است. این تالاب، از معدود تالاب‌هایی است که نامش به عنوان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی منطقه و جهان، در فهرست سازمان بین‌المللی یونسکو قرار گرفته است.

حتما تاکنون نام شهر افسانه‌ای ونیز در پاریس به گوشتان خورده باشد و خیابان‌ها و کوچه‌های مملو از آب را دیده باشید که مردم برای رفت و آمد در آن در قایق استفاده می‌کنند، ولی به احتمال زیاد نام شهری در کشورمان که به ونیز ایران شهرت دارد را نشنیده باشید.

روستای صراخیه که به ونیز ایران نیز شهرت دارد، در منطقه‌ای بکر و در میان تالاب شادگان قرار گرفته است. این تالاب، از معدود تالاب‌هایی است که نامش به عنوان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی منطقه و جهان، در فهرست سازمان بین‌المللی یونسکو قرار گرفته است.

خانه آن‌ها از وسط آب می‌گذرد، نه فقط خانه که زندگی در این روستا هر روز در کوچه‌های آبی شروع می‌شود و در خانه‌های آبی تمام. برای گذر از کوچه‌ها باید پارو زد تا از راهی به راه دیگر و از خانه‌ای به خانه دیگر رسید.

صراخیه، روستایی است کوچک در جنوب ایران در میانه تالابی بزرگ با خانه‌های ساده‌ای که در میان نیزار‌های سبز محصور شده‌اند. هیچ شباهتی به شهر تاریخی و افسانه‌ای ونیز ندارد، اما همین که کوچه‌ها آبی است و خانه‌هایش تا کمر در آب فرورفته شاید همین‌ها کافی بوده تا خیلی‌ها بگویند صراخیه، این روستای ایستاده بر تالاب شادگان، ونیز ایران است.

این روستا در نزدیکی تالاب شادگان در بخش خنافره، دهستان ناصری، شهرستان شادگان واقع شده است. سراخیه به‌عنوان یکی از روستا‌های قطب گردشگری خوزستان شهرت دارد. روستای سراخیه با بافت سنتی خود به ونیز ایران مشهور است، چون روی آب واقع شده و تنها وسیله رفت و آمد در این روستا قایق یا بلم است. اهالی روستا به زبان عربی صحبت می‌کنند.

همانطور که از شهرت روستای صراخیه بر می‌آید، برای رفت و آمد در روستا باید سوار بر قایق‌های چوبی شوید. این قایق‌ها، همان بَلَم هستند که شما را از میان نیزار‌ها می‌گذرانند تا بتوانید به روستای صراخیه رسیده و در آن گشت و گذار کنید. از مهم‌ترین جذابیت‌های سفر به این روستا، همین بَلَم سواری‌ها و گشت زدن در میان روستا است. شما می‌توانید با یکی از محلی‌ها، کل روستا را با قایق بگردید و البته اگر شرایط مناسب باشد و راهنمای شما هم تایید کند، در بخش‌هایی از تالاب هم شنا کنید.

یکی دیگر از جذابیت‌های روستای صراخیه، باب بودن بازی‌های محلی خاصی در آن است. کودکان این روستا به جای مشغول بودن به بازی‌های کامپیوتری مدرن، طناب‌کشی بازی می‌کنند و یا مسابقه‌ی قایق‌رانی می‌گذارند که شما هم می‌توانید اگر دلتان خواست، آن‌ها را همراهی کنید.

از دیگر جاذبه‌های ونیز ایران تماشای گله‌های گاومیش است که در این منطقه به وفور دیده می‌شوند. پرندگانی هم که به سمت تالاب کوچ کرده‌اند نیز امکان پرنده نگری را برای شما فراهم می‌کنند و می‌توانید حسابی از دیدن گونه‌های مختلف پرنده‌ها لذت ببرید. این گونه‌ها به خصوص در فصل زمستان که آب و هوای روستا معتدل است، به وفور در اطراف تالاب دیده می شوند.

سالانه مسافران و توریست‌های بسیاری برای قایق سواری در تالاب به این روستا می‌آیند

عکس:سید خلیل موسوی/مهر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

۲۱ فوریه روز جهانی راهنمایان گردشگری

۲۱ فوریه روز جهانی راهنمایان گردشگری

در روز جهانی راهنمایان گردشگری، بیایید به افرادی که دروازه‌های دنیای جدیدی را به روی ما می‌گشایند، ادای احترام کنیم. راهنمایان گردشگری نه تنها مسیرها را نشان می‌دهند، بلکه داستان‌ها و فرهنگ‌هایی را که هر مکان را منحصر به فرد می‌سازد، به اشتراک می‌گذارند. آن‌ها پلی هستند بین گذشته و حال، و باعث می‌شوند تجربه سفر ما عمیق‌تر و غنی‌تر شود. امروز، به راهنمایان گردشگری ادای احترام می کنیم که با صبر و دانش خود، جهان را به مکانی بهتر تبدیل می‌کنند.

روز جهانی راهنمایان گردشگری را به همه راهنمایان گردشگری تبریک عرض میکنیم

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پرندگان زیبا در کنار پل سفید اهواز

پرندگان زیبا در کنار پل سفید اهواز

یکی از مناطق دیدنی کلان‌شهر اهواز که دارای قدمتی حدود یک قرن دارد، پل سفید یا معلق اهواز می‌باشد. این پل قدیمی که بر روی رودخانه کارون ساخته شده است، همه ساله با شروع فصل سرما و میزبان پرندگان مهاجر است.

حضور این پرندگان زیبا در کنار پل سفید اهواز و وجود رودخانه کارون و هوای دلپذیر موجب شده است مردم زیادی برای تماشای این پرندگان به پل معلق بیایند.

همه ساله با شروع فصل سرما بیش از یک میلیون پرنده از سراسر دنیا برای زمستان گذرانی به رودخانه‌ها، تالاب‌ها و آبگیرهای خوزستان مهاجرت می‌کنند.

پل معلق یا پل هلالی اهواز یکی دیگر از پلهای زیبای شهر اهواز می‌باشد که توسط یک خانواده مهندس آلمانی در سال 1315 برروی رودخانه زیبای کارون با دوقوس بتنی ۱۲ و ۲۰ متری ساخته شد.
این پل که به پل سفید نیز معروف است ،کمتر از پنجاه سال پس از احداث و افتتاح پل بروکلین ( اولین پل فلزی جهان ) ، در شهر اهواز بنا نهاده شد و امروز نماد و مظهر زیبایی شهر به شمارمی آید.
پل هلالی اولین پل ماشین رو و عابر پیاده بود که اهواز قدیم و جدید را به هم متصل می‌کرد.
در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۱۳ قراردادی در ۱۲ ماده بین میرزا علی خان منصور وزیر طرق و شوارع ایران و اسکار لیندال نماینده شرکت سوئدی « سونسکا انترپر ناداکتی » پولاکت ( سنتاب ) منعقد گردید و طبق این قرارداد پنج میلیون و هفتصد و هشت ریالی ، مسئولیت احداث پل کارون اهواز ، امتحان زمین و تهیه نقشه‌های اصلی به شرکت مذکور واگذار شد و بانک ملی موظف شد طی 12 فقره چک هزینه قرارداد را تامین نماید .
در اوایل مهر ماه سال 1313 موقعیت خط وسط پل بر روی رود کارون تعیین و تا تیر ماه 1314 هر هفت پایه آن شالوده ریزی شد.
قطعات فلزی پل که در کارخانه مولارک استاد سوئد ساخته شده بودند به هم متصل گردید و در روز 18 مرداد 1314 اولین قطعه پل فلزی اهواز بالا کشیده شد. آزمایش پل ،چهار ساعت و نیم به درازا کشید و سرانجام در ساعت ده و سی دقیقه 30 شهریور سال 1315 با بیش از هفت ماه تاخیر به ناحیه راه آهن جنوب تحویل داده شد و در تاریخ 15 آبان ماه 1315 افتتاح رسمی گردید .

عکس : ایسنا /امین نظری

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

عمو عارف تور باف

عمو عارف تور باف

رودخانه کارون، پرآب‌ترین و بزرگترین رودخانه ایران است که می‌توان به عنوان شاهرگ حیاتی اقتصاد خوزستان و حتی کشور از آن نام برد. بسیاری از مردم خوزستان از طریق مختلف از جمله ماهیگیری گذران زندگی می‌کنند و به راستی کار اصلی یا حتی اجدادی آنها به شمار می‌آید.

عمو عارف تورباف یکی از این مردم است که ماهیگیری کار اصلی او بوده و این کار از پدر و اجدادش به او ارث رسیده، اما اخیراً به دلیل کمبود ماهی برای صید در این رودخانه، برخلاف میل باطنی‌اش ناچار شده برای گذران زندگی خود به تور بافی روی آورد.

عمو عارف نمونه‌ای از اهالی خوزستان است که کار اصلی خود را ترک کرده، آن هم به دلیل کم شدن ماهی‌های رودخانه بزرگ کارون، رودی که روزی رزق خانواده‌های زیادی را تأمین می‌کرد اما امروز به دلیل صیدهای غیرمجازی که با برق و موتور برق انجام می‌شود و مرگ ماهیان زیادی را به همراه دارد دیگر جوابگوی معاش صیادان نیست.

آن هم ماهی‌گیری سنتی که نه تنها می‌تواند به عنوان کار صیادان حرفه‌ای و یا کاری تفریحی به شمار آید بلکه با اختصاص فضاهای مشخصی در طول مسیر رودخانه کارون می‌تواند جذب و رونق گردشگری شهری و فرهنگی را به همراه داشته باشد.

سید خلیل موسوی

عمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور بافعمو عارف تور باف

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

گردشگری دسترس‌پذیر فرصتی برای توان‌یاب

گردشگری دسترس‌پذیر فرصتی برای توان‌یاب

تورلیدر و مجری طرح گردشگری دسترس‌پذیر گفت: در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری میزبانِ معلولان، ناشنوایان و نابینایان بودیم.

علی خرازی،در مصاحبه با خبر فوری : در نمایشگاه بین المللی گردشگری کشور، استان خوزستان با بخش‌های مختلف و متنوع حضور فعال داشت. در کنار حضور شهرداری‌ها که به معرفی ظرفیت‌های هر شهر از استان می‌پرداختند، مضیف عربی و سیاه چادر بختیاری همراه با رقص‌های محلی و معرفی شیوه‌های مهمانوازی بومی با استقبال بسیار زیاد بازدید کنندگان روبرو شد.

وی افزود: معرفی جاذبه طبیعی و فرهنگی استان توسط راهنمایان منتخب انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان از بخش‌هایی بود که به معرفی جاذبه‌های استان بیش از پیش کمک کرد.

این تورلیدر یاداور شد: دو بخش ویژه در نمایشگاه امسال در غرفه خوزستان مورد توجه بود که جذابیت استان خوزستان برای بازدید کنندگان را بیشتر کرده بود.

وی گفت: بخش گردشگری کودک به سرپرستی مهدیس مکوندی و بخش مسیر گردشگری دسترس پذیر خوزستان به سرپرستی اینجانب و همکارانم سعی کردیم خوزستان را به روش ویژه معرفی کنیم.

این فعال گردشگری گفت: گردشگری کودک که با استقبال بی نظیر خانواده ها و کودکان روبرو شده بود برنامه های متنوعی مانند قصه گویی، بازی، نقاشی و کمپ تفریحی در طبیعت را ارایه کرد و تلاش داشت آموزش های لازم درباره گردشگری، سفر و میراث را از به کودکان آموزش دهد.

خرازی توضیح داد: همچنین برگزاری کارگاه‌های آموزشی پرنده‌نگری و آشنایی با حیوانات از بخش های دیگر گردشگری کودک بود.

وی یاداور شد: مسیر گردشگری دسترس پذیر با طراحی و اجرای اینجابن و همراهی پریسا طاهری و زهرا زیلابی راهنمایان عضو انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان امکان آشنایی با تاریخ و آثار خوزستان را برای معلولین، ناشنوایان و نابینایان فراهم آورده بود. فیلم های معرفی جاذبه های خوزستان ویژه ناشنوایان، مواد و ماکت‌های تاریخ ایلام، صنایع دستی استان، لباس‌های محلی و تاریخ جنگ، با امکانات ویژه نابینایان مانند خط بریل و فایل‌های صوتی و ایجاد مسیر مناسب سازی شده برای معلولین مانند رمپ، باعث شد تا گروه‌های توان یاب فرصت حضور در نمایشگاه را داشته باشند. این بخش با استقبال گروههای توان یاب روبرو شد و راهنمایان مهمانان را در مسیر همراهی می کردند تا علاوه بر حضور در بخش دسترس پذیر، از سایر بخش های غرفه خوزستان نیز بازدید کنند.

https://media.chtn.ir/d/2024/02/14/3/655894.jpg?ts=1707910912000https://media.chtn.ir/d/2024/02/14/3/655888.jpg?ts=1707910911000

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

نشتی آب ، بلای جان خانه‌های تاریخی شوشتر

نشتی آب ، بلای جان خانه‌های تاریخی شوشتر

آخرین وضعیت نشتی آب و شکستگی لوله‏‌ها در بافت تاریخی شوشتر از تخریب برخی بناهای تاریخی و به‌خطر افتادن جان ساکنان حکایت دارد.

نشتی آب، بلای جان خانه های تاریخی شوشتر شد. در شهری که هزاران سال قدمت و آثار تاریخی بی‌همتایی دارد، مدیریت شهری به‌حدی ضعیف است که شکستگی و پوسیدگی لوله‌های آبی، به درون خانه‌های تاریخی نشت کرده و زیرزمین‌ها یا شوادان خانه‌ها را تبدیل به استخر کرده است.

به گزارش هم میهن، ساکنان در شوادان‌ها ماهی پرورش می‌دهند، این استخر‌های آبی هربار موجب ریزش یکی از خانه‌ها می‌شود؛ خانه‌هایی که خالی از سکنه هم نیست. هر لحظه ممکن است یکی از خانه‌ها برسر ساکنان آوار شود، در این میان تنها واکنش فرمانداری شوشتر تاکید بر لزوم توجه به بافت تاریخی شهر است.

براساس اعلام ابوالفضل مهدی‌پور فعال گردشگری و فرهنگی خوزستان شوادان‌های بسیاری از خانه‌های واقع در بافت تاریخی شوشتر دچار آبگرفتگی شده که این آبگرفتگی آسیب زیادی به بافت تاریخی و خانه‌های واقع در بافت وارد کرده است. او گفته که حجم آبگرفتگی در برخی شوادان‌ها، تا اندازه‌ای است که باید آب آن به‌صورت روزانه تخلیه شود، چراکه تخلیه نکردن و ماندن آب، می‌تواند منجر به نشست و از بین رفتن خانه‌ها شود. این فعال میراث فرهنگی، ترک‌خوردگی و رانش در برخی خانه‌ها را به‌عنوان عوارض ناشی از آبگرفتگی شوادان‌ها می‌داند.

اواخر دی‌ماه بود که محسن سیدموسوی، فرماندار شوشتر در جلسه ستاد بازآفرینی شهری گفت: «بافت کهن شهر شوشتر دارای هویت ارزشمندی به لحاظ معماری است و اگر به کوچه‌ها و معابر آن رجوع کنید، خاصیت دفاعی و پدافندی آن را به‌وضوح می‌توانید ببینید. این بافت با شکل و شمایل خاص خود نیاز به مراقبت و حفاظت دارد و علاوه بر آن باید نسبت به تقویت خدمات شهری منطبق با بافت تاریخی به آن توجه کرد.»

بااین‌همه، اما به‌نظر می‌رسد که این توجه مورد اشاره فرماندار، شامل تعمیر لوله‌های شهری و جلوگیری از نشتی آب در بافت تاریخی نمی‌شود. از خانه‌های تاریخی شوشتر تنها ۵ درصد باقی مانده و حالا به لطف لوله‌کشی شکسته و پوسیدگی ۲۰ ساله این لوله‌ها، همین میزان کم هم در حال نابودی است. تلاش‌های خبرنگار «هم‌میهن» برای مصاحبه با مسئولان اداره میراث فرهنگی شوشتر، بی‌نتیجه بود.

۲۰ سال از فرسودگی لوله‌های شهرتاریخی شوشتر می‌گذرد، اما هیچ نهادی برای تعمیر و تعویض آن‌ها اقدام نکرده است. حالا این پرسش مطرح می‌شود که شرکت آبفا، وزارت نیرو و شهرداری شوشتر، چه وظایفی دارند؟ مگر رسیدگی به شکستگی لوله‌ها در فهرست وظایف‌شان نیست؟

گزاش کامل در ادامه نوشته

خانه های تاریخی شوشتر

ادامه نوشته
تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

آنچه در پانزدهمین گردهمایی راهنمایان گردشگری اتفاق افتاد

آنچه در پانزدهمین گردهمایی راهنمایان گردشگری اتفاق افتاد

روز عشق با «عبدالمجید ارفعی» و درخواستی از سفیران خارجی

پانزدهمین گردهمایی راهنمایان گردشگری در آستانه روز جهانی راهنمای گردشگری، با تجلیل از پروفسور عبدالمجید ارفعی، راهنمایان برگزیده و با طرح درخواست‌هایی از ضرغامی و سفیران خارجی مقیم ایران، برگزار شد.

به گزارش ایسنا، این گردهمایی با حضور حدود ۹۰۰ راهنمای گردشگری در سالن آمفی تئاتر سازمان حج و زیارت، همانند دوره‌های گذشته رأس ساعت ۹:۵۷ با دف‌نوازی آغاز شد. سپس لوح جشن راهنمایان گردشگری از سوی میزبان قبلی به استان تهران، به عنوان میزبانی کنونی این گردهمایی اهدا شد. پیش از آغاز سخنرانی‌ها نیز به احترام درگذشتگان چند ثانیه‌ای سکوت شد.

این گردهمایی، که پس از چهار سال وقفه به دلیل همه‌گیری کرونا برگزار شد، با پخش پیام تصویری زوراب پولولیکاشویلی، دبیرکل گردشگری سازمان ملل متحد به راهنمایان گردشگری ایران، همراه شد. او این هفته برای افتتاح نمایشگاه گردشگری به تهران سفر کرده بود.

گلباران «عبدالمجید ارفعی» حوالی روز عشق

در ادامه با پخش فیلمی کوتاه از دستاوردهای عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی اکدی و عیلامی و از آخرین بازماندگان مترجم خط میخی، از او به پاس یک عمر فعالیت در خوانش کتیبه‌های باستانی ایران، به‌ویژه الواح هخامنشی تجلیل شد. رفیعی سپس در سخنانی گفت: من راهنما نیستم، ترجیح می‌دهم یک گردشگر باشم تا راهنمایان مرا راهنمایی کنند.

او سپس از گوشه‌ای از دستاوردهای خود در خوانش گل‌نبشته‌های تخت جمشید و شوش سخن گفت و افزود: کار من این است که این کتیبه‌ها را بخوانم تا مثلا راه‌هایی را که از تخت جمشید به شوش می‌رسید، یا همان شاهراه‌ها را پیدا کنم. تمام این آجرنوشته‌ها برای پرستشگاه‌هاست، که برخی از این آجرنبشته‌ها را باستان‌شناسان فرانسوی از کشور خارج کردند و برخی دیگر هم در زمان کاوش‌ها روی قلعه شوش نصب شده است.

این متخصص زبان‌های باستانی ادامه داد: تاریخ را که نمی‌توانم عوض کنم، خوب یا بد، هر چه هست باید بگویم. مقداری از این گل‌نبشته‌ها را خودم خواندم،‌ یک مقدار دیگر را استاد مرحوم «هلک»، که همه ما وامدار او هستیم.

در پایان این سخنان، رؤسای انجمن‌های راهنمایان گردشگری استان‌ها با اهدای شاخه گل رز سرخ از یک عمر فعالیت‌های ماندگار عبدالمجید ارفعی قدردانی کردند. نیما کرمی که اجرای این برنامه را به عهده داشت به دنبال گلباران عبدالمجید ارفعی گفت به نوعی شاهد روز عشق هستیم.

در ادامه این مراسم گروه موسیقی شمس به اجرای برنامه پرداخت.

افسانه احسانی، مدرس گردشگری و فعال طبیعت‌گردی نیز با درنظر گرفتن شعار سال سازمان جهانی گردشگری در اهمیت سرمایه‌گذاری سبز سخن گفت و از راهنمایان گردشگری خواست به این موضوع فکر کنند که چقدر می‌توانند روی حفظ منابع و انرژی‌های طبیعی در سفرها مؤثر باشند. ‌

او همچنین گفت: درحال حاضر در بسیاری مناطق ایران برای دیدن طبیعت بدون مزاحمت سازه‌ها باید خیلی تلاش کنیم.

پیشنهادی به سفیران خارجی مقیم ایران

حرمت‌الله رفیعی، رییس هیأت‌مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران در این مراسم گفت: بیمه راهنمایان در هیأت دولت مصوب شده است، با این وجود برخی بنا دارند این امر اجرایی نشود. برخی افراد از ویروس کرونا برای صنعت گردشگری خطرناک‌تر هستند.

او ادامه داد: در صنعت گردشگری نق زدن نداریم، مطالبه به‌حق داریم. این ما هستیم که چرخ اقتصاد گردشگری کشور را به گردش درمی‌آوریم.

رفیعی در بخشی از سخنانش به هفدهمین نمایشگاه گردشگری اشاره کرد و افزود: این نمایشگاه رفته رفته جایگاه واقعی خود را می‌یابد، امسال وسعت نمایشگاه سه‌برابر شد. با این اقدامات ضرغامی را از سیاسیون جدا کنید، بعد این شعر را بخوانیم «جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود».

رییس هیأت‌مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران همچنین خطاب به سفیران کشورهای حاضر در این مراسم گفت: کشور ایران سرشار از جاذبه‌های گردشگری و مهر و محبت است، اگر چنانچه نقصانی برای ورود به ایران می‌بینید مسیرتان را عوض کنید و مطالبات‌تان را از بخش خصوصی داشته باشید و ما بخش خصوصی این مطالبات را از دولت پیگیری می‌کنیم، در این صورت هیچ‌وقت مشکل نخواهید داشت.

گزاش کامل در ادامه نوشته

ادامه نوشته
تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

غرفه خوزستان نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران بخش دوم

غرفه خوزستان نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران بخش دوم

غرفه اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان در هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع‌ وابسته تهران
غرفه خوزستان در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران در سالن‌های هشت و نهاز تاریخ ۲۳ تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ برگزار شد.

در سومین روز از نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران مهندس سیدعزت‌الله ضرغامی وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، جواد واحدی معاون امور مجلس، حقوقی و استان‌ها، علی‌اصغر شالبافیان معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، علیرضا ایزدی مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی، عبدعلی ناصری مدیر عامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی و دیگر مسئولان کشوری و استانی از غرفه خوزستان بازدید کردند.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

بازدید استاندار از غرفه میراث‌فرهنگی خوزستان در هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران

بازدید استاندار از غرفه میراث‌فرهنگی خوزستان در هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران

استاندار خوزستان در نخستین روز از هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران از غرفه اداره‌کل میراث‌فرهنگی و گردشگری خوزستان بازدید کرد و از نزدیک در جریان اقدامات و بخش‌های متلف و متنوع میراث فرهنگی خوزستان قرار گرفت.

بازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستانبازدید استاندار خوزستان از غرفه خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

غرفه خوزستان در نخستین روز از هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران بخش اول

غرفه خوزستان در نخستین روز از هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران بخش اول

غرفه اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان در هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع‌ وابسته تهران آغاز به کار کرد.
نمایشگاه گردشگری و صنایع وابسته تهران در ۲۰ سالن و ۶۰ هزار مترمربع و با ۹۸۲ غرفه در ۳۰ هزار مترمربع غرفه‌سازی شده که تا ۲۶ بهمن‌ماه پذیرای مردم بازدیدگان و گردشگران است.

غرفه خوزستان در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران در سالن‌های هشت و نه برگزار شده است، از تاریخ ۲۳ تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ و از ساعت هشت تا ۱۵ برای بازدید عموم برپا شده است.

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

هورالعظیم آخرین بازمانده تالاب‌های بین‌النهرین

هورالعظیم آخرین بازمانده تالاب‌های بین‌النهرین

دوم فوریه (۱۳ بهمن ماه)، روز جهانی تالاب‌ها نامگذاری شده‌ است.تالاب هورالعظیم آخرین بازمانده تالاب‌های بین‌النهرین است که در جنوب غربی کشور در مرز ایران و عراق قرار دارد. یک سوم این تالاب با مساحت بیش از ۱۲۰ هزار هکتار در ایران و دوسوم آن در عراق است . چهار میدان نفتی آزادگان شمالی، آزادگان جنوبی، یاران شمالی و یاران جنوبی در این تالاب فعالیت دارند .
هورالعظیم یکی از مهمترین توقفگاه‌های پرندگان مهاجر از گونه های کمیاب و حائز اهمیتی همچون عقاب دریایی دم سفید،اردک مرمری، غول حواصیل، مارگردن، اکراس آفریقایی، اردک تاجدار، اردک مرمری، لک لک سیاه، اردک بلوطی، فلامینگو، پلیکان سفید و پلیکان خاکستری بوده است.
هورالعظیم یکی از قطب‌های پرورش گاومیش در خوزستان است. کاهش گرد و غبار، تعدیل دمای منطقه و جلوگیری از سیلاب از مهمترین ویژگی‌های این تالاب بوده و معیشت هزاران نفر از ساکنان بومی به آن وابسته است .

62902636_hamed-mousavi-3154_4cvi.jpg62902638_hamed-mousavi-2953_eyfo.jpg62902635_hamed-mousavi-2998_nvgh.jpg62902634_hamed-mousavi-3271_ri14.jpg62902633_hamed-mousavi-3411_jqse.jpg62902632_hamed-mousavi-0168_5fif.jpg62902631_hamed-mousavi-3511_6jrm.jpg62902629_hamed-mousavi-1119_pq0g.jpg62902628_hamed-mousavi-3431_pwid.jpg62902627_hamed-mousavi-3461_tz18.jpg62902626_hamed-mousavi-0155_egen.jpg62902625_hamed-mousavi-3167_j68w.jpg62902623_hamed-mousavi-4283_41ft.jpg62902621_hamed-mousavi-4257_n748.jpg62902620_hamed-mousavi-1188_3nwz.jpg62902619_hamed-mousavi-0086_xb9c.jpg62902617_hamed-mousavi-9600_axc.jpg62902616_hamed-mousavi-3325_g0n4.jpg62902611_hamed-mousavi-1533_qgzt.jpg62902615_hamed-mousavi-0173_wz6.jpg62902612_hamed-mousavi-0186_w7gn.jpg62902610_hamed-mousavi-4327_n4qd.jpg62902608_hamed-mousavi-0234_2md8.jpg62902596_hamed-mousavi-9309_p8cy.jpg62902607_hamed-mousavi-0015_v19k.jpg62902606_hamed-mousavi-1095_h2cw.jpg62902605_hamed-mousavi-0091_hrqn.jpg62902604_hamed-mousavi-9104_hy9e.jpg62902603_hamed-mousavi-0961_3cvo.jpg62902602_hamed-mousavi-0041_68b1.jpg62902601_hamed-mousavi-9527_ulcj.jpg62902597_hamed-mousavi-9435_fmhl.jpg

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

تالاب بین‌المللی شادگان

تالاب بین‌المللی شادگان

13 بهمن مصادف با 2 فوریه، روز جهانی تالاب ها نام گرفته است. درسال 1349 خورشیدی در چنین روزی در شهر رامسر، معاهده اي جهانی برای حفاظت از تالاب ها به تصویب رسید که به کنوانسیون رامسر مشهور است.

این پیمان تماما با تلاش و پیگیری هاي‌ اسکندر فیروز، ریس وقت سازمان محیط زیست ایران تهیه شد. به او لقب پدر تالاب ها را داده اند چرا که اگر او نبود شاید تمامی تالاب هاي‌ امروز ایران که به سختی نفس می‌کشند، به مرداب تبدیل گشته بودند.

تالاب ها از جمله مولد ترین محیط هاي‌ کره زمین است به صورتی که میتواند زیستگاه تعداد زیادی از پرندگان، جانوران، حیوانات و گیاهان مختلف بسیاری باشد. تالاب ها همچنین نقش بزرگی در اکوسیستم و حیاط بشری را دارا هستن بعنوان مثال برنج یکی از محصولات رایح تالابی، غذای بیش از نیمی از ساکنان زمین را فراهم می آورد.

از کنوانسیون رامسر میتوان بعنوان قدیمی‌ترین معاهده ي بین المللی با تاکید بر حفاظت از محیط زیست در جهان نام برد. طرف هاي‌ معاهده دراین کنوانسیون موظفند که تالاب هاي‌ حائز اهمیت خودرا تعیین و با مدیریت صحیح بکوشند تا تعداد پرندگان آبزی را در تالاب هاي‌ ذکر شده افزایش دهند و منطقه رابه اکوسیستمی مفید و تحت حمایت تبدیل کنند.

این در حالیست که ارزش اکولوژیک تالاب ها برای کشورها ۱۰ برابر جنگل ها و ۲۰۰ برابر زمین هاي‌ زراعی است

شعار امسال کنوانسیون برای روز جهانی تالاب‌ها "حیات مردم و تالاب‌ها در هم آمیخته است" تعیین شده است

تالاب بین‌المللی شادگان یکی از تالاب‌های بزرگ ایران است که در جنوب غربی کشور و در استان خوزستان واقع شده است .آب این تالاب بین‌المللی که از لحاظ رتبه‌های ثبت شده در یونسکو در گذشته در رتبه پنجم جهانی قرار داشت، از رودخانه‌های جراحی و کارون همچنین جزر و مد خلیج فارس تأمین می‌شود که ب‍ه رغ‍م فصلی بودن ب‍خ‍ش آب ش‍ی‍ری‍ن آن، آب ش‍ور ت‍‍الاب ب‍ه دل‍ی‍ل م‍ت‍ص‍ل ب‍ودن به خ‍وره‍‍ا و خ‍ل‍ی‍ج ف‍‍ارس، دائ‍م‍‍ی است.

تالاب شادگان محل مناسبی برای محققان در زمینه پرنده نگری نیز به حساب می‌آید به طوری که گردشگران و علاقمندان به گونه‌های مختلف پرنده برای انجام تحقیقات و عکاسی از این تالاب بازدید می‌کنند.
ماهیگیری در تالاب شادگان نیز از دیگر جاذبه‌های توریستی تالاب محسوب می‌شود. وجود اسکله تفریحی در روستای صراخیه در حاشیه تالاب شادگان باعث شده زیرساختهای گردشگری در اطراف تالاب شادگان توسعه یابند. گردشگران می‌توانند به جزیره کوچکی که داخل تالاب است بروند و از خوراکی‌های تالاب ازجمله انواع ماهی‌ها استفاده کنند.

پ.ن:
تالاب بین‌المللی شادگان با وسعت ۴۵۰ هزار هکتار و اکوسیستمی گسترده در جنوب شهر شادگان واقع شده است و طبق مصوبه کنوانسیونرامسر جزو ۲۴ تالاب بین‌المللی جهان محسوب می‌شود.
مردم روستاهای شادگان معیشت خود را از طریق صیادی و دامداری در کنار این تالاب می‌گذرانند. تالاب شادگان علاوه بر ظرفیت‌های اقتصادی، فرصتی برای گردشگری و علاقه مندان به طبیعت است.

https://s31.picofile.com/file/8472151526/170903022.jpg

عکس: فرید حمودی/فارس

در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در آستانه روز جهانی تالاب‌ها

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

پرورش گاومیش در «خوزستان»

پرورش گاومیش در «خوزستان»

خوزستان یکی از استان‌های اصلی پرورش دهنده‌ی گاومیش در کشور است که امروزه از فرآورده‌های این دام استفاده‌های فراوانی می‌شود

خوزستان یکی از استان های اصلی پرورش دهنده ی گاومیش است امروزه از فرآورده های گاومیش استفاده های فراوانی می شود که این فراورده ها علاوه بر تامین نیازهای تغذیه ای انسان در سلامت انسان نیز نقش بخصوصی را ایفا می کند.

از جمله فرآورده های گاومیش می توان به شیر ، گوشت، پوست و پنیر موزارلا و ماست و سایر فرآورده های آن اشاره نمود. علاوه بر تمام محسنات ذکر شده از فضولات این دام نیز می توان برای حاصلخیزی زمین های زراعی به ویژه برای پرورش قارچ استفاده کرد

در گردشگري از آنجايي كه سلايق و علايق گردشگران متفاوت است، شيوه‌هاي مختلفي هم براي جذب گردشگر وجود دارد. خوزستان ظرفيت‌هايي دارد كه مي‌شود به عنوان يك مكان رويداد آن را معرفي كرد و برنامه‌هايي در زمينه گردشگري مكان محور در آن اجرا كرد.

در تمام دنيا مكان‌هايي كه اتفاق ويژه‌اي در آنها اتفاق مي‌افتد يا افتاده است، در ايام ويژه‌اي مورد توجه قرار مي‌گيرند و برنامه‌ريزي در اين زمينه موجب رونق گردشگري در اين مكان‌ها مي‌شود.

در خوزستان هم اگر برنامه‌ريزي‌هايي صورت گيرد مي‌توان با فراهم كردن بسترهاي لازم براي جذب گردشگر قدم‌هايي در رونق گردشگري استان برداشت.

يكي از مواردي كه به عنوان يك جاذبه در استان وجود دارد، پرورش و نگهداري گاوميش است. تعداد گاوميش‌هاي ايران، محدود است.

اين تعداد محدود بيشتر در شهرهاي مختلف استان خوزستان از شوش تا آبادان و خرمشهر قرار دارند. براي بسياري از گردشگراني كه زندگي شهري را تجربه مي‌كنند، گاوميش‌ها و شيوه زندگي آنها مي‌تواند به عنوان يك جاذبه گردشگري تلقي شود.

گاوميش‌ها مانند باقي دام‌ها زندگي نمي‌كنند و همين شيوه خاص مي‌تواند براي بسياري از كساني كه به گردشگري در طبيعت علاقه‌مند هستند جذاب باشد. زيست گاوميش‌ها در حاشيه رودهاي خوزستان يكي از زيبايي‌هاي طبيعتي است كه خداوند خلق كرده است.

در محدوده رود كارون و شهرستان كارون؛ «كوت عبدالله» و «شيرن سهر» مي‌توان گله‌هايي با تعداد قابل توجهي از گاوميش‌ها مشاهده كرد كه با هم حركت يا در حاشيه رودخانه شنا مي‌كنند.

همين شنا كردن گاوميش‌ها و حركت گله‌هاي آنها در شهرها براي كساني كه علاقه‌مند به مسائل محيط زيستي و زندگي جانوري هستند، مي‌تواند يكي از دلايل و بهانه‌هاي سفر به خوزستان باشد

علاوه بر شيوه زيست و پرورش، محصولات لبني از جمله بستني گاوميش كه معروف‌ترين آن در شهر ملاثاني تهيه مي‌شود، مي‌تواند تجربه خوبي براي گردشگران باشد. و به طور كلي اين پديده مي‌تواند از ابعاد مختلف تبديل به جاذبه شود.

شناي گاوميش‌ها در رودخانه و لجن‌هاي اطراف (براي خنك شدن) آن در سرچشمه رودخانه شائور در شمال شوش يكي از جذابيت‌هاي طبيعي منطقه است. محلي‌ها معتقدند اگر گاوميش‌ها شناي خوبي داشته باشند و تن‌شان خوب خنك شود، كيفيت شيرشان هم بهتر خواهد بود.

گاوميش در زندگي مردم محلي اين منطقه تاثير بسياري دارد و به نوعي با زندگي مردم در آميخته است و همين امر باعث شده تا اين حيوان از اهميت ويژه‌اي بين مردم محلي برخوردار باشد. چرا كه اين حيوان هم از نظر اقتصادي خانواده‌ها را تامين مي‌كند و هم در فرهنگ و زندگي آنها نقش دارد. نقش گاوميش‌ها در زندگي مردم اين منطقه و همچنين شيوه زندگي گله‌هاي گاوميش در منطقه و شنا كردن آنها در حاشيه رودهاي منطقه، نه به عنوان نقطه هدف گردشگري، بلكه به عنوان تكميل‌كننده برنامه گردشگري در استان مي‌تواند بخشي از زمان گردشگران را به خود اختصاص دهد.

.عکس: فرید محمودی/فارس

پرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستانپرورش گاومیش در استان خوزستان

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

برداشت نرگس از مزرعه «دا فاضل»

برداشت نرگس از مزرعه «دا فاضل»

شهر بهبهان در استان خوزستان، یکی از معروف‌ترین خاستگاه‌های گل نرگس در ایران به شمار می‌رود. فصل برداشت گل نرگس بهبهان از اواسط دی‌ماه آغاز می‌شود که این اثر ملی در فهرست آثار طبیعی استان خوزستان به ثبت رسیده است.

یكی از قدیمی‌ترین نرگس‌زارهای طبیعی ایران و منطقه زاگرس در استان خوزستان و شهرستان بهبهان است كه قدمت آن به قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد. انبوه گل نرگس در بهبهان به قدری زیاد بوده که رنگ یکپارچه و طلایی گل نرگس از دور نمایان بوده و بوی عطرآگین آنها به مشام هر رهگذری می رسد

شهر بهبهان در استان خوزستان، یکی از معروف‌ترین خاستگاه‌های گل نرگس در ایران به شمار می‌رود. این گل زیبا دارای ارزش دارویی و صنعتی نیز هست. برداشت این محصول معمولا از اواسط دی‌ماه آغاز و تا اواخر بهمن‌ماه ادامه دارد.

نرگس‌زار بهبهان هم‌اکنون نیز از جمله مناطق مهم و باسابقه رویش و پرورش گل نرگس بوده و از نرگس‌زارهای طبیعی و معروف ایران محسوب می‌شود.بهبهان پر از نرگس‌هایی است که در گرمای ملایم پاییز و زمستان این منطقه آماده برداشت می‌شوند.

در نرگس زارهای بهبهان چهار نوع گل نرگس شناسایی شده که نرگس «شهلا» وسعت بیشتری را در این مناطق به خود اختصاص داده است.

گردشگران تور طبیعت گردی، به هنگام قدم زدن در میان این دشت پُر گل، می‌توانند از عطر خوش گل‌ها سرمست شوند و لحظاتی فراموش‌نشدنی را در کنار همراهان خود به خوشی سپری کنند. جدا از لذت بردن از عطرِخوش گل نرگس بهبهان، می‌توانید به گرفتن عکس‌های زیبا از مناظر این دشت مشغول شوید که به وقت صبح و تابیدن نور آفتاب به نرگس زارها، جلوه خاصی به گل‌ها می‌دهد.

مردم ولایتمدار بهبهان در یک سنت همه ساله گل نرگس از نرگس زار‌های این شهرستان را تقدیم حرم نورانی و مطهر حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع) اهدا می‌کنند.
مراسم آئین اهدای هشت هزار گل نرگس بهبهان به حرم امام‌رضا (ع) به‌عنوان یک میراث ناملموس (معنوی) از سوی وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به صورت رسمی ثبت‌ملی شده است

در کتاب مطلع‌الشمس آمده است زمانی که امام رضا (ع) به بهبهان وارد شدند مردم از ایشان درخواست دعا نمودند، ایشان فرمودند: پس از من در شهر شما گل می‌روید که سال‌های برای شما باقی خواهد ماند. مردم بهبهان رویش گل نرگس در شهرستان را اثر همان دعا می‌دانند.

«دا فاضل (مادر فاضل)» همانند کشاورزان دیگر به همراه پسر (فاضل) و کارگران خود اقدام به برداشت گل نرگس می‌کند. «دا فاضل» می‌گوید که این نرگس زار مهریه خود از همسر مرحومش بوده که با وجود کسالت همچنان پا به پای دیگران بر سر زمین کار می‌کند.

آیین اهدای هشت‌هزار شاخه گل نرگس بهبهان به حرم مطهر رضوی در سال ۱۳۹۸ به پیشنهاد اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان در گستره‌ استان‌های خوزستان و خراسان رضوی و با شماره ۲۰۱۳ در فهرست آثارملی ناملموس کشور ثبت شده است

سید خلیل موسوی/مهر

تصویر نویسنده ابوالفضل مهدی پور

تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوب

تلمبه خانه دارخُوین؛ گنجینه نفت جنوب

افزون بر چهل سال به حال خود رها شده بود! همچون تمام شهرها، کارخانه ها و کارگاه های متروک قرن بیستم که نبض آنها به تولید و تقاضا بسته بود و همین که باد بی نیازی می وزید، پیستون ها، چرخ ها و پره ها از کار می افتاد و واپسین سوت "فیدوس" تعطیلی ابدی آن ها را جار می زد.

کارگرهای یقه چرکین با خشمی فروخورده به کلبه هاشان می خزیدند تا بار و بنه بربندند به مقصدی دیگر و جست و جوی کار! و بومی ها می ماندند به علاقه آب و خاک، آبی که بوی زنگ می داد و خاک... خاک آغشته به نفت و روغن موتور، خاک دامنگیر..!

برای این تلمبه خانه هم، احتمالا چنین اتفاقی افتاده است؛ مسیر خط لوله که عوض شد و نفت بی مدد تلمبه خانه های پی در پی، یکسره تا آبادان رفت، آفتاب رونق دارخوین نیز رو به افول نهاد؛ مثل یک کاروانسرای قدیمی مجاور بزرگراه بیکار ماند و صاحب منصبان به کاری دیگر گمارده شدند و کارگرها نیز پی لقمه نانی راه افتادند در اقصای سرزمین نفت، و لابد چند ناطور ماندند به تماشای روز و شب بویلرهای سرد و ساختمان های رفیع آجری- که سکوت خوفناک "شات دان" (Shut down) کلافه شان می کرد.

ماجرا هر چه بوده، از جزییات آن اطلاع چنداني نداریم، اما می توان استنباط کرد که هم آن رونق برق آسا و خارق العاده اولیه و هم این نکبت و رهاشدگی یکباره ثانویه، برای دارخوین و ساکنانش، نباید خیلی قابل فهم و انتظار بوده باشد.

متروکه شدن دارخوین اما، دست کم این فایده را داشته که انسان سنتی این دیار را همانجا - در آستانه مدرنیت، با عوارض جهان صنعتی و توسعه نامتوازن آشنا سازد و متوجه کند به اینکه این فقط غول صنعت است که می تواند به مدد چراغ جادو، دهی گم شده در لابه لای نخل ها و بوته های "گاگله" را به شهرکی مدرن و مرفه بدل کند که دودکش های رفیع کارخانه اش کیلومترها آنسوتر از مرز، چشم رهگذران را به خود خیره سازد، و باز همین صنعت است که می تواند بی اندک پروايي، زمان را به عقب بازگردانده و آن شهرک رویایی و خانه باغ های شبه اروپایی را به روستایی متروک و رها شده به دست بادهای فراموشی، بدل سازد.

باری مردمان این دیار پیش از آن که مسجدسلیمان، به درد بی نفتی دچار شود، از تجربه دارخوین آموختند که روح زندگی در این کاروان سرای عصر مدرن، و علت العلل حیات و تکوین آن، عبور مارپیچ خط لوله ای پولادین بوده است که کالای کبود دامنه های جنوبی زاگرس را به ساحل اروند می برد.

نفت، آری نفت، در این دهکده حاشیه شرقی کارون فشارافزایی می شد و می رفت تا در حلقوم نهنگی پهلوگرفته در دهانه دریای پارس بریزد و یا در کام آتشین برج های بلند کارگاه کیمیاگری پالایشگاه بزرگ خالی شود.

نفت از کجا و به کجا ؟

فوران چاه نمره یک نویدبخش وجود ذخایر بی بدیل نفت خام بود که بی نیاز به دستگاه های مکنده، به همراهی فشار گاز به فراز آمده و قادر بود بدون استفاده از تلمبه، مسافتی نسبتا طولانی را نیز بپیماید تا به محل تفکیک یا انباشت برسد.

براساس برنامه شرکت نفت انگلیس و ایران (Anglo Persian Oil Company)، نفت خام حاصل از چاه های مسجدسلیمان بایستی درون لوله ای هدایت شده و به مقصدی معلوم راهی دریا می شد، اما قسمت این بود که در سر راه خود چراغ چند روستای از یاد رفته را نیز بیفروزد. یکی از آنها دارخوین نام داشت که در نخستین نقشه های تهیه شده توسط تیم رینولدز با علامت BUSTER مشخص شده بود.

کشیدن خط لوله، دومین طرح بزرگ شرکت نفت انگلیس و ایران بود که در آن زمان از حیث رساندن نفت به ناوگان نیروی دریایی انگلیس اهمیتی حیاتی داشت و موفقیت آن نیازمند فراهم شدن تمهیدات و مقدماتی خاص بود؛ حدود 50 سال پیش از آن به ابتکار سرهنگ دریک، نفت خام پنسیلوانیا درون لوله های چدنی هدایت شده و هشت کیلومتر آن سو تر از "تیتوسویل" (نام محلي كه دريك نفت را استخراج كرد) به مشتریان تحویل شده بود؛ بعدها ساخت یک خط لوله بزرگ نفت به طول 150 کیلومتر، عملا شرکت استاندارد اویل را از سندیکای ارابه دار ها و گاریچی ها بی نیاز ساخته بود. (دانیل یرگین، نفت پول و قدرت: 113 )

اکنون شرکت نفت انگلیس و ایران (میراث دار نیم قرن تجربه غول های بزرگ نفتی) تصویری کامل از برنامه آینده در ذهن و طرحی مدون در دست اجرا داشت؛ به علاوه اين کمپانی از وجود ذخایر عظیم نفت در مسجدسلیمان و منطقه ای که بعدها به "فرو افتادگی دزفول" موسوم شد، اطمینان یافته و باید دست به کار احداث پالایشگاهی بزرگ در ساحل خلیج فارس می شد. آبادان اولین و آخرین گزینه احداث پالایشگاه بود.

آبادان جزیره ای محاط در انبوه آب های شیرین، به لحاظ موقعیت ویژه بندری و امکان ایجاد اسکله های بارگیری؛ بهترین گزینه برای ایجاد یک پالایشگاه در مقیاس جهانی بود؛ بنابراین کار مذاکره میان کمپانی نفت و شیخ خرمشهر برای خرید زمین پروژه آغاز شد، اما شرکت با اطمینان از به سرانجام رسیدن مذاکرات، به صورت توأمان مقدمات کشیدن خط لوله نفت را نیز فراهم می ساخت.

کشیدن خط لوله ای به طول 130 مایل که از منطقه "تمبی" در مسجدسلیمان شروع و به آبادان منتهی شود و در سر راه خود از شکاف کوه ها و عمق دره ها عبور نماید، آن هم با اتکای به نیروی بازوی کارگران بومی، و ماشین آلاتی ابتدایی، كاري به شدت دشوار و طاقت فرسا بود.

کار کشیدن نخستین خط لوله نفت ایران، از طرف شرکت به چارلز ریچي (Charles Ritchie) واگذار شد. ریچی برای انجام این مهم گروهي 50 نفره از كارگران محلي را به استخدام درآورد تا نیروی کار احداث خط لوله شكل بگيرد. علاوه بر کارگران، تعداد 6000 قاطر نیز در این عملیات سنگین مورد نیاز بود که از شهرهای مختلف نواحی مرکزی ایران و بعضا خارج از کشور خریداری و یا اجاره شدند.

کشیدن خط لوله ای به طول 130 مایل که از منطقه "تمبی" در مسجدسلیمان شروع و به آبادان منتهی شود و در سر راه خود از شکاف کوه ها و عمق دره ها عبور نماید، آن هم با اتکای به نیروی بازوی کارگران بومی، و ماشین آلاتی ابتدایی، كاري به شدت دشوار و طاقت فرسا بود.

یک شرکت امریکایی در اوایل سال 1909م (1287 ش) ساخت یکصد و سی مايل لوله چدنی با قطر هشت و شش اينچ را به سفارش شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز کرد و چندی بعد اين لوله ها به وسیله یک کشتی باربری به آبادان منتقل شد.

برنامه اي كه ريچي تدارك ديده بود استفاده حداکثری از جغرافياي محلي براي تسهيل در انتقال نفت بود. خط لوله تا حد امکان به موازات رودخانه کارون کشیده شد تا دسترسی به دوبه (نوعي شناور) حامل لوله ها آسان تر باشد. از طرفی مخازني كه براي ذخيره نفت در مسجدسليمان ساخته شده بود، حدود هشتصد پا از سطح دريا ارتفاع داشتند؛ براساس محاسبات ريچي نفتی که از اين مخازن درون لوله رها می شد تا دو مايل به سمت جنوب جریان داشته، آنگاه دچار افت فشار می شد. او نخستین تلمبه خانه تقويت فشار خود را همان جا احداث كرد.

در اواسط سال 1911م (1289 ش) ریچي آزمایش های اولی را روی خط لوله به پایان رساند و اعلام کرد که خط لوله آماده بهره برداری است. این خط لوله قادر بود سالیانه 400 هزار تن نفت خام را از مسجد سلیمان به آبادان حمل کند. تنها تلمبه خانه مورد نیاز، در منطقه اي موسوم به "تمبي" در جنوب مسجدسليمان احداث شد و پمپ هاي پيستوني رفت و برگشتي كه با نيروي بخار به حركت در مي آمدند، پمپاژ نفت را عهده دار شدند.

نفت خام درون لوله پس از پمپاژ از ارتفاع يك هزار و چهارصدپايي موسوم به "پاگچ امام رضا" كه آن سوي رودخانه تمبي واقع است، به راحتي بالا رفته و با سرازیر شدن در دشتی موسوم به "له بري" سرعتي مضاعف می یافت به نحوی که ارتفاعات بعدي مسير، مشهور به "تل خياط" را نيز درنوردیده و تا آبادان از حرکت باز نمی ایستاد.

احداث خطوط لوله جدید و ضرورت ایستگاه های تقویت فشار بین راهی

عملیات ساختمانی پالایشگاه آبادان از سال 1909 آغاز و فاز اول آن در سال 1912 تکمیل و راه اندازی شد؛ توسعه قریب الوقوع پالایشگاه آبادان از یک سو و افزایش تولید نفت، بواسطه برنامه های توسعه ای در مسجدسلیمان و نواحی جدیدتر هفتکل و نفت سفید، از سوی دیگر موجب شد تا شرکت به افزایش تعداد خطوط لوله انتقال نفت بیندیشد.

از طرفی تقویت بخش تجاری شرکت نفت انگلیس و ایران بواسطه خرید سهام و الحاق شرکت بریتیش پترولیوم که در زمینه بازاریابی و فروش نفت شهرتی به هم رسانده بود، زمینه صادرات بیشتر نفت ایران را فراهم می ساخت. مجموعه این عوامل موجب شد تا شرکت درسال 1914م (1292ش) خط لوله جديدي به قطر ده اينچ و اين بار از جنس فولاد سفارش بدهد.

اما جنگ جهاني اول احداث اين خط لوله را تا سال 1915ميلادي، يعني يك سال بعد به تعويق انداخت. در این مدت ورود فناوري جوش کار لوله کشی نفت را دچار تحولی اساسی نمود. با ورود لوله های فولادی دو سرجوش، خط لوله قديمي که در برخی نقاط دچار پوسيدگی شده بود، کنار گذارده شد و لوله ای جدید با آلياژ محكم و قابلیت فشارافزایی دوچندان جایگزین خط لوله اولیه شد.

پیداست که برای ارسال حجم بیشتری از نفت، وجود یک تلمبه خانه در تمبی کفایت نمی کرد؛ زیرا نفت خام تلمبه شده درون لوله، پس از عبور از بلندی های مسجد سلیمان و سرازیر شدن به دشت ها از نفس افتاده و به فشار افزایی مجدد نیاز داشت؛ بعلاوه در فصل زمستان، سرمای هوا نفت درون لوله را منقبض می کرد و از سَیَلان باز می داشت و در تابستان نیز گازگرفتگی و قطع جریان سیال به سبب گس لاک (Gas Lock) پیش می آمد که خط لوله قبلی نیز گرفتار آن بود؛ بنابراین نیاز به ایستگاه های سبکسازی و تقویت فشار نفت امری اجتناب ناپذیر بود که جریان نفت را ایستگاه به ایستگاه تسهیل کند.

به اين ترتيب خطوط لوله بیشتری احداث گردید و ظرفیت و تعداد تلمبه خانه ها، متناسب با اين خط لوله ها، افزایش یافت. بتدریج سه تلمبه خانه دیگر یکی در "ملاثانی" بین راه اهواز و مسجدسلیمان، یکی در "کوت عبداله" در نزدیکی اهواز و دیگری در "دارخوین" بین اهواز و آبادان احداث گردید و جمعا سه خط لوله اصلی با سایز های 10 و 12 اینچ وظیفه انتقال نفت خام و فرآورده هاي نفتي را از میادین نفتی جنوب عهده دار شدند. این تعداد تلمبه خانه اضافه بر ایستگاه تمبی معروف به OPLA (. O.P.L.A: Oil Pipe Line Acceleration) و ایستگاه آب گنجی بود.

دارخوین در دهه ی نخست کشف نفت

لا مطلوب و لا متدین اشودانی بالدوراخوین؟

نه بدهکارم و نه دینی به گردن دارم پس چرا به دورخوین (دارخوین) افکنده شده ام؟

دارخوین در آغازین سال کشف نفت، دهی بود از قماش دهات حاشیه شرقی کارون، در فاصله شش هفت فرسخی جزیره عبادان که جویبار زندگی در آن به کندی جاری بود. آن گونه که از این بیت و ادبیات فولکلور منطقه استنباط می شود، نام دارخوین ابتدا "دور خوین" بوده است؛ واژه دور در عربی به معنی چند اتاقک کوچک و به نوعی مصغر "دار" است که گویای وضعیت کلی این آبادی قبل از ظهور نفت است.

اوایل قرن هیدروکربور، هنگامی که غرش لوکوموتیو نفت در ایران، خواب آرام و رازآلود سنت را به بیداری پر اضطراب مدرنیته بدل کرد و نفت راه خود را از کوره راه های گچی مسجدسلیمان به سوی دهانه خلیج فارس در مصب اروند باز نمود، این روستای عرب نشین حاشیه رود بزرگ نیز سرنوشتی دگرگونه یافت.

طی دو سال تجهیزات و دیگ های بخار، بویلرها و تلمبه های عظیم الجثه ساخت منچستر با دوبه ها و کشتی های رودخانه پیما به این ده کوچک ساحلی منتقل و سر جای خود قرار گرفت. آن گاه کارگران و معماران هندی و ایرانی گرداگرد پمپ ها و توربین های بزرگ بخار، با استفاده از آجرهای لندنی منقش به مارک دوگال (DOUGAL) چند عمارت بلند برآورده و دفاتر و کارگاه ها را نیز در آنها مستقر ساختند.

دو ردیف پیش گرمکن نفت در مسیر پمپ ها قرار دادند تا با سبکسازی نفت در سرمای زمستان، بر شتاب سیال بیفزاید. بررسی تاریخ درج شده روی پمپ ها و تجهیزات نصب شده در دارخوین نشان می دهد که تکمیل تلمبه خانه و عملیاتی نمودن آن متناسب با افزایش ظرفیت پالایشگاه، بتدریج در محدوده زمانی 1915 تا 1930 انجام شده است. یک نقش برجسته سیمانی برپیشانی یکی از تلمبه خانه ها سال 1930 را نشان می دهد که اگر این عدد، تاریخ تکمیل ساختمان تلمبه خانه باشد، اجرای طرح های توسعه دارخوین همانگونه که پیش تر ذکر شد، افزون بر 10 سال به طول انجامیده است.

نیروی محرک تلمبه های نصب شده در دارخوین از طریق توربین های انبساطی بخار تأمین می شد که بر خلاف توربین های درونسوز نسل جدید، نیروی مورد نیاز برای چرخاندن پره ها، از طریق تولید بخار متراکم تامین می شد؛ نیروی فوق العاده ای که قادر بود محور متصل به پمپ های ساخت کمپانی (MATHER & PLATT) را به حرکت وا داشته و حجم قابل توجهی از نفت خام را درون لوله براند.

آب مورد نیاز برای سیستم های تولید بخار، برج هاي خنك كننده (کولینگ تاورز) و سایر مصارف عمومی از طریق یک اسکله کوچک و پمپ های دیزلی نصب شده در ساحل رودخانه تأمین می شد.

ایجاد امکانات رفاهی نیز سیری تدريجي داشت و یکباره صورت نگرفت بلکه به تناسب توسعه تلمبه خانه و افزایش نیروهای شاغل، یک مجموعه مسکونی شامل 4 "لین" کارگری سه و چهار اتاقه و یک لین کارمندی با 20 واحد مسکونی از تایپ يا نوع W5 دایر شد که بعدها با افول نفت به سازمان آب و برق واگذارگردید.

دارخوین دارای باشگاه های کارمندی و کارگری، یک مدرسه 6 کلاسه به نام بهزاد، یک واحد بهداری و یک پاسگاه انتظامی بود که ساختار منظم شهری آن را شکل می داد. خانه ها در فاصله 40-50 متری رودخانه بنا شده و یک خانه باغ مجلل نیز ساخته شد که به "بنگله" یا باغ رییس معروف شد که در اوایل دهه 1350 محل اقامت و استقرار رجال سیاسی و مقامات ارشد بود.

سینمای دارخوین هفته ای دوبار فیلم نمایش می داد و مثل سایر سینماهای نفت دارای دو سالن زمستانه و تابستانه بود که پشت به پشت هم قرار داشتند.

با ایجاد امکانات زندگی و استقرار کارگران و کارمندان، حرکت و تکاپوی زندگی نیز در آن سرعت گرفت و خیلی زود این ده متکی به ماهی و کشت دیم، به شهرکی صنعتی بدل شد که غرش موتورها و تلمبه ها و منظره دودکش های بلند آن همه نگاه ها را به خود معطوف می ساخت.

خیابان ها و کوچه باغ های محدود اما منظم، سرویس های رفت و برگشت به کوت عبداله و اهواز، ساختمان های بلند آجری تلمبه خانه که آمیزه ای بود از سبک معماری قرن نوزده انگلستان و اواخر قاجار و اوایل پهلوی ایران، چه بسا خارجی ها را به یاد کارخانه های بزرگ شهر منچستر می انداخت.

دارخوین آخرین تلمبه خانه سر راه خط لوله نفت آبادان بود؛ قبل از آن کوت عبداله قرار داشت و قبل تر از آن نیز ایستگاه ملاثانی، اينها به تقویت فشار نقطه به نقطه نفت سامان می دادند.

کوت عبداله به سبب وجود یک تلمبه خانه مشابه و هم به علت نزدیکی به اهواز، یکی از مراکز مهم استقرار و پشتیبانی شرکت نفت بود و نقش مرکزیت تلمبه خانه ها را داشت؛ یک فرودگاه کوچک، یک کارخانه تولید آجر و از همه مهم تر ایستگاه تولید نیروی برق (پاور استيشن) که مناطق شرکتی کارون، نیوسایت و خرمکوشک را روشنی می بخشید، در آن مستقر بود.

باري فرایند پمپاژ نفت از تلمبه خانه دارخوین ادامه داشت تا اینکه در اوایل دهه ی 1350 تولید نفت از میدان اهواز به شکلی خیره کننده افزایش یافت و کشیدن خط لوله جدید اهواز- آبادان، کل نیاز پالایشگاه را به نفت خام مرتفع ساخت و نفت مسجدسلیمان از طریق خط صادراتی به خارگ ارسال شد؛ از این تاریخ تلمبه خانه های چهارگانه اهمیت خود را از دست دادند، ایستگاه ملاثانی به دانشگاه جندی شاپور واگذار و دانشکده کشاورزی در آن استقرار یافت. کوت عبداله نیز وضعیتی تقریبا مشابه پیدا کرد و در سال های دهه 1350 ابتدا به آموزشگاه گارد نفت اختصاص یافت و در اوایل دهه 1360 و قرار گرفتن آبادان در خط مقدم جنگ، به محلی امن برای استقرار دانشکده نفت بدل شد.

دارخوین اکنون

دارخوین به شکل امروزی شهری است تابع بخش مرکزی شادگان که با ادغام سه روستای بزرگ آل بوبالد، دارخوین و یوخان (علی بن الحسین) هویتی تازه یافته است؛ این شهر که از شمال به اهواز و روستای دابوهیه و از جنوب به آبادان و روستای سلمانه و از مشرق به شادگان روستای سراخیه و از مغرب به طرف رودخانه کارون محدود می شود، تا نقطه صفر مرزی کم و بیش 25 کیلومتر فاصله دارد.

قرارداشتن در مسیر اصلی ارتباط شمال به جنوب کشور، وجود چاه‌های متعدد نفت، بقایای نیروگاه اتمی، قدیمی‌ترین تلمبه‌ خانه‌ نفت خاورمیانه، رودخانه کارون، نخلستان‌ها و فاصله ی کمتر از ۲۵ کیلومتری تا مرز ایران و عراق، از جمله ویژگی‌هاي دارخوين است.

دارخوین در زمان حصر آبادان، به خط مقدم جبهه بدل گشته بود و بعد از شکست حصر آبادان نیز مقر تدارکات عملیات بود. این منطقه در دوران جنگ با مقاومت شگفت انگیز خود در برابر دشمن، شاهد صحنه های حماسه و ایثار کم نظیری بوده است.

تلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت. آثار توپ و ترکش از یک سو و برخی دیوار نوشته ها و یادگارهای به جا مانده دوران دفاع مقدس در جای جای ساختمان های کهن سال تلمبه خانه، لحظه های دلتنگی و دلهره آور جنگ را به انسان منتقل می کنند.

پس از جنگ با توجه به جاذبه های فیزیکی و ظاهری سایت، ساختمان ها و دودکش های مرتفع، بارها از این محوطه به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها شاید سکانس های پایانی سریال به یادماندنی "در چشم باد" باشد.

بدون شک مرمت، احیا و بازسازی تلمبه خانه تاريخي و محوطه های شرکتی آن به عنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی صنعت نفت ایران، در رونق دوباره این صنعت و اين شهر نفتی تأثیری چشمگیر برجای خواهد نهاد.

غلام محمد محترم کارشناس پیشکسوت روابط عمومی مناطق نفتخیزجنوب که خود فرزند یکی از کارکنان شاغل و ساکن در دارخوین بوده است، در اوایل دهه 1370 با مشاهده نامه ای که مضمون آن مزایده فروش بقایای تلمبه خانه دارخوین بود، دست به کار شده و با تنظیم گزارشی از وضعیت کلی و ارزش تاریخی این تلمبه خانه تاریخی و تقدیم به مدیرعامل وقت مناطق نفتخیزجنوب، مانع از حراج تجهیزات و تخریب ساختمان های دارخوین شد.

یک دهه بعد انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان درصدد ثبت سایت تاریخی دارخوین برآمد و سرانجام در سال ۱۳۸۶ تلمبه‌خانه و دو سینمای زمستانه و تابستانه این شهر را شناسایی و پرونده ثبت ملی آنها را تنظیم کرد.

توسعه میدان نفتی دارخوین در اواخر دهه ی 1380 و تشکیل شرکت نفت و گاز اروندان، نوید بخش فصل تازه ای در این خطه از سرزمین نفت بود. استقرار این شرکت در خرمشهر و راهبری میادین جدید اروندان، آزادگان و جفیر موجب شد پروژه های عمرانی چندی در این محدوده جغرافیایی به مورد اجرا گذارده شود. احداث یک پل بزرگ و کشیدن راه های دسترسی، پیوند میان روستاهای آن سوی کارون را با دارخوین تسهیل نموده و اتصال آنها به بزرگراه اهواز آبادان را امکانپذیر ساخت.

اجرای طرح های عمرانی و زیر ساخت های شهری، احداث مرکز درمانی پیشرفته، توسعه فضاهای آموزشی و توجه به احیای بافت شهری از جمله اقداماتی است که به کمک مسولان شهری و شرکت نفت در حال انجام است.

با این وجود دارخوین در حال حاضر به رغم پیشینه خاص صنعتی و قابلیت ‌های خاص اقلیمی و گردشگری، با مشکلات، محرومیت‌ها و آسیب هایی جدی دست به گریبان است که معمولاً شهرهای مرزی درگیر آن هستند.

بدون شک مرمت، احیا و بازسازی تلمبه خانه تاريخي و محوطه های شرکتی آن به عنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی صنعت نفت ایران، در رونق دوباره این صنعت و شهر نفتی تأثیری چشمگیر برجای خواهد نهاد؛ امری که با توجه و اهتمام مدیران وزارت نفت و مسئولان استان خوزستان به این سایت تاریخی می تواند زمینه تبدیل آن به یکی از موزه های صنعت نفت را فراهم نموده و زمینه دسترسی خیل گردشگران صنعتی و علاقه مندان به مواریث فرهنگی را فراهم نماید.

ارزش و اعتبار این سایت تاریخی به حدی است که مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت بارها از آن بازدید کرده و شخص وزیر نفت و مدیران و کارشناسان مناطق نفتخیزجنوب به مرمت و حفظ این محوطه تاریخی تمایل دارند.

یقینا تشکیل هیأت یا کمپینی متشکل از علاقه مندان به حفظ و بقای میراث صنعت در دارخوین، یا نهادی غیر دولتی که در تعامل با وزارت نفت زمینه های تسریع در آغاز این پروژه ترمیمی و بازسازی را فراهم نماید، نیز بسیار ثمر بخش خواهد بود.

و کوتاه سخن این که:

اکنون که پس از نیم قرن و یا بیشتر، اداره کل روابط عمومی وزارت نفت، فرصتی فراهم نموده تا بخشی از جفای فراموشی اقلیم های نفتی جبران و از بازمانده اسناد هویت و تاریخ و فرهنگ سازمانی این صنعت دیرپا، صیانت شود، بر یک یک نخبگان و علاقه مندان به این حوزه، فرض است که با تصمیم بخردانه و طرح هوشمندانه اداره کل روابط عمومی، همراهی نموده و بر رونق کار موزه ها و سرعت ساماندهی به محوطه های تاریخی بیفزایند.

قبل از همه کارکنان صنعت نفت باید با پیشگامی خود، حق مطلب را ادا نموده و با در اختیار گذاردن اطلاعات، دانسته ها و محفوظ ذهنی خود در ارتباط با کل صنعت، بویژه شهر و تلمبه خانه دارخوین به ثبت و ضبط و ماندگاری میراث معنوی صنعت نفت کشور اهتمام ورزند.

باشد که گنجینه های ارزشمند نفت، زین پس، از گزند باد و باران و دستبرد حوادث و شداید محفوظ بماند؛ آثاری کم نظیر که بخشی از تاریخ و هویت این مرز و بوم و نمایاننده سیر تحول و تکوین صنعت نفت جهان اند. به ياري اين آثار مشتاقان و علاقه مندان به پژوهش و کنکاش در زمینه های مختلف تاریخ، جامعه شناسی، صنعت و تجارت، سینما و.. با سفري به یکصد سال پیش، فرصت های تازه اي برای پژوهش و تحقیق را فراروی خود گشوده خواهند يافت و چه ارزشی والاتر از این؟

علمدار متولی

با سپاس از آقایان:

علی یعقوبی نژاد؛ مورخ و مولف کتاب "رییس نفت"

کریم میاحی پیشکسوت نفت و کارمند سابق مناطق نفتخیز جنوب

نصرت اله سلیمانی پیشکسوت نفت و از مدیران سابق شرکت توربین جنوب -مناطق نفتخیزجنوب

غلام محمد محترم کارشناس پیشکسوت روابط عمومی، پرویز آریان فر کارشناس مهندسی و ساختمان مناطق نفتخیز جنوب و کارشناسان بخش موزه ها و اسناد وزارت نفت

عکس: مهدی پدرام خو/تسنیم

این سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوبتلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوباین سایت تاریخی سرانجام در سال ۱۳۸۶ ثبت ملی شد.شهر دارخوین تابع بخش مرکزی شادگان است از شمال به اهواز و از جنوب به آبادان ارتباط دارد.تلمبه خانه دارخوین در دوران جنگ به عنوان قرارگاه و پادگان مورد استفاده قرار گرفت و پس از جنگ به عنوان لوکیشن فیلم های مرتبط با دفاع مقدس استفاده شد که مهمترین آنها سکانس های پایانی سریال تلمبه خانه دارخُوین/ گنجینه نفت جنوب

معرفی رسانه

ابوالفضل مهدی پور
تورلیدر محلی خوزستان
کارشناسی تاریخ
اراِِئه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان
رزرو اقامت و اسکان در هتل-ویلا-خانه مسافر-اقامت های بوم گردی
مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی

منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

شماره های هماهنگی:
تلگرام و واتس  آپ
09302318746
..........
09166062113
ایمیل:
abolfazlmehdipoor@yahoo.com
پیوندهاوشبکه های اجتماعی
........................  height=  height=  height=  height=  height=  height=

آمارگیر وبلاگ